728 x 90

شرفِ ترانه‌ها

آندرانیک آساطوريان
آندرانیک آساطوريان
به آندرانیک اشرفی، که می‌دانم درست در این لحظه، زیر آسمان زخمی لیبرتی، در بغض شکستهٴ این شعر و در ضربان قلب‌های شما، یارانش حضور دارد و منتظر است تا به‌زودی ارکستر بزرگ پیروزی را در میدان آزادی رهبری کند.


نتا روی خط حامل، سر عاشقی ندارن
مث کودک یتیم‌ان که سر را ها می‌ذارن
پشت اشک هر ترانه، یه نگاه عاشقونه‌س
بی‌تو روی گونه‌هامون، رد بغضای شبونه‌س
سرشو گذاشته رو بال، نمی‌خونه سازت آواز
شعرا رو نمی‌ده دستات، توی هارمونی‌ها پرواز
دو ر می‌فا سل لا سی رو، توی مینور ملودیک
کی می‌چینه مثل شبنم، بی‌حضور آندرانیک؟
پدر ترانهٴ پاپ، آی عزیز اشرفی‌ها!
پاشو ای شکونده زورق تو حریق سرخ دریا
دل بچه‌های اشرف، هر جا باشی باز باهاته
«بهترین ترانه‌هامون، پیشکش ستاره‌هاته»
رؤیات اشرفی شدن بود، یه مجاهد دلاور
دوس داریم بازم بخونی، یه ترانه از «برادر»
«چی بشه منم بتونم، پارهٴ تن تو باشم
هر نفس به درد این خاک، عاشقونه مبتلا شم»
«قلب تو بشکل ایران»، پر غصه‌های این خاک
تو شرقی نگاهت، خشم یه پلنگ غمناک
با همون یه تیکه خاکی، که روی سازت نشسته
شرف ترانه بودی، واسه دلهای شیکسته
تو می‌جنگی و می‌خونی: «نگو جاده بی‌فروغه»
انگاری صدات می‌پیچه: «نگو فردا یه دروغه»
...
بی‌تو عاشقی نمی‌شه، بغض این قلم می‌باره
این‌جا نقطه چین می‌ذارم، یعنی شعر ادامه داره...
ع. طارق.