728 x 90

روزنامه السیاسه: کانون‌های شورشی... کابوسی که رژیم آخوندی را به وحشت انداخته است

کانونهای شورشی
کانونهای شورشی

 

روزنامه السیاسه کویت در مقاله‌یی به قلم نزار جاف نویسنده سرشناس کرد عراقی روز ۱۰ اسفند ۹۷ نوشت: یک، دو، سه، صد، هزار اشرف میسازیم، شهاب آسا می‌تازیم، به راهت ای آزادی بی‌پروا جان میبازیم.

جملات بالا بخشی از سرودی است که در میان تمام مردم ایران معروف شده است. این یک سرود حماسی است که بعد از انتقال نزدیک به سه هزار تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق به آلبانی سروده شد.

در آن هنگام رژیم ایران بر این باور بود که بستن قرارگاه اشرف که نام آن یک سمبل بود و معنای خاصی در میان مردم ایران داشت و دور کردن این مخالفین ایرانی از محلی که به آن دلبسته بودند، تضمین خلاصی از نقش وتاثیر شان در داخل ایران میباشد. خصوصا بعد از آنکه اخبار حملات خونبار رژیم ایران علیه آنها کینه و تنفری علیه رژیم ایران در میان مردم ایران برانگیخت.

 

سفر مرگ از اشرف به لیبرتی

بیاد داریم که مقامات و مسئولین ایرانی از شنیدن جزئیات قتل عامهای خونین ۸ آوریل ۲۰۱۱ و اول سپتامبر ۲۰۱۳ علیه ساکنان کمپ اشرف عراق از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدند و قاسم سلیمانی تروریست، به حاکمان ایران تبریک گفته و تاکید میکرد که آنچه در اول سپتامبر ۲۰۱۳ بوقوع پیوست غیر قابل مقایسه با دستاوردهای رژیم علیه سازمان مجاهدین بوده است. البته تبریک از جانب قاسم سلیمانی حاکی از دو موضوع بود:

اول اینکه حتی اگر اعضای سازمان مجاهدین در کمپی صدها کیلومتر دورتر از رژیم ایران حضور داشته باشند بازهم خطری بزرگ برای این رژیم تلقی میشوند .

و دوم اینکه حمله فوق که طی آن ۵۲ تن از ساکنان بی دفاع اشرف در خون غلطیدند و ۷ تن از آنها به گروگان گرفته شده و دهها مجروح برجای گذاشت، ماهیتی خونین داشت.

کمپ اشرف علاوه بر اینکه در معرض حملات خونین قرار گرفت، از محاصره‌ای وحشیانه نیز رنج میبرد. اما رژیم ایران که به شیوه‌های تحریف و دروغ شناخته میشود اینگونه القاء مینمود که خواستار تخلیه شدن کمپ اشرف میباشد اما شاهد بودیم که فشارها و طرحهای مشکوک و خبیثانه‌اش حتی بعد از انتقال ساکنان اشرف به کمپ لیبرتی  نیز ادامه داشت و حملات موشکی و محاصره ظالمانه بدون هیچگونه رحم و مروتی ادامه پیدا کرد. روشن بود که هدف رژیم بسیار فراتر از انجام حمله و محاصره جائرانه علیه آنهاست او میخواست این مخالفین را بطور دستجمعی نابود کند زیرا بخوبی میدانست که بقای انها مرادف با بقاء و ادامه روح مقاومت و درگیری علیه اوست. به همین دلیل بشدت در مسیر نابودی آنها با دست یازیدن به شیوه‌های گوناگون تلاش کرد. و دلیل این امر نیز تهیه لیستهای افرادی بود که در پی دیدار برخی از مقامات رژیم آخوندی از عراق خواستار بازگرداندشان به ایران میشد. اما تلاشهای خانم مریم رجوی رهبر مقاومت ایران و فعالیتهای سیاسی پیگیر او در پایان توانست جلوی موفقیت رژیم در دستیابی به خواسته‌های مشکوکش را بگیرد.

«اشرف ۳» یک تئوری جدید در زمان و مکان

موفقیت عملیات انتقال مسالمت آمیز سه هزار تن از مخالفین ایرانی از عراق به آلبانی و استقرار موقت آنها به ذهن آخوندها نمیزد به مذاق آخوندها خوش نیامد زیرا آنها بخوبی و بیش از هرکسی میدانند که این مخالفین مطلقا از مبارزه‌ای که علیه رژیم در آن وارد شده اند کوتاه نخواهند آمد و فعالیتهای خود را تحت هر شرایطی ادامه میدهند و چه بسا موفقیت آنها در بدست آوردن همبستگی و تایید مردم ایران و جهان بعد از حملات و قتل عامهایی که رژیم علیه آنها مرتکب شد همین امر باشد. این به خودی خود کافیست که تهران را بطور کامل مطمئن سازد که سلسله درگیریها و رویاروییها ادامه داشته و وارد فصلی نوین میشود.

همانطور که انتظار میرفت تلاشهای رژیم ایران از روزهای نخست استقرار مخالفین ایرانی در «اشرف۳» که همچون «کمپ اشرف» در عراق که آنرا در یک زمین بی آب و علف ساخته بودند شروع شد و رژیم شروع به اعزام جاسوسها و مزدورانش به آلبانی نمود و سفارت خود را در آنجا بعنوان پایگاه و کارگاه اطلاعاتی برای عمل علیه آنها قرار داد. همچنین بهترین افسران سپاه پاسداران و اطلاعات ایران را در این سفارت به کار گمارد. همانطور که گزارشات بعدی صحه گذاشتند، تردیدی نیست که  چنین توجهی به  مخالفینی که هزاران کیلومتر از میهن خود دور شده‌اند دلیل و اثبات عملی، بر نقش و تاثیر آنها بر اوضاع ایران و بطور خاص بر مردم ایران است و این آنچیزیست که میتوان آنرا به کوتاه کردن پارامتر زمان و مکان از زاویه قدرت و سرعت تاثیر گذاری توصیف نمود.

رژیم ایران در سال ۲۰۱۶ که مخالفین در آلبانی مستقر شده بودند هر آنچه در توان داشت را برای تضمین عدم تاثیرگذاری آنها بر مردم ایران به خدمت گرفت. در ابتدای کار برای ایجاد شک و تردید نسبت به آنها نزد مقامات آلبانیایی کار کرد و دقیقا مانند عراق بواسطه مزدوران پراکنده‌اش اقدام به داستانسرایی علیه آنها نمود. این کارها علاوه بر دادن اطلاعات گمراه کننده و پوچ و دروغین  به روزنامه‌های آلبانی بود تا چهره مجاهدین را خراب کند و جلوی کار آنها را بگیرد. همه اینها در زمانی صورت میگرفت که رژیم ادعا میکرد که سازمان مجاهدین خلق اطلاعات گمراه کننده علیه رژیم میپراکند اما فرا رسیدن سال ۲۰۱۷ بسیار برای رژیم گران تمام شد زیرا در این سال انبوه حوادث و تحولات در مسیرش قرار داشت که از جوانب مختلف تاثیر منفی بر روی رژیم گذاشت. در واقع بعد از آنکه دونالد ترامپ منصب ریاست جمهوری را تحویل گرفت و کارهایش را ردر سال ۲۰۱۷ در کاخ سفید آغاز نمود کابوسها یکی بعد از دیگری بر سر رژیم آخوندی نازل شد. اما نکته برجسته و قابل توجه اینکه این سال شاهد گسترش بیسابقه دامنه اعتراضات مردمی  بود و کار بجایی رسید که مقامات رژیم و در رأس آنها وزیر کشور بر آن تاکید نموده و نسبت به آن هشدار دادند.

