728 x 90

-

”نبرد آزادی با استبداد“ چه کسی باید از تاریخ عبرت بگیرد؟

-

سران مشروطیت پس از فتح تهران
سران مشروطیت پس از فتح تهران
در سالگشت پیروزی انقلاب مشروطیت ایران (14مرداد)، رسانه‌های حکومتی نه به این رویداد تاریخی، بلکه بیشتر به (11مرداد) سالروز اعدام آخوند مستبد مشروعه خواه شیخ فضل‌الله نوری خصم مبین مشروطه خواهان و آزادیخواهان صدر مشروطیت پرداخته و در غم و اندوه او سوز و گداز و قلم فرسایی می‌کنند و سیاه مشق می‌نویسند.
به هلاکت رسیدن شیخ فضل‌الله حامی اصلی استبداد سیاه محمدعلی شاهی، ضمن این‌که از میان بردن یکی از سد کنندگان راه مشروطیت ایران بود، نمادی از ستیز مردم ایران با اندیشه و افکار پوسیده دین فروشان مرتجع بود.
بنابراین به هلاکت رسیدن آخوند فضل‌الله نوری نه تنها حذف فیزیکی یک آخوند مرتجع و دین‌فروش و خلف سیاسی کاشانی دشمن مصدق و خلف سیاسی خمینی بود، بلکه نمادی از نفی اجتماعی تفکرات ارتجاعی، آخوندی بود که همواره دست در دست استبداد خصم مبین آزادیخواهان ایران بوده است.
خمینی دجال بعد از غصب حق حاکمیت مردم ایران و ربودن انقلاب ضدسلطنتی، بارها نسبت به هلاکت این شیخ شیاد توسط مشروطه خواهان، آه و فغان سر داد و یک بار نیز با اشاره به شادی و پایکوبی مردم در پای دار مکافات این آخوند جنایتکار گفت: ”مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری را به‌خاطر این‌که می‌گفت؛ مشروطه باید مشروعه باشد و آن مشروطه‌ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران دار زدند و مردم هم پای آن رقصیدند یا کف زدند!“
خمینی به سران و مهره‌های رژیمش هشدار می‌داد که مبادا روزی آنان نیز به سرنوشت شیخ فضل‌الله گرفتار شوند و گفت: ”باید از تاریخ عبرت بگیریم که مبادا… خدای ناخواسته آن امری که در مشروطه اتفاق افتاد، در ایران اتفاق بیفتد“.
هشدار خمینی در مورد عبرت گرفتن از تاریخ گویای این واقعیت است که دزد بزرگ قرن، چنین سرنوشتی را برای نظامش پیش‌بینی می‌کرد و نسبت به تکرار سرنوشت شوم شیخ فضل‌الله نوری، به کارگزاران و مهره‌های نظامش هشدار و انذار می‌داد.
هم‌اکنون نیز قلم به‌دستان رسانه‌های رژیم در سالگشت به هلاکت رسیدن این مرتجع قهار، از این واهمه دارند که روزی این رژیم به سرنوشت شیخ فضل‌اللهی دچار شود و ریشهٴ نظام ولایت و تفکرات ارتجاعی ـ استبدادی ولایت‌فقیه به دست مردم ایران بسوزد و برای همیشه و به‌طور تاریخی ایران‌زمین از لوث ارتجاع سیاه و پلید آخوندی پاک شود.
از این منظر است که قلم به دستان حکومتی در سالگشت به درک واصل شدن شیخ فضل‌الله، سرنوشت شوم و سیاه او را مایه درس‌آموزی و عبرت کرده‌اند و به نظام هشدار می‌دهند که باید ”ازتاریخ عبرت گرفت“.
در همین راستا، نقش مقاومت ایران را در امتداد فعالیت مشروطه‌طلبان تبیین می‌کنند که اینها هم می‌خواهند ریشه این نظام قرون‌وسطایی را برکنند و هشدار می‌دهندکه فعالیتهای آنان برای ”نظام اسلامی!“ هزینه‌های زیادی داشته است.
ترس از سرنگونی به دست مقاومت است که قلمزن روزنامه رسالت (13مرداد93) را وادار کرده تا ضمن سوزوگداز نسبت هلاکت شیخ فضل‌الله، گریزی هم به نقش سازمان مجاهدین خلق ایران علیه نظام آخوندی بزند و هشدار بدهد که ایها الناس عالم و آگاه باشید که آنان نیز هم‌چون مجاهدین صدر مشروطه که شیخ فضل‌الله را به گورسپردند، قصدشان این است که نظام را به گور بسپارند.
قلمزن رسالت، به سران و مهره‌های نظام هشدار می‌دهد ”تصویر قامت شیخ فضل‌الله نوری در میدان توپخانه تهران که به دست منافقین مستبد بر سر دار رفت، هشدار می‌دهد؛ هشیار باشید، از تاریخ عبرت بگیرید“ ! (رسالت 13مرداد93)
به نظر می‌رسد به‌رغم پوشال بافیهای قلم به‌دستان رژیم در مورد قدر قدرتی نظام، به حکم جبر تاریخ تا حدودی واقع گرا شده‌اند که نبرد تاریخی استبداد و آزادی هم‌چنان ادامه دارد، در یک طرف نظام آخوندی به‌عنوان ادامه دهنده‌اندیشه سیاه و استبدادی شیخ فضل‌اللهی است و از طرف دیگر مجاهدین خلق ایران که ادامه دهنده راه مجاهدین صدر مشروطه هستند.
آری، نبرد آزادی و استبداد از صدر مشروطیت تا کنون ادامه داشته و از این پس نیز در قامت مقاومت ایران علیه نظام سیاه آخوندی ادامه دارد. یکی از این دو بایستی دیگری را به‌طور تاریخی و برای همیشه نفی و نابود کند. به قول آن شعر معروف:
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ
تا به‌حال خصم نابکار آزادی، سر رشیدترین فرزندان مردم ایران را به دار آونگ ساخته، اما اکنون همهٴ نشانه‌ها، از جمله همین ترس و وحشتی که تمام رژیم را فرا گرفته، گویای آن است که زمان کوبیدن سر خصم آزادی و آزادیخواهان فرا رسیده است.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات