قیام و خشم مردم ستمدیده از ظلم رژیم، سرکوب افسارگسیخته، غارت و چپاول نجومی، نزاع باندهای مافیایی نظام آخوندی و دهها مسأله دیگر که سر تا پای دیکتاتوری ولایت فقیه را در برگرفته است، چنان فشاری را بر این رژیم فرتوت وارد ساخته که رسانههای حکومتی، بهناچار به بخش کوچکی از آن اذعان میکنند:
اعتماد: بُود آیا که زخمها التیام یابند؟
قطعا در همه ناآرامیهای دیماه حتی یک جانباخته زیاد بود. حالا غم بالاتر از ۳ هزار جان گرانسنگ را چه کنیم؟ آقای پزشکیان حق دارد شبها نخوابد، التیام این زخم بزرگ سخت و شاید نشدنی باشد ولی نمیشود این زخم جانکاه سرباز بماند و تا عمق استخوان جامعه سرایت کند، باید چارهای اندیشید… در جستوجوی علل بروز این همه نفرت و خشونت میتوان به سرچشمههای صدها و هزاران جفا و خطا رسید… چرا معترضان عادی بهسرعت صف خود را از خرابکاران جدا نکردند؟ به نظر میرسد شهروندان معترض هم اگر چه خشونت چندانی از خود بروز ندادهاند ولی خشمشان آنقدر بوده است که تماشا کنند و نهی نکنند
توسعه ایرانی: مهندسی سیاسی کنترل رسانه در سایه سکوت دولت
افزایش سختگیری میتواند به کاهش تنوع تولیدات و خروج تدریجی نیروهای خلاق منجر شود. سرمایهگذاران در فضایی با ریسک مقرراتی بالا، محافظهکار میشوند یا سرمایه خود را به حوزههای کمریسکتر منتقل میکنند.
در بلندمدت، تمرکز بیش از حد ممکن است به تضعیف رقابت، افت کیفیت محتوا و گسترش فاصله مخاطب با رسانه رسمی بیانجامد. تجربه نشان داده است که اعتماد عمومی با محدودسازی تقویت نمیشود؛ بلکه با شفافیت، پاسخگویی و رقابت سالم افزایش مییابد.
خراسان: مدرسههای خسته کننده!
اگر کمی در مدارس رفت و آمد کنی یا فرزند دانشآموز داشته باشی یا با معلمان دم خور باشی، از مدتها قبل و نه امروز که وزیر آموزش و پرورش به آن اعتراف کرده، متوجه این واقعیت شده ای. آری؛ مدارس ما بهویژه دولتیها به دلایل مختلف از جمله فقدان بودجههای کافی در جهت توسعه و بهدنبال آن ضعف گسترده در زیرساختهای آموزشی و کالبدی، به مکانهایی تا حدودی «بی پناه» تبدیل شدهاند که بخشی از ویژگیهای این بیپناهی، همان است که روز گذشته علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش به آن تصریح و اعتراف کرده است: «امروز وقتی به مدارس خودمان مراجعه میکنیم، بار تربیتی و آموزشی مؤثر را در فضاها نمیبینیم. محیط مدرسه اغلب کسلکننده، خستهکننده، کمنشاط، غیرجذاب و فاقد نشانههای تربیتی است. باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه میتوان محیط مدرسه را تربیتی، جذاب، بانشاط و رشددهنده کرد».
در واکاوی علل وضعیت موجود آموزش و پرورش، همواره با یک چالش اساسی یعنی کمبود بودجه و اعتبارات لازم مواجهیم. چالشی که بدون استثنا، تمامی سکانداران این وزارتخانه در دوره تصدی مسئولیت، از آن انتقاد کردهاند. هزینه کرد ۹۸درصد بودجه وزارتخانه برای حقوق و هزینههای جاری، همواره از انتقادهای جدی وزرای متعدد آموزش و پرورش در ادوار مختلف بوده است. رقمی که کاظمی، وزیر آموزش و پرورش کنونی، آن را ۹۶درصد خوانده و گفته است، «تنها ۴ درصد بودجه برای کیفیت بخشی آموزش میماند که آن هم صرف پول آب و برق مدارس میشود».
جهان صنعت: افطار میلیونی!
افزایش شدید قیمت اقلام خوراکی در آستانه ماه رمضان هزینه سفره افطار خانوارها را به چندین میلیون تومان رسانده و قدرت خرید مردم را بهشدت کاهش داده است.
