این گزارش در ادامه گزارشهای پیشین، بر پایه پیامها و روایتهایی است که توسط مردم و شورشگران از داخل ایران و در شرایط قطع اینترنت، سرکوب شدید و خطرات جدی امنیتی ارسال شده است. هر روایت، بازتاب بهایی سنگین و فداکاریهایی است که مردم برای رساندن صدای قیام پرداختهاند.
تهران
یکی از گزارشها حاکی است که یکی از بستگان یک خانواده برای خرید نان از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. جنازه او بعداً در پزشکی قانونی پیدا شده است. وی مردی ۶۵ساله بوده است.
در گزارشی دیگر، دختری از تهران که در قیام فعال بوده، میگوید: «ما با تمام توان جنگیدیم. تعداد زیادی کنارم شهید شدند.» او تأکید کرده که شخصاً شیشههای ۲۰ اتوبوس را شکسته و با روحیهای بالا از ادامه مبارزه سخن گفته است. در ادامه به او توصیه شده که گروه تشکیل دهد و این مسیر را ادامه دهد.
هشتپر، استان گیلان
بر اساس این گزارش، چهار نفر شهید شدهاند. حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر از ساعت ۵ عصر تا ۹ شب در خیابانها حضور داشته و اقدام به آتشزدن مراکز مختلف کردهاند. خیابانها با آجر و سنگ مسدود شده و همزمان برق قطع شده است. شمار زیادی بازداشت شدهاند و چهار نفر نیز در این درگیریها شهید شدهاند.
تهران – صادقیه، بزرگراه نواب و میدان تجریش (۱۸ دی)
گزارش میگوید آخر شب ۱۸ دی در صادقیه و بزرگراه نواب تیراندازی آغاز شد. خیابان نواب پر از سنگ و خودروهای آتشنشانی بوده و تا صبح، خیابانها را از خون شستوشو میدادند. در میدان تجریش، گروهی که لاستیکهای خردشده روی کول داشتند و به نظر غیرتهرانی میآمدند، لاستیکها را آتش زدند و شعارهای انحرافی دادند و سپس ناپدید شدند. گزارش تأکید میکند که این صحنه توسط رسانهای خارجی با نام اشتباه میدان قدس پخش شده که نشاندهنده غیرمحلی بودن این افراد بوده است.
مشهد
یکی از گزارشها تأکید دارد که تنها راه سرنگونی، جنگ مسلحانه است. گزارشدهنده میگوید در محله آنها ۶۰ نفر شهید شدهاند و همه سیاهپوش هستند. اجازه برگزاری مراسم در مسجد یا فضای عمومی داده نمیشود و خانوادهها ناچارند مراسم را در خانه برگزار کنند.
چالوس
بر اساس این پیام، بیش از ۳۵نفر کشته و شمار زیادی مجروح شدهاند، اما این وقایع هیچ بازتاب رسانهای نداشته است.
تهران – روایت خانوادهها
در گزارشی دیگر آمده است که در روزهای اول قیام، تا پیش از رگبار بستن مستقیم مردم، یک خانواده بهطور کامل در خیابان حضور داشتهاند. پدر خانواده گفته است که برخی معترضان را زنده داخل تابوت گذاشته، در آن را میخ کرده و دفن میکنند. گزارش به موارد گسترده تجاوز اشاره دارد و روایت فردی را نقل میکند که پس از پرداخت باج آزاد شده و آثار شکنجه از جمله فرو کردن سوزن زیر ناخنها را داشته است.
بروجن
در بروجن، چهار نفر شهید و ۳۶ نفر زخمی گزارش شدهاند. بسیاری از زخمیها به دلیل ترس از شناسایی، به بیمارستان مراجعه نکرده و خوددرمانی کردهاند. نام یکی از شهدا «ایرج کیانی» اعلام شده است.
تبریز – قیام ۱۸ و ۱۹ دی
گزارش میگوید قیام ۱۸ دی در تبریز بسیار شدید بوده و تا ساعت ۳ بامداد ادامه داشته است. مناطق شهناز، کمربندی (خیابان آزادی)، آبرسان تا منصور یکپارچه در اختیار جوانان بوده و آتشسوزیهای گسترده رخ داده است. شنیده شده که چند بانک در محدوده والمان و شهناز به آتش کشیده شدهاند، اما به دلیل محاصره امکان مشاهده مستقیم نبوده است.
در ۱۸ دی کشتار گسترده گزارش نشده و بیشتر سرکوب و متفرقسازی بوده، اما جوانان عقبنشینی نکردهاند و با روحیه بالا شعار میدادند. گزارشدهنده دستکم چهار مورد شعار جمعی «مرگ بر ستمگر» را ذکر میکند. به دلیل کنترل گسترده گوشیها، تمام فیلمها پاک شدهاند. میزان دستگیری بسیار بالا گزارش شده و همچنان ادامه دارد.
در ۱۹ دی، جمعیت کمتر بوده اما هر دو طرف مجهزتر ظاهر شدهاند. درگیریها بسیار سنگین بوده و در شهناز عملاً جنگ جریان داشته است. گزارشدهنده حداقل چهار شهید را به چشم خود دیده و تأکید میکند به دلیل شلیک مستمر، امکان انتقال زخمیها وجود نداشته و بسیاری در خیابانها رها شدهاند. همچنین اشاره شده که رژیم یک کوچه فرعی در ارک را سنگربندی کرده و بازداشتها و انتقال مجروحان به آنجا انجام میشده است. در روز شنبه ۲۰ دی، اتفاقات پراکنده بوده است.
مراغه
در مراغه نیز در روز ۱۸ دی قیام رخ داده و بیمارستان و اورژانس مملو از زخمیها بوده، اما گزارشی از شهادت در دست نیست.
اراک
یکی از گزارشدهندگان میگوید شب اول قیام بسیار شلوغ بوده و خودش دو ساچمه، یکی در گردن و یکی در پشت، خورده است. او از کشتهشدن دوستان و همشهریانش سخن میگوید و تأکید میکند دستبردار نیست. از کشتهشدن فردی با دو فرزند خردسال در مقابل خانوادهاش خبر میدهد و میگوید عاملان شناسایی شدهاند.
در ادامه نام شهید «بابک جمالی»، مربی شنا و هنرمند ارکستر اراک، ذکر شده است. گزارشدهنده شرح میدهد که معترضان دستخالی و با سنگ و کففرش خیابانها مقاومت میکردند. او صحنه ضربوشتم و کشتهشدن افراد توسط نیروهای مسلح را روایت میکند و از لحظه زخمیشدن خود، کمک مردم و خارجکردن ساچمه از گردنش میگوید. همچنین به استفاده از سرکه برای کاهش اثر گاز اشکآور اشاره میکند و میگوید اکنون در حالت فرار بهسر میبرد.
مشهد:
این گزارش توسط یکی از شاهدان عینی در مشهد ارسال شده است. جمعیت حاضر در خیابانها بسیار زیاد بود و بهگفته شاهد، شورشگران آزادانه خیابانها را میبستند، روی دیوارها شعار مینوشتند، شیشه ایستگاههای اتوبوس و میلهها را میشکستند، تابلوهای راهنمایی و آدرسها را میکندند و بنرها را آتش میزدند. پس از متفرق شدن جمعیت، آتشی بلند در وسط یک چهارراه برپا شد که شاهد آن را شبیه صحنهای پرهیاهو و بیرحمانه توصیف میکند. او میگوید: «تا حالا همچین چیزی به عمرم ندیده بودم… جو شدید و پرتنش داشت، اما اتحاد و همبستگی افراد بالا بود».
پس از دو ساعت، مأموران وارد صحنه شدند؛ ابتدا شلیک هوایی کردند و سپس گاز اشکآور به کار بردند. در مرحله بعد، تیراندازی مستقیم به سمت مردم آغاز شد و جمعیت مجبور به عقبنشینی شد. شاهد توضیح میدهد که مردم و جوانان به محل افق کوروش، وابسته به سپاه و نهادهای حکومتی سرکوبگر، حمله کرده و آن محل را تخریب کردند.
شاهد همچنین تأکید میکند که برخی از افراد مسلح به قمه و شمشیر بودند و نزدیک شدن به آنها غیرممکن بود.
او روایت میکند:
«با دیدن ویدیوهای اعتراضی و حجم زیاد افراد حاضر، ترس کنار رفت. خودم دیدم از بچه ۱۰ ساله تا پیرمرد و پیرزن ۸۰ ساله حضور داشتند و واقعاً حس خوبی داشتم که میدیدم از همه سن و سالها حاضر شدند. خانوادگی بعضیا (۵ نفره) دست همو میگرفتند و در کنار بقیه به خیابان میآمدند. وقتی انسجام و یکپارچگی و وحدت مردم به نمایش درآمد، دیگر ترس کنار رفت و مردم دستهجمعی و خانوادگی حاضر میشدند».