اجلاس شورای ملی مقاومت ایران
۵ و ۶ تیر ۱۴۰۵
(قسمت هشتم)
امیر آرام – هنرمند عضو شورای ملی مقاومت ایران
با سپاس و درود به مبارزان و فرشتگان راه آزادی در اشرف سه، دلیران شورشی در سراسر ایران، ملت قهرمان شهدای راه آزادی، زندانیان سیاسی و سلام و درودهای ویژه به مهر تابان، جان جانان و حامیان مقاومت در سراسر گیتی و همچنین اعضای محترم شورای ملی مقاومت. با اجازه دوستان.
به راستی کیست که جان شیرین خود را برای خلقی در بند و محروم هدیه کند؟ کیست که از تمام نیازهای خود برای نیازهای خلق محرومش بگذرد؟
شاید بتوان بسیاری از اهداف زندگی را ارزان و آسان به دست آورد، اما برای آزادی آنهم آزادی یک ملت در برابر ارتجاع مذهبی، بیشک باید بهایی بس سنگین پرداخت. بهایی که این مقاومت خونبار بیش از ۶۰ سال پرداخته است، بر همگان آشکار و عیان است.
خوشا به سعادت کسانی که خود را برای بقای دیگران فدا کردند. وای بر ستمگرانی که برای بقای خود دیگران را فدا میکنند.
جامعه انسانی جامعه ایست که ملت در آن حکومت میکنند و تشکیل دولت میدهند. تنها کسانی در رأس قدرت قرار میگیرند که هیچ چیز برای خود نخواهند و همه امکانات را برای مردم و ملت بر ارمغان آورند. و این را مقاومت ملی ایران با بیش از ۶۰ سال مبارزه در کارنامه خود ثابت کرده است.
و اما دستاورد رژیم وحشی آخوندی در طی ۴۷ سال چه بوده است؟ امید را کشتند، باورها را نابود کردند، محبت را به دار آویختند و عشق را به خاک سپردند و آزادی را آتش زدند و همچنین اقتصاد را ویران کردند. و چه پست و ملعون تاریخند مزدوران و نفوذیهای این رژیم جنایتکار اهریمنی که تلاش میکنند با بیرون ریختن درون مایه زشت و پلید خودشان سیمای خورشید درخشان مقاومت را بهزعم خودشان بیالایند و حقایق را واژگون جلوه دهند. اما چنین نخواهد ماند.
در حکومت انسانی جامعه انسانی، اقتصاد انسانی و بهویژه آموزش پرورش انسانی بهوجود خواهد آمد و ارزشهای انسانی دیگر به خاک سپرده نخواهد شد بلکه از آن تجلیل خواهد گشت. مقاومت ملی ایران بیشک تضمین حکومت و جامعه انسانی در ایرانی نوین خواهد بود.
آزادی را کسانی درک میکنند که زیر شکنجه باشند. کسانی که در لذتهای صوری جهان به سر میبرند قادر به درک آزادی برای مردم و جامعه نخواهند بود.
کسانی که حقانیت را حس میکنند از جسم گذر کردند و به جان یعنی جوهر انسانی دست یافتند.
به قول مولای روم که میفرماید:
دست پنهان و
دست پنهان و قلم بین خط گزار،
اسب در جولان و ناپیدا سوار.
تیر پران بین و ناپیدا کمان،
جانها پیدا و پنهان جان جان.
همان حقانیتی که در سهمگینترین شرایط مبارزاتی در پشت مقاومت سرفراز ایستاده و هرگز پشت این مقاومت را خالی نکرد تا لحظه پیروزی و آزادی در کنارشان خواهد ماند.
جای دیگری میفرماید ما بمردیم و به کلی کاستیم، وانکه حق آمد همه برخاستیم. باید جسم شکسته شود تا گوهر انسانی پدیدار گردد و امروز جسم و روان ملت دردمند ایران شکسته شد.
آنجاست که جان عزیزشان به جان جانان پیوند میخورد. شکی نیست که در پشت هر صورتی دریایی از معنا وجود دارد. امروز تمامیت ملت دلیر ایران آگاه هستند و این تعهد ما میباشد که آزادی را برای ملتی در بند به ارمغان آوریم و خواهیم آورد.
باید به این لجنزارهای رژیم آخوندی کثیف گفت:
هزار بار طواف خانه کعبه کنی،
قبول حق نشود اگر دلی بیازاری.
با سپاس.
مهندس حسین فرشید - عضو شورای ملی مقاومت ایران
با درود فراوان به شما خواهر مریم و همچنین درود به آقای رجوی مسئول محترم شورا و همچنین به یاران عزیز همرزم شورایی و حضار محترم. اجازه میخوام با کمال افتخار درود بفرستم به قهرمانانی نظیر وحید بنیعامریان و همراهانش که تضمین آینده روشن و پرافتخار میهنمان ایران هستند. امروز با اجازه شما میخوام چند نکته مهم درباره برنامه ۱۰ مادهای شما که در واقع عصاره مصوبات شورای ملی مقاومت است، خدمت یاران مقاومت عرض کنم. برای هر مدعی آلترناتیو بودن که سرنگونی رژیم آخوندی را در برنامه دارد و مدعیست که پس از یک دوران کوتاه گذار برای تهیه و تصویب قانون اساسی جدید و تعیین نوع حکومت آینده انتخابات برگزار خواهد کرد، یکی از ضروریات، داشتن برنامه و نقشه مسیر دوران گذار است.
این برنامه دو مشخصه اصلی دارد. اولاً تعیین میکند که در دوران گذار کشور چگونه اداره خواهد شد و امور روزانه مردم چگونه حل و فصل خواهد شد. و دوم اینکه مشخص میکند که چه تضمینی وجود دارد که آن آلترناتیو در پایان دوران گذار، حکومت را به منتخبان مردم و مجلس مؤسسان تحویل خواهد داد. شورای ملی مقاومت ۴۵ سال است که برای سرنگونی رژیم آخوندی مبارزه میکند و اولین وظیفه خود را برای بعد از سرنگونی، برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان و تحویل حکومت به نمایندگان مردم اعلام کرده و برنامه دوران گذارش بهطور مختصر همین برنامه ۱۰ مادهای مطرحشده توسط شماست.
اگر با نگرشی عمیق و علمی این برنامه و نقشه مسیر را بررسی کنیم، بهراحتی میتوانیم ادعا کنیم که برنامه دوران گذار شورای ملی مقاومت برنامهیی است جمعمحور با هدف تقسیم قدرت در بالا از طریق مثلاً داشتن قوای سهگانه مستقل و همچنین دادن خودمختاری به قومیتهای مختلف. این تقسیم قدرت و به عبارتی حکومت غیرمتمرکز، تضمینی بسیار محکم است برای اینکه این شورا در پایان شش ماهه دوران گذار حکومت و قدرت را به مجلس مؤسسان و نمایندگان مردم واگذار نماید.
برنامههای دیگری هم از طریق برخی مدعیان ارائه شده، از جمله برنامه پسر شاه سابق که با عنوان دفترچه اضطرار شناخته میشود. در واقع امر دفترچه استمرار، تضمینی است برای اینکه پس از شش ماه که البته میتواند تا چند سال هم تمدید شود، کشور ایران برای بار دوم دارای یک رضاخان قلدر دیکتاتور بشود. در واقع میتوان گفت که این برنامه و مسیر راه، دقیقاً بهمنظور بازگشت سلطنت استبدادی به ایران نوشته شده است. به گمان من این موضوع را باید بهطور گسترده برای هموطنانمان چه در داخل و چه در خارج از ایران افشا و بازگو کنیم. متشکرم.
ناهید همت آبادی -هنرمند و خواننده اپرا، عضو شورای ملی مقاومت ایران
با سلام مجدد خدمت شما و همکاران. حرمت و قداست واژهها مانع از بیان این حقیقت عریان نمیشود که در زمانه بیاعتبار ولنگار که سنگ روی سنگ اصلاً بند نیست و سگهای هار را رها و سنگها را بستهاند تا جهان به کام سیاستبازان وراج بچرخد و ریزهخواران استعمار کهنهکار، شاهبچه مکار را در نقش آلترناتیو دوره چرخانی کنند و در حالی که در ایران ستمدیده فقیر غرقه زیر آتش و بمبها، مردم گرفتار بیش از پیش دربهدر و خانه بهدوشاند، شاهبچه علاف برای وصول به تخت لق پادشاهی حتی تا حد ویرانی و نابودی تمامعیار ایران اصرار و تأکید نماید. که از قضا و درست در همین شرایط و همین آشفتهبازار هرزگی سیاستی که نه میشود و نه میتواند و نه باید فراموش کرد که مسئول شورای ملی مقاومت ایران از آغازین روزهای تأسیس شورا با نفی وجود و حضور شاه و شیخ و رد هر نوع دیکتاتوری از نوع چکمه یا نعلین، هر دو را به حق منفور و مطرود ذکر نمودند.
حالا هم که در شرایط هولناک سرزمین گربهنشان در ایران اسیر فقیر، شورشگران مجاهد و قهرمانان در زنجیر را روزانه بر تیرکهای دار میآویزند و زندانها از آزادزنان و مردان سرریز شده است، با این حال ابرمردان سیاستچرخان جهان حتی در هنگامه معاملات و معادلاتشان با دستاربر سران فاشیست خونخوار هیچ صدایی اما در محکومیت کشتار افسارگسیخته رژیم از حلقوم تنگ یا گشادشان برنمیآید.
قهرمانان مجاهد که طی ۶۱ سال آزگار با عبوری جانفرسا از ۷۰۰ هزار خوان خونین دسیسه و فتنه و تحمیل جنگ و کشتار بر آنها هنوز اما چون صخرههای عظیم و استوار آراسته با صداقت و وفا و همچون ریسمانی سخت و حجیم پابرجا با عبوری غولآسا از بسا نشیب و فرازها، اینک اما پایکوبان و دستافشان ایستاده بر آرمان یگانه و ناب نشاتگرفته از بنیانگذاران و رهبرانی که با اراده و توانی برای باور انسان معاصر، انسجام و انضباط تشکیلاتی آرمانی مجاهدین را بهگونهیی برجسته و نمونه در تاریخ مبارزات جهان تحقق بخشیدهاند، آن هم در روزگار قریب فریب و نیرنگها و افسارگسیختگیهای اخلاقی و سیاسی که اصول متداول و معقول انسانی در هم ریخته. اما درست و دقیقاً هم به همین علت و باور است که گمان هم نمیکنم اصلاً بشود تصور کرد که بیان واژههای صلح و آزادی را که ضمن ماههای اخیر به کرات از کلام رئیسجمهور دوران گذار مریم رجوی بیان شده را جز نوید پیروزی و آزادی میهن و ملت دربندی بتوان تصویر نمود که پس از ۴۷ سال اسارت در چنگال فاشیسم خونآشام دستاربرسران، اما سرانجام با رشادت دلاورقهرمانان کانونهای شورشی مجاهدان اشرف۳ در آلبانی و دیگرانشان و راهبرانشان، روزگاران درخشان و خجسته آزادی را لمس خواهند نمود و دستان دوستی و روابط حسنه با همه ملتهای صلحجوی جهان را بهگونهیی صمیمانه و دوستانه خواهند فشرد. بیشک اما به یقین.
دکتر احمد رجوی -عضو شورای ملی مقاومت ایران
چرخ بر هم زنم ار غیرمرادم گردد. حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد بجز اینکه بگویم در این کهکشان کهکشانها، مقاومت جوانان، زنان و مردان آزادیخواه در این خطه، این واقعیت را اثبات کردند که: من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک، چرخ بر هم زنم ار غیرمرادم گردد.
خانم رجوی گرانقدر، شما و مسعود، راههای بحث و جدل را مسدود کردهاید؛ با ایمان و با ایقان. قطرهای از بحر گفتههایتان بعد از خواندن و شنیدن مکرر آن: میهنی میسازیم که در آن قانونی برتر از خواسته مردم نیست. آیا حرفی برای گفتن میماند؟ بعد از نقشه مسیر، طرح ده مادهای شما که مجذوب و منکوب و میخکوب میکند، حرف دیگری میماند؟ این را شما ساری و جاری کردید. این طریقت شما را عزیزانمان با نثار جان جامه عمل پوشاندند. حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. بعد از وداع فرمانده وحید، بعد از تجدید عهد پویا، حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. با مرور گفتهها و نوشتههای عزیزان مقاومت ظفرنگون، در نزدیک به نیم قرن گذشته، از مریم گلزاده غفوری، از دکتر فهیمه، از نداها، از مرجان شورشگر، تا تا تا بینهایت. حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. از آقای موشکاف، آفساید، هفت روی هفت، ارتباط مستقیم، گفتارها و مصاحبهها در سیما، حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. گفتهای نیست که در حقانیت مسیر گرانبهای این مقاومت ناگفته مانده باشد. حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. اجازه دهید، اجازه دهید نامه مرجان شورشگر را بهعنوان نمونهیی از خروار، ۷ خرداد ۸۴ یعنی ۲۱ سال پیش، که همین دیروز بود، به خود شما را که حرف دل من و ما در این مقطع از حیات پرافتخار اشرفیها، کانونهای شورشیست را بازخوانی کنم:
مریم عزیز، سلام میکنم به تو که با ایمان، با دردمندی، از میان گردباد دیکتاتوری و ظلم و ستم، سر برافراشتی تا فریاد آزادیخواهی ملتی را در سراسر جهان پرآوازه کنی. سلام میکنم به تو عزیز، که حضورت به نام زن مورد ستم واقع شده در طول تاریخ مبارزات حقطلبانه آزادیخواهان، بهعنوان نمادی استوار و مصمم از دل ظلمت تحجر نه طلوع، که درخشیدی تا گرمیبخش تنهای سوخته از ستم باشی. دوستت دارم و باورمندم که در نهایت پرچمی را که از مسعود به امانت گرفتی بر بلندای تاریخ مبارزات ملت ستمدیده ایران خواهی برافراشت. سپاسگزارم.
این لشگر از حمایت و تعهد به آزادی از شخصیتهای ایرانی و غیرایرانی، که شما خانم رجوی از چهار گوشه جهان، از قلب جامعه و از دل زندانها تکتک بیرون کشیدهاید، همان آفتابیست دلیل آفتاب. حرف دیگری بهخاطرم نمیرسد. پیروزی میآید با میتوان و باید. پیروز باشید.
فریدون ژورک-کارگردان و فیلمساز
با سلام به خانم مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت. بیانات دوستانم در شورا و ابراز نظریه و گزارششان در مورد چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت چنان کامل و ستودنی بود که فکر میکنم صحبتهای من در این مورد اتلاف وقت باشد. بنابراین خانم رجوی با اجازهتون با یادی از مرجان میخوام به شعر کوتاهی که مرجان در چندین سخنرانی به تبع و الهام از سردار بزرگ مقاومت آقای مسعود رجوی خوانده بود، اشارهیی داشته باشم. به نظر من محتوای این شعر بیانگر تصمیم ملت خاسته ایران است، بهخصوص جوانان نسل زد:
«یا ما سر خصم را بکوبیم بر سنگ / یا او تن ما به دار سازد آونگ / القصه در این زمانه پرنیرنگ / یک مرده به نام، به که صد زنده به ننگ». متشکرم.