از روزنامه السیاسه ـ قیام پیش بینی میشد

بسیار مهم و مفید میباشد که مصابحه آقای محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران با روزنامه السیاسه که در شماره (۱۷۶۱۴) در ۲۵ دسامبر ۲۰۱۷ یعنی سه روز قبل از شروع قیام اخیر انجام شده را خاطرنشان کنیم. و در حالیکه اعتراضات مردمی بطور مستمر در داخل ایران ادامه داشت وی بر قدرت سازماندهی مقاومت ایران و افزایش و ارتقاء شبکه‌های مخفی در داخل ایران تاکید کرد و گفت:‌« شبکه های داخلی  مجاهدین خلق تلاش می کنند مردم را توجیه کنند و به مردم سمت و سو بدهند ، و ما خوشبختانه توانستیم به مردم بفهمانیم که تا این رژیم وجود دارد ، تا خامنه ای و روحانی در قدرت هستند و تا رژیم ولایت فقیه بر سرکار است این مشکلات و بحران ها افزایش خواهند یافت و نه کاهش»

طبق  معمول بعد از انجام این مصاحبه صحبتهایی حول محتوای مطالب انجام شد که البته برای انتشار نبود. در خلال این صحبتها آقای محدثین نکته ای به من گفت و از من خواست که آنرا منتشر نکنم. او گفت:‌ روزهای آینده شاهد سورپریزهای بزرگی خواهد بود و اثبات خواهد نمود که نقش سازمان در داخل ایران به کجا رسیده است. در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۷ قیام شعله ور شد و رهبر عالی ایران با زبان خودش اذعان نمود که سازمان مجاهدین خلق پشت قیام و شکل دادن و آماده سازی و رهبری آن قرار داشته است. این نکته تاکیدی بی گفتگو و آشکار بر نقش و جایگاه سازمان مجاهدین در داخل ایران است و تاکیدیست بر اینکه هرآنچه خلاف آن گفته میشود نادرست و ناهمخوان با واقعیت است.  

قیام ادامه دارد

با شروع قیام ۲۸ دسامبر ۲۰۱۷ که ۱۴۰شهر در سراسر ایران را فراگرفت و  رهبرعالی بمدت ۱۳روز در اینرابطه سکوت اختیار کرد و در پی آن به صحنه آمده و سازمان مجاهدین خلق را به سازماندهی و رهبری این قیام متهم نمود. این موضعگیری یک تحول قابل توجه قلمداد میشود زیرا بعد از سالیان طولانی که مقامات رژیم ایران تلاش میکردند که نقش سازمان را (در صحنه ایران) پایان یافته القاء کنند و تاکید نمایند که دیگر تاثیری در داخل کشور ندارند اما اظهارات رهبر عالی بمثابه اعترافی بیسابقه قلمداد میشد که همزمان با تاکید مسئولین سازمان مجاهدین بر نقش و حضورشان در صحنه داخلی ایران بود.

دستگیری نزدیک به ۸۰۰۰ ایرانی که در این قیام شرکت جسته بودند و کشته شدن تعدادی از آنها در زیر شکنجه با این ادعای مسخره مقامات رژیم  که خودکشی کرده اند، تردیدی در بسیج انجام شده از سوی ارگانها امنیتی و یکانهای سپاه پاسداران با هدف خاموش کردن این قیام باقی نمیگذارد. اما آنچه رژیم را غافلگیر نمود این بود که سناریوی خاموش کردن قیام ۲۰۰۹ در این قیام تکرار نشد. زیرا در قیام ۲۰۰۹ بعد از آنکه رژیم موفق شد آنرا خاموش کند دیگر تظاهرات و فعالیتهای اعتراضی بطور کامل خاتمه یافت، اما این امر در قیام کنونی تکرار نشد و اعتراضات مردمی در سراسر ایران ادامه یافت و این استمرار پیامی به رژیم بود مبنی بر اینکه اقدامات سرکوبگرانه نتوانسته است روحیه مقاومت را در میان مردم ایران که کاسه صبرشان لبریز شده است را از بین ببرد. اما تحول جدید که همراه با این اعترضات مردمی رخ نمود و بصورتی قابل توجه ادامه یافت همانا فعالیتهای کانونهای شورشی به فرماندهی هواداران سازمان مجاهدین خلق بود که دامنه فعالیتهایشان گسترش یافت و همانطور که مخالفین ایرانی قول ساختن ۱۰۰۰اشرف را داده بودند در اینجا نیز از طرف خودشان و همه مخالفان رژیم ایران در داخل وعده برپایی ۱۰۰۰کانون شورشی را دادند. آدی این وعده ای با توجه به اوضاع کنونی ایران و نه یک امر دست نیافتنی میباشد.

کانونهای شورشی روش و اسلوب جدید مبارزه علیه رژیم ایران است و نقش سیاسی و حرکت دهنده و فعال و موثر در ادامه اعتراضات علیه رژیم ایفا میکند.

 

کانونهای شورشی و نقش تاثیر گذار

همانطور که صحبت کردیم فعالیتهای کانونهای شورشی همزامن با اعتراضات مردمی بود و بعنوان یک نمونه حی و حاضر باید به ۱۳ حرکت اعتراضی طی روز دوشنبه ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ اشاره کرد که کانونهای شورشی خبرهای مربوط به آنرا نقل کرده اند. یادآوری میکنیم که ما هر آنچه در اطلاعیه‌ها بر اساس نوشته ها و گفته‌های کانونهای شورشی آمده را نقل میکنیم که به شرح زیر است:

۱-      اعتصاب کارکنان راه آهن تبریز واقع در استان آذربایجان.....

۲-      تجمع اعتراضی مالباختگان در مشهد ....

۳-      تجمع اعتراضی کارگران شهرداری آبادن ...

۴-      تجمع اعتراضی پرسنل آتش نشانی در آبادان ...

۵-      مریوان: حرکت اعتراضی دختران دانش آموز در حمایت از معل زندانی....

۶-      تجمع اعتراضی شرکت کنندگان در آزمون وکلاء در مقابل مجلس شورای رژیم....

۷-      تجمع اعتراضی خانواده های قربانیان هواپیمای تهران ـ یاسوج در فرودگاه مهرآباد...

۸-      تجمع اعتراضی کارمندان بیمارستان خمینی شهر کرج در اعتراض به وضعیت بیمارستان...

۹-      تجمع کارگران کارخانه رون نباتی جهان در شهر زنجان در اعتراض به عدم پرداخت معوقات و حقوق اضافه کاری ...

۱۰-  تجمع اعتراضی کارمندان شهرداری چاه بهار در اعتراض به عدم پرداخت معوقات و حقوق اضافه کاری ...

۱۱-  تجمع اعتراضی مالباختگان موسسه کاسپین در شهر رشت در مقابل بخش خمینی این موسسه...

۱۲-  تجمع اعتراضی مالباختگان طلافروشی در شادی محله تهران پارس

۱۳-  تجمع اعضای تعاونی های سهام عدالت در تهران...

در قبال این اعتراضات کانونهای شورشی در همان روز یعنی در ۱۸ فوریه فعالیتهای زیر را داشته اند:‌

۱-      در روز ۱۸ فوریه سال ۲۰۱۹ در یک اقدام شجاعانه و با شعار «خامنه‌ای مرگت فرا رسیده ـ زنده باد رجوی» اعضاء کانون شورشی ۱۵۲ در شهر نیشاپور یکی از مراکز  جهل و جنایت  معروف به حوزه علمیه نیشاپور را به آتش کشیدند و به این ترتیب بخشی از شهر از رجس این موسسه پاک شد.

۲-      در روز ۱۸ فوریه سال ۲۰۱۹ در یک اقدام شجاعانه و با شعار «زنده باد سازمان مجاهدین خلق» اعضاء کانون شورشی ۸۵۷ در تهران ورودی پایگاه بسیج سرکوبگر به نام پایگاه بسیج مقاومت ۲۵۱ را در «شهر ری» به آتش کشیدند.

۳-      در اقدامی علیه سرکوب و خفقات اعضاء کانون شورشی ۱۷۰ در استان خوزستان ورودی یکی از پایگاههای بسیج سرکوبگر بنام پایگاه مقاومت «شهدا» را در محله راه آهن در حالیکه عکسهای خمینی و خامنه‌ای نیز بر سر در آن آن نصب بود را به آتش کشیدند.

۴-      در یک حرکت قهرمانانه اعضاء کانون شورشی ۷۴۹ در شهر «پرند» یک بنر تبلیغاتی که حاوی عکس منحوس خامنه‌ای ولی فقیه مرتجع بود را به آتش کشیده و این منطقه را از رجس این مظهر منحوس پاک کردند. این عملیات قهرمانانه در روز ۱۸ فوریه سال ۲۰۱۹ با شعار مرگ بر خامنه ای و لعنت بر خمینی و درود بر رجوی انجام شد.

۵-      در روز ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ در یک اقدام شجاعانه و با شعار «خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست» اعضاء کانون شورشی ۱۶۰ در شهر ماکو بنر تبلیغاتی بزرگ عکس خامنه‌ای را به آتش کشیدند.

۶-      در روز ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ در یک اقدام شجاعانه اعضاء کانون شورشی ۳۱۳ در تهران بنر تبلیغاتی عکس خمینی را آتش زدند.

۷-      در روز ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ طی یک عملیات شجاعانه برای درهم شکستن دیوار خفقان و سرکوب را شکسته و با نام داریوش سلحشور و با شعار مرگ بر خامنه ای ـ درود بر رجوی اعضاء کانون شورشی ۷۱۶ در شهر خرم آباد بنر عکسهای خمینی و خامنه‌ای را به آتش کشیدند.

۸-      در یک اقدام قهرمانانه اعضاء کانون شورشی ۷۵۶ در شهر کرمانشاه بنر بزرگ عکسهای خمینی و خامنه‌ای را در یکی از میدانهای شهر آتش زدند. این عملیات در روز ۱۸ فوریه سال ۲۰۱۹ انجام گرفت.

 

اعترافهایی به فعالیتهای کانونهای شورشی

فعالیتهای کانونهای شورشی علیرغم فضای شدید امنیتی در ایران، بی انقطاع ادامه دارد و با اینکه مقامات ایرانی بر حسب عادت تلاش کرده اند که این فعالیتها و خصوصا نقش هواداران سازمان مجاهدین خلق که هدایت کننده آنها میباشند را برای نسل جوان بپوشانند اما علنی شدن این فعالیتها از جانب مقاومت ایران رژیم ایران را مجبور ساخت که تسلیم شده و به این فعالیتها اعتراف نماید. اما همچون همیشه تلاش دارد آنها را کوچک نشان داده و نسبت به آنها ایجاد شک و تردید نماید.

بعنوان یک نمونه ای از شیوه های کوچک کردن و پائین آوردن جایگاه این فعالیتها و طعنه زدن به آن خوبست که به مصاحبه علی قاسمیان یکی از کارشناسان رژیم در روزنامه وطن امروز اشاره کنیم. وی گفت:‌ امروز (مجاهدین) از طریق شبکه‌های اجتماعی سعی در ارتباط‌گیری با نسل جوان و نوجوان ما دارند. از طریق، وعده‌های دروغ اقامت در خارج از ایران، و امثال اینها افراد را فریب داده و از آنها می‌خواهند در یک کوچه خلوت تابلویی را به دست بگیرند که مثلاً عکس سران (مجاهدین) روی آن است، یا شعاری علیه نظام و با نام بردن از (مجاهدین) روی آن نوشته شده است. اسم این کار را هم گذاشته‌اند «کانون‌های شورشی».

همچنین خبرگزاری حکومتی ایرنا اظهارات آخوند عباس کعبی عضو شورای نگهبان را منتشر کرده که طی آن بصورتی پیچیده و با رد گم کنی و با بدنام کردن کانونهای شورشی میگوید: روحانیت باید دشمن را رصد کنند و در میدان دفاع پیشگام باشند زیرا آمریکا از طریق پشتیبانی امکاناتی، رژیم صهیونیستی از طریق جاسوسان و حمایت های اطلاعاتی، عربستان از طریق حمایت مالی و مجاهدین خلق با نیروهای میدانی به دنبال ایجاد کانون‌های شورشی و توطئه در کشور هستند.

یک رسانه حکومتی هم به نام قابوسنامه در مورد نقش کانون‌های شورشی با همان شیوه خاص رژیم نوشته بود: تاکتیک (مجاهدین) به این صورت است که ابتدا در رسانه های وابسته بخود، با تبلیغات وسیع و کوه ساختن از کاه، زمینه اعتراضات را فراهم می کند. سپس توسط برخی از عوامل خود که آنها را «کانون های شورشی» می نامند به تجمعات اعتراضی و برحق مردم نفوذ می کند.

در یک نمونه دیگر سایت بهارستان وابسته به سپاه پاسداران ایران میگوید: «آنها کانونهای شورشی را بعد نا آرامیهای اخیر تشکیل دادند که هم قدرت تکثیر نیرویی دارند و هم از پنانسیل جایگزینی لیدرهای صحنه برخوردار هستند». یا «در این روزها مجاهدین تلاش میکنند که آشوبها و نا آرامیها را به سوی کانونهای شورشی سمت و سو بدهند تا جای پایی ایجاد کرده و همانطور که عادت دارند به تشکیلات و روابطی دست پیدا کنند و این چیزیست که ما در اروپا انتظار آنرا نداشتیم». یا « بسیاری از جوانان و افراد سپاه پاسداران و بسیج امروز مسخ شده و تحت تاثیر تبلیغات مجاهدین که علیه رژیم و اصول نظام اسلامی میباشد قرار گرفته اند. این به مثابه سمت گیری نسل جوان ما نیست بلکه یک طرح و برنامه و توطئه است».

مجاهدین خلق، آخوندهای ایران، جنگ بود و نبود

امیدی نیست که قطع رابطه و اختلاف بین جریان مذهبی بنیادگرای حاکم بر ایران و سازمان مجاهدین خلق که به یک جنگ و رویارویی خونین بالغ شده و شاهد فصلهای خشونتباری بوده است پایانی داشته باشد و شکاف بین آنها پر شود. خصوصا که سازمان مجاهدین به کمتر از سرنگونی تمامیت این رژیم مذهبی رضایت نمیدهد. این درحالیست که آخوندهای ایران نیز هر آنکس که علیه‌شان باشد را محارب با خدا قلمداد کرده و به همین دلیل تلاش میکنند از هر راهی که بتوانند این سازمان را از میان بردارند. اما بعد از چهار دهه از رویارویی خشونتبار بین طرفین و هر آنچه رژیم علیه سازمان انجام داد و بخصوص قتل عام ۱۹۸۸ که طی آن هزاران تن از اعضای سازمان و هوادارانش را اعدام نمود بسیار مفید میدانیم که آنچه منتظری به کمیته مرگ گفته و آنها را نسبت به مواضع خونینی که در قبال مجاهدین اتخاذ نموده بودند  سرزنش کرد را در گوش آخوندها نجوا کنیم و بگوییم که مجاهدین تعدادی افراد نیستند بلکه آنها یک فکر و منطق میباشند و بایستی منطق اشتباه را با منطق صحیح پاسخ داد و کشتار آنها مسئله‌ای حل نمیکند بلکه باید منطق صحیح را ترویج نمود. شایان یادآوریست که قتل عام سال ۱۹۸۸ یک از دلایل برکناری آیت الله منتظری از منصبش بعنوان جانشین خمینی بود زیرا وی به خمینی اعتراض کرد و به اعضای کمیته مرگ در مورد این قتل عام گفت: شما بزرگترین جنایت را در تاریخ جمهوری اسلامی مرتکب شدید. و هشدار داد که تاریخ خمینی را جنایتکار و خونریز قلمداد خواهد کرد.

آری در حالیکه جهانیان گوششان از حرفهای ناهمخوان با تاریخ و زمان آخوندها پر شده،  اکنون به مریم رجوی و زنان و مردان همراهش گوش فرا میدهند زیرا که کلام آنها سرشار از تفکر و منطق میباشد.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات