در هشتادمین روز اعتصاب غذا، یک صحنه و حرکت بسیار با شکوه در اعتصابغذای هموطنان پشیتیبان مقاومت ایران در برلین دیده میشود. جایی که فریادها هم با تمام توان از گلوها بیرون میآید: اینچنین: «اوباما، اوباما، گروگان اشرفی آزاد باید گردد. هفت گروگان را همین الآن آزاد کنید! آنها برای این خواست یک شعار دیگر هم میدهند: با جنگ صد برابر، اشرفنشان تا آخر!». این هشتادمین روز اعتصابغذا در برلین است. کارزاری که همزمان در لیبرتی، ژنو، اتاوا، لندن و ملبورن دنبال میشود و چند روز پیش گروههایی از ایرانیان پشتیبان مقاومت در رم و استکهلم نیز به آن پیوستند. اعتصابی همپای تظاهرات جهانی برای آزادی هفت گروگان اشرفی و حفاظت مجاهدان در لیبرتی در عراق. اعتصاب در حالی پیش میرود که حال اعتصابیها رو به وخامت میگذارد. اما صحنهٴ این اعتصاب و ایستادگی هموطنان در آلمان بسیار دیدنی است، و شاید یک صحنهٴ زیبای تاریخی باشد. یک مجموعه از تصاویر شهیدان در وسط میدان و در جلو با عدد 52 در وسط آن، که با گل درست شده. در پشت آن، صفی از اعتصابغذاکنندگان هشتاد روزه! که روی صندلیهایی نشستهاند. یک پارچهٴ قرمز روی زانوها علامت اعتصابغذای آنها و همچنین گرم کننده زانوانی است که در سرمای هشتاد روزه ایستادگی کردهاند. در پشت سراعتصاب کنندگان، فوجی از هموطنان خروشان، ایستاده با تصاویر شهیدان و پرچمهایی در دست. همه شعار میدهند: سکوت و استمالت، جنایت است جنایت. آنها سکوت خیانتباری را محکوم میکنند. شعارها ادامه مییابد: یک دو سه صد هزار اشرف میسازیم. مرگ بر اصل ولایتفقیه!
در ادامه بهرام مودت، یک عضو شورای ملی مقاومت و خانم سیمین منافی، سخنرانی میکنند.
سپس آقای مسعود دوستی شعری میخواند: ابیاتی از آن اینگونه است:
«میدونی نیست بیحصار، عین خزانه هر بهار
قد میکشه تو هر راهی، دیوار پشت هر دیوار
بازرسی! ایست! کمین! رصد! شنود! اصول دین
ماهی سیاه کوچولو، تو مرداب سرد اوین
پس از وی چند تن از هموطنان آقایان و خانمها، رضا محمدی، فخری شیرازی، کامبیز رودسری، زهرا رفیعی، و گروهی از جوانان آذری (ترک زبان) سخنان پرشوری ایراد میکنند.
در تاریکی شب در همین میدان که میدان براندنبورگ برلین است به صحنهٴ بسیار زیبای دیگری تبدیل میشود. یک ستارهٴ بزرگ تشکیل شده از شمعهای روشن، در جلوی این جمعیت اعتصاب کننده، سطح میدان را گرفته است. ستاره، همان ستارهٴ پنجپر آرم مجاهدین است، که نور شمعهایش نشاندهندهٴ گرمای قلبهای پرعزم اعضا و هوادارانشان میباشد. این صحنه، مورد استقبال شدیدی از سوی شهروندان برلین قرار گرفت. این حرکت و صحنهٴ با شکوه، با عهد بستن شرکت کنندگان به شب رسید. عهد این بود که تا آزادی گروگانها دست از رزم خود نمیکشیم و پایدار به کارزار خود ادامه میدهیم. استحکام این عزم را مشتهای گره کرده و فریادها گواهی دادند.
در ادامه بهرام مودت، یک عضو شورای ملی مقاومت و خانم سیمین منافی، سخنرانی میکنند.
سپس آقای مسعود دوستی شعری میخواند: ابیاتی از آن اینگونه است:
«میدونی نیست بیحصار، عین خزانه هر بهار
قد میکشه تو هر راهی، دیوار پشت هر دیوار
بازرسی! ایست! کمین! رصد! شنود! اصول دین
ماهی سیاه کوچولو، تو مرداب سرد اوین
پس از وی چند تن از هموطنان آقایان و خانمها، رضا محمدی، فخری شیرازی، کامبیز رودسری، زهرا رفیعی، و گروهی از جوانان آذری (ترک زبان) سخنان پرشوری ایراد میکنند.
در تاریکی شب در همین میدان که میدان براندنبورگ برلین است به صحنهٴ بسیار زیبای دیگری تبدیل میشود. یک ستارهٴ بزرگ تشکیل شده از شمعهای روشن، در جلوی این جمعیت اعتصاب کننده، سطح میدان را گرفته است. ستاره، همان ستارهٴ پنجپر آرم مجاهدین است، که نور شمعهایش نشاندهندهٴ گرمای قلبهای پرعزم اعضا و هوادارانشان میباشد. این صحنه، مورد استقبال شدیدی از سوی شهروندان برلین قرار گرفت. این حرکت و صحنهٴ با شکوه، با عهد بستن شرکت کنندگان به شب رسید. عهد این بود که تا آزادی گروگانها دست از رزم خود نمیکشیم و پایدار به کارزار خود ادامه میدهیم. استحکام این عزم را مشتهای گره کرده و فریادها گواهی دادند.


