728 x 90

بحرانهاى اجتماعى,

مافیای تکدی‌گری

-

کودکانی که کودکی را تجربه نکردند!
کودکانی که کودکی را تجربه نکردند!
بر کسی پوشیده نبوده و نیست که بحرانهای اجتماعی امروز میهن اشغال شده از جمله پدیده شوم تگدی‌گری و کودکان متکدی تماماً معلول حاکمیت آخوندها و سیاستهای غارتگرانه و ضد‌مردمی آنها در نزدیک به 4 دهه گذشته می‌باشد.

به‌رغم این بار دیگر در خبرها داشتیم که نیروهای سرکوبگر و سایر نهادهای ضد‌مردمی و دست‌اندرکار رژیم، شروع به جمع‌آوری مجدد کودکان کار و متکدی، کارتن خواب ها، و... از خیابانها تحت عنوان ساماندهی کودکان کار و متکدی کرده‌اند.

این در حالی است که بسیاری از مهره‌های رژیم که به‌اصطلاح دست‌اندرکار مبارزه با معضلات اجتماعی هستند، به صراحت اعتراف می‌کنند صرف جمع‌آوری این افراد از خیابانها و معابر شهری و نگهداری موقت آنها در مراکز ویژه، نمی‌تواند مشکلی از معضل متکدیان و کودکان کار را برطرف کند و شرایط بد اقتصادی حاکم بر جامعه تکدی گری را به کودکان تحمیل کرده است.

حاکمیت فاسد آخوندی در حالی از طرحهایی با نام ساماندهی کودکان کار و متکدی سخن می‌راند که رسانه‌های رژیم چنین درباره آن اعتراف می‌کنند: «طرح‌هایی که محکوم به شکست است؛ این شرح تلاش‌های شهرداری، بهزیستی، فرمانداری و استانداریها برای جمع‌آوری کودکان متکدی یا کار و خیابان است. گواه این ادعا نیز حضور پر رنگ‌تر کودکان متکدی در معابر شلوغ کلان شهرهای کشور است».

ابعاد بزرگ این معضل عمیق اجتماعی که تماماً ریشه در سیاستهای ضدمردمی آخوندهای دین‌فروش داشته و دارد، چنان وجدان ملی اقشار مختلف مردم را در مقاطع مختلف برانگیخته که رسانه‌های رژیم را مجبور به اعتراف می‌کند که: «فقر و اختلاف طبقاتی بی‌سابقه مردم منجر به فروریختگی جامعه شده است و آثار آن در بیزاری از کار، دزدی، خودفروشی و اعتیاد، و فروش اجزا و اندامهای بدن و افزایش آسیب‌های اجتماعی دیگر در جامعه نمودار می‌باشد».

واضح است که ابعاد فقر دامنگیر اکثریت مردم و آسیبهای ناشی از آن، بسیار فراتر از اعتراف رسانه‌ها و مهره‌های رژیم است چرا که چپاول و غارت مردم و توزیع ناعادلانه ثروت در حاکمیت قرون‌وسطایی ولایت‌فقیه، چنان زخم عمیق فقر و شکاف طبقاتی را، بر پیکر مردم محروم در میهن اشغال شده نشانده است که راه‌کار دیگری برای مردم محروم میهن باقی نمی‌گذارد که برای تأمین حداقل‌های یک زندگی بخور و نمیر با تکدی‌گری خود و فرزندانشان حتی در روستاها و شهرهای محروم و دور افتاده روزگار را طی کنند.

شاهد این مطلب گزارشی است تحت عنوان ”ساماندهی متکدیان پایتخت ”که ارگان تروریستی قدس موسوم به تسنیم 2اسفند 95 در ارتباط با گسترش بی‌سابقه پدیده شوم تگدی‌گری در تهران درج کرده است. در این گزارش آمده است: «متکدی می‌نامندش؛ سنین خاصی را شامل نمی‌شود. کودک، نوجوان، جوان، پیر؛ فرقی ندارد این روزها در شهر در واپسین روزهای پایان سال، تهران پر شده است از افرادی که با مظلومیتی خاص روزیشان را گدایی می‌کنند. جنسیت معنی ندارد.

در بینشان پاکستانی، افغانستانی و ایرانی به چشم می‌آید. این شغل که به گفته کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی زاییده شرایط بد اقتصادی حاکم بر جامعه است روز به روز افراد بیشتری را سمت خود جذب می‌کند؛ اما آنچه این روزها در تهران شاهدش هستیم افزایش تکدی گری در بین کودکان است به‌گونه‌یی که هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود».

-سایت حکومتی موسوم به جام جم آنلاین 21آذر 95 نیز تحت عنوان دست نیاز کودکان متکدی به سوی قانون اعتراف می‌کند: «در خیابانهای شلوغ، پشت چهارراه‌ها، در قطارهای مترو، در پایانه‌های اتوبوسرانی و حتی در گورستانها دیگر کمتر جای پر ازدحامی را می‌توان مثال زد که در آن نشانی از کودکان متکدی نباشد؛ کودکانی که فقط از سوی خانواده و بستگان‌شان رها نشده‌اند، چرا که چشم‌های بسته قانون نیز به سرگردانی آنها دامن می‌زند و نبود قوانین بازدارنده را نیز باید دلیل اصلی مرهم نیافتن این زخم کهنه کلانشهرها دانست».

همین منبع در ادامه ضمن اعتراف به غارت و چپاول نهادهای حکومتی مانند شهرداریها و سازمانهای مختلف طرح ساماندهی کودکان کار چنین اضافه می‌کند: «طرح‌هایی که محکوم به شکست است؛ این شرح تلاش‌های شهرداری، بهزیستی، فرمانداری و استانداریها برای جمع‌آوری کودکان متکدی یا کار و خیابان است. گواه این ادعا نیز حضور پر رنگ‌تر کودکان متکدی در معابر شلوغ کلان شهرهای کشور است.

‌کلاف سردرگم ساماندهی کودکان متکدی را باید در نبود قوانین بازدارنده و ضعف دستگاههای مسئول در کار فرابخشی جست‌وجو کرد؛ زیرا هر کدام از نهادهای مسئول در این حوزه برنامه‌هایی را در دستور کار دارند و به این منظور نیز اعتبار می‌گیرند‌ ، اما در نهایت این مسأله حل نشده باقی می‌ماند و به افزایش مشکلاتی دیگر مانند گسترش اعتیاد و بیمارهایی مانند ایذر در میان کودکان کار و خیابان دامن می‌زند».

-سایت حکومتی سلامت نیوز 3اسفند 95 تحت عنوان حمله گازانبری به آسیبهای اجتماعی ممنوع! ضمن اذعان به این‌که سرنخ تمامی باندهای تبهکار کودکان متکدی در دست ایادی همین رژیم است، چنین اعتراف می‌کند: «هر از گاهی از سوی سازمانهای مختلف طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان اجرا می‌شود، اما تاکنون این طرح‌ها در کشور با پیآمد مناسب همراه نبوده است. اقدامات مقطعی در زمینه جمع‌آوری این کودکان و رهاسازی آنها چندان راهگشا نیست، چون مسئولان بنا بر تصمیمات خود قبل از هر اقدامی باید باندها و مسئولان آنها را شناسایی کنند. این اقدام هم‌چون برخورد با معتادان خرد و بی‌توجهی به قاچاقچیان مواد مخدر است! برای حل هر یک از معضلات اجتماعی باید با ریشه یابی علت بروز آن را بررسی کرد. مسأله کودکان کار و خیابان بارها از سوی سازمانها و نهادهای مختلف مطرح شده و متولیان متعددی دارد، اما تاکنون هیچ‌یک از سازمانهای متولی اقدام مناسبی برای رسیدگی به وضعیت این کودکان انجام نداده‌اند».

این منبع در ادامه اضافه می‌کند: «جالب است بدانید که در طول روز کودکان به ظاهر تنها مشغول دستفروشی و تکدی‌گری هستند، اما افراد متعدد از سوی باندها فعالیت آنها را تحت نظر دارند. با بررسی وضعیت این کودکان باید گفت که آنها از سوی باندها مورد آسیب‌ها و تهدیدهای فراوان قرار می‌گیرند. در این وضعیت برخی سازمانها به‌ویژه شهرداری در برخی مواقع مثلاً در آستانه انتخابات با اهداف سیاسی اقدام به جمع‌آوری این‌گونه کودکان می‌کنند. تاکنون نتیجه مناسبی به غیر از یک حرکت نمایشی از این‌گونه اقدامات مشاهده نشده است. در اصل هدف سازمانها از این‌گونه اقدامات پروپاگاندا و تبلیغات مقطعی است. اگر رسیدگی به وضعیت این کودکان در قالب اقدامات تبلیغاتی یا گازانبری باشد نه تنها مناسب نیست، بلکه نتایج نامناسب به‌دنبال دارد».

- خبرگزاری مهر آخوندی 4 آبانماه 95 تحت عنوان اختلاف 4 میلیونی آمار کودکان کار می‌نویسد: «کودک کار» واژه غریبی نیست؛ آسیبی که در سطح جامعه به شکل‌های مختلف مشاهده می‌شود اما آنچه که نمود بیشتری از کودک کار دارد حضور این افراد بین خودروها و چهارراه‌های شهر است؛ کودکانی که بعضاً حتی نوزادی هم در آغوش دارند و از آن به‌عنوان ابزار عاطفی برای کسب درآمد استفاده می‌کنند. کودکان و نوزادانی که هر دو قربانی سیاستهای ناکارآمد پیشگیری و ساماندهی هستند و از بد روزگار واژه «کار» را با خود یدک می‌کشند».

فاجعه آنگاه جانکاه‌تر می‌شود که خبرگزاری مهر آخوندی ضمن اعتراف به وجود بیش از ۷ میلیون کودک کار در کشور می‌نویسد: «کارهای ناشناخته جدید توسط کودکان کار در حال بروز و پیدایش است به‌طوریکه در مناطقی از کشور این کودکان برای روده‌پاک‌کنی دام به کار گرفته می‌شوند، بخشی در مشاغل خانگی و کارگاههای کوچک فعالیت می‌کنند، عده‌یی دیگر در برخی از استانها کوله بری می‌کنند

به اعتقاد فعالان حقوق کودکان کار، این روزها شکل جدیدی از معضلات کودکان کار نمایان شده؛ حتی شرایط پیدایش کودکان کار و تعریف این آسیب اجتماعی طی سال‌های اخیر در حال تغییر است؛ اگر تا چند سال پیش آسیب‌های تغذیه نامناسب، محرومیت از سوادآموزی و شرایط اقتصادی نامناسب کودکان کار را تهدید می‌کرد اما امروز وجوه پنهانی چون «اعتیاد» و «آزار جنسی» در بین این کودکان رخنه کرده است».

- خبرگزاری حکومتی موسوم به خبرآنلاین 4اسفند 95 به‌نقل از یکی از کارگزاران شهرداری تهران این‌گونه اعتراف می‌کند: «بهره کشی از کودکان کار و خیابان یک نوع کسب و کار شده، است. این کودکان عقبه‌ای دارند که آنها را اجیر می‌کنند و بهره کشی می‌کنند. در مناطق جنوبی شهر دیده‌ایم اینها را روزانه در چهارراه‌ها توزیع می‌کنند. هر گروه از کودکان کار و خیابان یک نفر مراقب دارد. لذا بهره کشی از کودکان کار یک نوع بیزینس شده است».

-روزنامه حکومتی آرمان امروز 21آبانماه 95 تحت عنوان کودکان اجاره‌ای می‌نویسد: «اجاره کودکان برای تکدی‌گری مساله‌ای است که امروزه در حال افزایش است. به عقیده کارشناسان ۸۰ درصد این کودکان ساکن شهرک‌های اقماری تهران و حاشیه نشین هستند. بسیاری از کودکان کرایه‌ای که برای تکدی‌گری اجاره داده می‌شوند، توسط والدین معتاد می‌شوند؛ یعنی صبح و هنگام بردن کودکان به آنها مواد مخدر می‌دهند تا در طول روز به خواب رفته و بیدار نشوند. دختران جوان و زنان فاقد فرزند هنگام گدایی برای ایجاد ترحم در مردم این کودکان را کرایه می‌کنند و از آنها به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند. بعضی از خانواده‌ها نیز با کرایه دادن فرزندان در مافیای گدایی قرار می‌گیرند».

