728 x 90

اجلاس سه روزه شورای ملی مقاومت ایران در آغاز چهلمین سال تأسیس شورا – دکتر هزارخانی، پهلوان فیلابی

اجلاس سه روزه شورای ملی مقاومت ایران در آغاز چهلمین سال تأسیس شورا
اجلاس سه روزه شورای ملی مقاومت ایران در آغاز چهلمین سال تأسیس شورا

دکتر منوچهر هزارخانی، مسئول کمیسیون فرهنگ و هنر شورای ملی مقاومت ایران:

به مریم و به بقیه رفقایی که در آلبانی گوش می‌کنند به خود شما این حرف را دارم بزنم که به عقیده من، دارید مأموریت بسیار خطرناکی رو شما انجام می‌دید. من تصور می‌کنم که اغراق نیست اگر بگم یک عملیات انتحاریه. برای این‌که میزان نفرت رژیم رو از کل مقاومت به‌خصوص از شما می‌دونیم. با همه اینها اگر عملیاتی است لازم، حتماً انجام بدین، دیگه این رو سفارش می‌کنم و به‌قول شما، اگرم لازمه دعا بکنیم ما لامذهب‌ها (که خداوند شما رو حفظ کنه)... اون هم بگین که دعا بکنن. البته خدا به حرف ما گوش نمی‌ده ولی خب ما کار خودمون رو می‌کنیم. این‌که به خود شما بگم تا بقیه دوستان هم خسته نباشید و عرضم به حضورتون که ادامه بدید تا آخر، این حرفهایی که با شما داشتم و با دوستانی که اونجا هستند و لابد نقش بسیار مهمی دارن عرض کردم، که به‌نظر من عملیاتش عملیات انتحاریه؛ کاری که داره الآن می‌کنید. چون جنبش مقاومت الآن اون در راسشه. و جنبش مقاومت رو به اسم مریم رجوی می‌شناسن. به‌اصطلاح منشور ده ماده‌ایش که الآن چیز شده، خلاصه شده، یا فشرده شده و در چند ماده بیان می‌شه، درست همان ماده‌هایی است که دیگران منتظرن ببینند چی می‌گه چیز فقط شعار نمی‌ده، سیاستش چیه، چکار می‌خواد بکنه اینا، در این خلاصه شده، مریم الآن در رأس قرار داره. جنبش مقاومت رو به اسم اون می‌شناسن و واقعاً آرزو می‌کنم که موفق باشه. واقعاً آرزو می‌کنم که موفق بشن واسه این که چه بهتر از این که یک پروسه چهل ساله‌ای طی شده حالا داره به نتیجه می‌رسه. البته خود رهبران مقاومت بارها تذکر داده‌اند، گفته‌اند، قید کرده‌اند برای کسایی که خوب حالی‌شون نمی‌شه و حالیشون کردن که ما برای گرفتن قدرت قیام نکردیم و قصدمون فقط گرفتن قدرت نیست. من گمان می‌کنم که این مسأله در خارج کشور اصلاً فهمیده نمی‌شه. اصلاً فهمیده نمی‌شه. در داخل کشور به‌مناسبت زندگی که اون ها داشتند و کردند و این چهل سال رو گذراندن و اینا خوب فهمیده می‌شه، به‌اصطلاح روزنامه‌هایی که خونده می‌شه در روز، در ایران، می‌گن که خود مجلسیها هم به این نکته رسیدن که اگر دیر بجنبیم همه ماها سوار یک کشتی هستیم. من امید فراوان دارم به این‌که من که همه اونها غرق بشن ولی اونا خودشون دارن نهایت کوششو می‌کنن واسه این‌که حفظ بشن. ۴۰سال پیش که شورا رو تشکیل دادیم در طی این مدت البته جزر و مدهای بسیاری داشتیم. شورا اکیپی، مقاومت آخرین گروهی بود که به تبعید اومد. پیش از اون تمام کسان دیگر که از یا ناراضی بودن از جمهوری اسلامی از امام امت و یا می‌ترسیدن از عواقبش، اومده بودن، یعنی من منظورم آدمهای سیاسیه، ما آخرین نفرهایی بودیم که اومدیم و طی این چهل سال مقاومت کردیم، سخت بود. نقش مسئول شورا خیلی مهم بود، در این وسط. هم خوش فکره، هم معتقده به کاری که می‌کنه، و هم شهامت ریسک کردن رو داره. چندین بار در طول این ۴۰سال ما این رو امتحان کردیم دیگه، امتحان کردیم، خیلی طبیعیه که آدمهایی که جمع می‌شن یه جا و از افقهای مختلف فکری و سیاسی و فرهنگی میان، خب بتونند با خودشون به تفاهمی ایجاد بکنند، به همین دلیل هم ما خیلی رفت و آمد داشتیم، می آمدن و می‌رفتن و می‌آمدن و می‌رفتن ولی خب نقش اون مسؤل شورا این بود که توازن این چیز رو نگه داره و در این زمینه موفق بود. یعنی نتیجه‌اش را حالا، حالا داریم می‌بینیم بعد از ۴۰سال، موفق بود و، الآن که نگاه می‌کنیم توی صحنه داخلی ایران فقط یک سازمان وجود داره، سازمان مجاهدین خلق و یک انقلاب که اونم تو راهه. اون هم داره میاد. نکته خیلی مهمی که هست این وسط، حالا من باز بر می‌گردم به چیز به مسئول شورا، اون پرونده شورای ملی مقاومت رو در خارج کشور اونجایی که ما توش هستیم به‌طور کلی انگار که داره با مردم داخل حرف می‌زنه، باز کرد. تفسیر خودش رو از پیام فرستاده خدا، به فرستاده خدا عقیده داشت ولی پیام خودش رو ترجمه کرد و گذاشت جلوی پیامی که خمینی داشت می‌داد، از رسول فرستاده خدا. این کار مهمی بود، خیلی کار مهمی بود. حالا غبار زدایی البته بی‌زحمت هم نبوده، تحمل چیزاش هم آسون نبوده تحمل نتایجش هم یا پیامدهایش، ولی کرد این کار را و این کار بسیار مهمی بود به‌نظر من، جنبش مقاومت را تبدیل کرد به یک مقاومت آرمان‌گرا که به‌لحاظ سیاسی می‌دونه چی می‌خواد و می‌دونه چکار می‌خواد بکنه. خیلی مهمه، این امر خیلی مهمه و من فکر می‌کنم که اگه در خارج کشور، دولتها، محافل از کشورهای مختلف و این پا و اون پا می‌کردن واسه اینه که یقین بکنن که روی شانس برنده دارن بازی می‌کنند.

