کلمه عدم! این کلمه، دارد روش منفی کردن جمله در دستور زبان فارسی را تغییر میدهد. قبلاً میگفتیم نپذیرفتن، حالا بهطور خودبخودی مینویسیم: عدم پذیرش! چرا؟
قبلا میگفتیم. نگفتن: حالا بعضی میگویند عدم بیان
قبلاً میگفتیم موفق نشدن. حالا یک عده میگویند عدم موفقیت.
به همین روش بروید ببینید که این کلمهی عدم افتاده به جان جملههای ما. به توافق نکردن میگویند عدم توافق. خودتان پیدا خواهید کرد انبوهی مثل این موارد را: عدم تعامل. عدم فهم. عدم اهمیت، عدم تلاش. و و و و. در حالی که به جای این کلمه سه حرفی یک نون داشتیم. نفمهیدن. تعامل نکردن. تلاش نکردن. ... ... . یک بی داشتیم برای منفی کردن بسیاری مثل بیتوجهی. حالا چرا بنویسیم عدم توجه! این فقط یک گوشه از ضربههایی است که متوجه زبان فارسی است. مراقب باشیم!
از پشت پنجره یک کلمه به ما نگاه میکند: عدم! عدم توجه به زبان فارسی!!!!
سلام به همهی آنها که برای پنجره مینویسند.
امروز از یک نکته برای نوشتنها و نویسندههای پنجره صحبت کنیم:
همهی نوشتههای پنجره به زبان فارسی است. زبان هر ملتی را هم میدانیم که چه نقش مهمی در حفظ کیستی و یکپارچی و پیوند و یکی بودن آن ملت بازی میکند.
امروز از یک نکته برای نوشتنها و نویسندههای پنجره صحبت کنیم:
همهی نوشتههای پنجره به زبان فارسی است. زبان هر ملتی را هم میدانیم که چه نقش مهمی در حفظ کیستی و یکپارچی و پیوند و یکی بودن آن ملت بازی میکند.
اما این زبان را باید حفظ و نگهداری کرد. باید از آن حفاظت کرد. بهخصوص امروزه که چندین خطر از چند سو برای این زبان پدید آمده. واژههای خارجی، واژههای رایانهای، واژههای علمی تازه.
آیا ما به همان اندازه که از این زبان استفاده میکنیم، برای حفظ و نگهداریش فکر و کار میکنیم؟
امروز تنها به یک کلمه تهدید کننده که نقش تغییر ساختاری در زبان فارسی شروع کرده بپردازیم.
آیا ما به همان اندازه که از این زبان استفاده میکنیم، برای حفظ و نگهداریش فکر و کار میکنیم؟
امروز تنها به یک کلمه تهدید کننده که نقش تغییر ساختاری در زبان فارسی شروع کرده بپردازیم.
کلمه عدم! این کلمه، دارد روش منفی کردن جمله در دستور زبان فارسی را تغییر میدهد. قبلاً میگفتیم نپذیرفتن، حالا بهطور خودبخودی مینویسیم: عدم پذیرش! چرا؟
قبلا میگفتیم. نگفتن: حالا بعضی میگویند عدم بیان
قبلاً میگفتیم موفق نشدن. حالا یک عده میگویند عدم موفقیت.
به همین روش بروید ببینید که این کلمهی عدم افتاده به جان جملههای ما. به توافق نکردن میگویند عدم توافق. خودتان پیدا خواهید کرد انبوهی مثل این موارد را: عدم تعامل. عدم فهم. عدم اهمیت، عدم تلاش. و و و و. در حالی که به جای این کلمه سه حرفی یک نون داشتیم. نفمهیدن. تعامل نکردن. تلاش نکردن. ... ... . یک بی داشتیم برای منفی کردن بسیاری مثل بیتوجهی. حالا چرا بنویسیم عدم توجه! این فقط یک گوشه از ضربههایی است که متوجه زبان فارسی است. مراقب باشیم!