مقالهای به قلم «ایو بوردیون» (Yves Bourdillon)
منتشر شده در روزنامه فرانسوی «لز ا کو» (Les Echos)
پاسداران که عمود خیمه رژیم مذهبی حاکم بر ایران هستند صرفا یک سازمان نظامی نیستند، بلکه یک امپراطوری صنعتی نیز هستند که مستقیما در برنامه هستهای ایران دخالت دارند و هم اکنون در تلاش هستند تا چندین قرارداد نفتی و گازی به ارزش میلیاردها دلار را زیر کنترل خودشان بگیرند.
در پشت پرده، تمامی امور رژیم ایران، از جمله برنامههای هستهای جمهوری اسلامی، زیر کنترل پاسداران قرار دارند. آنها شبکههای تروریستی گوناگون را کنترل میکند، همه گونه قاچاق انجام میدهند و برخی از بخشهای اقتصاد کشور، همچون راه و ساختمان، انرژی و مخابرات را زیر سلطه انحصاری خودشان گرفتهاند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک «اختاپوس» است که برخی آن را با «مافیا» همانند میدانند. سپاه پاسداران یک پدیده چند بعدی است: یک حزب سیاسی، یک سازمان مخفی شبیه به «فراماسونری»، یک شبکه اجتماعی، یک ارتش موازی و یک امپراطوری صنعتی. در حالی که شورای امنیت سازمان مللمتحد هم اکنون سرگرم گفتگو پیرامون مجازاتها علیه رژیم ایران است، پاسداران در بطن یک زورآزمایی میان ایران و جامعه بینالمللی قرار گرفتهاند. قدرت اقتصادی و مالی سپاه پاسداران مستمرا رو به افزایش است. دیروز مطبوعات محلی در ایران خبر دادند که پاسداران از طریق مجتمع صنعتی موسوم به «خاتم الانبیاء» در حال بهدست گیری کنترل یک پروژه نفتی و گازی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار هستند. این نمونهای از هدایایی است که رژیم ایران به پاسداران میدهد. پاسداران در ماه آوریل اعلام کردند که آمادگی دارند در میدانهای نفت و گاز کشور جایگزین کمپانیهای غربی بشوند.
اما کارکرد داخلی این نهاد چگونه است؟ در فوریه ۲۰۰۸ ، «راند کورپوریش» یکی از نادرترین گزارشها درباره سپاه پاسداران را منتشر کرد. در این گزارش گفته شده بود که «سپاه پاسداران یک سازمان اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی رو به گسترش است و نفوذ آن در همه عرصههای زندگی سیاسی و اجتماعی در ایران در حال افزایش است». افسران شاغل یا بازنشسته سپاه مناصب کلیدی کشور را در انحصار خودشان گرفتهاند: ۷ وزیر از ۲۱ وزیر موجود در دولت (از جمله وزیران نفت، دارایی، ارتباطات، دفاع، کشور)، یک سوم از کرسیهای مجلس، یک سوم استاندارها و فرماندارها، تعداد فراوانی از شهرداران و سفیران.
سپاه پاسداران در واقع به مثابه یک موسسه تربیت کننده مدیران کشوری است، البته یک موسسه منحصربهفرد که پادگانها و شکنجهگاههای متعدد در اختیار دارد. از همان بدو بنیانگذاریش توسط آیتالله خمینی در می ۱۹۷۹ ، سپاه به گونهای سازماندهی شده بود که سپر دفاعی و «چشمها و گوشهای» رژیم اسلامیباشد. ماموریت درجه یک پاسداران سرکوب اعتراضات مردمی در داخل کشور است. آنها از بهترین تجهیزات نظامی برخوردار هستند و رژیم ایران برای پاسداران یک ارجحیت ویژه قائل است، زیرا ارتش منظم را چندان قابل اعتماد بشمار نمیآورد.
یک رژیم نظامی با ظاهر مذهبی
هیلاری کلینتون در ماه فوریه امسال گفته بود که پاسداران در ایران به یک «دولت در دولت» تبدیل شدهاند. با توجه به تعداد زیاد مقامهای مهمی که به پاسداران واگذار شدهاند، سخنان هیلاری کلینتون در مورد آنان به هیچوجه گزافگویی نبودهاند. لازم است یادآوری کنیم که احمدینژاد خود یک پاسدار بوده است. برخی از تحلیلگران تا آنجا پیش رفتهاند که گفتهاند انتخاب مجدد او در ژوئن ۲۰۰۹ ـ که از طریق تقلبات گسترده ممکن شد ـ در حقیقت یک کودتای پاسداران بوده است. ملاها نمای ظاهری رژیم را تشکیل میدهند، ولی اهرمهای کلیدی قدرت در دست پاسداران قرار دارند.
«علی آلفونه»، پژوهشگر دانشگاه کپنهاگ که یکی از بهترین کارشناسان مسائل مربوط به پاسداران بشمار میرود، بر این باور است که رژیم ایران یک رژیم نظامی با یک نمای مذهبی است. ملاها که طی ۳ دهه اخیر بیشتر در پی مال اندوزی بودهاند هم اکنون در داخل رژیم ایران قدرتشان کاهش یافته است. در مقابل، قدرت پاسداران بهصورت قابل توجهی افزایش یافته و آنها هم اکنون سهم بسیار مهمی در قدرت دارند. صدها شرکت تولیدی و تجاری متعلق به بنیادهای به اصطلاح خیریه هستند، ولی این بنیادها در واقع به پاسداران وابستهاند. غربیها که عادت دارند با سازماندهیهای شفاف سروکار داشته باشند در فهم کارکرد نهادهای وابسته به پاسداران دچار سردرگمی میشوند. بنابه گفته مطبوعات اپوزیسیون ایران، امپراطوری پاسداران برخی از بخشهای اقتصاد کشور را زیر سلطه انحصاری خودش گرفته است. بخشهایی همچون: معاملات املاک، جراحی لیزر، جهانگردی، عینک سازی، دخانیات، کشاورزی، کشتی سازی، توزیع آب، حمل و نقل زمینی، … علاوه بر همه اینها، پاسداران در بخشهای گوناگون اقتصادی سرمایهگذاریهای متعددی انجام دادهاند: معادن فلزات گوناگون (مس، زنگ، سرب)، میدانهای گاز، شرکت هوایی پارس، بانک مهر، بانک انصار، شرکت نفتی کیش شرقی، چندین کارخانه اتومبیل سازی، چندین مجتمع نظامی ـ صنعتی و چندین کارخانه صنایع الکترونیکی که در زمینه تولید تلفن و کامپیوتر مشغول به فعالیت هستند.
ریچارد استوارت لوی، معاون وزیر دارایی آمریکا، در ماه فوریه، در زمانی که آمریکا مجازاتهایی را بر علیه ۴ شرکت وابسته به شرکت خاتم الانبیاء به اجرا گذاشته بود، اینگونه نتیجهگیری کرده بود: «کسانی که با ایران تجارت میکنند، در اکثر موارد، دانسته یا ندانسته، معاملاتشان را با نهادهای وابسته به پاسداران انجام میدهند». در کهکشان شرکتهای وابسته به پاسداران، خاتم الانبیاء یکی از نادر شرکت هایی است که وابستگیش به پاسداران یک موضوع علنی است. در آغاز، کار اصلی شرکت خاتم الانبیاء جادهسازی و احداث تاسیسات نفتی بوده است. این شرکت در سال ۱۹۸۸ به منظور بازسازی کشور پس از جنگ ایران و عراق ایجاد شده بود. این شرکت خیلی سریع به یکی از اصلیترین شرکتهای مهندسی در ایران تبدیل شد. شرکت خاتم الانبیاء هم اکنون بیش از ۲۵ هزار کارمند دارد و تاکنون ۷۶۰۰ طرح را به اجرا گذاشته است: سد، مزرعه، معادن، ساختمان، پل، تونل، جاده، لولههای انتقال نفت و گاز، خطوط تلفن، … اکنون بیش از ۶ سال است که شرکت خاتم الانبیاء بیشتر در زمینه احداث تاسیسات نفتی مشغول به کار شده است. این شرکت یک لوله انتقال نفت و گاز به طول ۹۰۰ کیلومتر بسوی پاکستان و هند ساخته است. هزینه این طرح حدود یک میلیارد و سیصد میلیون دلار بوده است. شرکت خاتم الانبیاء تاسیسات دیگری در میدان نفتی پارس جنوبیساخته است. گفته میشود که نیمی از ذخائر گازی کشور در میدان نفتی پارس جنوبی واقع شده است.
امتیازات بیحد و حصر
همه شرکتهای وابسته به پاسداران از امتیازات بیحد و حصر برخوردار هستند. به حکم علی خامنهای، آنها از پرداخت هرگونه مالیات معاف هستند و دولت نمیتواند هیچگونه کنترلی بر روی فعالیتهای آنان اعمال بکند. پاسداران فقط به ولیفقیه حساب پس میدهند. از سوی دیگر، آنها نزد بانکهای دولتی از اعتبارات ویژه با نرخ های ارزان قیمت برخوردار هستند. در برخی از موارد عاجل، بانک مرکزی کشور مبالغ درخواست شده توسط پاسداران را سریعا به حساب شرکت خاتم الانبیاء واریز میکند. شرکتهای وابسته به پاسداران از این امکان برخوردار هستند که تجهیزات مهندسی رزمی نهادهای نظامی را بهطور رایگان برای انجام طرحهای مدنی مورد استفاده قرار بدهند. این کار به آنها امکان میدهد که طرحهای مزبور را با قیمتهایی بسیار ارزان تر از قیمت بازار انجام بدهند و رقبای تجاری خود را از صحنه حذف بکنند. بنابه گفته علی آلفونه، در جریان خصوصیسازی شرکتهای دولتی، پاسداران مهرههای خود را به جلو میبرند. به این ترتیب، شرکتهای دولتی کمابیش شفاف تدریجا به شرکتهای دولتی کاملا غیرشفاف تبدیل میشوند. در مجموع پاسداران کنترل حداقل یک سوم از اقتصاد کشور را زیر سلطه خودشان گرفتهاند.
رفسنجانی به اصطلاح «اصلاح طلب»، که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۱۹۹۷ رئیسجمهور بوده است، به منظور حمایت از نفرات خودش که به «مافیای نفتی» مشهور هستند در گذشته تلاش کرده بود که در برابر تجارت پیشگی پاسداران موانعی را ایجاد بکند. پس از انتخاب محمود احمدینژاد در سال ۲۰۰۵ ، پاسداران در عرصه تجارت پیشگی دیگر هیچگونه حد و مرزی را نمیشناسند. به دستور دولت، به بهانه ملاحظات مرتبط با امنیت ملی، طرحهای احداث تاسیسات گوناگون بدون انجام هیچگونه مناقصهای به پاسداران واگذار میشوند. آزاده کیان میگوید: «در هر صورت، اگر هم یک مناقصه به اجرا گذاشته بشود، کسی جرات نمیکند که در چنین مناقصهای شرکت کرده و با پاسداران به رقابت بپردازد. شرکتهای ایرانی خودشان به خوبی میدانند که سودهای عمده سهم پاسداران هستند و آنها باید به سودهای اندک بسنده بکنند». برای نمونه، در سپتامبر گذشته شرکت «مبین» که وابسته به پاسداران است در عرض چند دقیقه، بدون آن که هیچگونه رقیبی در برابر او وجود داشته باشد، با پرداخت ۷ و نیم میلیارد دلار نیمی از سهام یک شرکت مخابراتی دولتی بهنام «ت س ای» (TCI) را خریداری کرد. این اقدام برای پاسداران از اهمیت ویژهای برخورد است زیرا آنها خواهند توانست به این ترتیب به آسانی به استراق سمع پرداخته و مکالمات تلفنی را کنترل بکنند. شرکت «ت س ای» در میان مهمترین شرکتهای حاضر در بورس تهران در رده دهم قرار دارد. پاسداران بلد هستند که چطور با به تصویب رساندن برخی قوانین ویژه از منافع مالی خود دفاع کنند. حتی مواردی وجود داشته است که پاسداران با توسل به نیروی نظامی رقیبان تجاری خود را مورد تهدید قرار دادهاند (مراجعه شود به مقاله روزنامه «لزاکو» در این زمینه).
مجازاتهای احتمالی که ممکن است بر علیه رژیم ایران به اجرا گذاشته شوند را باید در چارچوب شرایط فوق الذکر مورد نظر قرار داد. مجازاتهایی که شرکت خاتم الانبیاء را هدف قرار دادهاند نمونهای از راهبردهایی است که سازمان مللمتحد میتواند دنبال بکند. هدف این راهبرد این است که داراییهای پاسداران در خارج از کشور مسدود شده و منابع درآمدهای پاسداران خشک شوند تا آنها مجبور شوند که از برنامههای مخفیانه غنیسازی اورانیوم صرفنظر بکنند. هدف قراردادن منابع مالی پاسداران عواقب وخیمی برای کلیت رژیم در بر خواهد داشت. بخش عمده درآمدهای پاسداران به جیب کسانی واریز میشود که در راس سلسه مراتب رژیم قرار دارند.
تجارت پیشگان و فرقهگرایان
یک منبع آگاه در تهران میگوید: «در میان پاسداران همه جور افراد یافت میشوند: آرمان گرایان سادهلوح، افراد عمل گرا (پراگماتیک )، آدمکشان، تدوین کنندگان استراتژی، تجارت پیشگان و متعصبان کوراندیش. با توجه به همین ویژگی ناهمگون سپاه، برخی از فرماندهان پاسداران در جریان شورشهای تابستان سال گذشته هشدار داده بودند که آنها «به سوی مردم آتش نخواهند گشود».
در درون سپاه، برخی در پی تجارت هستند و میخواهند تا آنجا که امکان دارد فعالیتهای تجاریشان را در عرصه بینالمللی گسترش بدهند. اینگونه افراد نسبت به مجازاتهای بینالمللی «هدفمند» بهطور ویژه حساس هستند. (واشینگتن برای اینکه مسکو و پکن را به طرح مجازاتها بر علیه رژیم ایران ملحق کند، از مجازاتهای «فلج کننده» صرفنظر کرده بود). ولی تعداد پاسدارانی که در فعالیتهای تجاری بینالمللی مشغول بکار هستند نسبت به پاسداران متعصب و فرقهگرا بسیار اندک است. بخش عمده فعالیتهای اقتصادی پاسداران در ایران انجام میشود و این افراد از بابت تحریم اقتصادی چندان ضرر نخواهند کرد. پاسداران به برخورداری از انحصارات تجاری و به انجام معاملات قاچاق علاقه ویژهای دارند. تحریم اقتصادی ایران در مجموع به نفع آنان خواهد بود. در صورت تشدید تحریمهای بینالمللی، فعالیتهای شرکتهای خارجی ـ که رقیبان تجاری پاسداران در ایران هستند ـ کاهش خواهند یافت. از سوی دیگر، پاسداران خودشان به این نکته واقف هستند که هر زمان رژیم بیشتر در معرض خطرات داخلی یا خارجی قرار بگیرد اهمیت آنها افزایش خواهد یافت و رژیم برای حفظ خودش بیشتر به آنها نیازمند خواهد بود. به گفته آزاده کیان، به همین دلیل است که پاسداران مرتبا آتشبیار معرکه هستند. از سپتامبر ۲۰۰۷ ، سپاه زیر نظر یک شورای فرماندهی اداره میشود. نماینده ولیفقیه در سپاه که علی سعیدی نام دارد جزو اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران است. نظرات علی سعیدی بسیار تاثیرگذار هستند و محمود احمدینژاد و حتی خود ولیفقیه نظرات او را با دقت مورد توجه قرار میدهند. برخورداری پاسداران از این همه امتیازات گوناگون تصادفی نیست. این امتیازات یک نوع «دستمزد» آنهاست برای کار اصلی آنها که عبارتست از دفاع از منافع استراتژیک رژیم، از جمله از طریق ادامه برنامه هستهای و با اتکاء بر شبکههای تروریستی وابسته به پاسداران در کشورهای گوناگون.
هدف اصلی برنامه هستهای ایران محقق کردن جاهطلبیهای منطقهای و مرعوب کردن همسایگانش میباشد. اگر پاسداران بپذیرند که برای در امان ماندن از مجازاتهای بینالمللی از برنامه هستهایشان صرفنظر بکنند، چنین اقدامی مصداق داستان «یکی بر سر شاخ و بن میبرید» خواهد بود.
منتشر شده در روزنامه فرانسوی «لز ا کو» (Les Echos)
پاسداران که عمود خیمه رژیم مذهبی حاکم بر ایران هستند صرفا یک سازمان نظامی نیستند، بلکه یک امپراطوری صنعتی نیز هستند که مستقیما در برنامه هستهای ایران دخالت دارند و هم اکنون در تلاش هستند تا چندین قرارداد نفتی و گازی به ارزش میلیاردها دلار را زیر کنترل خودشان بگیرند.
در پشت پرده، تمامی امور رژیم ایران، از جمله برنامههای هستهای جمهوری اسلامی، زیر کنترل پاسداران قرار دارند. آنها شبکههای تروریستی گوناگون را کنترل میکند، همه گونه قاچاق انجام میدهند و برخی از بخشهای اقتصاد کشور، همچون راه و ساختمان، انرژی و مخابرات را زیر سلطه انحصاری خودشان گرفتهاند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک «اختاپوس» است که برخی آن را با «مافیا» همانند میدانند. سپاه پاسداران یک پدیده چند بعدی است: یک حزب سیاسی، یک سازمان مخفی شبیه به «فراماسونری»، یک شبکه اجتماعی، یک ارتش موازی و یک امپراطوری صنعتی. در حالی که شورای امنیت سازمان مللمتحد هم اکنون سرگرم گفتگو پیرامون مجازاتها علیه رژیم ایران است، پاسداران در بطن یک زورآزمایی میان ایران و جامعه بینالمللی قرار گرفتهاند. قدرت اقتصادی و مالی سپاه پاسداران مستمرا رو به افزایش است. دیروز مطبوعات محلی در ایران خبر دادند که پاسداران از طریق مجتمع صنعتی موسوم به «خاتم الانبیاء» در حال بهدست گیری کنترل یک پروژه نفتی و گازی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار هستند. این نمونهای از هدایایی است که رژیم ایران به پاسداران میدهد. پاسداران در ماه آوریل اعلام کردند که آمادگی دارند در میدانهای نفت و گاز کشور جایگزین کمپانیهای غربی بشوند.
اما کارکرد داخلی این نهاد چگونه است؟ در فوریه ۲۰۰۸ ، «راند کورپوریش» یکی از نادرترین گزارشها درباره سپاه پاسداران را منتشر کرد. در این گزارش گفته شده بود که «سپاه پاسداران یک سازمان اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی رو به گسترش است و نفوذ آن در همه عرصههای زندگی سیاسی و اجتماعی در ایران در حال افزایش است». افسران شاغل یا بازنشسته سپاه مناصب کلیدی کشور را در انحصار خودشان گرفتهاند: ۷ وزیر از ۲۱ وزیر موجود در دولت (از جمله وزیران نفت، دارایی، ارتباطات، دفاع، کشور)، یک سوم از کرسیهای مجلس، یک سوم استاندارها و فرماندارها، تعداد فراوانی از شهرداران و سفیران.
سپاه پاسداران در واقع به مثابه یک موسسه تربیت کننده مدیران کشوری است، البته یک موسسه منحصربهفرد که پادگانها و شکنجهگاههای متعدد در اختیار دارد. از همان بدو بنیانگذاریش توسط آیتالله خمینی در می ۱۹۷۹ ، سپاه به گونهای سازماندهی شده بود که سپر دفاعی و «چشمها و گوشهای» رژیم اسلامیباشد. ماموریت درجه یک پاسداران سرکوب اعتراضات مردمی در داخل کشور است. آنها از بهترین تجهیزات نظامی برخوردار هستند و رژیم ایران برای پاسداران یک ارجحیت ویژه قائل است، زیرا ارتش منظم را چندان قابل اعتماد بشمار نمیآورد.
یک رژیم نظامی با ظاهر مذهبی
هیلاری کلینتون در ماه فوریه امسال گفته بود که پاسداران در ایران به یک «دولت در دولت» تبدیل شدهاند. با توجه به تعداد زیاد مقامهای مهمی که به پاسداران واگذار شدهاند، سخنان هیلاری کلینتون در مورد آنان به هیچوجه گزافگویی نبودهاند. لازم است یادآوری کنیم که احمدینژاد خود یک پاسدار بوده است. برخی از تحلیلگران تا آنجا پیش رفتهاند که گفتهاند انتخاب مجدد او در ژوئن ۲۰۰۹ ـ که از طریق تقلبات گسترده ممکن شد ـ در حقیقت یک کودتای پاسداران بوده است. ملاها نمای ظاهری رژیم را تشکیل میدهند، ولی اهرمهای کلیدی قدرت در دست پاسداران قرار دارند.
«علی آلفونه»، پژوهشگر دانشگاه کپنهاگ که یکی از بهترین کارشناسان مسائل مربوط به پاسداران بشمار میرود، بر این باور است که رژیم ایران یک رژیم نظامی با یک نمای مذهبی است. ملاها که طی ۳ دهه اخیر بیشتر در پی مال اندوزی بودهاند هم اکنون در داخل رژیم ایران قدرتشان کاهش یافته است. در مقابل، قدرت پاسداران بهصورت قابل توجهی افزایش یافته و آنها هم اکنون سهم بسیار مهمی در قدرت دارند. صدها شرکت تولیدی و تجاری متعلق به بنیادهای به اصطلاح خیریه هستند، ولی این بنیادها در واقع به پاسداران وابستهاند. غربیها که عادت دارند با سازماندهیهای شفاف سروکار داشته باشند در فهم کارکرد نهادهای وابسته به پاسداران دچار سردرگمی میشوند. بنابه گفته مطبوعات اپوزیسیون ایران، امپراطوری پاسداران برخی از بخشهای اقتصاد کشور را زیر سلطه انحصاری خودش گرفته است. بخشهایی همچون: معاملات املاک، جراحی لیزر، جهانگردی، عینک سازی، دخانیات، کشاورزی، کشتی سازی، توزیع آب، حمل و نقل زمینی، … علاوه بر همه اینها، پاسداران در بخشهای گوناگون اقتصادی سرمایهگذاریهای متعددی انجام دادهاند: معادن فلزات گوناگون (مس، زنگ، سرب)، میدانهای گاز، شرکت هوایی پارس، بانک مهر، بانک انصار، شرکت نفتی کیش شرقی، چندین کارخانه اتومبیل سازی، چندین مجتمع نظامی ـ صنعتی و چندین کارخانه صنایع الکترونیکی که در زمینه تولید تلفن و کامپیوتر مشغول به فعالیت هستند.
ریچارد استوارت لوی، معاون وزیر دارایی آمریکا، در ماه فوریه، در زمانی که آمریکا مجازاتهایی را بر علیه ۴ شرکت وابسته به شرکت خاتم الانبیاء به اجرا گذاشته بود، اینگونه نتیجهگیری کرده بود: «کسانی که با ایران تجارت میکنند، در اکثر موارد، دانسته یا ندانسته، معاملاتشان را با نهادهای وابسته به پاسداران انجام میدهند». در کهکشان شرکتهای وابسته به پاسداران، خاتم الانبیاء یکی از نادر شرکت هایی است که وابستگیش به پاسداران یک موضوع علنی است. در آغاز، کار اصلی شرکت خاتم الانبیاء جادهسازی و احداث تاسیسات نفتی بوده است. این شرکت در سال ۱۹۸۸ به منظور بازسازی کشور پس از جنگ ایران و عراق ایجاد شده بود. این شرکت خیلی سریع به یکی از اصلیترین شرکتهای مهندسی در ایران تبدیل شد. شرکت خاتم الانبیاء هم اکنون بیش از ۲۵ هزار کارمند دارد و تاکنون ۷۶۰۰ طرح را به اجرا گذاشته است: سد، مزرعه، معادن، ساختمان، پل، تونل، جاده، لولههای انتقال نفت و گاز، خطوط تلفن، … اکنون بیش از ۶ سال است که شرکت خاتم الانبیاء بیشتر در زمینه احداث تاسیسات نفتی مشغول به کار شده است. این شرکت یک لوله انتقال نفت و گاز به طول ۹۰۰ کیلومتر بسوی پاکستان و هند ساخته است. هزینه این طرح حدود یک میلیارد و سیصد میلیون دلار بوده است. شرکت خاتم الانبیاء تاسیسات دیگری در میدان نفتی پارس جنوبیساخته است. گفته میشود که نیمی از ذخائر گازی کشور در میدان نفتی پارس جنوبی واقع شده است.
امتیازات بیحد و حصر
همه شرکتهای وابسته به پاسداران از امتیازات بیحد و حصر برخوردار هستند. به حکم علی خامنهای، آنها از پرداخت هرگونه مالیات معاف هستند و دولت نمیتواند هیچگونه کنترلی بر روی فعالیتهای آنان اعمال بکند. پاسداران فقط به ولیفقیه حساب پس میدهند. از سوی دیگر، آنها نزد بانکهای دولتی از اعتبارات ویژه با نرخ های ارزان قیمت برخوردار هستند. در برخی از موارد عاجل، بانک مرکزی کشور مبالغ درخواست شده توسط پاسداران را سریعا به حساب شرکت خاتم الانبیاء واریز میکند. شرکتهای وابسته به پاسداران از این امکان برخوردار هستند که تجهیزات مهندسی رزمی نهادهای نظامی را بهطور رایگان برای انجام طرحهای مدنی مورد استفاده قرار بدهند. این کار به آنها امکان میدهد که طرحهای مزبور را با قیمتهایی بسیار ارزان تر از قیمت بازار انجام بدهند و رقبای تجاری خود را از صحنه حذف بکنند. بنابه گفته علی آلفونه، در جریان خصوصیسازی شرکتهای دولتی، پاسداران مهرههای خود را به جلو میبرند. به این ترتیب، شرکتهای دولتی کمابیش شفاف تدریجا به شرکتهای دولتی کاملا غیرشفاف تبدیل میشوند. در مجموع پاسداران کنترل حداقل یک سوم از اقتصاد کشور را زیر سلطه خودشان گرفتهاند.
رفسنجانی به اصطلاح «اصلاح طلب»، که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۱۹۹۷ رئیسجمهور بوده است، به منظور حمایت از نفرات خودش که به «مافیای نفتی» مشهور هستند در گذشته تلاش کرده بود که در برابر تجارت پیشگی پاسداران موانعی را ایجاد بکند. پس از انتخاب محمود احمدینژاد در سال ۲۰۰۵ ، پاسداران در عرصه تجارت پیشگی دیگر هیچگونه حد و مرزی را نمیشناسند. به دستور دولت، به بهانه ملاحظات مرتبط با امنیت ملی، طرحهای احداث تاسیسات گوناگون بدون انجام هیچگونه مناقصهای به پاسداران واگذار میشوند. آزاده کیان میگوید: «در هر صورت، اگر هم یک مناقصه به اجرا گذاشته بشود، کسی جرات نمیکند که در چنین مناقصهای شرکت کرده و با پاسداران به رقابت بپردازد. شرکتهای ایرانی خودشان به خوبی میدانند که سودهای عمده سهم پاسداران هستند و آنها باید به سودهای اندک بسنده بکنند». برای نمونه، در سپتامبر گذشته شرکت «مبین» که وابسته به پاسداران است در عرض چند دقیقه، بدون آن که هیچگونه رقیبی در برابر او وجود داشته باشد، با پرداخت ۷ و نیم میلیارد دلار نیمی از سهام یک شرکت مخابراتی دولتی بهنام «ت س ای» (TCI) را خریداری کرد. این اقدام برای پاسداران از اهمیت ویژهای برخورد است زیرا آنها خواهند توانست به این ترتیب به آسانی به استراق سمع پرداخته و مکالمات تلفنی را کنترل بکنند. شرکت «ت س ای» در میان مهمترین شرکتهای حاضر در بورس تهران در رده دهم قرار دارد. پاسداران بلد هستند که چطور با به تصویب رساندن برخی قوانین ویژه از منافع مالی خود دفاع کنند. حتی مواردی وجود داشته است که پاسداران با توسل به نیروی نظامی رقیبان تجاری خود را مورد تهدید قرار دادهاند (مراجعه شود به مقاله روزنامه «لزاکو» در این زمینه).
مجازاتهای احتمالی که ممکن است بر علیه رژیم ایران به اجرا گذاشته شوند را باید در چارچوب شرایط فوق الذکر مورد نظر قرار داد. مجازاتهایی که شرکت خاتم الانبیاء را هدف قرار دادهاند نمونهای از راهبردهایی است که سازمان مللمتحد میتواند دنبال بکند. هدف این راهبرد این است که داراییهای پاسداران در خارج از کشور مسدود شده و منابع درآمدهای پاسداران خشک شوند تا آنها مجبور شوند که از برنامههای مخفیانه غنیسازی اورانیوم صرفنظر بکنند. هدف قراردادن منابع مالی پاسداران عواقب وخیمی برای کلیت رژیم در بر خواهد داشت. بخش عمده درآمدهای پاسداران به جیب کسانی واریز میشود که در راس سلسه مراتب رژیم قرار دارند.
تجارت پیشگان و فرقهگرایان
یک منبع آگاه در تهران میگوید: «در میان پاسداران همه جور افراد یافت میشوند: آرمان گرایان سادهلوح، افراد عمل گرا (پراگماتیک )، آدمکشان، تدوین کنندگان استراتژی، تجارت پیشگان و متعصبان کوراندیش. با توجه به همین ویژگی ناهمگون سپاه، برخی از فرماندهان پاسداران در جریان شورشهای تابستان سال گذشته هشدار داده بودند که آنها «به سوی مردم آتش نخواهند گشود».
در درون سپاه، برخی در پی تجارت هستند و میخواهند تا آنجا که امکان دارد فعالیتهای تجاریشان را در عرصه بینالمللی گسترش بدهند. اینگونه افراد نسبت به مجازاتهای بینالمللی «هدفمند» بهطور ویژه حساس هستند. (واشینگتن برای اینکه مسکو و پکن را به طرح مجازاتها بر علیه رژیم ایران ملحق کند، از مجازاتهای «فلج کننده» صرفنظر کرده بود). ولی تعداد پاسدارانی که در فعالیتهای تجاری بینالمللی مشغول بکار هستند نسبت به پاسداران متعصب و فرقهگرا بسیار اندک است. بخش عمده فعالیتهای اقتصادی پاسداران در ایران انجام میشود و این افراد از بابت تحریم اقتصادی چندان ضرر نخواهند کرد. پاسداران به برخورداری از انحصارات تجاری و به انجام معاملات قاچاق علاقه ویژهای دارند. تحریم اقتصادی ایران در مجموع به نفع آنان خواهد بود. در صورت تشدید تحریمهای بینالمللی، فعالیتهای شرکتهای خارجی ـ که رقیبان تجاری پاسداران در ایران هستند ـ کاهش خواهند یافت. از سوی دیگر، پاسداران خودشان به این نکته واقف هستند که هر زمان رژیم بیشتر در معرض خطرات داخلی یا خارجی قرار بگیرد اهمیت آنها افزایش خواهد یافت و رژیم برای حفظ خودش بیشتر به آنها نیازمند خواهد بود. به گفته آزاده کیان، به همین دلیل است که پاسداران مرتبا آتشبیار معرکه هستند. از سپتامبر ۲۰۰۷ ، سپاه زیر نظر یک شورای فرماندهی اداره میشود. نماینده ولیفقیه در سپاه که علی سعیدی نام دارد جزو اعضای شورای فرماندهی سپاه پاسداران است. نظرات علی سعیدی بسیار تاثیرگذار هستند و محمود احمدینژاد و حتی خود ولیفقیه نظرات او را با دقت مورد توجه قرار میدهند. برخورداری پاسداران از این همه امتیازات گوناگون تصادفی نیست. این امتیازات یک نوع «دستمزد» آنهاست برای کار اصلی آنها که عبارتست از دفاع از منافع استراتژیک رژیم، از جمله از طریق ادامه برنامه هستهای و با اتکاء بر شبکههای تروریستی وابسته به پاسداران در کشورهای گوناگون.
هدف اصلی برنامه هستهای ایران محقق کردن جاهطلبیهای منطقهای و مرعوب کردن همسایگانش میباشد. اگر پاسداران بپذیرند که برای در امان ماندن از مجازاتهای بینالمللی از برنامه هستهایشان صرفنظر بکنند، چنین اقدامی مصداق داستان «یکی بر سر شاخ و بن میبرید» خواهد بود.