خشم و اعتراض اقشار مختلف مردم بهخصوص نسل جوان و اقشار محروم و زحمتکش، علیه حاکمیت آخوندها بالا گرفته است. خبر چندین حرکت اعتراضی با اشکال مختلف تجمع اعتراضی، اعتصاب و پخش تراکت از سراسر کشور میرسد، که البته گوشهٴ کوچکی از خبرهایی است که از سد سانسور و اختناق رژیم عبور کرده است. این خبرها از جمله شامل اخبار درگیری و زد و خورد با نیروهای سرکوبگر هم هست. اما چیزی که در بین این رویاروییها قابل توجه است، تجمعات اعتراضی است که بهرغم اختناق و انواع تهدیدات استمرار پیدا میکند. مثل تجمعات سراسری پرستاران. آنها بعد از حرکتهای متعدد اعتراضی که فقط طی همین ماه اخیر از جمله در شهرهای تهران، اردبیل، بهبهان، مشهد، همدان، کرج، کرمان، یاسوج، مهاباد و شیراز و... داشتند، اکنون برای تجمع و اعتراض در روز ششم مرداد ماه برای طلب حقوق ضایع شده خود فراخوان دادند. روز شش تیر سایت حکومتی تابناک از قول آریایینژاد یک عضو ناظر مجلس در شورای عالی نظام پرستاری رژیم نوشت: «امروزه خواسته پرستاران افزایش حقوق و دستمزد است چرا که با توجه به کمبود نیرو در این حوزه فشار کاری زیادی بر این قشر وارد شده... این شرایط... موجب افزایش اعتراض آنها میشود».
اما برای اینکه روشن شود که پاسخ رژیم به تقاضای حق و حقوق پرستاران چیست، صحبتهای یکی از پرستاران در روز 15تیر 94 در تهران قابل توجه است:
«چند روز پیش بود ما تحصن داشتیم جلوی بیمارستان خمینی، شریعتی، از همه جا بودند. صد نفر جمع شده بودیم جلوی همان ریاست دانشگاه، جلوی درب ریاست بیمارستان، تحصنمان را برگزار کردیم ولی متأسفانه آمدند چنان ما را کوبیدند. من هم تا ظهر بازداشت بودم، من را توی دانشگاه بازداشتم کردند بعد از بهاصطلاح ظهر من را ول کردند بعد از اینکه تحصن تموم شد، نمیگذاشتند عکس بگیریم، نمیگذاشتند فیلمبرداری بکنیم. حالا بچهها یکجورهایی یواشکی عکس گرفتند... فوقالعاده ترسانده بودند... مخصوصاً کسانی که قراردادی هستند»...
سوال این است که این همه بگیر و ببند و تهدید برای چیست؟ مگر همین پرستارها چیزی جز حقوق خودشان را برای سادهترین زندگی طلب میکنند؟ آنها بهصورت کلی میگویند: اول «خواستار افزایش دستمزد و لغو طرح موسوم به «طرح مبتنی بر عملکرد» هستیم. آنها در فراخوان خود نوشتهاند: «اضافه کاری نمیتوانیم، چون خستگی ما به ضرر بیماراست و ممکنه به او آسیب برساند»، «تعداد بیمار در هر شیفت زیاد است و نمیتوانیم آنطور که حق بیمار است به آنها رسیدگی کنیم در حالی پیش وجدانمان مسئولیم»، «درست نیست کاری را که من انجام میدهم به اسم دیگری ثبت بشود، پس تعرفه گذاری باید انجام بشود».
واقعیت این است که استاندارد کشورهای اروپایی برای هر 1000نفر 9 پرستار است. یعنی هر 110نفر یک پرستار دار، در حالی که در ایران هر 642نفر دارای یک پرستارند! یعنی چیزی کمتر از 6 برابر! بر اثر معضل کمبود تعداد پرستار، طبعاً فشار را روی سایر پرستاران سرشکن میکنند. این در حالی است که پرستاران با حقوق ناچیزی که دریافت میکنند نمیتوانند حداقلهای معیشتی خودشان را تأمین کنند. تا دیروز آخوند روحانی وعده میداد که اگر توافق بشود و تحریمها برداشته شود، آنگاه فقر وبیکاری و تورم و آب خوردن هم درست خواهد شد! اما واقعیت چیست؟ : سایت حکومتی تابناک به تاریخ 28تیر، با خبری تحت عنوان «مقصد دلارهای آزاد شده کجاست؟» از قول اقتصاددانان «خواستار مدیریت انتظارات مردمی از سوی دولتمردان» شده است! بعد هم از قول یک کارگزار رژیم مدعی شده که «اینکه ما انتظار داشته باشیم بدون کار و تلاش میلیاردر و پولدار شویم و پیشرفت کنیم، بهجا و درست نیست» پس معلوم میشود که نه تنها خبری از آن وعدههای پوشالی نیست بلکه هموار شدن مسیر مطالبات مردمی در «پساتحریم» بهطور اساسی نظام را به وحشت انداخته است. و بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که پرستارها با فراخوان اعتراضی خود در روز 6مردادماه روی جای درستی انگشت گذاشتهاند. آری وقت برخاستن و فریاد زدن است که: حقوقمان را بدهید، بدهید، بدهید.
اما برای اینکه روشن شود که پاسخ رژیم به تقاضای حق و حقوق پرستاران چیست، صحبتهای یکی از پرستاران در روز 15تیر 94 در تهران قابل توجه است:
«چند روز پیش بود ما تحصن داشتیم جلوی بیمارستان خمینی، شریعتی، از همه جا بودند. صد نفر جمع شده بودیم جلوی همان ریاست دانشگاه، جلوی درب ریاست بیمارستان، تحصنمان را برگزار کردیم ولی متأسفانه آمدند چنان ما را کوبیدند. من هم تا ظهر بازداشت بودم، من را توی دانشگاه بازداشتم کردند بعد از بهاصطلاح ظهر من را ول کردند بعد از اینکه تحصن تموم شد، نمیگذاشتند عکس بگیریم، نمیگذاشتند فیلمبرداری بکنیم. حالا بچهها یکجورهایی یواشکی عکس گرفتند... فوقالعاده ترسانده بودند... مخصوصاً کسانی که قراردادی هستند»...
سوال این است که این همه بگیر و ببند و تهدید برای چیست؟ مگر همین پرستارها چیزی جز حقوق خودشان را برای سادهترین زندگی طلب میکنند؟ آنها بهصورت کلی میگویند: اول «خواستار افزایش دستمزد و لغو طرح موسوم به «طرح مبتنی بر عملکرد» هستیم. آنها در فراخوان خود نوشتهاند: «اضافه کاری نمیتوانیم، چون خستگی ما به ضرر بیماراست و ممکنه به او آسیب برساند»، «تعداد بیمار در هر شیفت زیاد است و نمیتوانیم آنطور که حق بیمار است به آنها رسیدگی کنیم در حالی پیش وجدانمان مسئولیم»، «درست نیست کاری را که من انجام میدهم به اسم دیگری ثبت بشود، پس تعرفه گذاری باید انجام بشود».
واقعیت این است که استاندارد کشورهای اروپایی برای هر 1000نفر 9 پرستار است. یعنی هر 110نفر یک پرستار دار، در حالی که در ایران هر 642نفر دارای یک پرستارند! یعنی چیزی کمتر از 6 برابر! بر اثر معضل کمبود تعداد پرستار، طبعاً فشار را روی سایر پرستاران سرشکن میکنند. این در حالی است که پرستاران با حقوق ناچیزی که دریافت میکنند نمیتوانند حداقلهای معیشتی خودشان را تأمین کنند. تا دیروز آخوند روحانی وعده میداد که اگر توافق بشود و تحریمها برداشته شود، آنگاه فقر وبیکاری و تورم و آب خوردن هم درست خواهد شد! اما واقعیت چیست؟ : سایت حکومتی تابناک به تاریخ 28تیر، با خبری تحت عنوان «مقصد دلارهای آزاد شده کجاست؟» از قول اقتصاددانان «خواستار مدیریت انتظارات مردمی از سوی دولتمردان» شده است! بعد هم از قول یک کارگزار رژیم مدعی شده که «اینکه ما انتظار داشته باشیم بدون کار و تلاش میلیاردر و پولدار شویم و پیشرفت کنیم، بهجا و درست نیست» پس معلوم میشود که نه تنها خبری از آن وعدههای پوشالی نیست بلکه هموار شدن مسیر مطالبات مردمی در «پساتحریم» بهطور اساسی نظام را به وحشت انداخته است. و بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که پرستارها با فراخوان اعتراضی خود در روز 6مردادماه روی جای درستی انگشت گذاشتهاند. آری وقت برخاستن و فریاد زدن است که: حقوقمان را بدهید، بدهید، بدهید.