آخوند حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین رژیم، در شرایطی که جنگ قدرت در رأس حاکمیت و بحرانهای فزاینده رژیم ادامه دارد، بار دیگر با دفاع از مذاکره با آمریکا و پرهیز از جنگ، تلاش کرد نقش خود را در تصمیمات کلان نظام برجسته کند. او در سخنانی که روز ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ایراد شد، با نسبت دادن تصمیمات راهبردی جمهوری اسلامی به خامنهای، مدعی شد که ولیفقیه رژیم در مقاطع مختلف مانع وقوع جنگ شده و آغاز مذاکرات با آمریکا، از جمله مذاکرات محرمانه در مسقط، با دستور مستقیم او انجام گرفته است.
روحانی همچنین با حمله به جریانهای موسوم به «کاسبان تحریم» و مخالفان مذاکره، بر ضرورت پایان دادن به جنگ، کاهش تنش و حرکت بهسوی گفتگو تأکید کرد و در بخش دیگری از سخنانش تلاش نمود نقش «رأی مردم» را در مشروعیت ساختار ولایت فقیه برجسته جلوه دهد؛ اظهاراتی که در بحبوحه تشدید بحرانهای داخلی و انزوای بینالمللی رژیم، از سوی بسیاری بهعنوان تلاشی برای بازگشت به عرصه قدرت و احیای جایگاه سیاسی او ارزیابی میشود.
حسن روحانی ۱۴ مرداد ۱۴۰۵:
مذاکره کنیم خوب است یا بد است؟ جنگ را ادامه بدهیم خوب است یا بد است؟ آنچه ما از افکار رهبر شهیدمان دریافت کردیم، رهبری هیچ وقت دنبال جنگ نبودند، در هیچ مقطعی هر جایی هم که دشمن میخواست یا دوست نادان میخواست، یا دیگران میخواستند جنگی را بهپا کنند، ایشان با صلابت میایستاد این صلابت و شجاعت فقط در برابر دشمن نیست گاهی در برابر هیجانات و احساسات دوست هم بود گاهی ممکن است هیجان دوست هم کار دست کشور بدهد و رهبری آنجا هم باید هیجان را مهار کند همان طوری که باید دشمن را مهار کرد، گاهی هم باید دوست را هدایت کرد خب ما دیدیم، در سال ۶۹ رهبری نگذاشت جنگ بشه بین ما و آمریکا آن وقتی که آمدند در منطقه برای بهاصطلاح آزادسازی کویت در سال ۷۷ رهبری نگذاشت، در حالی که عدهیی دنبال این بودند که ما بریم وارد افغانستان شیم و در واقع خونخواهی عزیزانی که در مزار شریف شهید شده بودند رهبری نگذاشت، ایستادگی کرد. در ۷۸ که داستان خُبَر بود و آمریکاییها طراحی کرده بودند برای زدن موشک به ایران، رهبری راهی را نشان داد که از آن طریق بههرحال مسأله حل شد و از آن عبور کردیم در سال ۸۲ اگر برنامهریزی نمیشد برای یک نوع مذاکرات که آن مذاکرات بتواند راهحلی باشد، برنامه جنگ آمریکا علیه ایران، زمینهاش داشت فراهم شده بود آنجا هم رهبری ایستادگی کرد.
حالا شاید مردم ندانند، آن وقتی که در جلسه در خدمت رهبری مطرح شد که سه وزیر اروپایی را دعوت کنیم، یک کسی آنجا گفت ما سه وزیر را دعوت کنیم ممکن است نیایند آنجا مطرح شد در حضور رهبری مطرح شد که اگر آنها نیامدند، ما برویم اروپا و با آنها مذاکره کنیم همانجا به من خطاب کردند که شما پاشید برید اروپا با سه وزیر اروپایی مذاکره کنید یعنی حسابشده بود، طراحیشده بود... ... ... در ۹۲ هم ما رفتیم تا مرز جنگ عبور کردیم، باز هم رهبری دستور داد که مذاکره با آمریکا در مسقط آغاز بشه، این دستور خود رهبری بود.
در ۹۸ هم دوبار تا مرز جنگ پیش رفتیم پس رهبری همواره که من بهمناسبتهای مختلف خدمت ایشان صحبت کردم، چه در ۱۶ سالی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودم و چه ۸ سالی که رئیسجمهور بودم که زیاد خدمتشان میرسیم، رهبری همیشه مانع جنگ بودند هیچ وقت موافق با جنگ نبودند... ... ... ادامه جنگ که چیز خوبی نیست حالا گاهی آدم چارهای ندارد جنگ تحمیلشده باید وایسته، ایستادگی بکنه. مقاومت، دفاع خیر است، بازدارندگی خیره، وظیفه است. ایستادگی در برابر مهاجم وظیفه است اینها همهاش درست است اما اگر ما بتوانیم جنگ را یک روز زودتر تمام کنیم همانطور که رهبری یک بار فرمودند که درباره تحریم، اگر بتوانیم یک روز زودتر تحریم را تمام کنیم باید تحریم را تمام کنیم... ... ... حالا یک عدهیی بودند بههرحال هستند که یا روی جهالت یا روی شیادی یک کارهایی میکنند یک عده هم هستند که دنبال کاسبی بودند، کاسبان تحریم در واقع آنها هم ممکن است خوشحال باشند که جنگ و آشفتگی ادامه پیدا بکنه افرادی هم هستند که ممکن است یک تفکراتی توی ذهنشان باشه که ما باید برویم جهان را بگیریم و تصرف کنیم.
ما وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما حفظ کشوره، تمامیت ارضیه، امنیت ملی است زندگی مردم هست ما وظیفه نداریم تمام جهان را بخواهیم تصرف کنیم و بگیریم... ... ... ما میخواهیم تنگه هرمز، تنگه جنگ نباشد تنگه هرمز تنگهای باشد برای ایجاد امنیت کامل در منطقه خلیجفارس تنگه باید تبدیل بشه به همکاری بین ما و عمان و به یه نوعی همکاری بین ما و سایر کشورهایی که از خلیجفارس استفاده میکنند ما باید حواسمان باشه در نحوه سخن گفتن، ... ... ... و بدانیم برای جنگ یا پایان جنگ و آینده کشور، تصمیمگیر اصلی ملت بزرگ ایران است همانطور که امام در آخرین نامه، شاید آخرین نامهیی بود که امام نوشت در نهم اردیبهشت، امام نامه نوشت به شورای بازنگری قانون اساسی، خطاب به آیتالله مشکینی و آنجا گفت که من از اول هم نظرم این بود که اگر یک فردی مجتهد باشه و اعضای خبرگان به او رأی بدهند که چون خبرگان را مردم انتخاب کردهاند، آنگاه آن مجتهد بشود ولیّ منتخب مردم وقتی منتخب مردم شد پس حکمش میشه نافذ. یعنی بالاترین مقام کشور ما که رهبری بالاترین مقام سیاسی کشور ما هست، طبق بیان امام این رهبری با رأی مردم، با آرا مردم میشود ولیّ منتخب ملت و چون ولی منتخب مردم میشود، حکمش نافذ میشود این تعبیر صریح امام است بنابراین نظام ما، برنامه ما، از روز اول بر مبنای خواست مردم بوده، نظر مردم بوده، امروز هم ما امیدواریم آنچه خواست مردم و نظر مردم هست طبق همان عمل بکنیم شورای عالی امنیت ملی، دولت، مقامات نظامی و همه مقامات انشاءالله آنچه خواست مردم هست بتوانند به جامه عمل بپوشانند