نگاهی به بیانیه و طرح صلح شورای ملی مقاومت ایران در جنگ ایران و عراق بهمناسبت عزیمت مسئول شورای ملی مقاومت ایران از فرانسه به عراق در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵]
بیانیــه صلـح بیانیه مشترک نایب نخستوزیر عراق و مسئول شورای ملی مقاومت ایران پاریس-۱۹ دی ۱۳۶۱ (۹ ژانویه ۱۹۸۳)]
یکشنبه ۹ ژانویه۱۹۸۳ (۱۹ دی ۱۳۶۱) آقای طارق عزیز نائب نخستوزیر عراق با آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران در محل اقامت او در «اورسورواز» (در شمال پاریس) دیدار و پیرامون جنگ ایران و عراق و ضرورت پایان آن تبادل نظر نمودند. در پایان ملاقات، مواضع طرفین به شرح زیر برای اطلاع ملتین ایران و عراق وهمهٔ طرفداران صلح در منطقه و جهان اعلام میگردد.
آقای (طارق) عزیز موضع عراق مبنی بر علاقهٔ صادقانه برای برقرار صلح بین عراق و ایران بر اساس استقلال کامل و تمامیت ارضی، احترام به ارادهٔ آزاد مردم عراق و مردم ایران، عدم دخالت در امور داخلی و ایجاد روابط مشترک بین مردم عراق و ایران بر اساس احترام متقابل و همکاری دوجانبه بهنحوی که در خدمت منافع متقابل و آرزوهای آنها برای آزادی، ترقی و صلح و در خدمت صلح و ثبات در منطقه باشد را برای آقای رجوی توضیح داد. آقای (طارق) عزیز همچنین مواضع و ابتکاراتی را که توسط عراق در این مورد انجام گرفته است توضیح داده و در این رابطه، خواست خود در جهت جلب اطمینان مردم ایران و نیروهای مبارز آن را که به صلح میان دو خلق متعقدند، برای آقای رجوی تشریح نمود.
آقای (طارق) عزیز دعوتی از جانب رهبری عراق به آقای رجوی برای دیدار از عراق بهمنظور ایجاد روابط برادرانه بین خلقهای همجوار بر اساس احترام متقابل و تمایل صادقانه برای استقرار صلح، تقدیم نمود.
آقای (طارق) عزیز برای رفع هر گونه سوءتفاهمی که بهوسیله گزارشات مطبوعات دربارهٔ ماهیت روابط بین دو طرف ایجاد شده است، این حقیقت را مورد تأکید قرار داد که این روابط بر مبنای تفاهم متقابل سیاسی هر دو طرف برای آرمانهای مشروع مردمشان، و نه بر مبانی و حمایتهای نوع دیگر، استوار است.
آقای رجوی نقطه نظرهای مقاومت عادلانهٔ مردم ایران دربارهٔ حل و فصل صلحآمیز اختلافات بین دو کشور را که میتواند از طریق مذاکرات مستقیم بین طرفین در چارچوب حاکمیت و تمامیت ارضی هر دو کشور و با توجه به مراعات متقابل سیاست عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و روابط حسن همجواری قابل حصول باشد، تشریح نمود (حل و فصلی). که تنها در عهده آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی است که پس از سرنگونی رژیم خمینی در ایران مستقر خواهد گردید.
آقای رجوی اعلام نمود که از ژوئن گذشته تنها خمینی خواستار ادامه جنگ با عراق است. جنگی که بهدنبال تخلیه اراضی ایران از قوای عراقی و اعلام آمادگی این دولت برای عقبنشینی کامل نیروهایش فاقد هر خصیصهٔ ملی بوده و دقیقاً در خدمت استقرار سلطهٔ سرکوبگرانهٔ علیه تمام ملت ایران است. آقای رجوی تشریح نمود که این جنگ با سرنوشت رژیم خمینی پیوند خورده و خمینی از آن برای سرپوش گذاشتن بر مقاومت گسترده داخلی، برای مهار کردن بحرانهای عمیق اجتماعی – اقتصادی و برای ارضاء جنون توسعه طلبانهٔ خود بهمنظور احیاء یک امپراطوری قرونوسطایی تحت نام اسلام از طریق سیاست بهاصطلاح صدور انقلاب، استفاده میکند.
آقای رجوی همچنین خمینی را ذاتاً عامل آنارشی، جنگ و بحران در حساسترین منطقه جهان (خاورمیانه) دانست و اعلام نمود از آنجا که خمینی جز زبان قدرت زبانی نمیشناسد، ایدهٔ صلح با خمینی – جز در شرایط درماندگی و ضعف مطلق او – واقعه بینانه نیست و علیهذا از همهٔ ملل و دول صلحدوست جهان بایکوت نفت خمینی را که تضمین کنندهٔ هزینههای سرسامآور جنگی اوست، درخواست نمود.
آقای رجوی ضمن تأکید بر محکومیت هر گونه آزار غیرنظامیان و حملات رژیم خمینی به افراد، آبادیها و مردم بیدفاع شهرهای عراق، از دولت عراق خواستار گردید که مصونیت و امنیت شهرها، دهکدهها و مردم بیدفاع ایران را مورد توجه قرار دهد. در اینجا آقای (طارق) عزیز درک عمیق خود نسبت به این مسأله را به آقای رجوی توضیح داد.
آقای رجوی ضمن محکوم کردن آزار و اعدام اسرای جنگی عراق بوسیلهٔ رژیم خمینی که اسناد موثق آن قبلاً در سطح بینالمللی توسط سازمان مجاهدین خلق ایران افشاء شده، توجه خاص به وضعیت اسرای جنگی ایران در عراق و بهویژه پرسنل ارتشی را بر حسب کنوانسیون ژنو از دولت عراق درخواست نمود.
آقای (طارق) عزیز تأکید نمود که عراق تعهد خود نسبت به رفتار با زندانیان بر حسب کنوانسیون ژنو را محترم شمرده و خواهد داشت.
آقای (طارق) عزیز پیشنهاد کرد که آقای رجوی میتواند نمایندهٔ محسوسی برای دیدار زندانیان جنگی ایران به عراق اعزام دارد.
دربارهٔ دعوت رهبری عراق از آقای رجوی برای دیدار از آن کشور، آقای رجوی ضمن اینکه انجام چنین دیداری را بهطور اصولی بلامانع دانست. اظهار داشت که بهزودی آن را تحت مطالعه قرار خواهد داد.
| محل امضاء | محل امضاء |
| مسعود رجوی | طارق عزیز |
| ۸۳/۱/۹ | ۸۳/۱/۹ |
طـرح صلــح شـورای ملـی مقـاومت ایران به اتفـاق آرا-۲۲ اسفنـد ۱۳۶۱]
طرح صلح شورای ملی مقاومت
بهدنبال ملاقات آقای طارق عزیز نایب نخستوزیر عراق با آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت و صدور بیانیهٔ مشترک ۱۹ دیماه ۱۳۶۱ مبنی بر استقرار صلح عادلانه و حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات دو کشور از طریق مذاکرات مستقیم بر اساس تمامیت ارضی، استقلال کامل، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، احترام به اراده آزاد دو ملت ایران و عراق، روابط حسن همجواری و همکاری متقابل در خدمت آزادی، صلح، ترقی و ثبات منطقه، شورای ملی مقاومت قرارداد ۱۹۷۵ (الجزایر) و مرزهای زمینی و رودخانهیی مندرج در این قرارداد را مبنای صلح عادلانه و پایدار اعلام میکند. لکن بدیهی است این پذیرش ملازم با عدم هر گونه مداخله در امور داخلی یکدیگر است. بنابراین شورای ملی مقاومت در عین تأکید بر ضرورت مصونیت مرزها از هر گونه تجاوز، هر گونه مقاوله نامه و یا پروتکل مداخلهجویانه و سرکوبگرانه منضم به قرارداد ۱۹۷۵ را مردود میشناسد. اعم از اینکه چنین مقاوله نامه یا پروتکلی سری یا علنی باشد.
