شب گذشته در جریان مناظره موسوی نخستوزیر دستآموز خمینی و آخوند کروبی گوشههای دیگری از فساد، غارت، چپاول و سرکوب در حکومت آخوندی برملا شد.
بخشهایی از این نمایش در زیر آورده شده است:
مجری: من نکتهیی که در شبهای قبل هم در آغاز مناظرهها تذکر دادم یادآوری میکنم و آن این است که انتظار داریم که از کاندیداهای محترم حاضر در مناظره به نقد برنامههای یکدیگر بپردازند و اگر نقد کاندید یا کاندیدایی غایب انجام بشود حقی برای کاندید یا کاندیدای غایب در نظر گرفته میشود که بتوانند از حق خودشان دفاع کنند و صحبت کنند.
به همین منظور خوب زمانهایی را که تا بهحال در چند مناظره بوده دقیقاً محاسبه شده و در آخرین مناظره اعلام خواهد شد.
کروبی:
از این که ماجرای شهرام جزایری چه بوده و چه دستهایی در کار بوده است، فعلاً میگذرم و در موقع خودش مسأله را برای همه میگویم، اما اولاً بد نیست به روزنامههای همان ایام مراجعه کنید تا ببینید چه کسانی از مقامها پول گرفته بودند و صدایش هم در نیامد و چه کسانی از دو (نامفهوم) و دو طرف چون هیاهو نکردند، نامشان برده نشد.
چون من هم وارد ماجرای آقای لقمانیان شدم، باید هزینهاش را بپردازم. ثانیاً جزایری وقتی بهعنوان کمکهای خیریه به عدهیی از افراد وجوهی میداد هنوز اتهامی نداشت و مانند میلیونها انسان دیگری بود که در هزار سال گذشته وجوهات به علما دادهاند.
علما همیشه برای فعالیتهای دینی و یا مردمی خود از افراد حقیقی پول دریافت میکردند و شناسنامه آنها را هم چک نمیکردند. … اما خودشان باید بگویند پولهای بیت المال را چه کردهاند.
من از ده سال قبل از پیدایش حکومت جمهوری اسلامی ساکن شمران بوده و هستم. خانه مان هم از 16هزار تومانی شروع شده همینطور آمده بالا. اتفاقاً بهخاطر انتخابات این را نصفش را فروختیم، سه دنگ داریم خانه و داریم میسازیم، الان هم مستأجر هستم، مشخص هم هست که در یک ساختمانی مستأجر هستم که الان به من میگویند شما امنیتت اصلاً درست نیست اینجا باشه. اینها را من عرض کردم که شما بدانید.
مجری: خیلی متشکر آقای کروبی
کروبی: نه اخیراً اجازه بدهید، نکته جدید دارم، اگر ده دقیقه شد حاضرم، زیاد باشد، باز کم میگذارم.
مجری: بسیار خوب.
کروبی: … اخیرا هم در کیهان نوشته بود در قضیه طبقه 11 بنیاد شهید را میگوییم که برخی آقایون هم تکرار کردند.
این درحالی است که در بنیاد شهید هم مانند برخی سازمانهای دولتی و بهخاطر حرمت ویژه خانواده شهدا یک شعبه قضایی وجود داشت چنانچه در بعضی از سازمانهای حکومتی هم شعباتی ویژه قضایی وجود دارد.
کسانی با همسر شهید بهعنوان زن دوم ازدواج کنند. آنها بیشتر دنبال ازدواج موقت بودند که خود دولت هم در جریان هست احکام هم از امام اجازه گرفتم و به امام توضیح دادم…
اصلا امام حکم داد به آقای صانعی و آیت ا… اردبیلی و آقای موسوی خویینیها و همه اینها در جریان هستند حکم کرد که باید شعبه قضایی همه اختیارات به کروبی منتها قاضی آنجا تعیین بشود برای رسیدگی.
آقای جزایری عذرخواهی میکنم یک یا دو جمله یکی هم باز من هیچ اشارهای به کسی نمیکنم یکی هم دو مطلب دیگر بود که من بگویم یکی هم فرمودند که 20میلیارد تومن برای پیامکهای شما دادید. اصلا 20میلیارد تومن بچه هامون امروز رفتند میگویند 7میلیون تومن ما تا حالا دادیم برای پیامکها و این کجاست چه جوریه که تا بهحال داریم کرده میکنیم میرویم جلو.
یکی هم باز جناب آقای احمدینژاد که چون قابل چیز مزمتی نیست که چی باشد دیشب شما دیدید چقدرش را مانور داد که روزنامه شما آمده علیه ما.
من واقعا چیز اخلاقا خیلی مواظبم حالا امروز که بررسی کردیم روزنامه اعتماده، یعنی برادر بزرگوار آقای رئیسجمهور که اینقدر از کارشناسی ارشد دم زد بین روزنامه اعتماد و روزنامه اعتماد ملی فرق نگذاشته که در اینجا هم توجه کنید عکس خانم رهنورد هست، عکس خانم من هم هست، عکس ایشون هم هست خدا شاهد است ما مطلب چیه مال روزنامه اعتماد است که جناب آقای حضرتی مسئولشان است. یکی هم قوتش را من نمیدانم.
یعنی این هم قضیهای که دیشب گفتند این هم گله… .
مجری: شما 14دقیقه صحبت کردید.
کروبی: اشکال ندارد من در بخشهای دیگر
مجری: آقای موسوی حاضر هستید سؤالی که من از آقای کروبی کردم پاسخ بدهید؟ تفاوتها، انگیزه ها
موسوی: من اتفاقا میخواهم در مورد یکی از انگیزهها صحبت کنم. البته ما مسائل زیادی داریم من در جریانات و تبلیغات انتخابات که شده بیان کردیم در مورد مسائل خارجی داریم، داخلی داریم، مسأله قانونگریزی دولت داریم، مسائل اقتصادی ملی داریم که در جاهایی واقعا خسارتهایی جبران ناپذیری بر کشور وارد شده.
در رابطه با مسائل فرهنگی داریم، بستگی فضای اجتماعی داریم. منتها اینجا با توجه به صحبتهای شده من فقط راجع به دو تا شاخص که راجع بهش ادعا شده میخواهم باصطلاح مطالبی بیان بکنم. و این مسأله هم برگشت پیدا میکند به اینکه چقدر ما مردم ما متوجه میشوند ملت عزیز ما متوجه بشوند که آمار غلط میدهند، این هم چگونه آمار را عوض میکنند.
اگر آمار غلط باشد طبیعی است که بر اساس آن هم نتیجهگیری غلط میشود و امکان نقد نظام از بین میرود و هم نمیشود قدمی به پیش گذاشت و هم نمیشود برنامهریزی کرد و مهمتر از آن هست که آنچه که ما باید گمان سوء نیت هم در دگرگون کردن آمار بدهیم مخصوصا اگر تکرار بشود و نمونههای روشنی را ما بیان بکنیم.
بحث شده که در صحبتهای قبلی نرخ تورم 15 درصد، نرخ تورم 15درصد بنده یک جدولی نشان میدهم که این را از آمار بانک مرکزی گرفتم و انتظار دارم که دوستان عزیز ما این را در جلو مردم نشان بدهند.
این نشان میدهد که سال اول این آمار به چه نحو بوده و چگونه تصاعد پیدا کرده به 25درصد رسیده، به 25 و 4دهم درصد رسیده. ادعا شده که این 14درصد یا 15درصد بوده است که اتفاقا من همین را یک کمی پیش بردم و یک مقدار اسناد و مدارکی آوردم که اینجا نشان بدهم یکی از مواردی که من میتوانم نشان بدهم که مردم حساسیت این قضیه پیش بره که چگونه میشود که یک امر بسیار روشنی و بسیار حساس در اقتصاد ملی ما را میشود قلب بکند و یا آدم بیم حتی دروغ آگاهانه از آن را داشته باشد.
اگر این اسناد را ببینید جز این آدم نمیتواند فکر بکند. این یک جزوهای است من انتظار دارم دوست عزیزما این را توی تلویزیون بیاورد این یک جزوهای است مال بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مدیریت کل آمار اقتصادی مهمترین سازمانی است که تولید آمار میکند در رابطه با شاخص بهای کالاها. اینجا همانطور که میآید در مورد اسفند 1387 است.
… اینجا نوشته شده که متوسط سال 1387 نسبت به متوسط سال 1386 25ممیز 4دهم درصد. آیا میشود گفت که باصطلاح مسؤلین نظام این را ندیدند.
آقا میشود گفت که این سند رسمی دروغ است یا باید یک فکرهای دیگری ما باشیم که باصطلاح یک مقاصد خاصی این رقم اینجوری صراحتا در جلو دهها میلیون ایرانی به این شکل بیان شده و آنها را به بیراهه میبرد.
دو تا نکته داریم ما اینجا، یکی مسأله اقتصادی داریم خوب این یک مسأله است. میرویم وضعیت کشور خوب نیست (نامفهوم) کشور خوب نیست.
بد عمل کردیم این نتیجه را داده ولی مهمتر از آن هست که ما بیاییم به مردم بگوییم که اصلا شما مسأله ندارید، اصلا تورم ندارید، وضع شما خیلی خوب است. ارقام را دگرگون بکنیم.
خوب ما گفته میشود که از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا ممکن است یک مؤمن دزدی بکند ایشون فرمودند آره ممکنه دزدی بکند آن موقع از خدا دور میشود و اگر باصطلاح تو به هم بکند خدا گناهش را بخشوده میشود چند گناه شمرده میشود و بعد سؤال میشود که آیا مؤمن ممکن است دروغ بگوید میگوید لا والله، لا والله، لا والله.
آن چیزی است روایتی است که ما داریم آیا ممکن است ما جلوی مردم آن هم به این کثرت، به این فراوانی ما یک چیز بیین و روشنی که سند داریم، مدرک داریم و غیرممکن است هیچ باصطلاح از آن تعدی بکنیم.
ما چرا باید به مردم دروغ بگویم،
مجری: الان
موسوی: بله چشم یک دو سه جمله، ما مرور بکنیم و شبیه این را در مورد شاخصهای بسیار حساس اینجا باصطلاح دوستانمون تهیه کردند و گفتند تهیه کردند آوردم که اگر فرصت بشه خواهم گفت از جمله رتبه ایران در شاخص فساد هست که بازم مغلطه شده نرخ بیکاری هست توش مغلطه شده، رشد سرمایه گذاری هست توش مغلطه شده، صادرات نفت و گاز باز مغلطه شده.
از عراق برگشتم یک چیز عجیبی میگویند که مردم بد نیست به تجربه خودشان برگردند نگاه کنند میگویند که نزدیک 300میلیارد دلار درآمد نفتی از مقدار درآمدی که دولت در زمان جنگ داشته که دو سالش حدود 7 یا 5/7میلیارد دلار بوده آن موقع من 5/7میلیارد دلار چیزش خیلی بیشتر از این بوده یعنی قدرت خریدش بیشتر بوده و البته نه شرایط جنگ را در نظر میگیرند نه هزینههای آن موقع را در نظر میگیرند نه من نمیدانم با چه معیاری با چه باصطلاح محاسبهای یک چنین چیزهایی میگویند و این یکی از مشکلات فکر میکنم که همه ماهاست که در مقابل یک پدیدهای واقعا شگفت آوری ما قرار داریم که میتواند به دوربین نگاه کنه به شما مردم نگاه کنه یک سفیدی را بگوید سیاه و اصلا ....
مجری: خیلی متشکر 12 دقیقه و 11 ثانیه صحبت کردید. آقای کروبی در خدمت هستیم. ادامه بحث قبل را پاسخ بفرمایید.
کروبی: بحث جنابعالی را جواب میدهم حالا برنامههایم رو میگم در قسمت دوم من برنامههایم را میگم.
اولین مطلب که بگم همینه آقای مهندس اشاره کردن من دیگه وارد بحث ها نمیشم من واقعا یک احساس خطری برای کشور کردم هم حالا احساس خطر کردم هم چهار سال پیش احساس کردم منتهی خطر روز به روز تشدید شد یعنی احساس کردم یک انقلابی به این عظمت و با این تمدن و با این ملت بزرگ انجام شده ولی یک حوادث تلخی داره پیش میاد.
لذا تنها اشاره میکنم وقتی چهار سال پیش سرنوشت انتخابات که اینو در قسمت آخر میگم بدان صورت شد از میدان بیرون نرفتم منتهی همه تلاشهایم را هم کردم که سرنوشت انتخابات این نشه که شرح و ماجرای طولانی داره چون پیشبینی این بود که کار خراب داره میشه نمیدانستم که چی از توش در میاد اما میدانستم اون شیوهای که شروع شده که خود آقای مهندس بعضی جلساتش بودن و حضور داشتن تلاش کردم اتمام حجتها کردم و همه کارها را انجام دادم وقتی نشد وارد صحنه شدم و بدان صورت هم انتخابات پایان پیدا کرد که آخر عرض میکنم.
این دفعه دیگه کاملاًًًًً با برنامه آمدم اصلا رفتم حزب تشکیل دادم برنامه ریختم کار تشکیلاتی کردم چهار سال هم هست زحمت کشیدم واقعا فکر کردم یا خودم میام یا یک حزبی را میارم و ما جز کار حزبی راه دیگری نداریم اینطوری نتیجه نداره لذا وارد این ماجرا شدم و خدمت شما عرض کنم از مدتی هم پیش اعلام کردم اولین نفر هم هستم که اعلام کردم اولین نفر هم هستم که اعلام کردم به هیچکس هم این دفعه نرفتم پیشنهاد کنم که شما پیا .
ببینید ما انقلاب کردیم این کشور اقوام مختلف توش هست این کشور مذاهب مختلف توش هست من میبینم سالها چه بلایی سر این ملت بالاخره بواسطه یک جمعی خودسر بوجود آمده آقا درویش است دراویش را برای چی میرن حسینیهشان را خراب میکنن مسلمان که هست تازه مسلمان هم نباشه شیعه هم هست حالا شیعه هم نباشه شهروند این کشوره میره اونجا ذکر میگه اون هم چه خانوادههایی چه شخصیتهایی چه محترم حسینیه امنیت نداره باید خراب بشه هر روز باید دادگاه راه بیاندازیم امروز بروجرد فردا اصفهان پس فردا کرج روز دیگری که به شما عرض کنم قم.
مجری: خیلی متشکر آقای کروبی ده دقیقه و پانزده ثانیه صحبت کرد، جناب آقای موسوی ادامه بحث را دارید یا تفاوت ها و در حقیقت ملاحظات… . (نا مفهوم)
کروبی: چقدر صحبت کرد؟
مجری: حدود 25 دقیقه.
کروبی: چقدر ساعت به سرعت میگذرد.
مجری: خاصیت ساعت همین است.
کروبی: آره حالا آقای مهندس فکر میکنیم دنیا چقدر ارزش داره و چه کارهایی براش میکنیم.
موسوی: صحبتهای خوبی بود من توی بخش بعدی برنامهها را توضیح خواهم داد یک مقدار مسائلی که حاج آقا فرمودند هم بنده برنامههام را اعلام خواهم کرد البته بخش عمده ایش ما به هم خیلی نزدیک هستیم.
کروبی: اونایی رو که به هم نزدیک هستیم آقای مهندس اگه امکان داره…
موسوی: عیب نداره اونا رو هم میفهمید باز میکنیم… (نامفهوم) اون چیزی که من میخوام از فرصت استفاده بکنم این هست که بنده در این یکی دو هفته اخیر احساس کردم که یک حملهای به دهه اول انقلاب داره صورت میگیره به بهانه شرکت بنده در انتخابات اون دهه اول که مربوط به من نیست مربوط به حضرت امام است مربوط به هزاران شهید است صدها هزار شهید است اون متعلق به سرداران شهید است مدیران شجاع است به امام هست مهمتر از اون متعلق به همه مردم و ملت ماست که با صبر انقلابی خودشون تدبیر خودشون کشور را اداره کردن به بهترین وجه در حالیکه 5 استان ما در زیر بمباران بود و ما مورد تهدید بودیم و محاصره بودیم و بندرامون را میزدن و باصطلاح ترمینالهای نفتیمان را بمباران میکردن و هر روز ما فاجعهای داشتیم در سطح بینالملل بالاخره کشور اداره میشد بهنحوی که خود مردم… . (نا مفهوم) از آنجا دارند منتهی من میخوام از این مسأله استفاده بکنم چون یک بیانصافیهایی هم در این رابطه شده یک اشاراتی بکنم.
مجری: آقای مهندس عذر میخواهم چون بیشتر ناظر به کاندیدای غایب بود این وقت برای ایشان منظور میشود.
موسوی. شما هر چقدر، ایشان که همیشه وقت دارند هر جا میخواهند استفاده میکنند من صحبتهایم را میکنم اسم هم نبردم، از کسی و ایشان در صحبتهای خودش عنوان کرده که چیزه، به اصطلاح صنعتی و تولیدی در زمان جنگ صفر بوده، بنده میخواهم بگویم یکی دیگر از دروغهای مسلم ایشان این بود، آیا دروغ گفتن به مردم بهخاطر یک صندلی ریاست جمهوری اینقدر اهمیت دارد که ما یک دوره پرافتخار را اینجوری سیاه بکنیم؟
بنده دیروز رفتم کرج دهها هزارنفر جمعیت آنجا جمع شده بعد آمدند بلندگو را قطع کردند، چند تا چیز در وسط جمعیت منفجر کردند آمدند اتوبوس راه بروم چند تا سنگ هم از آن دور دست نمیدانم با چی فلاخنی چیزی پرتاب کردند شیشههای ماشین را اتوبوس را شکستند، آیا این وضعیت خوب برای انتخابات هست؟
کروبی: بارها که این پیشنهاد من است، پذیرفته شدنش طریقی دیگر دارد، و بحثش جدا، و یا اینکه خدمت شما که نظارت استصوابی، بالاخره نظارت را شورای نگهبان دارد، منهم اتفاقاً نظارت شورای نگهبان را قبول هم دارم و باید هم ناظر باشد اگر ناظر نباشد، دولتها میآیند مجلس فرمایشی درست میکنند، اما حدودش باید مشخص باشد، این باید توضیح داده بشود برای اینکه سلیقهیی نشود که هر وقت هر طور دلشان خواست عمل کنند،
مجری: یک نکتهیی را عرض بکنم، شاید انتظار این است که بحث مناظره بین حاضرین در جلسه است بین آقای موسوی و آقای کروبی، قاعدتاً باید درباره برنامههای همدیگر صحبت بکنند، من این تذکر قانونی که اول جلسه عرض کردم که صحبت از کاندیدای غائب باز بحث به سمت نقد کاندیدای غائب است این حق برای ایشان محفوظ بهلحاظ قانونی خواهد ماند که من این را خدمتتان عرض کرده باشم،
مجری: جناب آقای کروبی
کروبی. اتفاقا نکته مهمی شما فرمودید آقای موسوی هم همیشه با ما لطف داشته ما هم همیشه به ایشان ارادت داشتیم. اما چون رقابت است اتفاقا این بخش آخر من همین است که میخواهم هم بحث جدی کنم. و نقطه نظراتی که دارم عرض کنم و آقای مهندس موسوی هم یقین دارم که میداند من حسننیت دارم و به ایشان علاقه دارم.
و اگر بحثی هم کردم بحث منظور این نیست که چیزی را زیر سؤال ببرم. یک واقعیتی است و حقیقتی است که یک آقایی به نام امام خمینی انقلاب کرد در یک کشور، این امام که ما آشنا باهاش بودیم از 40 و قبل از 40 باهاش آشنا بودیم کاملاًًًًً توجه داشت همانطور که عمرشان رو به پایان هست یک برنامهریزی کند که نیروهایی بسازد و آماده کند برای بعد از خودش.
که اینها آن رسالت را انجام بدهند. و آن مسئولیت را انجام بدهند.
من اگر طولانی بحث کردم با توجه به اینکه حدود 10 دقیقه وقت دارم وقتم از بین میرود چون یک نکته دیگر هم در آن آخر دارم.
خوب امام از دنیا رفت ما اشکالمان اینجاست به دوست بسیار عزیز مان آقای مهندس موسوی، ما سرمایه بودیم باید میایستادیم اگر میایستادیم و پایداری میکردیم کار به اینجا چه بسا نمیرسید.
از آن وقت تا بحال دنبال آقای مهندس موسوی هرچی ما برای هر کاری رفتیم آقای مهندس موسوی حاضر نشد وارد هیچ صحنهای بشود و واقعیتی را که کمک بدهد. و این حوادثی که مهندس موسوی میگوید و خوب کاری هم کرده آمده من هم ازش تقدیر میکنم که آمده اگر چهرهها میآمدند میایستادند، ایستادگی میکردند کار به اینجا نمیرسید که اوضاع اینجور بشود.
در ریاست جمهوری رفت هرچی رفتیم اصرار کردیم نیامد، در مجلس بعدی رفتیم نیامد، در چهار سال بعد رفتیم نیامد خوب این همه حادثه در کشور ما واقعیت و حقیقتی است قتلهای زنجیرهای شد، ماجرای دانشگاهها شد، مطبوعات اینجور قلع و قمع کردند، دیگر حادثهای هست که رخ نداد توی این کشور متاسفانه کم نبوده خیلی قضایای نابسامانی رخ داد من هم میتوانستم یک گوشهای بنشینم این همه تهمت نشنوم، افترا نشوم، توی تهران راست راست راه بروم بگویند فرار کرده رفت. دلارها را برداشت رفت.
ببخشید این هیچ اختلاف نیستها، من حالا این را میخواهم بگویم یک مراکز قدرت عجیب و غریبی بوجود آمده، الان هم که آمده بسیار کار خوبی کرده، آقای مهندس موسوی پایش را عقب بگذارد حمله به ما شدید تر میشود این واقعا انتقاد من است.
من شبی با آقای یونسی گفتم آقای یونسی آقای خاتمی اشتباه کرده آمدهاما ترا خدا بهش بگو الان نباید کنار بروید اگر اگر الان بروید حملههای به ما شدید تر میشود. و ما در تنهایی بیشتری میمانیم، چند شب بعد باز یک جایی مهمان بودیم لحظهای بود که آقای خاتمی رها کرده بود و رفته بود و دیدم همه در حال کما هستند هرکی یک حرفی میزند.
آقای مهندس موسوی بنظرم در این موقعیت حساس باید این نکته را به مردم بفرماید. بالاخره اصلاحاتی است، اصولگراست، اصولگرای اصلاحاتی است، اینهایش را کار ندارم در مقابل سختیها و دشواریها چه کار میکند که اگر خدای نکرده وسط چی کند این بحثش جداست که من حالا در این باب عرایضی دارم که عرض میکنم.
موسوی: من خیلی خلاصه این را شرح میدهم بنده فکر میکنم که هشت سال زیر بار جنگ و مشکلات و توپ و تانک و جریانات سیاسی که شما بهتر از من میدانید که چه بلایی بر سر بنده میآوردند ایستادگی کردم بنده همان ادم هستم هیچ تغییر نکردهام، بنده یک فرد قوی بودم آن موقع همه میدانند این را، الان هم همان فرد هستم.
آن چیزی که از این فرصت سریع میخواهم استفاده کنم گسترش فساد در چهار سال اخیر است.
یکی از مشکلات اساسی ما هست، دائم بحث فساد میشود، مچ گیری میخواهد بشود من اعتقاد دارم که آن چیزی که فساد نامیده میشود مجموعه سیاستهایی که ما الان داریم در نظام اقتصادیمان هست که در حال اتفاق افتادن هست.
وگر نه خوب همیشه ما سوظن داریم ما میگوییم که شما آمدهاید تعرفه موبایل را بالا و پایین بردین میلیارد ها، میلیاردها تومان در اینجا بالا و پایین شد، شکر را شما تعرفههایش را اینور و آن ور کردید کیها سود بردند.
من ظن میبرم که همین بودجهای که شما دارید در سراسر کشور تمام پلاکاردهای شما همه جا را گرفته ممکن است از این منابع تامین شده باشد، بیایید ثابت بکنید که کیها از این مسأله سود بردند، ماشین ها را شما تعرفههایش یک شب بالا بردید یک شب هم پایین بردید، ببینید چه کسانی از این مسأله سود بردند، اینهاست که فساد گسترده کشور است.
مجری: کاندیدای غایب حضور ندارد.
موسوی: من راجع به سیاستهای چهار سال گذشته چیز میگویم، برای همین من آمدهام، من تعجب میکنم از شما، شما چرا وقتی که کسان دیگری که اینجا نشستهاند با آنها چنین صحبتی نمیکنید، هی اخطار قانونی میدهید، من تمام وقتم دادهام سه برابر این بیاید اینجا صحبت کند، من قبول کردم، جلوی آقای کروبی هم قبول کردم بیاید هر دروغی که میخواهد اینجا بگوید، شما ایشان اینجا دروغ میگوید هیچ کس یقهاش را نمیگیرد من اسم نبردم، بنده یک فرد انقلابی هستم که اینجا دارم صحبت میکنم و براساس اعتراض به این وضعیتی که ایشان بوجود آورده دارم صحبت میکنم اگر نبود که بنده نمیخواستم در این مملکت بیایم دوباره کار کنم همان کار فرهنگی خودم را میکردم ایشان مملکت را کشیده به یک جایی که پر از دروغ است، پر از نفاق است، دارد پرونده سازی میکند، ایشان خجالت نمیکشد در مقابل بنده برداشته بهصورت بازی هی عکس خانم من را به من نشان میدهد که خیال میکند که بنده روحیهام چیزه، خانم من که یک استاد دانشگاه است در اینجا یک روشنفکر بزرگی است، من نمیخواهم بگویم تعصب این مسأله را نمیخواهم قاطی این مسأله بکنم ایشان تا این اندازه خودشان را پایین میآورد خوب شما میگویید که بنده حرف نزنم، چرا نزنم، چون ایشان هر کاری میخواهد بنده به شما حق میدهم اصلا نمیگویم که نماینده دادستانی هم بیاید بسنجد که چند دقیقه بنده راجع به ایشان صحبت کردم آیا حق دارد یا نه؟
بیاید هر چقدر میخواهد صحبت بکند عیب هم ندارد جلوی مردم بنده صحبت میکنم مردم همه صحبتها را کنار بگذارید این گراف هایی که بنده نشان دادم یادتان باشد این منحنیها را بالا و پایین میکنند برای اینکه شما را گول بزنند نقشه خط مار میکشند نقشه مار میکشند وسعی میکنند که شما را به بیراهه ببرند خوب این چیزی است که بنده بایستی به مردم میگفتم و این را دارم میگویم.
مجری: من فقط تذکر قانونی را عرض کردم آقای مهندس وگر نه شما در بیان هر مطلبی آزاد هستید.
موسوی: گفتم که من اصلا وقت را به ایشان دادم هرچی ایشان که همه جا صحبت میکند همه جا اتهام میزند صدا و سیما در اختیارش است، سایتها در اختیارشان، پولها در اختیارشونه.
انتخابات - جنگ گرگها
برملا شدن گوشههای دیگری از غارت و سرکوب در حکومت منفور آخوندی
-
- سیاست
- 1388/03/18
آخوند کروبی و موسوی، دست آموز خمینی
<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/679de9fe-46c3-44a6-b7e4-88e61019bacf"></iframe>