سختشونه که باور کنن. سخته شونه، منتهی الآن دیگه این‌قدر جا افتاده هست، و این‌قدر هیچکی دیگه نیست، تو میدون، که دیگه مجبورن بگن. میشه اینجوری حساب کرد که خب حالا ما مجبوریم با اینها کنار بیایم.

مریم رجوی: با تشکر از آقای دکتر هزارخانی اگه صدای من رو می‌شنوید دلم می‌خواد بهتون بگم که مثل همیشه پایدار و مقاوم و جنگ‌آور در همه صحنه‌ها هستید. این روش از جلسه شورا بار اوله ولی شما ماشالله با روحیه مقاوم نشسته‌اید و دارید ادامه می‌دید کاش وقت می‌بود فرصت کمه ولی کاش وقت می‌بود از خاطرات زیباتون از همه جلسات شورا در این سال‌ها به‌خصوص روزهای سختی که این شورا داشت و شما مستحکم و استوار با مسئول شورا با مسعود در همه نشیب و فرازها در واقع چون کوه ایستادید و این نتیجه‌اش رو هم‌چنان که خودتون گفتید نتیجه بعد از چهل ساله، به هرحال امیدوارم که خاطرات بسیار درس آموز شما در فرصتی برای ما بازگو بشه. با تشکر زیاد از شما آقای دکتر خیلی ممنون.

مسلم اسکندر فیلابی، مسئول کمیسیون ورزش شورای ملی مقاومت ایران:

با درود به همرزمان عزیزم در شورای ملی مقاومت و هم‌چنین با درود به تمام رزمندگان این مقاومت در کسوت مجاهد خلق که در این چهل سال به‌خصوص در برابر ظلم وجور ملاها سکوت نکردید و هم‌چنین با سپاس از تمامی اشرف‌نشانها و آنهایی که در سرما و گرما برف و باران آمدند و در تمام کشورها از این مقاومت حمایت کردند هم باوقت‌شان هم با کمک‌هاشون از هر نوعش و با صد درود به آقای مسعود رجوی بنیانگذار شورای ملی مقاومت که در سی تیر ۱۳۶۰ با دور‌اندیشی و آزادیخواهی و استقلال طلبی، شورای ملی مقاومت ایران را بنانهاد و جمع کثیری از افراد میهن‌پرست را در این شورا گرد آورد.

من آغاز چهلمین سال تأسیس شورا را به آقای مسعود رجوی تبریک می‌گویم، شورایی که استحکام و وحدتش را مرهون زحمات طاقت‌فرسای او و بعد خانم رجوی می‌دانم که باید به ایشان هم تبریک بگویم و درود بفرستم. شورای ملی مقاومت ادامه راه و آرمان مصدق بزرگ است که آرزو کرده بود در آینده فرزندان مجاهد و فداکار وطن، راهش را ادامه خواهند داد تا ملت ایران را به آزادی و کشور را به استقلال برسانند. دکتر مصدق در اولین مصاحبه بعد از نخست‌وزیر شدنش به مردم ایران چنین گفت: هموطنان عزیز هیچ وقت فکر نمی‌کردم که با ضعف مزاجی که دارم مسئولیت چنین کار خطیری را تقبل کنم؛ ولی در راه شما جان ما چیز قابلی نیست و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدا کنم . مصدق در بیدادگاه شاه گفت من در راه آزادی و استقلال وطن نه زن و بچه می‌شناسم و تنها چیزی که در جلوی چشمان دارم وطنم ایران است. از همین جا می‌توان علت کین‌توزی خمینی و رژیم ضدایرانی آخوندها با مصدق را فهمید از آن طرف این شورای ملی مقاومت و شخص مسؤل شورا بود که در مقابل خمینی و رژیم او جایگاه و شأن مصدق را به‌رسمیت شناخت و بالا برد. من با تجربه‌ای طولانی که در شورا دارم ادامه و تکامل راه مصدق را در این شورا و در رهبری آقای مسعود رجوی و مجاهدین خلق ایران می‌دانم که هم‌چنان که مصدق آرزو کرده بود در راه وطن از هر چه دارند می گذرند و سقف ایثار و فدا را برای رسیدن به آزادی ایران تا حد غیر باوری بالا بردند. آقای رجوی خودش در بیدادگاه نظامی شاه گفت ما فرزندان مصدق هستیم و راه او را ادامه می‌دهیم.

دوستان همرزمان و هم‌سنگرهای عزیز! ما برای آبادی کشور و آزادی مردم و استقلال میهنمان در چهل سال گذشته با آخوندهای جنایتکار مبارزه کرده‌ایم، ولی مهمترین کار ما این بود که بر سر اصولی که آقای رجوی شورا را بر اساس آن پایه‌ریزی کرد وفادار مانده و قبل ازهر چیز مرزبندی با دو دیکتاتوری شاه و شیخ را رهنمود راه خود قرار داده‌ایم و خون شهدای ما در این راه نثار شده است. به‌قول مصدق ما گناهی جز این نداریم و این بزرگترین گناه ما هست که حاضر نشده‌ایم به وابستگی و دیکتاتوری یعنی همان شاه و شیخ باج بدهیم؛ ولی کسانی که به‌خاطر همین ایستادگی شورا و به‌خاطر نقض این مرز‌بندیها اخراج شده‌اند در کمال ناجوانمردی حقیقت و واقعیت را پوشانده و تهمت و افترا و غیردموکراتیک بودن شورا و مسؤل آن می‌زنند. من عمیقاً معتقدم که مناسبات شورای ملی مقاومت و آیین‌نامه و تاریخچه شورا، دموکراتیک‌ترین تجربه تشکیل یک ائتلاف با عقاید گوناگون را رقم زده است . همین مناسبات مبتنی بر دموکراسی و احترام به عقاید یکدیگر از یک‌طرف و ایستادگی بر سراصول، دلیل استحکام شورا هست.

قدرت و موقعیت کنونی این آلترناتیو هم که در کهکشان امسال چشم جهان را خیره کرد؛ از همین واقعیت است. علت لجن‌پراکنیها و ناسزاهای ناجوانمردانه‌ای که نثار شما می‌شود و منشأ آنها به گواهی اسناد و مدارک مستقیم و غیرمستقیم به وزارت اطلاعات آخوندها می‌رسد، همین واقعیت است افشای مزدور نفوذی اطلاعات و رژیم آخوندها توسط برادر عزیزمان آقای ژورک نمونه بسیار عبرت انگیزی است و همان‌طور که خود ژورک نوشته بود از زندان و شکنجه‌گاه تا روزنامه و رادیو تلویزیون در داخل ایران یک هدف مشخص داشته و دارد و آن شخص مسعود رجویست که بر همین اصول پافشاری کرده است. ما می‌خواهیم در آینده قدرت بدون دخالت استعمار ناشی از رأی مردم باشد و در یک جمهوری آزاد بر اساس جدایی دین و دولت و در چارچوب تمامیت ارضی ایران، همه آزاد باشند و آزادانه در انتخابات شرکت کنند. در انتخابات آزاد صد البته اگر مردم به رقبای ما رأی دادند، ما نیز خوشحال خواهیم شد که ملت ایران افرادی را برگزیده‌اند که به آنها اطمینان دارند.

خانم رجوی! هر چند مدت‌هاست از دیدار مسعود عزیز محروم هستم ولی دلم می‌خواهد در این نشست تاریخی در آغاز چهل سالگی شورا با افتخار به او تعهد بدهم و بگویم من تا آخرش با او هستم و روی من تا هرکجا بخواهد حساب کند و افتخار دارم که مثل رزمندگان کانون‌های شورشی حاضر حاضر حاضر خود را بگویم درود بر شورای ملی مقاومت درود بر مسعود و مریم عزیز .

مریم رجوی: درود بر شما آقای فیلابی من پاسخ الطاف شما به خودم را نمی‌توانم بدهم ولی فقط یک چیز می‌توانم بگویم از روز اول هم گفتید من شاهد پیوستن روز اول شما به شورا و عهد و پیمانتان با مسعود بودم؛ توی این سال‌ها پایداری و پافشاری بر این عهد وپیمان را دیدم. الآن هم مجدداً به نظر من فراز جدیدی است به کوری چشم دشمن و همه آخوندها که به خود از این عهد و پیمانها باید بگوئیم خواهند لرزید درود بر شما.