-خبرگزاری مجلس ارتجاع موسوم به خانه ملت به‌نقل از یکی از اعضا مجلس ارتجاع چنین اعتراف می‌کند: «باندها و مافیای فعال تکدی‌گری در اغلب کلان شهرهای کشور فعالیت می‌کنند، و با وجودی که طبق اظهارات مسئولان 11 دستگاه مختلف در امر ساماندهی متکدیان نقش دارند اما هم‌چنان شاهد فعالیت این افراد در کلان شهرهای کشور هستیم در حالی که برخورد قاطعی هم با این افراد صورت نمی‌گیرد. وضعیت تکدی گری در کشور به‌گونه‌یی است که حتی در روستاها و شهرهای محروم شاهد فعالیت متکدیان هستیم».

- سایت حکومتی سلامت نیوز 3اسفند 95 تحت عنوان احیای باندهای گروگانگیری ‌کودکان با هدف قاچاق اعضا بدن کودکان چنین اعتراف می‌کند: «این‌جا پای مرگ و زندگی در میان است پس می‌توان تجارتی پر سود را رقم زد و حتی به وادی جنایت وارد شد؛ قاچاق اعضای بدن انسان و باندهای مخوفی که در این حوزه فعالند واقعیتی غیرقابل انکار است و در تمام دنیا وجود دارد، اما به تناسب حضور چنین باندهایی قوانینی برای محدودیت فعالیت این باندها تدوین شده است. این منبع در ادامه به‌نقل نایب‌رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ارتجاع می‌نویسد: در ایران با ضعف قانون در حوزه برخورد با فروش اعضای بدن مواجهیم؛ موضوعی که موجب شده تا جرایم متعددی شکل بگیرد و گاهی متخلفان برای رسیدن به مقاصد خود افرادی را گروگان می‌گیرند تا بتوانند برخی اعضای بدن وی را خارج کنند. این تخلفات تا جایی پیش رفته که گاهی این قاچاقچیان، کودکان به‌ویژه کودکان خیابانی را شناسایی می‌کنند و بعد از گروگانگیری و خارج کردن اعضای بدن، آن را به‌صورت قاچاق می‌فروشند».

و در نهایت ضمن اعتراف به وابسته بودن تشکیلات گسترده باندهای قاچاق اعضای بدن انسان به رژیم ضدبشری آخوندی اعتراف می‌کند: سال 93 بود که رسانه‌یی شدن دو اتفاق نشان داد بحث خرید و فروش و قاچاق اعضای بدن انسان چندان هم خیالی نیست و واقعیت دارد. یکی از این اتفاقات دستگیری اعضای باند قاچاق اعضای انسان توسط وزارت اطلاعات بود که نشان داد برخلاف برخی انکارها، قاچاق اعضای انسان در ایران هم اتفاق می‌افتد و این مسأله آن‌قدر جدی است که سازماندهی شده و دارای تشکیلات باشد».

بنابراین روشن است که بر اساس نوشته‌های مطبوعاتی همین رژیم همانند تمامی بحرانهای اجتماعی و اقتصادی دیگر، سرنخ مافیای تکدی گری نیز در دست نهادهای وابسته به حاکمیت آخوندی است که کودکان و نوجوانان دختر و پسر محروم این میهن را وسیله و ابزار سودجویی‌های ضدانسانی خود قرار داده و می‌دهند. و البته باید در نظر داشت آنچه در رسانه‌های حکومتی منتشر می‌شود گوشه‌هایی از ناهنجاریهای زشت و پلشت موجود در جامعه است که دیکتاتوری سارق، غاصب آخوندها بر میهن و مردم ما تحمیل کرده است.

راه‌حل برای حل همه این بحرانها پایان دادن به سلطه شوم آخوندهای اشغالگر است. امری که در حتمیت آن هیچ تردیدی نیست.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2aff3f53-e8fd-4b5c-88df-ede05662fdfd"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات