واشینگتن پست – 10مارس ۲۰۱۲ – به قلم دیوید ایگنیشس:
– پس از یک هفته گفتگوهای دائمی در مورد جنگ با ایران، یک احتمال به دور از انتظار از این قرار است:
دولت اوباما، در تمایل برای جلوگیری از حمله اسرائیل، خودش را به کارزاری برای اعمال فشار [روی ایران] متحد کرده که در صورت پیشبردن آن با تمام قوا، میتواند نهایتاً به تغییر رژیم در ایران منجر شود. وعده رئیسجمهور اوباما به افزایش فشار اقتصادی، سیاسی و سایر فشارها روی ایران، به همین نقطه ضعف ایران برمیگردد. بزرگترین آسیبپذیری ملاها، نظام سیاسی آنها است، که شقه و نامحبوب است، نه برنامه هستهیی آنها، که بهنظر میرسد از حمایت نسبتاً گستردهیی در داخل برخوردار است. و ممکن است این بنیاد سیاسی بر اثر کارزاری که هماکنون در جریان است به لرزه افتاده باشد. آمریکا رژیم ملاها را صراحتاً هدف قرار نداده، ولی بهدلیل نیروهایی که به حرکت درآمدهاند، در معرض خطر فزایندهیی قرار دارد. تحریمها و سایر فعالیتها، ماه به ماه، پایگاه سیاسی و مالی رژیم را تضعیف خواهد کرد، روی رهبری ایران فشار خواهد آورد و آن را به اتخاذ اقدامات عجولانهیی وسوسه میکند که میتواند به پاسخ نابود کنندهیی بیانجامد. وضعیت مشابه یک تله شکاری است که با تلاش شکار برای فرار، هرچه سفتتر میشود.
وزیر دفاع لئون پانتا این موضوع را روز پنجشنبه روشن ساخت و گفت، آمریکا گزینههای نظامی را در صورت شکست فشار غیرنظامی آماده کرده است. جالب توجه اینکه بدترین گزینه بهلحاظ تغییر رژیم احتمالاً یک حمله یکجانبه نظامی توسط اسراییل باشد. با توجه به تواناییهای اسرائیل، یک حمله به قدر کافی خسارت ایجاد خواهد کرد که به حمایت سیاسی از رهبری ایران (و منحرف کردن بهار عرب) منجر شود، ولی برای فلج کردن تلاش هستهیی [ایران] کافی نخواهد بود. یک رهبر اپوزیسیون ایران هفته گذشته به من گفت، چنین حملهیی یک موهبت خدادادی به ملاها خواهد بود و موقعیت سیاسی آنها را تقویت خواهد کرد، نه تضعیف. آن چه از گفتگوهای هفته گذشته بین آمریکا و اسراییل ظاهر شده، نوعی رقابت است: غرب به سمت چیزی پیش میرود که آن را تحریمهای فلجکننده توصیف میکند، در حالی که اسراییل بیصبرانه در بیرون حلقه [درگیری] منتظر است و احتمالاً مشتاق است به داخل حلقه پریده و یک ضربه نظامی وارد آورد. این فشار ترکیبی، پیش از این ایران را به میز مذاکره بازگردانده است. امری که از آن استقبال میشود ولی به سختی دلیلی برای عقبنشینی غرب میباشد. تحریمها بر صادرات و عایدات نفت ایران گزش بیشتری وارد میکند، رژیم را بیش از پیش تضعیف مینماید و ممکن است تهران نوعی از توافق از طریق مذاکره را مدنظر قرار بدهد که آیتالله خمینی زمانی آن را به سرکشیدن جام زهر تشبیه کرد. یا اینکه ممکن است رژیم با اقدام نظامی پاسخ دهد، که با توجه به قدرت عظیم آمریکا برای انتقام گیری و توانایی اسراییل و عربستان سعودی برای تحمل ضربه اولیه ایران، مسیر خطرناکی میباشد. این برای رهبر عالی ایران، علی خامنهای، یک بنبست دو سویه است: اگر او در برنامه هستهیی توافقی را پیشنهاد کند که برای غرب مقبول باشد، احتمال دارد آن چه مشروعیت رژیم تلقی میکند را تضعیف نماید. ولی اگر توافقی را پیشنهاد نکند، فشار تدریجی ادامه خواهد یافت. سرانجام، یک اتفاقی باید بیافتد.
– پس از یک هفته گفتگوهای دائمی در مورد جنگ با ایران، یک احتمال به دور از انتظار از این قرار است:
دولت اوباما، در تمایل برای جلوگیری از حمله اسرائیل، خودش را به کارزاری برای اعمال فشار [روی ایران] متحد کرده که در صورت پیشبردن آن با تمام قوا، میتواند نهایتاً به تغییر رژیم در ایران منجر شود. وعده رئیسجمهور اوباما به افزایش فشار اقتصادی، سیاسی و سایر فشارها روی ایران، به همین نقطه ضعف ایران برمیگردد. بزرگترین آسیبپذیری ملاها، نظام سیاسی آنها است، که شقه و نامحبوب است، نه برنامه هستهیی آنها، که بهنظر میرسد از حمایت نسبتاً گستردهیی در داخل برخوردار است. و ممکن است این بنیاد سیاسی بر اثر کارزاری که هماکنون در جریان است به لرزه افتاده باشد. آمریکا رژیم ملاها را صراحتاً هدف قرار نداده، ولی بهدلیل نیروهایی که به حرکت درآمدهاند، در معرض خطر فزایندهیی قرار دارد. تحریمها و سایر فعالیتها، ماه به ماه، پایگاه سیاسی و مالی رژیم را تضعیف خواهد کرد، روی رهبری ایران فشار خواهد آورد و آن را به اتخاذ اقدامات عجولانهیی وسوسه میکند که میتواند به پاسخ نابود کنندهیی بیانجامد. وضعیت مشابه یک تله شکاری است که با تلاش شکار برای فرار، هرچه سفتتر میشود.
وزیر دفاع لئون پانتا این موضوع را روز پنجشنبه روشن ساخت و گفت، آمریکا گزینههای نظامی را در صورت شکست فشار غیرنظامی آماده کرده است. جالب توجه اینکه بدترین گزینه بهلحاظ تغییر رژیم احتمالاً یک حمله یکجانبه نظامی توسط اسراییل باشد. با توجه به تواناییهای اسرائیل، یک حمله به قدر کافی خسارت ایجاد خواهد کرد که به حمایت سیاسی از رهبری ایران (و منحرف کردن بهار عرب) منجر شود، ولی برای فلج کردن تلاش هستهیی [ایران] کافی نخواهد بود. یک رهبر اپوزیسیون ایران هفته گذشته به من گفت، چنین حملهیی یک موهبت خدادادی به ملاها خواهد بود و موقعیت سیاسی آنها را تقویت خواهد کرد، نه تضعیف. آن چه از گفتگوهای هفته گذشته بین آمریکا و اسراییل ظاهر شده، نوعی رقابت است: غرب به سمت چیزی پیش میرود که آن را تحریمهای فلجکننده توصیف میکند، در حالی که اسراییل بیصبرانه در بیرون حلقه [درگیری] منتظر است و احتمالاً مشتاق است به داخل حلقه پریده و یک ضربه نظامی وارد آورد. این فشار ترکیبی، پیش از این ایران را به میز مذاکره بازگردانده است. امری که از آن استقبال میشود ولی به سختی دلیلی برای عقبنشینی غرب میباشد. تحریمها بر صادرات و عایدات نفت ایران گزش بیشتری وارد میکند، رژیم را بیش از پیش تضعیف مینماید و ممکن است تهران نوعی از توافق از طریق مذاکره را مدنظر قرار بدهد که آیتالله خمینی زمانی آن را به سرکشیدن جام زهر تشبیه کرد. یا اینکه ممکن است رژیم با اقدام نظامی پاسخ دهد، که با توجه به قدرت عظیم آمریکا برای انتقام گیری و توانایی اسراییل و عربستان سعودی برای تحمل ضربه اولیه ایران، مسیر خطرناکی میباشد. این برای رهبر عالی ایران، علی خامنهای، یک بنبست دو سویه است: اگر او در برنامه هستهیی توافقی را پیشنهاد کند که برای غرب مقبول باشد، احتمال دارد آن چه مشروعیت رژیم تلقی میکند را تضعیف نماید. ولی اگر توافقی را پیشنهاد نکند، فشار تدریجی ادامه خواهد یافت. سرانجام، یک اتفاقی باید بیافتد.