این گزارش در ادامه گزارش روز گذشته، توسط شورشگران در داخل ایران و در شرایط قطع اینترنت، سرکوب گسترده و خطرات جدی امنیتی ارسال شده است. هر سطر این روایتها حاصل فداکاری و بهایی سنگین است که مردم برای رساندن صدای قیام پرداختهاند.
اصفهان – ساعت ۱۴:۳۰ سهشنبه ۳۰دی
یکی از نیروها گزارش میدهد که شبها صدای تیراندازیهای متقابل در اصفهان شنیده میشود. مردم زودتر مغازهها را میبندند و شهر در شبها دیگر مانند گذشته شلوغ نیست. شب دوشنبه ۲۹دی، در محدودهای که او حضور داشته، از داخل یک خودروی پژو به یک نفر شلیک شده و او کشته شده است، اما مشخص نیست که فرد کشته شده از مردم بوده یا از نیروهای دشمن.
در گزارشی دیگر از اصفهان، یک شورشگر میگوید مردم بینظیر بودند و شعار «مرگ بر خامنهای» بهطور گسترده شنیده میشد. او روایت میکند که برای جلوگیری از زخمی شدن دوستش، هنگام شلیک، او را در آغوش گرفته و ساچمهها به بدن خودش اصابت کرده، اما بهدلیل پوشیدن لباسهای ضخیم آسیب جدی ندیده است. بهگفته او، حتی زنهای چادری که تصور میشد بسیجی باشند نیز در میدان حضور داشتند و شعار میدادند. همچنین دختران جوان با سنگ و آجر به نیروهای سرکوبگر تهاجم میکردند.
مشهد:
فردی که ۵نفر از دوستانش در جریان تسخیر کلانتری ۷ مشهد شهید شدهاند، گزارش میدهد که خود نیز در صحنه حضور داشته، اما تنها ۲دقیقه پیش از شلیک، بهدلیل تماس مادر بیمارش محل را ترک کرده است. او مشخصات کامل یکی از شهدا را در اختیار خبرنگاران وبسایت مجاهد قرار داده است.
همچنین از مشهد، ۲ویدئو از آتشزدن بانکها و یک ویدئو از آتشزدن یک موتورسیکلت مربوط به روز شنبه ۲۰دیماه ارسال شده است.
تهران:
یکی از گزارشدهندگان که در بیمارستان شیفت کاری داشته، روایت میکند که در ۲روز اول قیام، همه شیفتها لغو شده و تنها افراد بهاصطلاح «مورد اعتماد» اجازه حضور داشتهاند؛ افرادی که بهگفته او، هیچ تلاشی برای نجات جان مجروحان نمیکردند. وی میگوید از خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندانی که خودشان کشتهاند، پول میگیرند و آنها را مجبور به امضا و تعهد میکنند و در بسیاری موارد حتی جنازه را تحویل نمیدهند.
او از کودک ۳سالهای میگوید که ساچمه به چشمش اصابت کرده بود، اما پزشک حاضر بهعمل نشد و خانوادهاش ناچار شدند پزشکی در شهری دیگر پیدا کنند. بهدلیل قطع اینترنت، بیمارستان باید مدارک را با سیدی ارسال میکرد، اما پس از ۲روز خونریزی، مشخص شد سیدی ارسالی خالی بوده تا مدرکی باقی نماند و کودک بینایی خود را از دست داد.
همچنین از یک کودک ۱۲ساله یاد میکند که با وجود اصابت تعداد زیادی ساچمه زنده بوده و صحبت میکرده، اما به او خون تزریق نشده و در نهایت جانباخته است. حتی به خانوادهاش اجازه حضور کنار او داده نشده و فقط به آنها گفته شده که پیکر فرزندشان به کهریزک منتقل شده و باید میان جنازههای پلاستیکشده شناساییاش کنند.
بروجرد:
در شهرستان بروجرد، فردی به نام نادر حسنوند با شلیک مزدوران رژیم از پشتبام مسجد امام علی هدف قرار گرفته و بهشهادت رسیده است. گزارشها حاکی است که به کادر درمان اجازه رسیدگی به مجروحان داده نمیشد و برخی از کشتهشدگان را با آتش و اسید سوزاندهاند، بدون آنکه نشانی از آنها به خانوادههایشان داده شود. همچنین داروخانهها از فروش اقلام اولیه پزشکی مانند گاز و وسایل پانسمان خودداری میکنند.
این گزارشها بار دیگر نشان میدهد که در شرایط قطع ارتباطات، سرکوب سازمانیافته و تهدید دائمی، مردم ایران با چه هزینهای واقعیت قیام را ثبت و منتقل میکنند؛ روایتهایی که هر کلمه آن با خون، رنج و ایستادگی همراه است.