نامهای به یاران زندانی که برای گردهمایی ایران آزاد پیام داده بودند.
با تقدیم بالاترین احترامات و ستایشها.
و گرمترین سلامها. نامههایتان را یکی یکی خواندهام.
با شعر شروع میکنم که شایستهی عزم شماها وغم دلم برای شماهاست:
با تقدیم بالاترین احترامات و ستایشها.
و گرمترین سلامها. نامههایتان را یکی یکی خواندهام.
با شعر شروع میکنم که شایستهی عزم شماها وغم دلم برای شماهاست:
ز زندان زابل پیام آمده
ز زندان گوهر سلام آمده
عجب شور و شوقی ست در این کلام
که شور است و عشق است و عزم تمام
درودی رسیده ز بند اوین
بیا برگ سبزی ز زندان ببین!
بخوان! واژه واژه به چشمان بنه
ببوس و سلامی به شیران بده
رسیده ز یاران در بندمان
اسیران نه! شیران گرد زمان
که «ارژنگ» از بند زابل نوشت
تو گویی که رستم ز آمل نوشت
«ابوالقاسم» از بند گوهر نوشت
تو گویی که از قلب سنگر نوشت
من از «ذوق» «شاهین» به شوق آمدم
که بیتی به هر بند و زندان دهم
چه عزمیست در] عزت» آن «علی»
شرف درس گیرد ازین سروری
به آه خودم گفتم ای آه داغ
ببر نامه را کن ز یاران سراغ
اگر چه که خیس است از اشک و نم
ولی غرق شوق است و شادیست هم
که «فیروزی» از آن انسان بود
خدا یار و جانان انسان بود
فرامش نکرده خدا بنده را
نبین تار فردای تابنده را
که این حرف یار مسیحی ماست
که یار مسیحای نسل فداست
ببر نامه را و بگو با همه
فدای شماییم اینجا همه
فدای همان گورخوابان خلق
فدای همان بینوایان خلق
فدای همانان که از بهرشان
به زندان به بندید و بیخانمان
ولی روز مظلوم بر ظالمان
رسیده ست یاران دگر این زمان
رسد روز دیدار و شادی و شور
به دیدار آیم به شوق و سرور
ببر نامه را کن ز یاران سراغ
اگر چه که خیس است از اشک و نم
ولی غرق شوق است و شادیست هم
که «فیروزی» از آن انسان بود
خدا یار و جانان انسان بود
فرامش نکرده خدا بنده را
نبین تار فردای تابنده را
که این حرف یار مسیحی ماست
که یار مسیحای نسل فداست
ببر نامه را و بگو با همه
فدای شماییم اینجا همه
فدای همان گورخوابان خلق
فدای همان بینوایان خلق
فدای همانان که از بهرشان
به زندان به بندید و بیخانمان
ولی روز مظلوم بر ظالمان
رسیده ست یاران دگر این زمان
رسد روز دیدار و شادی و شور
به دیدار آیم به شوق و سرور
سلام میکنم به همهٴ شیران قهرمان زندانهای سراسر ایران. که نامههایتان را مثل برگ معطر پیامهای پیامبرانه، عاشقانه بوسیدم و بر چشم گذاشتم. و تقدیس کردم. و همه میکنند. و حقا که هر کلمهی نوشتههای شما برای خدا اثباتگر وجود انسان در برابر شیطان است. اثباتگر اصالت زمینی است که در آن بشارها و خامنهایها میلولند و وجودشان آدم را به شک میاندازد که مبادا زمین جایگاه جانیان شده است. ولی هرازگاهی کلمات شما که منتشر میشود همهٴ آدمهای دنیا سرجایشان مینشینند. آدمهای خوب انگیزه میگیرند. افتخار میکنند و ایمانشان را باز مییابند و آدمهای بد مایوس میشوند که نمیتوانند انسان را شکست بدهند. در برابر ارادهی شما و یاران قدیمترتان همچون علی آقا صارمیها و غلامرضاها... . همه سر تعظیم فرود میآورند.. و وجدان بشری شما را تقدیس میکند و چه خوشبختید که در روی زمین فخر انسانیتید.
کلمات به یایان رسیدنی نیستند. نه شعر توانست شما را توصیف کند. نه نثر. تنها یک جمله در پاسخ استاد ارژنگ که نوشته بودند «ما دوره میکنیم شب را و روز را، هنوز را، ...» عرض کنم که نخیر استاد! با عرض پوزش من که شاگرد شمایم باید بگویم کار شما و عزم شما بالاتر است که دوره کنید... . شما اوج میگیرید و اوج گرفتهاید همراه یارانتان و شبهای تاریخ ایران را به روز روشنی با مهر تابان آزادی رسانده اید که بهزودی خواهد تابید. قربان همگیتان بروم.
م. شوق
17تیر 1396