شب 16 فروردین 1395 رئیس و هیأترئیسه دانشگاه تهران مراسمی فرمایشی با عنوان دید و بازدید نوروزی در خوابگاههای دانشگاه تهران برگزار کردند. دانشجویان که از وضعیت معیشتی و آموزشی خود رنج میبرند و دستهدسته به کمیته انضباطی احضار میشوند در کوی دانشگاه تهران (پسران) و کوی موسوم به چمران این دانشگاه (دختران) دست به اعتراض زدند و با شعارها و پلاکاردهای خود این بساط نمایشی را به هم زدند. دانشجویان با بلند کردن پلاکاردهای دست نویس خواستههای خود را بیان کردند. بر روی پلاکاردها از جمله نوشته شده بود:
1. احضار گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی ممنوع است
2 . خوابگاه چمران در خطر واگذاری به بخش خصوصی
3 . پولی شدن آموزش را متوقف کنید
4 . دانشگاه پادگان نیست
5 . خوابگاههای ما فاقد امکانات بهداشتی است
6 . ما خواهان نظارت بر تمامی طرحها و بودجههای دانشگاه هستیم
7 . دانشگاه محل کار بانکداران و سرمایهداران نیست
دانشجویان در مسیر ورودی کارگزاران حکومتی در دانشگاه صف کشیدند. برگزاری این مراسم نمایشی در حالی بود که دانشجویان بارها در اعتراضات قبلی خود به کارگزاران حکومتی اخطار داده بودند از ریخت و پاشهای نمایشی و جشنهای تبلیغاتی فرمایشی در دانشگاه جلوگیری خواهند کرد.
مقامات حکومتی دانشگاه در این بهاصطلاح جشن در یک اقدام سخیف به هر کدام از دانشجویان مرتبط با رژیم هزار تومان وجه نقد و یک عدد موز عیدی دادند.
دانشجویان پس از تجمع اعتراضی خود بیانیهیی صادرکردند.
1. احضار گسترده دانشجویان به کمیته انضباطی ممنوع است
2 . خوابگاه چمران در خطر واگذاری به بخش خصوصی
3 . پولی شدن آموزش را متوقف کنید
4 . دانشگاه پادگان نیست
5 . خوابگاههای ما فاقد امکانات بهداشتی است
6 . ما خواهان نظارت بر تمامی طرحها و بودجههای دانشگاه هستیم
7 . دانشگاه محل کار بانکداران و سرمایهداران نیست
دانشجویان در مسیر ورودی کارگزاران حکومتی در دانشگاه صف کشیدند. برگزاری این مراسم نمایشی در حالی بود که دانشجویان بارها در اعتراضات قبلی خود به کارگزاران حکومتی اخطار داده بودند از ریخت و پاشهای نمایشی و جشنهای تبلیغاتی فرمایشی در دانشگاه جلوگیری خواهند کرد.
مقامات حکومتی دانشگاه در این بهاصطلاح جشن در یک اقدام سخیف به هر کدام از دانشجویان مرتبط با رژیم هزار تومان وجه نقد و یک عدد موز عیدی دادند.
دانشجویان پس از تجمع اعتراضی خود بیانیهیی صادرکردند.
در متن بیانیه دانشجویان دانشگاه تهران در مورد مراسم دید و بازدید نوروزی از جمله نوشته شده است:
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
سال ١٣٩٥ در حالی آغاز شد که مشکلات فراوان دانشگاه، با وجود پیگیریهای متعدد دانشجویان، همچنان به قوت خود باقی است.
بهرغم اقدامات و اعتراضات دانشجویان مبنی بر احضار نکردن فعالان صنفی دانشگاهی، در آخرین روزهای سال 1394 شاهد احضار گسترده این فعالان به کمیته انضباطی بودیم. احضارهایی که ناباورانه می دیدیم مسئولان دانشگاه تهران در مصاحبههای مکررشان با رسانهها سعی در وارونه جلوه دادن علت آنها را دارند و گاه از اساس منکر احضار دانشجویان بهدلیل فعالیت صنفی شدند .
در روزهای پایانی سال 94 خبری حیرتآور بر روی سایت دانشگاه تهران قرار گرفت ’شهردار تهران « همان سرهنگ خودمان»، مشاور عالی رئیس دانشگاه تهران شد’.
با شروع سال جدید و ورورد دانشجویان دختر مقطع کارشناسی در تاریخ 12فروردین 95 به خوابگاه فاطمیه، دانشجویان به اتاق تلویزیون هدایت شدند، حال آنکه شوفاژها و وسایل گرمایشی خاموش بوده و مسئولان مربوطه با گستاخی تمام از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردهاند: ’مسئولیتش با ما نیست .’
متأسفانه با گذشت 3روز از بازگشایی خوابگاهها هنوز وضعیت گرمایشی اتاقها مناسب نیست، اصناف، خدمات دهی به دانشجویان را آغاز نکردهاند. فرصتی نبوده است چرا که مسئولان دانشگاه یا در حال قطع درختان بودهاند یا در حال تدارک جشن نوروزی.
بهرغم شعارهای فراوان در مورد افزایش نشاط در دانشگاهها، دانشجویان هنوز از داشتن مکان مناسب در خوابگاهها برای انجام فعالیتهای فرهنگی و همچنین از داشتن مراسم دانشجویی که خود متولی آن باشند محروم هستند. هنوز یادمان نرفته که زحمات دانشجویان برای مراسم شب یلدا چگونه توسط مسئولان دانشگاه به باد رفت. خجالتآور نیست که پس از سه سال مدیریت شما، خوابگاههای سطح شهر و دختران از کانونهای فرهنگی و هنری خوابگاهی محروم هستند و غریب تر آن که سقف اتاق موسیقی کوی همچنان سوراخ است و به هنگام بارندگی چکه میکند و ’مسئولیتش با کسی نیست ’ .
ما همچنان شاهد وضعیت به مراتب اسفبارتر خوابگاههای دختران نسبت به خوابگاههای پسران هستیم و شاهد مواردی همچون کنترل شدیدو حدگذاریهای غیراخلاقی بر آزادیهای فردی، تعیین ساعتهای ورود و خروج غیرمعقول و... هستیم. حتی جلسات پرسش و پاسخ مسئولان و دانشجویان نیز از آنها دریغ می شود .
بهرغم اعتراضات گسترده دانشجویان نسبت به کالایی شدن آموزش، بومی گزینی، تجاری سازی دانشگاه و خصوصیسازی خوابگاههای دانشجویی، شاهد عزم جدی هیأترئیسه بر ادامه این روند نادرست هستیم. همه اینها در حالی رخ میدهد که تنها بهعنوان نمونهای کوچک میتوان به خوابگاههای خصوصی سطح شهر اشاره کرد که بین دانشجویان به تبعیدگاه مشهور شدهاند و دانشجویان ساکن این خوابگاهها از بنیادی ترین حقوق خود محروم هستند .
چگونه توقع دارید که به دیدار شما بیاییم در حالیکه هنوز یک ماه از احضار فلهای دانشجویان به کمیته انضباطی نگذشته است؟
چگونه میتوانید در چشم دانشجویان نگاه کنید در حالیکه با انتصاب شهردار تهران بهعنوان مشاور خود حرمت دانشجویان را شکستید و شمشیر از رو بستید؟
«ما نیز شمشیر از نیام بر میکشیم»
هنگامی که پیشروی هایتان در پولی سازی دانشگاه و کالایی سازی آموزش بار مشاغل سطح پایین را علاوه بر بار کج آموزش نادرست، بر گردهی ما گذاشته است، چگونه به قامت راست و لبخند شما بنگریم و تبریک بگوییم؟
زمانی که از ابتداییترین حقوق خود در خوابگاهها که محیط زندگیمان است برخوردار نیستیم و روز به روز با افزایش هزینههای اسکان و تغذیه فشار بیشتری بر ما وارد میکنید و چنانکه میبینیم هرسال به تعداد خوابگاههای خصوصی اضافه میکنید، چگونه از ما توقع دارید با شما همراه شویم؟.
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
سال ١٣٩٥ در حالی آغاز شد که مشکلات فراوان دانشگاه، با وجود پیگیریهای متعدد دانشجویان، همچنان به قوت خود باقی است.
بهرغم اقدامات و اعتراضات دانشجویان مبنی بر احضار نکردن فعالان صنفی دانشگاهی، در آخرین روزهای سال 1394 شاهد احضار گسترده این فعالان به کمیته انضباطی بودیم. احضارهایی که ناباورانه می دیدیم مسئولان دانشگاه تهران در مصاحبههای مکررشان با رسانهها سعی در وارونه جلوه دادن علت آنها را دارند و گاه از اساس منکر احضار دانشجویان بهدلیل فعالیت صنفی شدند .
در روزهای پایانی سال 94 خبری حیرتآور بر روی سایت دانشگاه تهران قرار گرفت ’شهردار تهران « همان سرهنگ خودمان»، مشاور عالی رئیس دانشگاه تهران شد’.
با شروع سال جدید و ورورد دانشجویان دختر مقطع کارشناسی در تاریخ 12فروردین 95 به خوابگاه فاطمیه، دانشجویان به اتاق تلویزیون هدایت شدند، حال آنکه شوفاژها و وسایل گرمایشی خاموش بوده و مسئولان مربوطه با گستاخی تمام از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردهاند: ’مسئولیتش با ما نیست .’
متأسفانه با گذشت 3روز از بازگشایی خوابگاهها هنوز وضعیت گرمایشی اتاقها مناسب نیست، اصناف، خدمات دهی به دانشجویان را آغاز نکردهاند. فرصتی نبوده است چرا که مسئولان دانشگاه یا در حال قطع درختان بودهاند یا در حال تدارک جشن نوروزی.
بهرغم شعارهای فراوان در مورد افزایش نشاط در دانشگاهها، دانشجویان هنوز از داشتن مکان مناسب در خوابگاهها برای انجام فعالیتهای فرهنگی و همچنین از داشتن مراسم دانشجویی که خود متولی آن باشند محروم هستند. هنوز یادمان نرفته که زحمات دانشجویان برای مراسم شب یلدا چگونه توسط مسئولان دانشگاه به باد رفت. خجالتآور نیست که پس از سه سال مدیریت شما، خوابگاههای سطح شهر و دختران از کانونهای فرهنگی و هنری خوابگاهی محروم هستند و غریب تر آن که سقف اتاق موسیقی کوی همچنان سوراخ است و به هنگام بارندگی چکه میکند و ’مسئولیتش با کسی نیست ’ .
ما همچنان شاهد وضعیت به مراتب اسفبارتر خوابگاههای دختران نسبت به خوابگاههای پسران هستیم و شاهد مواردی همچون کنترل شدیدو حدگذاریهای غیراخلاقی بر آزادیهای فردی، تعیین ساعتهای ورود و خروج غیرمعقول و... هستیم. حتی جلسات پرسش و پاسخ مسئولان و دانشجویان نیز از آنها دریغ می شود .
بهرغم اعتراضات گسترده دانشجویان نسبت به کالایی شدن آموزش، بومی گزینی، تجاری سازی دانشگاه و خصوصیسازی خوابگاههای دانشجویی، شاهد عزم جدی هیأترئیسه بر ادامه این روند نادرست هستیم. همه اینها در حالی رخ میدهد که تنها بهعنوان نمونهای کوچک میتوان به خوابگاههای خصوصی سطح شهر اشاره کرد که بین دانشجویان به تبعیدگاه مشهور شدهاند و دانشجویان ساکن این خوابگاهها از بنیادی ترین حقوق خود محروم هستند .
چگونه توقع دارید که به دیدار شما بیاییم در حالیکه هنوز یک ماه از احضار فلهای دانشجویان به کمیته انضباطی نگذشته است؟
چگونه میتوانید در چشم دانشجویان نگاه کنید در حالیکه با انتصاب شهردار تهران بهعنوان مشاور خود حرمت دانشجویان را شکستید و شمشیر از رو بستید؟
«ما نیز شمشیر از نیام بر میکشیم»
هنگامی که پیشروی هایتان در پولی سازی دانشگاه و کالایی سازی آموزش بار مشاغل سطح پایین را علاوه بر بار کج آموزش نادرست، بر گردهی ما گذاشته است، چگونه به قامت راست و لبخند شما بنگریم و تبریک بگوییم؟
زمانی که از ابتداییترین حقوق خود در خوابگاهها که محیط زندگیمان است برخوردار نیستیم و روز به روز با افزایش هزینههای اسکان و تغذیه فشار بیشتری بر ما وارد میکنید و چنانکه میبینیم هرسال به تعداد خوابگاههای خصوصی اضافه میکنید، چگونه از ما توقع دارید با شما همراه شویم؟.