در جوامع دمکراتیک، آمار سادهترین و شفافترین معیار برای سنجش وضعیت هر مسأله و کلاً هر پدیدهیی است؛
از مسائل اقتصادی گرفته تا معضلات اجتماعی
و از موضوعهای علمی گرفته تا کیفیت محصولات هنری و ادبی
و از مسائل کشاورزی گرفته تا وضعیت صنعت و تجارت و غیره.
در جوامع بسته و حاکمیتهای ضددموکراتیک هم البته آمار، سادهترین و شفافترین معیار است اما با قید یک تبصره و آن اینکه: اینجا دیگر آمار وسیلهای برای تبلیغات سیاسی و فریب افکار عمومی است و نه بیان و مقایسه واقعیتها!
روزنامه حکومتی سیاست روز در مقالهای این کار کرد دوگانه آمار در دیکتاتوری ولایتفقیه را بهروشنی نشان داده و با اشاره به برخی آمارهای منتشر شده درون نظام تیتر زد که:
«نشر اکاذیب، برای به خیابان کشاندن مردم».
این روزنامه وابسته به باند خامنهای در مقالهاش توضیح داد: «اصرار برخی جریانهای سیاسی خاص در بیان برخی آمارها از آنرو صورت میگیرد که طرح و برنامههایی برای ایجاد فتنه اقتصادی روی میز این جریان وجود دارد».
روزنامه مزبور سپس در اثبات ادعایش میگوید:
نرخ واقعی بیکاری در ایران ۳۰درصد نیست بلکه ۱۲درصد است.
گسترش گرسنگی در ایران دروغ است و ایران امروز جزء سیرترین کشورهای جهان بهشمار میرود!
فقر مطلق نداریم (اگر هم داشته باشیم کمتر از ۳دهم درصد است).
افزایش بیکاری دروغ است!
اینکه برخیها میگویند چند دهه عقب افتادیم دروغ است!
کم شدن مصرف گوشت قرمز بهعلت فقر دروغ است، قدرت مردم برای خرید گوشت نسبت به ۲۰سال قبل بیشتر هم شده است!
ایران تحت حاکمیت ولایتفقیه در برخی شاخصهای اقتصادی از آمریکا و چین هم جلوتر است
و در بسیاری از شاخصهای کارآمدی نسبت به بسیاری کشورهای جهان نمره مطلوبتری دارد!
افزایش سرقت بهعلت گسترش فقر دروغ است و علت افزایش سرقت، گران شدن موبایل!؟ و زیاد شدن نقدینگی موجود در دست مردم است!
از مقاله این روزنامه حکومتی باید نتیجه گرفت که: در ایران آخوندزده فعلی نه بیکاری داریم، نه فقر و نه گرسنگی و نه سرقت و نه هیچ مشکل دیگر، وضع مردم هم از آمریکا و چین و بسیاری کشورهای دیگر بهتر است و اگر! اگر! اگر! اشکالی وجود داشته باشد به گران شدن برخی اقلام مانند موبایل بر میگردد و افزایش پول موجود در جیب مردم که نمیدانند با آن چکار کنند!؟
این روزنامه حکومتی در پایان با اشاره به «سیاه نمایی»های فوق هشدار داده که: «سوگمندانه باید گفت عدهای منتظر درو کردن محصول (این سیاهنماییها) از کف خیابانها هستند»!
و بعد هم اضافه کرده: (آن عده) «درباره اغتشاشات دیماه ۹۶(منظورش قیام دیماه است) که بر اثر همین دروغها شکل گرفت نیز گفتند که این اغتشاشات پیش لرزه یک رخداد بزرگتر است».
فارغ از تمامی آمارها و سفیدسازیهای این روزنامه باید به آخرین جمله مقالهاش درود فرستاد که تنها حرف درستی است که نوشته: «پیشلرزه یک رخداد بزرگ»!
این، آن چیزی است که تمامی باندهای تشکیلدهنده رژیم از وقوع آن وحشت داشته و برای جلوگیری از آن هر کدام ساز خود را میزنند در حالیکه مردم با همه طبقات و اصناف گوناگون اجتماعی اکنون سالهاست که فقط یک «ساز» را کوک میکنند: ساز سرنگونی!