728 x 90

-

مشکلات آنها و مشکلات اینها - منوچهر هزارخانی

-

منوچهر هزارخانی
منوچهر هزارخانی
چند روز پیش آقای هنری ووستر، مدیر دفتر ایران در وزارت‌خارجه آمریکا، در مورد مجاهدین، لیست سیاه وزارت خارجه، رأی دادگاه و پیگیری آن توسط پاره‌یی از مسئولان سابق دولتی و... توضیحاتی داد که غالباً تکراری و شناخته شده بودند و در رسانه‌ها هم انعکاس پیدا کردند. من می‌خواهم از میان همه آنها فقط به دو مورد اشاره کنم.
مورد اول آن جاست که گفته است «یکی از مشکلاتی که ما با مجاهدین خلق داریم این است که به دیدهٴ ما آنها نماینده یک جنبش اصلاح‌طلب دموکراتیک در ایران نمی‌توانند باشند». هر چند نخستین سؤالی که به‌طور طبیعی در برابر این اظهارنظر به ذهن می‌رسد این است که آیا حتماً باید نماینده جنبش اصلاح‌طلب دموکراتیک بود تا به تروریسم متهم نشد و حتی بعد از رأی دادگاه مبنی بر رفع اتهام باز هم گروگان نگه‌داشته شد؟ اما قصدم وارد شدن در جدل نیست، فقط یادآوری این نکته است که مشکل متقابل مجاهدین با دولت آمریکا، آن طور که واقعیتهای روزمره نشان می‌دهند، اصلاً به این پیچیدگی نیست و به ذات و ماهیت کاری ندارد؛ مشکل تناقض قول و فعل است. مشکل پایبند نبودن به عهد و قرار است، مشکل بی‌اعتنایی به لگدمال شدن حقوق اولیه انسانی، مثل حق زندگی، حق مالک بودن داراییهای خود و حق استفاده از آنها، حق دسترسی داشتن به امکانات ساده زندگی روزمره مثل آب آشامیدنی، دسترسی داشتن به پزشک و دارو، حق مصون بودن از شکنجه جسمی و روحی و از رفتارهای توهین‌آمیز و غیرانسانی و خلاصه تمام حقوقی که اعلامیه جهانی حقوق‌بشر برای تمام انسانها ـ چه نماینده یک جنبش اصلاح‌طلب دموکراتیک باشند و چه نباشند ـ به‌رسمیت شناخته است. مشکل مجاهدین با دولت آمریکا به همین حقوق بدیهی و پیش پا افتاده‌یی بر می‌گردد که دولت دست‌نشانده محلی به‌طور سیستماتیک نقضشان می‌کند و ابرقدرت فاتح جنگ و منصوب کننده دولت محلی، این اعمال وحشیانه و ضدانسانی را تحت عنوان ”اعمال حاکمیت“ توجیه و حتی تشویق می‌کند.

از قضا اقدام شجاعانه شخصیتهای آمریکایی جهت طلب عدالت برای مجاهدین هم در واقع اعتراض به همین نقض حقوق اولیه است. آنها از مجاهدین دفاع نمی‌کنند، از آرمانهای اصیلی دفاع می‌کنند که تصور می‌کردند جزء ذاتی فرهنگشان است و حالا با بهت زدگی شاهد زیرپا گذاشتن آنها توسط زمامدارانشان هستند. از این روست که از ته دل فریاد می‌زنند ننگ بر ما که نقض عهد کردیم و به تعهداتمان پاسخ ندادیم، و با صدای بلند اعلام می‌کنند که ”کمپ لیبرتی“ به اسارتگاههای جنگی بیشتر شباهت دارد تا به اردوگاههای پناهندگی. این فریاد اعتراض ”دوحزبی“ هم، که طنینش در واشینگتن ”تجار محترم“ همان دو حزب را به وحشت انداخته است، نوعی ”صدای آمریکا“ ست؛ صدای دیگری از آمریکا یا، درست‌تر بگویم، صدای آن آمریکای دیگر است؛ آمریکای نخستین انقلاب ضداستعماری، آمریکای بیانیه استقلال و حقوق‌بشر، آمریکای آرمانخواه و طالب آزادی. مگر این آمریکاییان شجاعی که احقاق حقوق پایمال شده مجاهدین را مسأله خودشان کرده‌اند و ”تجار محترم“ دولتمدار با لولو خورخوره احضاریه خزانه‌داری می‌خواهند آنها را بترسانند، گناهشان چیزی جز عدالت طلبی و آرمانخواهی انسانی فراحزبی، فرا ملیتی، فرازبانی، فرادینی و فرانژادی است؟
نکته دومی در سخنان آقای مدیر دفتر، که قابل تأمل بنظرم می‌رسد این است: «با توجه به کنترل غیردموکراتیکی که رهبران این گروه بر اعضا دارند، گروه نمی‌تواند پیشقراول دموکراسی که آمریکا برای ایران در نظر دارد قلمداد شوند». هر چند او توضیح نمی‌دهد که آن ”دموکراسی که آمریکا برای ایران در نظر دارد“ از چه قماشی است، اما با توجه به نمونه‌های پیاده شده (یا مونتاژ شده) در جاهای دیگر به‌سادگی می‌توان دریافت که مدل مورد نظر اگر نسخه اندکی بزک شده از همین جمهوری اسلامی موجود نباشد، حتماً شریعت گرا و، به قول امروزیها، آخوند ـ کومپاتیبل هست. طبیعی است که در ا ین ”پروژه دموکراسی“ مجاهدین پسقراول هم نمی‌توانند باشند. این حقیقتی است که او می‌گوید در حالی که آن قدر بدیهی است که نیاز به گفتن ندارد. اما حقیقتی که او نمی‌گوید و نیاز به گفتن دارد این است که راه‌اندازی هر نوع ”پروژه دموکراسی“ آخوند کومپاتیبل، مستلزم از میان برداشتن جنبش سرنگونی طلب سازمانیافته است. در این جاست که اهمیت ”کنترل غیردموکراتیکی که رهبران این گروه بر اعضا دارند“ آشکار می‌شود، چون در عرصه مبارزه و زیر انواع فشارهای جسمی، روانی، سیاسی، نظامی، حقوقی، اقتصادی، و... ، مانع از وارفتن همبستگی و یکپارچگی می‌شود و امکان می‌دهد پایداری و استواری سازمانی ادامه یابد. هدف همه «اعمال حاکمیتها، ”تسهیل کنندگی“ ها، در لیست نگهداشتنها، کوچ دادنهای اجباری، زندان سازیها و انواع دیگر فشارها و مشقتهایی که باید هنوز در انتظارشان بود، خرد کردن همین روحیه مقاومت و از کار انداختن همین سازمانیافتگی است. حالا شما به چهره رزمندگانی نگاه کنید که ماههای متمادی است هر روز جلو مقر سازمان ملل‌متحد در ژنو جمع می‌شوند و حق پایمال شده‌شان را طلب می‌کنند. آیا در این چهره‌ها اثری از یأس یا تزلزل می‌بینید؟ اینها رزمندگان سرسخت و استوار مبارزه نامتقارن در همه جبهه ها هستند. اگر فردا همین امکان تظاهرات را هم از آنها بگیرند، حتماً راه دیگری برای ادامه مبارزه خواهند یافت یا اختراع خواهند کرد، ولی میدان را خالی نخواهند گذاشت.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/dfe766cc-ffc1-4b20-bb4e-cbe3e77f5001"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات