در میان داستانهای پر رنج و شکنج مردم ایران و در حاکمیت رژیم آخوندی، رنج مردم قالیباف و زنان و دخترانی که عمرخودشان را درپای دارهای قالیبافی میگذرانند، فراموش شده است. در این رژیم صنعت قالی بافی و فرشبافی نیز مانند اکثر صنایع به ورشکستگی کشیده شده است و اصولاً فراموش شده است. داستان صنعت فرش وقالیبافی ایران داستان مرگ تدریجی یک هنر و یک صنعت بزرگ و قدیمی و اصیل ایرانی است.
هماکنون تولید و فروش فرشهای دستباف در تبریز افت پیدا کرده است. وضعیت بد اقتصادی بالا رفتن قیمت دلار، گران شدن مواد اولیه مثل نخ، بالا رفتن هزینه دستمزدکارگر باعث شده است که تولیدکنندگان این صنعت، آن را مقرون به صرفه ندانسته و کار خود را تعطیل کردهاند.
فروش فرش صرفه اقتصادی ندارد زیرا برای تولید یک قالی 2در3 نیاز به دو استاد کار و دو شاگرد است و هزینه دستمزد کارگر روزی 25 الی 30هزارتومان است از طرفی قیمت یک قالی سه در شش به 7 میلیون و دویست رسیده و کسی توان خرید آن را ندارد.
کارخانه تولید فرش ماشینی غزال تعطیل شده است. به گفته معاون مالی کارخانه، این کارخانه در حالی با بیش از 110 کارگر تعطیل میشود که بیش از ده ماه با وعدههای دروغ دولت بهسر برد و در نهایت تعطیل شد. کارکنان این شرکت مدتها به امید بهبود بدون حقوق و بیمه کار کردند اما با تعطیلی این کارخانه به خیل ارتش بیکاران پیوستند وروانه خانههایشان شدند.
به گفته عضو هیأت مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف، صادرات فرش دستباف بیش از ۱۷ درصد کاهش یافته است.
عضو هیأت مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف با اشاره به ارزش تقریبی ۳۶۲میلیون دلاری صادرات فرش دستباف کشور در ۱۰ ماهه نخست امسال، گفت: این میزان صادرات هفده و نیم درصد نسبت به مدت مشابه در سال قبل کاهش یافته است. فرش در گذشته مهمترین قلم صادراتی کشور بهشمار میرفت، اما مدتی است که در رتبهبندی کالاهای صادراتی مقام نخست را ندارد، دستاندرکاران حکومتی فرش ایران هم خودشان از هجوم مواد اولیه نامرغوب به تولید فرشهای دستباف خبر میدهند.
روشن است که این حرفه و هنر بزرگ و اصیل ایرانی، رشتهای بسیار شغل ساز بوده و در صورت یک رویکرد دلسوزانه و مردمی، میتواند به اقتصاد میهن ما کمک فراوانی بکند؛ اما در حکومت ولایتفقیه این هنر و این صنعت عظیم، با رویکرد غارتگرانه، وبا سوءاستفاده از فقر مردم و نیروی کار ارزان محرومان ایران، به وسیلهٴ غارت و استثمار و پرکردن جیبهای دستجات غارتگر حکومتی و بستگان آخوندهای حکومتی تبدیل شده و بهتدریج رو به نابودی گذارد. داستان وضعیت صنعت 70ساله فرش نیشابور نیز جدا از داستان غم بار و مرگ تدریجی صنعت فرش نیست. رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش شهرستان نیشابور از تعطیلی 2 کارگاه بزرگ قالیبافی مجهز به بزرگترین دارهای فرش دنیا در این شهرستان خبر داد.
به گفته این کارگزار رژیم در نیشابور 21هزار قالیباف عضو این اتحادیه بودند که از این میزان تنها 6هزار نفر بیمه هستند و امسال از 3 کارگاه قالیبافی مجهز به بزرگترین دارهای فرش دنیا 2 کارگاه آن تعطیل شده است.
به نظر رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش در نیشابور یکی از علتهای تعطیلی کارگاههای قالیبافی رکود بازار و عدم حمایت مسئولان عنوان کرد و گفت: گرانی دستمزدها، پایین بودن قیمت فرش تولیدی و گرانی مواد اولیه از دلایل دیگر تعطیلی کارگاههای فعال تولید فرش و گلیم در این شهرستان است.
هماکنون تولید و فروش فرشهای دستباف در تبریز افت پیدا کرده است. وضعیت بد اقتصادی بالا رفتن قیمت دلار، گران شدن مواد اولیه مثل نخ، بالا رفتن هزینه دستمزدکارگر باعث شده است که تولیدکنندگان این صنعت، آن را مقرون به صرفه ندانسته و کار خود را تعطیل کردهاند.
فروش فرش صرفه اقتصادی ندارد زیرا برای تولید یک قالی 2در3 نیاز به دو استاد کار و دو شاگرد است و هزینه دستمزد کارگر روزی 25 الی 30هزارتومان است از طرفی قیمت یک قالی سه در شش به 7 میلیون و دویست رسیده و کسی توان خرید آن را ندارد.
کارخانه تولید فرش ماشینی غزال تعطیل شده است. به گفته معاون مالی کارخانه، این کارخانه در حالی با بیش از 110 کارگر تعطیل میشود که بیش از ده ماه با وعدههای دروغ دولت بهسر برد و در نهایت تعطیل شد. کارکنان این شرکت مدتها به امید بهبود بدون حقوق و بیمه کار کردند اما با تعطیلی این کارخانه به خیل ارتش بیکاران پیوستند وروانه خانههایشان شدند.
به گفته عضو هیأت مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف، صادرات فرش دستباف بیش از ۱۷ درصد کاهش یافته است.
عضو هیأت مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف با اشاره به ارزش تقریبی ۳۶۲میلیون دلاری صادرات فرش دستباف کشور در ۱۰ ماهه نخست امسال، گفت: این میزان صادرات هفده و نیم درصد نسبت به مدت مشابه در سال قبل کاهش یافته است. فرش در گذشته مهمترین قلم صادراتی کشور بهشمار میرفت، اما مدتی است که در رتبهبندی کالاهای صادراتی مقام نخست را ندارد، دستاندرکاران حکومتی فرش ایران هم خودشان از هجوم مواد اولیه نامرغوب به تولید فرشهای دستباف خبر میدهند.
روشن است که این حرفه و هنر بزرگ و اصیل ایرانی، رشتهای بسیار شغل ساز بوده و در صورت یک رویکرد دلسوزانه و مردمی، میتواند به اقتصاد میهن ما کمک فراوانی بکند؛ اما در حکومت ولایتفقیه این هنر و این صنعت عظیم، با رویکرد غارتگرانه، وبا سوءاستفاده از فقر مردم و نیروی کار ارزان محرومان ایران، به وسیلهٴ غارت و استثمار و پرکردن جیبهای دستجات غارتگر حکومتی و بستگان آخوندهای حکومتی تبدیل شده و بهتدریج رو به نابودی گذارد. داستان وضعیت صنعت 70ساله فرش نیشابور نیز جدا از داستان غم بار و مرگ تدریجی صنعت فرش نیست. رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش شهرستان نیشابور از تعطیلی 2 کارگاه بزرگ قالیبافی مجهز به بزرگترین دارهای فرش دنیا در این شهرستان خبر داد.
به گفته این کارگزار رژیم در نیشابور 21هزار قالیباف عضو این اتحادیه بودند که از این میزان تنها 6هزار نفر بیمه هستند و امسال از 3 کارگاه قالیبافی مجهز به بزرگترین دارهای فرش دنیا 2 کارگاه آن تعطیل شده است.
به نظر رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش در نیشابور یکی از علتهای تعطیلی کارگاههای قالیبافی رکود بازار و عدم حمایت مسئولان عنوان کرد و گفت: گرانی دستمزدها، پایین بودن قیمت فرش تولیدی و گرانی مواد اولیه از دلایل دیگر تعطیلی کارگاههای فعال تولید فرش و گلیم در این شهرستان است.