شورای ملی مقاومت که برای استقلال و صلح و آزادی در ایران، مبارزه میکند، در پی ۶ماه بررسی و پس از انجام مطالعات و مشورتهای جامع بهمنظور دستیابی به یک صلح عادلانه – که در قدم اولیه ملاقات نایب نخستوزیر عراق با مسئول شورا و صدور بیانیهٔ مشترک منجر گردید – اکنون پیشنهاد خود دربارهٔ «طرح کلی صلح» را برای اطلاع دولت عراق، سازمان ملل متحد، جنبش کشورهای غیرمتعهد، کنفرانس اسلامی ونیز برای آگاهی دو ملت ایران و عراق و همهٔطرفداران صلح در منطقه و جهان به شرح زیر اعلام می نماید
۱-اعلان فوری آتشبس بین کلیه نیروهای دو کشور در زمین، هوا و دریا.
۲-تشکیل کمیسیون نظارت بر آتشبس و عقبنشینی تحتنظر یک مرجع مرضیالطرفین یا دبیرکل ملل متحد.
۳-عقبنشینی نیروهای دو کشور تا پشت مرزهای مشخص شده در پروتکلهای راجع به علامتگذاری مجدد مرز زمینی ایران و عراق پروتکل راجع به تعیین مرز رودخانهیی بین ایران و عراق و صورتجلسات نقشهها و عکسبرداریهای هوائی ضمیمهٔ آن دو که به امضای دو طرف رسیده است. زمان لازم برای عقبنشینی به مرزهای بینالمللی مذکور به تشخیص کمیسیون نظارت بر آتشبس، قبل از اعلان آتشبس تعیین میشود.
۴-مبادلهٔ کلیهٔ اسرای جنگی، حداکثر در ظرف سه ماه پس از اعلان آتشبس با رعایت مقررات بینالمللی، تحتنظر صلیبسرخ بینالمللی.
۵- ارجاع مسالهٔ تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بینالمللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوهٔ تادیة حقوق ایران. رای دیوان در این مورد لازمالاجرا خواهد بود.
۶-تعهد طرفین به فراهم نمودن موجبات بازگشت پناهندگان و رانده شدگان دو کشور به یکدیگر، با اعلام عفو عمومی و تضمین امنیت مالی و جانی آنها.
۷-تنظیم قرارداد قطعی صلح بین دو کشور، بر مبنای احترام کامل به حاکمیت و استقلال ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، حسن همجواری و مصونیت مرزها از تجاوز.
طرح حاضر در یک مقدمه و۷ بند به اتفاق آراء در شورای ملی مقاومت به تصویب رسیده است.
مسئول شورای ملی مقاومت
مسعود رجوی
۶۱/۱۲/۲۲
پاسخ رسمی دولت عراق به طرح صلح شورای ملی مقاومت ایران اول فروردین ۱۳۶۲]
فصلی جدید در تاریخ جنگ ایران و عراق
استقبال از طرح شورا بهعنوان مبنای قابل قبول
برای آغاز مذاکرات صلح
بهطور کلی این طرح منطبق بر روح گفتگوهای
آقای طارق عزیز نایب نخستوزیر عراق
و آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران
در فرانسه در ۹ ژانویه ۱۹۸۳ (۱۹ دیماه ۱۳۶۱) است
بغداد ابزرور روزنامه رسمی دولت عراق
۲۱ مارس ۱۹۸۳
استقبال وزیر عراقی از ابتکار صلح مقاومت ایران
از مهر ۱۳۵۹ تا تیر ۱۳۶۶
شورای امنیت ملل متحد ۸ قطعنامه برای آتشبس و صلح تصویب میکند
عراق میپذیرد اما رژیم ایران رد میکند
مسعود رجوی -۵ آذر ۱۳۶۶
صدای مجاهد-برنامه چشمانداز
پاریس-اورسور اواز خرداد ۱۳۶۵
مسعود رجوی:
من فردا از اینجا، از فرانسه خواهم رفت.
اما اگر بپرسید برای چی میری؟ در یککلام میگم که؛ که برفروزم آتشها بر کوهستانها
۱۷ خرداد ۱۳۶۵
عزیمت رهبری مقاومت
از فرانسه به عراق در جوار خاک میهن
چه کسی در هرکجای این کشور و این میهن از تهران تا اقصی نقاط کردستان
وقتی حقی از کسی تضییع میشد پرچم حقطلبی برمی افراشت؟
از زنهایی که میخواستند آنها را بهزور وادار به حجاب اجباری بکنند
تاآلونک نشینها و اقلیتهای مذهبی
وقتی خمینی علیه مطبوعات تاخت و تازش را شروع کرد
چه کسی سینه سپر کرد؟ که بود که به دفاع از حقوق زنان برخاست؟
گفتم که آزادیخواه و استقلال طلب واقعی در نوع تنظیم رابطهاش با اضداد آزادی و استقلال
با نیروهای ضددموکراتیک و وابسته یا وابستگی گرا شناخته خواهد شد
همه طعن و لعنها و نیش وخنجرها را به جان خریدیم ودم نزدیم
با همه اتهامات و برچسبها
ولی سرسوزنی از کیسه خلق به هیچکس امتیاز ندادیم و نخواهیم داد
نه به جریانهای سازشکار و تسلیمطلب و فرصتطلب و نه به قدرتهای خارجی
البته که این سفریست خطیر، فوقالعاده خطیر و سرنوشت ساز، پر از خطر، خطرهای مختلف
برای ما هم آسان بود که در خارجه بنشینیم و مثل خمینی ریاکارانه به همه لبخند بزنیم
با همه خودمان را همراه نشان بدهیم با هر دستهای و نیرویی
از برنامه دادن طفره برویم، مرزهایمان را با دیگران روشن نکنیم
و فقط بر وحدتهای صوری انگشت بگذاریم
ولی مگر هدف کسب سریع قدرت به هر قیمت و به هر وسیله بود؟
نه ما چنین هدفی نداشتیم
مسعود رجوی:
من فردا از اینجا، از فرانسه خواهم رفت. منزل اول، خاک سوئیس است و قصد دارم اگر بگذارند و میسر بشود متعاقباً از آنجا به خاک عراق بروم. . …
فردا خواهم رفت، به سوی سرنوشت، در میان طوفان، همپیمان با دیگر قایقرانها، قایقرانهای دریای شکنجه و خون یک خلق محروم و تحت ستم.
اما اگر بپرسید برای چه میری. در یککلام میگم که، که برفروزم آتشها برکوهستانها. و اگر بپرسید که فکرش را کردی که آنجا چه بر سرت خواهد آمد خواهم گفت که ما چه مجاهدین و چه شورا تا جایی که میفهمیدیم و میتوانستیم، میتوانستیم بفهمیم فکرش را کردیم. ولی ولی مگر میشه همیشه فکر همه چیز را کرد. مگر شرایط ما و انقلابمون شرایط عادیست. تا آنجاییکه من به یاد دارم در نقاط عطف در سر بزنگاههای خطیر و تاریخی همیشه اینطور بوده. شب ۳۰ خرداد اینطور بود، شب پرواز به پاریس هم همینطور بود و خیلی شبها و روزهای دیگر. ما در کشاکشیم با مهیبترین نیروی ارتجاعی افسارگسیخته تاریخ ایران، با خمینی این از نظر داخلی. از نظر بینالمللی هم، وقتی که ما شروع کردیم، در شرق و غرب عالم هیچکس با ما نبود و هیچکس انقلاب و قیام جدیدی را بر مردم ایران روا نمیدید. هیچکس خواستار دگرگونی بنیادی در میهن به خون تپیده ما نبود و این خواست خلق و اراده شهدا و اسرا و رزمندگان مجاهد خلق بود که سرانجام برشورید.
از اول هم به پاریس نیامده بودیم برای وقت گذرانی و برای بازیهای سیاسی و نه برای استراحت و نه برای جان بدر بردن. اگر اینطور بود، این روزها دشمن ضدبشری اینقدر با عناد و پیگیری دنبال مسأله استرداد و اخراج من نبود. از طرف دیگر من هم بهعنوان نخستین مسئول مقاومت پرخون یک خلق در زنجیر نمیتوانم و نباید در اینجا، چنانکه مطلوب دشمن است و برایش اعمال فشار میکنه سکوت و یا بیطرفی پیشه بکنم. اعلان جنگ به دشمن ندم، فرمان تسلیح ندم و چنانکه میگویند و میخواهند بیطرفی اتخاذ کنم، نه این شایسته ما نیست. اگر چه به آنهایی که باید بگویم، گفتم که شخصاً حتی از استرداد به خمینی هم ترسی ندارم. چرا که خونم از خون سایر خواهران و برادران مجاهدم رنگینتر نیست. شخصاً فکر میکنم در روزگاری که شهادت اینقدر فراوانه خیلی بیشتر از قسمتم زنده ماندم، خیلی.
بنابراین تا آخرین لحظه تا آخرین نفس با چنگ و ناخن دندان هم که شده بنای ستم پیر کفتار جماران را تا آخرین خشتش از جا خواهیم کند. بیمهابا.
راستی تا وقتی که خمینی و رژیمش هست راحت و زندگی بر چه کسی حلال است. یک لحظه زندانیها را به یاد بیاورید. شکنجه شدهها را، زنهای باردار تیرباران شده را، مادرهای اسیر را و خلق قهرمان در زنجیر را.
اما اگر بایستیم، اگر مقاومت کنیم، علاوه بر همهٔ کشتهها و اسرایی که باید بدهید، آنوقت دهها و صدها مارک از توتالیتر و انحصارطلب گرفته، تا غیردموکراتیک و وابسته و امثالهم، بایستی که نوش جان کنید. شگفتا چه کسی بود که از کاندیداتوری ریاستجمهوری رژیم خمینی بهخاطر بایکوت ولایت فقیه گذشت؟ غیر از مجاهدین. چه کسی پرچم مرگ بر خمینی برافراشت وقتی که بقیه هنوز به خط بهاصطلاح ضدامپریالیستی امام چشم دوخته بودند؟ چه کسی فتنه لیبرال- ارتجاع را کور کرد، وقتی که سایرین در جا میزدند و به عقب میرفتند؟ چه کسی در هرکجای این کشور و این میهن از تهران تا اقصی نقاط کردستان وقتی که حقی از کسی تضییع میشد، پرچم حقطلبی برمی افراشت؟ از زنهایی که میخواستند آنها را بهزور وادار به حجاب اجباری بکنند، تا آلونکنشینها و اقلیتهای مذهبی. وقتی خمینی علیه مطبوعات تاخت و تازش را شروع کرد، چه کسی سینه سپر کرد؟ که بود که به دفاع از حقوق زنان برخاست؟ گفتم که آزادیخواه و استقلال طلب واقعی در نوع تنظیم رابطهاش با اضداد آزادی و استقلال، با نیروهای ضددموکراتیک و وابسته یا وابستگی گرا شناخته خواهد شد.
که امروز تمامی خاک وطن ما کربلا و تمامی ایام آن عاشوراست.