728 x 90

دومینیک آتیاس: آخوندها با ویران‌کردن ۹۵۰۰قبر در قطعه ۴۱ بهشت زهرا بار دیگر جنایات‌شان علیه بشریت را تداوم بخشیدند

دومینیک آتیاس - پاریس – شهرداری منطقه ۱۷ کنفرانس «ایران بپاخاسته در مقابل رژیم اعدام‌ها»
دومینیک آتیاس - پاریس – شهرداری منطقه ۱۷ کنفرانس «ایران بپاخاسته در مقابل رژیم اعدام‌ها»

پاریس – شهرداری منطقه ۱۷

کنفرانس «ایران بپاخاسته در مقابل رژیم اعدام‌ها»

دومینیک آتیاس

آخوندها با ویران‌کردن ۹۵۰۰قبر در قطعه ۴۱ بهشت زهرا

بار دیگر جنایات‌شان علیه بشریت را تأیید کردند و تداوم بخشیدند

 

رژیم ایران نخستین جلاد زنان در جهان است

اشرف احمدی ۴۷سال داشت هنگامی که آخوندها او را بدار آویختند

او ستاره‌‌یی بود در میان ۳۰هزار ستاره دیگری که این جنایتکاران

خواستند برای همیشه خاموش کنند

 

دیگر صحبت از یک شاه دیگر برای ما نکنید

نه شاه نه ملا!

 

دومینیک آتیاس ـ رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپا، نایب‌رئیس کانون وکلای پاریس ۲۰۱۷-۲۰۱۵

دومینیک آتیاس ـ رئیس کانون وکلای اروپا با بیش از یک میلیون عضو ۲۰۲۲-۲۰۲۱

یادواره، سوگواری، اما هم‌چنین مقاومت، مبارزه و کارزار، کلیدواژه‌های این روز در شهرداری منطقه هفدهم هستند. یادبود و سوگواری، زیرا در این نمایشگاه همه آن شهیدان حضور دارند. ۳۰هزار مرد، زن، پسر، و دخترانی که هنوز در نوجوانی بودند و امروز ما برای آنان سوگواری می‌کنیم و آنان را گرامی می‌داریم.

جان‌های فداشده در قربانگاه ددمنشی انسانی، که در چهره مردانی تجسم یافته است هم‌چون ابراهیم رئیسی، شکنجه‌گر در سال ۱۹۸۸ و سپس رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی که خوشبختانه امروز در آتش جهنم می‌سوزد. توحشی که خامنه‌ای و دژخیمانش آن را نمایندگی می‌کنند؛ بسیاری از آنان از بقایای رژیم سلطنتی هستند، آن‌قدر به شکنجه و اعدام مردم عادت داشتند که با آخوندها هم‌پیمان شدند تا وظیفه شوم خود را ادامه دهند و از خشم مردم ایران بگریزند. اما این فقط عقب‌کشیدن برای جهشی بزرگ‌تر است. ای جلادان مردم ایران شما را از میان بر خواهند داشت.

این زنان و مردان ناپدیدشده هم‌چنان در قلب‌های ما زنده‌اند. اجازه دهید یادی بکنم از یکی از آنها که به‌تنهایی نماد همه زنان شجاعی است که ناجوانمردانه به‌قتل رسیدند. تا حالا از او سخن نگفته بودم، ولی حالا می‌خواهم بگویم! می‌خواهم از اشرف‌السادات احمدی بگویم! نگاهش کنید. نگاهش کنید.

پس از تحصیل و اخذ دیپلم، این زن جوان، در همان زمان شاه، رویای آزادی برای مردمش را در سر می‌پروراند و وارد صفوف مخالفان رژیم سلطنتی شد. او به‌دست همان رژیم زندانی شد. دیگر صحبت از یک شاه دیگر برای ما نکنید! نه شاه، نه ملا!

وی که توسط حکومت سلطنتی زندانی شده بود، دوباره در رژیم خمینی به زندان افتاد، در حالی‌که به‌تازگی فرزندش را به دنیا آورده بود، شکنجه‌گرش او را از آغوشش ربود. اما هیچ اذیت و آزار، هیچ شکنجه، هیچ تهدیدی نتوانست این زن شکست‌ناپذیر را بشکند، هم‌چنان‌که هیچ‌یک از زنان ایرانی وفادار به مجاهدین خلق ایران نشکستند.

آنها که او را می‌شناختند، درباره فداکاری‌ها و شجاعتش شهادت دادند؛ از پرداخت بی‌شائبه‌اش و پشتگرمی بی‌وقفه‌اش برای خواهران هم‌بندش که برخی از آنها از سالیان پیش در زندان بودند. آنها شهادت دادند از لبخندش، از ایمانش به آینده ایران آزاد، و از پایبندی‌اش به آرمان‌های مجاهدین خلق. او ۴۷سال داشت هنگامی که آخوندها او را از سلولش بیرون کشیدند و به دار آویختند. آن روز، ۳۱ ژوئیه ۱۹۸۸، او ستاره‌‌یی بود در میان سی هزار ستاره دیگری که این جنایتکاران خواستند برای همیشه خاموش کنند.

جنایت علیه بشریت:

این نتیجه‌گیری گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد بود در گزارشی که یک سال پیش منتشر شد. بارها از آن گفته‌ایم. بله، جنایت علیه بشریت؛ جنایتی که رژیم ایران هرگز نخواهد توانست پاک کند. سال‌هاست که می‌کوشند آثار جنایات‌شان را از بین ببرند: با نابود کردن قبرها و گورهای دستجمعی که این شهدا در آن آرمیده‌اند، با بی‌حرمتی به اجساد آنها، حتی پس از مرگ! همین تابستان، ملاها که با خیزش‌های مردم روبه‌رو هستند، کار شنیع خود را شتاب دادند: ۹۵۰۰قبر ویران شد و مورد هتاکی قرار گرفت، در حالی‌که خانواده‌ها دور نگاه داشته شدند. ۹۵۰۰انسان از گور محروم شدند تا به‌جایش پارکینگ ساخته شود! پلیدی مطلق! نفرین بر آنان که این مکان مقدس یعنی گورستان را مورد هتاکی قرار دادند، آنان که این حق بنیادین در همه جوامع و ادیان، احترام به مردگان، را لگدمال کردند.

با این اعمال، بار دیگر جنایات‌شان علیه بشریت را تأیید و تداوم بخشیدند. خشمی عظیم در وجودم شعله می‌کشد، در برابر این همه اعمال شنیعی که تاکنون بی‌کیفر مانده‌اند. بله، هنوز بی‌کیفر. و هم‌چنین خشمی در برابر بی‌تفاوتی مجرمانه، اگر نگویم بزدلانه جامعه بین‌المللی. اما من صدای دوستانم در سازمان مجاهدین خلق ایران را می‌شنوم که پیوسته می‌گویند: مقاومت! بله، مقاومت همین زنان و مادران ایرانی هستند.

مریم اکبری منفرد در گوش من می‌خواند: مقاومت! زنی که مشعل مبارزه را از دست اشرف‌السادات احمدی گرفته است. او همانجاست، دیده‌اید؟ همانجا یک غرفه کامل درباره اوست:

بیش از ۱۵سال است در زندان است، شکنجه شده، از فرزندانش جدا گشته. او هم‌چنان مقاومت می‌کند، حتی به بهای جانش. او مقاومت می‌کند، مثل همه آنهایی که همان‌طور که امروز هم گفتید، هر سه‌شنبه، با اعتصاب غذا جان‌شان را به خطر می‌اندازند تا بگویند: بس است! اعدام دیگر بس است!

اعدام‌هایی که هم‌چنان ادامه دارد. و من به‌ویژه به یاد ۵زنی هستم که در سه هفته اخیر اعدام شدند. رژیم ایران نخستین جلاد زنان در جهان است. از من درباره فواید به قدرت رسیدن به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان در ایران سخن نگویید! دیدیم که برخی از آنها باز هم سرک می‌کشند. از یک سال پیش که پزشکیان در پایان ژوئیه روی کار آمد، همان که می‌گفتند اصلاح‌طلب است، شمار قربانیان از ۱۶۰۰نفر فراتر رفت.

مقاومت، اما هم‌چنین سازماندهی برای کارزار. زیرا آخوندها نه تنها آثار جنایات‌شان را نابود می‌کنند، بلکه با بهره جستن از مصونیت‌شان تاکنون، آشکارا خواستار تکرار آن کشتار می‌شوند! عجب وقاحتی! عجب شناعت محضی! چگونه می‌توان از چنین کشتاری هم‌چون «تجربه تاریخی موفق که باید تکرار شود» سخن گفت؟ هشدار! هشدار! هشدار!

آیا حالا فقط باید مقاومت کرد؟ تصمیم با شورای ملی مقاومت ایران و اصلی‌ترین سازمان آن، مجاهدین خلق ایران و رئیس‌جمهور شگفت‌انگیز آن، خانم مریم رجوی و مردم ایران است. تا آنجا که به ما برمی‌گردد، امروز و در سرتاسر جهان، وظیفه ما این است که همیشه در کنار آنها باشیم.

از شما سپاسگزارم.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/326bfc0c-cfcb-465b-bf02-700b69ce7977"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات