چالشها و بحرانهایی که سر تا پای رژیم را فراگرفته است، نفرت عمومی مردم از نظام ولایتفقیه و شکستهای دولت آخوند حسن روحانی در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باعث وحشت خامنهای ولیفقیه ارتجاع شده است و او را ناگزیر کرده است که با التماس و درخواست از مردم بخواهد از این دولت ضدمردمی حمایت کنند. زیرا بهرغم شعارهای فریبکارانه و پوشالی آخوند روحانی برای فریب مردم، این شعارهای پوشالی باعث افزایش نفرت مردم ایران نسبت به این نظام ضدمردمی و دولت برآمده از آن شده است، نفرتی که بهصورت حرکتهای گسترش یابنده اعتراضی اقشار مختلف علیه نظام آخوندی خود را نشان میدهد.
اعتراض گسترده معلمان در اواخر سال 93 و همچنین خروش جوانان در چهارشنبهسوری بهرغم آن همه فتوا و تهدید نمود بارزی از این انزجار و نفرت میباشد.
بنابراین بیدلیل نیست ولیفقیه ارتجاع به بحرانهای خفهکننده رژیم از جمله بحران عدم مشروعیت رژیم اشاره میکند و ضمن حمایت از سیاستهای ضدمردمی دولت آخوند روحانی با التماس مردم را دعوت میکند که این دولت ضدمردمی را ”مورد پشتیبانی و حمایت“ قرار بدهند.
همه حرف خامنهای این است که نظام در خطراست بحرانها و چالشهای پیش روی نظام و دولت روحانی زیاد است پس ”وظیفه همه آحاد ملت، این است که از مسئولان کشور و از مسئولان دولتی حمایت کنند“ و به این دولت ضدمردمی یاری رسانند!.
سخنان خامنهای بیانگر نفرت عمیق مردم از نظام و از دولت آخوند روحانی است. نظام و دولتی که دستاوردش برای مردم محروم میهنمان طی سال گذشته اعدام و سرکوب بیشتر که بهنحوی چشمگیری نسبت به گذشته افزایش داشته است. همچنین اسیدپاشی اوباش سازمانیافته نظام بر روی زنان، دستگیری و اسارت معلمان و کارگران معترض و دگر اندیشان و... نیز در لیست این دستاوردهاست.
خامنهای مشروعیت دولت ضدمردمی را ناشی از قانون اساسی نظام ولایتفقیه میداند که از روز اول مبنای این قانون سلب حق حاکمیت مردم ایران بر اساس حاکمیت مطلقه فقیه بوده است یعنی در این حاکمیت کلیه حقوق از جمله آزادیهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از این مردم سلب شده است.
خامنهای در بخش دیگری از سخنانش وحشتش را از روی آوردن گسترده مردم به فضای مجازی بیان میکند.
طبعا روی آوردن بیسابقه مردم به فضای مجازی حاکی از نفرت آنان نسبت به این رژیم و تبلیغات و دروغپراکنیها و ابراز مخالفتشان با سیاستهای این رژیم است که واکنش خامنهای برانگیخته و در فراز دیگری از سخنانش بهخوبی بازتاب می یابد و میگوید: ”غوغایی است در دنیا در دنیای مجازی در دنیای رسانههای صوتی و تصویری صدها رسانه با یک اعتبار هزارها رسانه در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند بعضی شون سعی میکنند جوانان رو از نظام اسلامی منصرف کنند.“
مردم و بهویژه جوانان بهرغم همه محدودیتها و فیلترینگ رژیم، از فضای مجازی بهعنوان اهرم هماهنگ برای اعتراضات سراسری و جنگ و مخالفت با این نظام استفاده میکنند. بهکار بردن عبارت ”غوغایی است“ توسط خامنهای اعتراف به وحشت وی از یک امر واقعی است.
آنجا هم که خامنهای اعتراف میکند میخواهند ”امنیت مردم“ (بخوانید امنیت نظام ولایت) را از بین ببرند اگر چه بهطور صریح و آشکار از کسانی که میخواهند امنیت نظام را از بین ببرند اسم نمیبرد، ولی واقعیت این است که به قدرت مردم و مقاومت ایران بهطور ضمنی اعتراف میکند و نشان میدهد که حرکات اعتراضی ضدنظام تا چه حد از این مقاومت متأثر است و ولیفقیه ارتجاع با بیان خاص خود تحت عنوان ”برنامه ریزی“ به سازمانیافتگی آن اعتراف میکند.
واقعیت این است که خامنهای به درستی از سمتگیری گسترده مردم و بهخصوص جوانان بهطرف رسانههای مقاومت ابراز وحشت میکند. زیرا او میداند وقتی مقاومت استواری در حمایت از مردم ایران وجود دارد این نفرت سمت و سوی خطرناکی را برای رژیم ترسیم میکند. سمت و سوی سرنگونی! التماس و درخواستهای او در روز اول سال ریشه در همین واقعیت دارد.
اعتراض گسترده معلمان در اواخر سال 93 و همچنین خروش جوانان در چهارشنبهسوری بهرغم آن همه فتوا و تهدید نمود بارزی از این انزجار و نفرت میباشد.
بنابراین بیدلیل نیست ولیفقیه ارتجاع به بحرانهای خفهکننده رژیم از جمله بحران عدم مشروعیت رژیم اشاره میکند و ضمن حمایت از سیاستهای ضدمردمی دولت آخوند روحانی با التماس مردم را دعوت میکند که این دولت ضدمردمی را ”مورد پشتیبانی و حمایت“ قرار بدهند.
همه حرف خامنهای این است که نظام در خطراست بحرانها و چالشهای پیش روی نظام و دولت روحانی زیاد است پس ”وظیفه همه آحاد ملت، این است که از مسئولان کشور و از مسئولان دولتی حمایت کنند“ و به این دولت ضدمردمی یاری رسانند!.
سخنان خامنهای بیانگر نفرت عمیق مردم از نظام و از دولت آخوند روحانی است. نظام و دولتی که دستاوردش برای مردم محروم میهنمان طی سال گذشته اعدام و سرکوب بیشتر که بهنحوی چشمگیری نسبت به گذشته افزایش داشته است. همچنین اسیدپاشی اوباش سازمانیافته نظام بر روی زنان، دستگیری و اسارت معلمان و کارگران معترض و دگر اندیشان و... نیز در لیست این دستاوردهاست.
خامنهای مشروعیت دولت ضدمردمی را ناشی از قانون اساسی نظام ولایتفقیه میداند که از روز اول مبنای این قانون سلب حق حاکمیت مردم ایران بر اساس حاکمیت مطلقه فقیه بوده است یعنی در این حاکمیت کلیه حقوق از جمله آزادیهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از این مردم سلب شده است.
خامنهای در بخش دیگری از سخنانش وحشتش را از روی آوردن گسترده مردم به فضای مجازی بیان میکند.
طبعا روی آوردن بیسابقه مردم به فضای مجازی حاکی از نفرت آنان نسبت به این رژیم و تبلیغات و دروغپراکنیها و ابراز مخالفتشان با سیاستهای این رژیم است که واکنش خامنهای برانگیخته و در فراز دیگری از سخنانش بهخوبی بازتاب می یابد و میگوید: ”غوغایی است در دنیا در دنیای مجازی در دنیای رسانههای صوتی و تصویری صدها رسانه با یک اعتبار هزارها رسانه در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند بعضی شون سعی میکنند جوانان رو از نظام اسلامی منصرف کنند.“
مردم و بهویژه جوانان بهرغم همه محدودیتها و فیلترینگ رژیم، از فضای مجازی بهعنوان اهرم هماهنگ برای اعتراضات سراسری و جنگ و مخالفت با این نظام استفاده میکنند. بهکار بردن عبارت ”غوغایی است“ توسط خامنهای اعتراف به وحشت وی از یک امر واقعی است.
آنجا هم که خامنهای اعتراف میکند میخواهند ”امنیت مردم“ (بخوانید امنیت نظام ولایت) را از بین ببرند اگر چه بهطور صریح و آشکار از کسانی که میخواهند امنیت نظام را از بین ببرند اسم نمیبرد، ولی واقعیت این است که به قدرت مردم و مقاومت ایران بهطور ضمنی اعتراف میکند و نشان میدهد که حرکات اعتراضی ضدنظام تا چه حد از این مقاومت متأثر است و ولیفقیه ارتجاع با بیان خاص خود تحت عنوان ”برنامه ریزی“ به سازمانیافتگی آن اعتراف میکند.
واقعیت این است که خامنهای به درستی از سمتگیری گسترده مردم و بهخصوص جوانان بهطرف رسانههای مقاومت ابراز وحشت میکند. زیرا او میداند وقتی مقاومت استواری در حمایت از مردم ایران وجود دارد این نفرت سمت و سوی خطرناکی را برای رژیم ترسیم میکند. سمت و سوی سرنگونی! التماس و درخواستهای او در روز اول سال ریشه در همین واقعیت دارد.