لابد در خبرها خواندهاید و شاید تصاویر آن را هم دیده باشید که کارگران پلی اکریل اصفهان در ادامه اعتراضات چند ماهة خود، شعارهای ضدحکومتی سر دادند. کارگران خشمگین که در تظاهرات اخیرشان، خواستار آزادی همکاران بازداشت شدهٴ خود بودند، شعار «هیهات مناالذله!» و «بهمن ماه خونه ظالم سرنگونه» را فریاد کردهاند.
این تظاهرات و این شعارها، قاعدتاً بایستی پشت سردمداران رژیم را لرزانده باشد، چرا که این، اگر چه بالفعل یک جرقه است، اما بهروشنی گویای پتانسیل سهمگینی است که در سرتاسر جامعهٴ ایران موج میزند. جرقهای که میتواند به سرعت تبدیل به حریقی بنیانکن شود.
نگاهی به نمونه کارگران پلی اکریل اصفهان و روند اعتراضهای آنان، طی ماههای گذشته، یک منحنی صعودی را نشان میدهد. آنان مدتهاست علیه انواع ستمها، از جمله تجزیه کارخانه و تعطیل تدریجی بخشهای مختلف و اخراج گروه گروه کارگران در حال اعتراض و اعتصابند. در 30آبان ماه گذشته، رژیم 4تن از نمایندگان کارگران را دستگیر کرد، کارگران شعار آزادی دستگیر شدگان را در رأس خواستهای خود قرار دادند و در نتیجه اعتراض رنگ سیاسی بهخود گرفت. همین باعث وحشت کارگزاران رژیم و آزاد کردن کارگران محبوس شد اما اعتراض کارگران بهخاطر فشارها و اخراجها ادامه یافت. کارگزاران رژیم بار دیگر تلاش کردند با دستگیری شماری از کارگران آنان را وادار به عقبنشینی کنند، اما نتیجه این شد که شعار آزادی زندانیان به شعار اصلی کارگران تبدیل شد. حرکت اعتراضی سیاسی شد.
شعار آزادی زندانیان باعث شد که جهانگیری معاون اول آخوند روحانی سراسیمه به صحنه بیاید و آنچنان که رسانههای حکومتی بهنقل از وی نوشتند، بگوید: «در دولت روحانی هیچکس بهخاطر مسائل حقوقیاش [صنفیاش] زندانی نخواهد شد» (خبرگزاری حکومتی ایلنا 12بهمن).
اما پاسخ جهانگیری که در بستر شکاف درونی رژیم بارز میشد، راه برای یک گام رایکالتر شدن اعتراض کارگران باز کرد و این بار شعار «بهمن ماه خونه ظالم سرنگونه» طنینانداز شد.
مسیر صعودی حرکتهای اعتراضی در ماههای اخیر، تنها به کارگران و محیطهای کارگری محدود نمیشود. مشابه این وضعیت در دانشگاهها و در سراسر کشور، قابل رؤیت است. دانشجویان در سال جاری تحصیلی با صدها حرکت اعتراضی، ظرفیت اعتراضی دانشگاهها را به نمایش گذاشتهاند. از سوی دیگر بهطور فزایندهیی میشنویم که مردم بهویژه جوانان یک شهر یا یک محله، چگونه علیه مأموران سرکوبگر و گشتیهای رژیم خروشیدهاند، بسیجیها را کیفر کرده و گوشمالی دادهاند یا مانع از آن شدهاند که مزدوران، زن یا جوان هموطنی را دستگیر کنند، یا حتی چگونه مردم یک شهر علیه اعدام فرزندانشان به خروش و تظاهرات اعتراضی برخاستهاند.
این روند صعودی که طبعاً در ادامه بهپوسته شکنی و تبدیل به قیامهای بزرگتر میانجامد، حاکی از بنبست سرکوب رژیم است که بهرغم گسترش اعدامهای جمعی و افزایش دستگیریها شاهد شجاعت بیشتر مردم و افزایش اعتراضات است. بنبستی که بر اثر شکاف و شقه درونی رژیم بیش از پیش رژیم را زمینگیر کرده و بر اساس قانونمندیهای متقن تاریخی نوید از آتشفشانی میدهد که در راه است.
این تظاهرات و این شعارها، قاعدتاً بایستی پشت سردمداران رژیم را لرزانده باشد، چرا که این، اگر چه بالفعل یک جرقه است، اما بهروشنی گویای پتانسیل سهمگینی است که در سرتاسر جامعهٴ ایران موج میزند. جرقهای که میتواند به سرعت تبدیل به حریقی بنیانکن شود.
نگاهی به نمونه کارگران پلی اکریل اصفهان و روند اعتراضهای آنان، طی ماههای گذشته، یک منحنی صعودی را نشان میدهد. آنان مدتهاست علیه انواع ستمها، از جمله تجزیه کارخانه و تعطیل تدریجی بخشهای مختلف و اخراج گروه گروه کارگران در حال اعتراض و اعتصابند. در 30آبان ماه گذشته، رژیم 4تن از نمایندگان کارگران را دستگیر کرد، کارگران شعار آزادی دستگیر شدگان را در رأس خواستهای خود قرار دادند و در نتیجه اعتراض رنگ سیاسی بهخود گرفت. همین باعث وحشت کارگزاران رژیم و آزاد کردن کارگران محبوس شد اما اعتراض کارگران بهخاطر فشارها و اخراجها ادامه یافت. کارگزاران رژیم بار دیگر تلاش کردند با دستگیری شماری از کارگران آنان را وادار به عقبنشینی کنند، اما نتیجه این شد که شعار آزادی زندانیان به شعار اصلی کارگران تبدیل شد. حرکت اعتراضی سیاسی شد.
شعار آزادی زندانیان باعث شد که جهانگیری معاون اول آخوند روحانی سراسیمه به صحنه بیاید و آنچنان که رسانههای حکومتی بهنقل از وی نوشتند، بگوید: «در دولت روحانی هیچکس بهخاطر مسائل حقوقیاش [صنفیاش] زندانی نخواهد شد» (خبرگزاری حکومتی ایلنا 12بهمن).
اما پاسخ جهانگیری که در بستر شکاف درونی رژیم بارز میشد، راه برای یک گام رایکالتر شدن اعتراض کارگران باز کرد و این بار شعار «بهمن ماه خونه ظالم سرنگونه» طنینانداز شد.
مسیر صعودی حرکتهای اعتراضی در ماههای اخیر، تنها به کارگران و محیطهای کارگری محدود نمیشود. مشابه این وضعیت در دانشگاهها و در سراسر کشور، قابل رؤیت است. دانشجویان در سال جاری تحصیلی با صدها حرکت اعتراضی، ظرفیت اعتراضی دانشگاهها را به نمایش گذاشتهاند. از سوی دیگر بهطور فزایندهیی میشنویم که مردم بهویژه جوانان یک شهر یا یک محله، چگونه علیه مأموران سرکوبگر و گشتیهای رژیم خروشیدهاند، بسیجیها را کیفر کرده و گوشمالی دادهاند یا مانع از آن شدهاند که مزدوران، زن یا جوان هموطنی را دستگیر کنند، یا حتی چگونه مردم یک شهر علیه اعدام فرزندانشان به خروش و تظاهرات اعتراضی برخاستهاند.
این روند صعودی که طبعاً در ادامه بهپوسته شکنی و تبدیل به قیامهای بزرگتر میانجامد، حاکی از بنبست سرکوب رژیم است که بهرغم گسترش اعدامهای جمعی و افزایش دستگیریها شاهد شجاعت بیشتر مردم و افزایش اعتراضات است. بنبستی که بر اثر شکاف و شقه درونی رژیم بیش از پیش رژیم را زمینگیر کرده و بر اساس قانونمندیهای متقن تاریخی نوید از آتشفشانی میدهد که در راه است.