728 x 90

*گل باغ آشنایی*

عاشقانه‌یی در کوچه ـ سروهای خاطره
با غلامعباس گرمابی (کاک حیدر)
***
س.ع.نسیم

ز که می‌رسد نوایی    ز گذار سال‌هایی
که هنوز «هست این‌ها گل باغ آشنایی» ؟

به که فکر می‌کند باد؟ ز چه حرف می‌زند دشت؟
به طواف کیست توفان؟    تو مگر کجا کجایی؟

نه به سِحر شعر گنجی    نه به قصه‌ها و پیرنگ
نه غنوده‌یی به خاک و    نه تو را جهان سرایی

به چه یادها شبیخون     زده‌یی گلوی مهتاب
چه شبانه‌ها شکستی    به چکامه نوایی

به گریز باد گفتم:    «سفرت به‌خیر»، گفتا:
من و این سرای دلتنگ، من و عالمی جدایی

ز فراق آدمی، آه... دل عالمی بسوزی
گل و سنگ و برگ را بین به فغان و هوی و هایی

ز گلو و نای دریا    چه به گوش ابر گفتی؟
که سرشک آسمان و سخن و حدیث مایی...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(* ) عنوان «گل باغ آشنایی» زینت شعرهای بسیاری از شاعران است. اما در شعر و زبان فارسی، این عنوان را با شعر و تصنیف زیبای فخرالدین عراقی از شاعران نامی قرن هفتم می‌شناسیم:
ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست این‌ها گل باغ آشنایی
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/038f84ed-8d81-444c-8846-c1a529bbc685"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات