۶مجاهد خلق (فرمانده وحید بنیعامریان، بابک علیپور، محمد تقوی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و ابوالحسن منتظر) که به آنها حکم اعدام داده شده بود، با استواری و صلابت سرود بپا گردان میخوانند. مرگ را به سخره گرفته و به جلادان و حاکمان جنایتکار میگویند:
منم توفان، بترس ای بید لرزیده! هماوردت حریفی سخت ورزیده
منم ایمان منم عصیان پر از باور که میجنگم که میمانم تواناتر
بپا گردان - سرود سربهداران
اگر ایران، خرابآباد و ویران است - اگر جان من و تو جان ایران است
اگر این خانه زیر سایهٔ مرگ است - اگر داغ گلوله سهم گلبرگ است
هلا برخیز و چون تندر - مسلح کن سلاحت را
بپا گردان رزمآور - تو بشکن سد راهت را
منم توفان، بترس ای بید لرزیده! - هماوردت حریفی سخت ورزیده
منم ایمان منم عصیان پر از باور - که میجنگم که میمانم تواناتر
منم کانون شورشگر - که حاضر گفته تا آخر
تفنگم را چو برگیرم - وطن را باز پسگیرم
در این بیشه من آن شیرم - وطن را باز پسگیرم
سر سبز جوانان را - ببین بر چوبههای دار - همه درد و غم تاریخ - شده بر زندگی آوار
قسم خوردم که با خونم - ستمگر را براندازم
فلک را سقف بشکافم - و طرحی نو دراندازم
منم توفان منم عصیان - منم خیزش منم فریاد
منم رگباری از آتش - به سر تا پایت ای جلاد (۳)
سر سبز جوانان را - ببین بر چوبههای دار - همه درد و غم تاریخ - شده بر زندگی آوار
برادر مجاهد مسعود رجوی - ۱۷فروردین ۱۴۰۵
ای صبح شبنشینان جانم به طاقت آمد...
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
و آنجا به نیکنامی پیراهنی دریدن
شرح این قدر کفایت باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران