هراس از قیام در ولایت بحرانزده ارتجاع
تنش در جلسه رئیسجمهور خامنهای در شهر کرد
پزشکیان:
چرا مردم ما را قبول ندارند؟ حالا هرچی میخواهی بگو
رأی بگیر ببین مردم راست و چپ را چند درصد قبول دارند؟
حالا ما ممکن است با هم بنشینیم بگوییم ما مردم هستیم
ما مردم نیستیم بروید از مردم بپرسید ببینید کی را قبول دارند؟
چی را قبول دارند؟
تلویزیون رژیم:
پزشکیان در نشست فعالان سیاسی و اجتماعی در شهرکرد: جهاد کشاورزی یکی دیگر را انتخاب کرده بودیم
نفر: نتیجه چی شد؟
پزشکیان: صبر کن بابا بگذار بگویم دیگر چرا دعوا میکنی اگر نمیخواهید حرف بزنم بیایم پایین
پزشکیان: به ما گفت فلانی خوب است آن را باید بگذارید ما بر اساس نظر کمیسیون کشاورزی مجلس که به تصور ما کارشناسان آنجا هستند به تصور ما آنها منتخبان مردم بودند به ما گفتند شما آقا این را بگذار آن آدمی که ما انتخاب کردیم را ما کنار گذاشتیم این فردی را که شما میگویید دوست من است من انتخاب نکردم من اصلاً کسی را انتخاب نکردم من همین آدمی را که الآن گذاشتم سر کار (کف زدن حضار) یک لحظه گوش بدهید نمیخواهد کف بزنید ببینید بگذار بگویم ما چهجوری انتخاب کردیم ما همین آدمی را که انتخاب کردیم برای بانک مرکزی بقیه را هم همینجوری انتخاب کردیم ما
پزشکیان: ببینید من نمیخواهم که همه حرفهای من را قبول کنید من حرفم را میزنم شما هم تحلیل خودتان را بکنید
یک نفر: ترا به قرآن
پزشکیان: گوش بده آقای دامدار عزیز شما به ما بگویید ما دلار را به اول زنجیره بدهیم یا به آخر زنجیره بدهیم؟
پزشکیان: ما الآن تصمیم گرفتیم دلار را به آخر زنجیره بدهیم و امروز احتمالاً اعلام بکنند یا فردا اعلام بکنند ما دیگر پول ۲۸تومانی به این نهاده یا به آن یکی نمیدهیم با ارز آزاد بیاورد آن ارز را به انتها به مصرفکننده نهایی میخواهیم بدهیم و هر ایرانی آن پولی که الآن ارز است ما یارانه را حذف نمیکنیم ما یارانه را به مصرفکننده نهایی میدهیم آن هم طبق تجارت همه این حرفهایی که میگوید میدهند نمیدهند دزدی میکنند میخورند بهخاطر اینکه این دلار را به هر کسی میدهی میخورد به هر کسی میدهی این دلار را ببینید خیلی روشن است یا دلار ۲۸ تومانی میدهیم تو بازار دلار چند است؟ خب من چرا ۲۸تومانی به این میدهم؟ نه دلار
یک نفر: آقای پزشکیان آقای پزشکیان
پزشکیان: صبر کن بابا بگذار اگر قرار باشد اگر قرار باشد
آقا بنشین بنشین (....) گردن کلفت از اینها دفاع میکنند چه قانونی چه غیرقانونی چه سیاسی چه امنیتی چرا نمیشود مشکل را حل کرد؟ برای اینکه پشتوانه دارند برای اینکه این آدمها همین سیاسی از اینها دفاع میکنند آدمهایی پشت سر یک عده آدمها هستند که به این راحتی تو را از تخت و تاج ات هم میاندازند پایین چرا مردم ما را قبول ندارند؟ حالا هرچی میخواهی بگو رأی بگیر ببین مردم راست و چپ را چند درصد قبول دارند؟ حالا ما ممکن است با هم بنشینیم بگوییم ما مردم هستیم ما مردم نیستیم بروید از مردم بپرسید ببینید کی را قبول دارند؟ چی را قبول دارند؟ بپذیریم که باید حرف مردم را گوش بدهیم ما الآن داریم تلاش میکنیم از ذخیره هم شده از هر جا شده ما پول میدهیم دلار آزاد بیاورند دلار آزاد گرانیها را پول انتهایی را میدهیم به مردم مردم بروند با آن پولی که دارند راحت بتوانند بخرند مشکلی نداشته باشند این آن چیزی است که سیاست است میگویید سیاست ما داریم این سیاست را میخواهیم اعمال کنیم البته وارد یک میدان مینی میشویم که بههرحال تو این میدان مین خیلیها ممکن است ما را منفجر کنند خیلیها ممکن است حالا راست اش چپ اش اینها خواسته آگاهانه یا ناآگاهانه آیا من پول را به آخر زنجیره بدهم یا به اول زنجیره بدهم؟ باید به آخر بدهم کمک کنید که به آخر بدهیم شما نظارت بکنید در کار ما اگر ما تو این وسط به آخر ندادیم بیایید ما را محاکمه کنید بگویید آقا شما این پول را داشتید اول به اول زنجیره میدهید حالا دیگر پولها را خوردید خودتان خوردید به ما نمیدهید ما میخواهیم به آخر زنجیره بدهیم همان یارانه را آخه این چه سیاستی است ما داریم که یارانه را میدهیم ولی سفره آدمهای پولدار در حقیقت رنگین میشود و به سفره این مردم محروم هیچی نمیرسه؟
روزنامه حکومتی جمهوری نوشت: کسانی که تجمعات مردمی روزهای گذشته را اغتشاش مینامند، هنوز در توهمات خود غرقند. حکمرانان ما نباید دچار این اشتباه شوند که اعتراض کنندگان اغتشاشگر بودند. درست در همینجاست که نقطه انحراف شروع میشود.
روزنامه حکومتی توسعه نوشت: تجمعات اعتراضی که از اعتصاب گسترده بازاریان آغاز شد و بهسرعت به دانشگاهها و دیگر اقشار جامعه سرایت یافت، نه تنها یک زنگ خطر اقتصادی، بلکه یک نقطهعطف در تاریخ مواجهه حکمرانی با صدای مردم است. این وضعیت، ساختار سیاسی را در برابر دو گزینه قرار داده است: یا باید شرایط را جدی بگیرد و سیاستهای خود را تغییر دهد تا مردم آرام شوند، یا با برخورد قهری روبهرو شود که ممکن است به عواقب وخیمی منجر شود. .
روزنامه جهان صنعت نیز نوشت: اعتراضها به ظرفیتها و مناسبات سیاسی هم کشیده شد و تظاهر کنندگان علیه مقامات و چهرههای سیاسی و نیز رفتار سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی شعار دادند.
این منبع افزود: رهبران میتوانند ناکامیها و نابسامانی را پنهان و آشغالها را زیر فرش مخفی کنند... اما نمیتوانند اعتراض های خیابانی مردم را پنهان و ترور شخصیت کنند. در گذشته و مثلا در زمان محمود احمدینژاد اعتراضها انکار و معترضان خس و خاشاک خوانده میشدند.