خرمای دستنیافتنی
بهگفته حسن رشیدفرخی، رئیس انجمن خرما قیمت کنونی هر کیلو خرما در مبدأ ۲۰۰تا۲۵۰هزار تومان است که با احتساب سایر هزینهها نرخ هر کیلو خرمای مضافتی ماهرمضان برای مصرفکننده ۳۱۰هزار تومان اعلام شده است. با اینوجود و بر اساس گزارشهای میدانی «جهانصنعت» خرما در بازار در بسیار بیشتر از نرخ اعلام شده و بر اساس نوع آن از کیلویی ۳۵۰هزار تومان تا ۸۰۰هزار تومان را شامل میشود! قیمت بسیاری از برندهای خرمای مضافتی از نیمکیلو ۳۵۰هزار تومان آغاز میشود. …
قیمت یکعدد نان سنگک در مناطق مختلف تهران از ۱۵تا۳۰هزار تومان است و در برخی از مناطق بالای شهر به۴۰هزار تومان نیز میرسد. …
چای سیاه سیلان کلهمورچهای شاهسوند با وزن ۴۵۰گرم به۵۶۷هزار تومان رسیده است. چای سیلان عطری گلستان و چای ارلگری طلاکوب شهرزاد در بستههای ۵۰۰گرمی با قیمت ۵۷۵هزار تومان عرضه میشوند. در بخش بستههای سبکتر چای سیلان مخصوص احمد با وزن ۲۵۰گرم ۳۲۸هزار تومان قیمت خورده و این در حالی است که ارلگری همین برند در وزن مشابه با نرخ بالاتر ۵۲۲هزار تومان بهفروش میرسد. علاوهبراین چای کلهمورچه هلی سوفیا در بسته ۴۵۰گرمی با قیمت ۴۴۵هزار تومان در بازار عرضه شده است. …
اینسفره شامل چای، نیمکیلو زولبیا و بامیه، یکعدد نان سنگک، یکبسته پنیر و یکبسته کره است که بر اساس قیمتهای فوق هزینه این اقلام بهترتیب برای چای حدود ۵۶۷هزار تومان، زولبیاوبامیه نیمکیلو ۳۷۵هزار تومان، نان سنگک یکعدد ۲۷هزار تومان، پنیر یکبسته ۷۰هزار تومان و کره یکبسته ۳۰هزار تومان است. با در نظر گرفتن این ارقام تهیه چنین سفرهای برای یکخانواده چهارنفره حدود یکمیلیون و۶۹هزار تومان هزینه خواهد داشت!
جهان صنعت: میراث سنگین بودجههای ناتمام
بر پایه دادههای مرکز پژوهشهای مجلس و گزارشهای رسمی، رقم «۱۰۱سال» برای اتمام طرحهای موجود دیگر تنها اغراق نیست و واقعیتی مزمن است. تازهترین گزارشها نشان میدهد که حدود ۹۰درصد طرحهای تکمیلشده در طول سال به سال بعد منتقل میشوند و عمر متوسط طرحهای عمرانی به ۱۷سال رسیده است. …
اگر همه پروژههای عمرانی کشور از امروز هیچ طرح تازهیی به خود نبینند و اگر حتی یک کلنگ جدید هم به زمین نخورد، باز هم تکمیل همین فهرست موجود بیش از یک قرن زمان میبرد. «۱۰۱سال» این عدد را سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامهوبودجه به زبان آورده؛ عددی که بیشتر شبیه یک اغراق تلخ است تا یک برآورد رسمی. دادهها اما نشان میدهد ماجرا نه اغراق است و نه استعاره بلکه تصویر عریان یک بحران انباشته است… به بیان ساده پول بیشتری خرج شده اما کوه پروژههای نیمهتمام کوچکتر نشده است.
آرمان امروز: نقش طبقه متوسط در حوادث دیماه
یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل وضعیت طبقه متوسط، «نااطمینانی ساختاری» است. در شرایطی که آینده اقتصادی و اجتماعی با ابهام همراه باشد، برنامهریزی بلندمدت دشوار میشود و احساس بیثباتی افزایش مییابد.
در چنین وضعیتی، بخشی از طبقه متوسط ممکن است تجربه «نزول منزلتی» داشته باشد؛ به این معنا که افراد احساس کنند موقعیت اجتماعیشان نسبت به گذشته یا نسبت به انتظاراتشان تضعیف شده است. این تجربه، حتی اگر با فقر مطلق همراه نباشد، میتواند پیامدهای روانی و فرهنگی مهمی داشته باشد.
سازندگی: دو تصویر متناقض از مذاکرات ژنو - فریدون مجلسی:
منازعه ایران و آمریکا، صرفاً فنی یا اقتصادی نیست؛ بلکه ریشهیی راهبردی و ایدئولوژیک دارد. تا زمانی که اهداف کلان و خطوط قرمز بنیادی دو طرف تغییر نکند، توافقهای جزیی از سطح غنیسازی تا برد موشکی نمیتواند، تضمینی برای پایان بحران باشد. تجربه برجام نیز نشان داد که توافقهای فنی بدون حل اختلافات راهبردی، شکننده و موقت هستند. در این میان، پیشنهادهای اقتصادی در مذاکرات، هر چند در نگاه اول جذاب بهنظر میرسند اما پاسخگوی پرسش اصلی نیستند. … مسأله اصلی در این مذاکرات نه فروش نفت است و نه تبادل مالی؛ بلکه آینده امنیت منطقه و نقش بازیگران اصلی آن است…
جنگ در چنین شرایطی نه یک ابزار بلکه یک قمار پرهزینه است که پیامدهای آن میتواند فراتر از حوزه نظامی، زندگی روزمره مردم را هدف قرار دهد؛ از انرژی و آب گرفته تا نان و اشتغال. آسیبپذیری زیرساختهای انرژی، بهویژه منابع گازی و پالایشگاهها، بهخوبی نشان میدهد که یک درگیری محدود نیز میتواند، تبعاتی گسترده و فلجکننده داشته باشد. …
جنگ، در بسیاری موارد، سادهترین گزینه برای سیاستمداران است؛ زیرا هزینههای آن به آینده منتقل میشود. اما صلح مستلزم تصمیمهای سخت، بازنگری در اولویتها و پذیرش واقعیتهای جدید است.