728 x 90

ليبرتي,

کنفرانس مطبوعاتی استراون استیونسون رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا پیرامون تحولات مربوط به اشرف و لیبرتی

-

استراون استیونسون
استراون استیونسون
وظایف جامعه جهانی و تعهدات مشخص سازمان ملل، دولت آمریکا و اتحادیه اروپا برای وادار کردن دولت عراق به اجرای تعهدات و خاتمه رفتار ضدانسانی و زندان‌سازی در لیبرتی

استرون استیونسون: فکر می‌کنم همه ما در این سالن به موضوع اشرف علاقمند هستیم و از سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران حمایت می‌کنیم چرا که اعتقاد داریم رژیم ایران، رژیم ملایان، علی خامنه‌ای و احمدی‌نژاد، اینها یکی از خطرناکترین رژیمها و یکی از ستمگرترین رژیمها در جهان امروز هستند و این رژیمی است که در واقع امر نه تنها می‌تواند تمامی خاورمیانه را دستخوش بی‌ثباتی سازد بلکه می‌تواند یک تهدید برای صلح جهانی باشد؛ با توسعه افسار گسیخته پروژه تسلیحات اتمی اش. و این سازمان مجاهدین خلق ایران بود که با ریسک کردن عظیم روی جان هوادارانشان در داخل ایران توانستند گزارشهای ارزشمندی را به‌دست بیاورند و علنی کنند در شرایطی که کسی خبر نداشت رژیم ایران در حال توسعه و تولید سلاح اتمی است. ولی به‌رغم همه اینها آمریکاییها بر نگاه داشتن نام سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران در لیست خود اصرار دارند.
من 3سال قبل در یک سخنرانی در واشینگتن این موضوع را متذکر شدم که حتی نلسون ماندلا 3سال قبل که من در آمریکا بودم در لیست آنها قرار داشت. هنوز تا امروز حزب‌الله به‌نحو غیرقابل باوری اسمش در این لیست قرار ندارد. ولی اکنون دادگاههای فدرال آمریکا به هیلاری کلینتون و وزارت‌خارجه آمریکا تا اول اکتبر وقت داده‌اند که یا نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را از این لیست خارج سازند یا دلایل حقوقی برای این ارائه بدهند که چرا می‌خواهند اسم آنها را در لیست نگه دارند. و دادگاه گفته است که در غیراینصورت ما نام آنها را از لیست خارج خواهیم ساخت که این بی‌نظیر است و... این‌که دادگاهها در آمریکا این را به وزارت‌خارجه بگویند که ما این به‌اصطلاح اطلاعات طبقه‌بندی شده و محرمانه را دیده‌ایم. و من این اطلاعات را دیده‌ام چون همان مدارک است که دادگاههای بریتانیا اصرار می‌کردند که علنی خواهند کرد زمانی که گفته می‌شد که هیچ دلیلی برای لیست‌گذاری وجود ندارد و قضات انگلیسی گفتند که این کاری غیرعقلانی است که دولت انگلیس اسم سازمان مجاهدین خلق را از ابتدا در لیست خود قرار داده است و قضات به پارلمان دستور دادند اسم آنها را از لیست خارج کنند. و متعاقباً این علنی شد که به‌خاطر تقاضای انگلیس بود که اتحادیه اروپا اسم سازمان مجاهدین خلق ایران را در لیست ای. یو قرار داد و اتحادیه اروپا نیز مجبور شد این نامگذاری را لغو کند. و با لغو نامگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در سراسر اروپا اکنون، آمریکاییها اینطوری موضع گرفته‌اند و بر اساس همان مدارک به‌اصطلاح محرمانه- که اکثر این مدارک را وقتی ما دیدیم اطلاعاتی بودند که توسط آژانسهای اطلاعاتی در تهران مهیا شده بودند- بر نامگذاری اصرار می‌کنند. و این چیز خیلی شگفت انگیزی بود و مدارکی هم که توسط دادگاههای بریتانیا علنی شد شامل یک متن 4 صفحه‌یی مکالمه تلفنی با من بود که یک نفر که مدعی بود از طرف وزارت‌خارجه است به دفتر من در بروکسل آمده و به من گفت که ما فکر نمی‌کنیم که این ایده خوبی باشد که شما به برلین رفته و در یک گردهمایی مجاهدین سخنرانی کنید. و من سؤال کردم چرا این کار را نکنم؟ و وی گفت به‌خاطر این‌که آنها تروریست هستند و من گفتم برعکس من معتقدم که آنها قهرمان هستند و من کاملاً قصدم این است که به برلین بروم و سؤال کردم که من با چه کسی دارم صحبت می‌کنم و اسم خانم براون به من داده شد و یک شماره تلفن به من داده شد و زمانی که وی گوشی تلفن را قطع کرد من از اعضای دفترم خواستم که با وزارت‌خارجه تماس بگیرند و با این خانم صحبت کنند و البته وقتی دستیارانم تماس گرفتند روابط عمومی در وزارت‌خارجه گفت فردی به نام خانم براون نمی‌شناسند و آنجا کار نمی‌کند. و زمانی که دادگاهها در انگلستان متن پیاده شده این مکالمه را به‌عنوان مدرک علنی کردند و این‌که چه کسی به من زنگ‌زده بود، این خانم براون از ام آی 5 (سیستم جاسوسی انگلستان) بود. این سیستم‌های اطلاعاتی ما بود که داشتند به یک پارلمانتر منتخب می‌گفتند و دستورالعمل می‌دادند که من چطور باید وظایفم را انجام دهم. این باور نکردنی است. و ابعادی این‌چنینی از این قضیه است که تا همین امروز نیز من را در رابطه با این موضوع عصبانی می‌کند.
همان‌طوری که همه ما می‌دانیم این افراد وقتی ملایان داشتند اپوزیسیون در داخل ایران را سرکوب می‌کردند برای نجات از دست ملایان و به عراق رفتند و 26سال پیش اشرف را تأسیس کردند و با تلاشهای عظیم و هزینه‌های عظیم آن را ساختند و اشرف را به یک شهر کوچک با بیمارستانها و مناطق مسکونی و امکانات تهیه غذا، مغازه‌ها و کارخانه و کارگاه تبدیل کردند و شروع به تولید یکسری چیزها برای کسب درآمد در داخل عراق کردند تا بتوانند برای ادامه حضورشان در عراق خود را به‌لحاظ مالی تأمین کنند. بعد از اشغال عراق توسط آمریکا، آنها توسط آمریکاییها از آنجا که یک بخش اپوزیسیون مسلح در آن زمان بودند، خلع‌سلاح شدند و آمریکاییها با تک‌تک این افراد در کمپ اشرف که ۳۵۰۰نفر بودند و نیمی از آنها را زنان تشکیل می‌دادند مصاحبه کردند. از تک‌تک آنها مصاحبه به‌عمل آمد و در پایان این مصاحبه‌های گسترده توسط اف.بی.آی و اطلاعات مرکزی آمریکا به تمامی آنها یک نوع کارت هویت با عکس ساکنان توسط دستگاه نظامی آمریکا داده شد که در آن گفته می‌شد هیچ‌گونه ارتباطی بین این افراد و تروریسم به هیچ‌وجه یافت نشده است و به آنها تضمین برای امنیت و سلامت‌شان تحت حفاظت آمریکاییها در داخل عراق داده شد. البته آمریکاییها اکنون عراق را ترک کرده‌اند و با خودشان این قول و تعهداتی را که داده بودند، برده‌اند!
و نه تنها این کار را کرده‌اند بلکه دارند زیرآب تعهدشان را می‌زنند که البته این اهداف ملایان را به‌خوبی برآورده می‌کند چرا که ملایان سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان اپوزیسیون اصلی خود می‌دانند. ملایان بعد از انتخابات تقلبی احمدی‌نژاد بعد از قیام سال ۲۰۰۹ بسیار عصبی شده و متشنج شده‌اند و به‌شدت نگران وضعیت خودشان هستند چرا که آخرین متحد آنها بشار اسد امیدواریم که در آخرین روزهای خودش در قدرت در سوریه باشد و حالا تنها 25 درصد کشور را تحت تسلط خودش دارد. این بزرگترین متحد ملایان بوده و الآن آنها به‌شدت نگران و عصبی هستند که این متحدشان را دارند از دست می‌دهند و حالا از نوری مالکی نخست‌وزیر عراق به‌عنوان دست‌نشانده خودشان می‌خواهند که نفوذ آنها را به داخل عراق گسترش دهد و مالکی که انتخابات را به ایاد علاوی با اختلاف دو کرسی باخت به تهران زنگ‌زده و آنها مقتدی صدر را که البته از مالکی متنفر است مجبور کردند به ائتلاف با مالکی بپیوندد. آنها کردها و باندازه کافی حامیانی را جمع کردند تا به مالکی یک اکثریت بسیار ضعیف و ناچیز اهدا کنند که مجدداً دولت را تشکیل بدهد و نخست‌وزیر بشود و وی ادامه این سمت را تماماً به رژیم تهران مدیون و بدهکار است. و تا زمانی که وضعیت بدین منوال است هر بار که مالکی به تهران می‌رود به وی گفته می‌شود علیه سازمان مجاهدین خلق دست به‌عمل بزند. وی در ماه آوریل امسال به تهران رفت و با رهبر رژیم علی خامنه‌ای ملاقات کرد که به مالکی گفت شما چهار اقدام و دست آورد فوق‌العاده داشته‌اید که هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. اولاً شما آمریکاییها را از سرزمین خود اخراج کردید، ثانیا شما در پروسه بیرون راندن مجاهدین از کمپ اشرف هستید، ثالثا شما عناصر سنی بعثی در داخل دولت خود به‌طور خاص معاون رئیس‌جمهور منتخب خود هاشمی را که اکنون برای حفظ جان خود فرار کرده... را سرکوب کرده‌اید و رابعاً حمایت شما از بشار اسد و اینها چهار دستاورد محقق شده از نظر علی خامنه‌ای است. و این اوج رسوایی است که یک نفر این حرفها را علنی بزند و این‌طور با «افتخار» آن را اعلام کند.
حالا بگذارید من یک نمونه را به شما بگویم و این‌که نوری مالکی چطور کار می‌کند. در رأس برنامه وی هر بار که او به تهران می‌رود این است که از او سؤال می‌کنند که در رابطه با اشرف داری چه کار می‌کنی؟ و به این دلیل است که دو قتل‌عام علیه اشرف صورت گرفت.
بر این اساس بود که ما به دولت عراق گفتیم که ما با یک تیم از طرف سازمان ملل خواهیم آمد، با یک تیم ناظر از طرف سازمان ملل که اوضاع را مانیتور خواهد کرد که همه چیز به‌صورت درست و امن انجام شود و ما با این افراد مصاحبه کرده و آنها را به کشورهای امن منتقل خواهیم کرد و مشکل اشرف شما حل خواهد شد ولی مالکی گفت نه شما نمی‌توانید. شما نمی‌توانید با هیچ‌یک از این افراد در اشرف مصاحبه کنید و ما گفتیم باشد اشکالی ندارد ما آنها را به بیرون درب اشرف برده و خارج از اشرف با آنها مصاحبه خواهیم کرد ولی او گفت نه شما همه آنها را به یک کمپ دیگر به‌صورت کامل منتقل خواهید کرد. و آنگاه آمریکاییها هم گفتند ما با این موافق هستیم. ما تعدادی پایگاههای نظامی قدیمی در صحراها داریم که می‌توانیم این افراد را به آنجا منتقل کنیم. وقتی ما به این پایگاههای نظامی سابق نگاه کردیم آنها کاملاً غیرقابل استفاده بودند. انگیزه آنها این بود که آنها را در فاصله پروسه انتقال به کمپ لیبرتی عذاب داده و مورد تهدید قرار دهند و به آنها زور بگویند و اجحاف کنند. تا آنها را به نقطه‌ای برسانند که بگویند دیگر خسته شدیم و فقط ما را به ایران برگردانید و این البته چیزی بود که ملایان به‌دنبالش بودند و طلب می‌کردند و این موقعیت ایده‌آل برای آنها بود.
ولی بعد ما انتخاب نماینده ویژه سازمان ملل را داشتیم. مارتین کوبلر به‌عنوان نماینده ویژه سازمان ملل در عراق برگزیده شد. و موضوع کلیدی او این قرار بود باشد که این بود که این ۳۲۰۰نفر که در کمپ اشرف هستند به‌صورت امن به کمپ لیبرتی، این کمپ عظیم 40هزار هکتاری منتقل شوند، توسط کمیساریای عالی پناهندگی با آنها مصاحبه شود و بعد به کشورهای دوست منتقل شوند. هیلاری کلینتون نیز سفیر دن فرید را به‌عنوان نماینده ویژه برای اشرف برای برخورد با این مشکل انتخاب کرد. حتی در اروپا کاترین اشتون یک نماینده ویژه انتخاب کرد که فقط 6 هفته بر سر کار بود و بعد کنار رفت. بنابراین یک جنبش جهانی برای به‌رسمیت شناختن این موضوع و جلوگیری کردن از هر گونه خشونت و خونریزی ایجاد شد.
ولی خیلی سریع من به این حقیقت دست پیدا کردم که این حرکت از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی که توسط دولت عراق پیشنهاد شده است یک تقلب و فریب بوده است. آنها قرار نیست به کمپی با مساحت 40هزار هکتار منتقل شوند. در واقع به آنها فقط نیم کیلومتر مربع اختصاص داده خواهد شد که دورتادور آن را حصارهای بزرگ و سیاج کشیده‌اند. و چندین لایه نیز گاردهای نظامی گذاشته‌اند و ایستگاههای پلیس در داخل کمپ بدون هیچ‌گونه وصل به شبکه آب بغداد، بدون وجود ژنراتورهای لازم و مکفی برای برق مورد نیاز – ژنراتورهایی که به آنها تعلق گرفت و از نیروهای آمریکایی به جا مانده بود در وضعیت داغان و وخیم، از کار افتاده و بسیاری از آنها 12سال عمر کرده و کاملاً غیرمناسب بودند- و بنگالهایی که قرار بود در آنها سکنی داده شوند نیز در وضعیت کاملاً داغان و از دور خارج شده بودند. سطح این کمپ نیم کیلومتر مربعی تماماً شن و سنگریزه بود که افراد دارای نقص‌عضو قادر به راه رفتن روی آن نخواهند بود. و زمانی که ما متوجه این مسأله شده و به سفیر فرید و مارتین کوبلر فرستاده ویژه سازمان ملل اعتراض کردیم، به ما گفته شد که مارتین کوبلر با یک تیم از بغداد برای دیدار من و تعدادی دیگر از همکارانم که به این موضوع اعتراض کرده بودیم به دفترم در بروکسل می‌آید. و وی با خودش یک آلبوم از عکسهای زیبا از کمپ لیبرتی آورد. و در هر کدام از این عکسهای زیبا وی قسمتهای داخلی این بنگالها را نشان می‌داد با تختهای خواب و قفسه‌ها و شرایط خیلی خوب و یک سالن غذاخوری زیبا با امکانات پخت و پز خوب و درختها و گیاهان و محوطه‌های سبز و با نشان‌دادن صفحات پی‌درپی این تصاویر اغراق شده زیبا به من این را القا کرد که مدرسه‌ای که من در آنجا درس خواندم وضعیتش از این‌جا بدتر بود و یکی از همکاران من که دوران خدمت خود را در ارتش اسپانیا گذرانده بود گفت که کمپهای نظامی او که او در آنها بود از این وضعیتشان بدتر بود و ما با خانم رجوی در پاریس تماس گرفتیم و به ایشان گفتیم واقعاً ما هیچ دلیل موجهی نمی‌بینیم که بر اساس آن اعتراض کنیم که اولین گروه 600نفره از اشرف به لیبرتی نروند. و به‌نظر همه چیز کاملاً خوب می‌رسد.
آقایان و خانمها، به ما متعاقباً توسط فردی که قبلاً با سازمان ملل کار می‌کرده و بعد از سالها که به‌عنوان یک مقام بالا در سازمان ملل کار کرده است از کارش و حرفه‌اش به‌خاطر انزجار و تنفر از چیزی که الآن می‌خواهم به شما بگویم کناره‌گیری کرده است، گفته شد که برای یک هفته مارتین کوبلر نماینده ویژه سازمان ملل و تمام تیم او در بغداد داشتند روی این عکسها از طریق فتوشاپ کار می‌کردند. وی گفت که وقتی عکسها را بعد از این‌که روی آنها کار می‌کردیم روزهای پی‌درپی نزد او می‌بردیم او می‌گفت نه هنوز یکسری گرد و غبار روی این قسمت می‌بینید و این را از بین ببرید و این محوطه در عکس هنوز رنگش قهوه‌ای است در حالی که باید محوطه سبز باشد. آنها به‌صورت تقلبی روی این عکسها با فتوشاپ کار کردند و آنها را به پارلمان اروپا آوردند که ما را فریب بدهند. و من احساس گناه می‌کنم که این‌طور قانع شده و گول خوردم و توسط این فریبکاری فریب داده شدم. من احساس گناه می‌کنم که من مغلوب این موضوع شده و به خانم رجوی گفتم که به مقاومتشان خاتمه دهند و 600نفر را به محلی که چیزی بیشتر از یک زندان نبود منتقل کنند. و زمانی که انتقال اولین گروه مورد توافق قرار گرفت آزار و اذیت به‌طور واقعی شروع شد. حدود 24ساعت تقریباً طول کشید که این افراد به‌صورت کامل بازرسی بشوند و هر قلم جنسی را هم که می‌خواستند با خودشان ببرند را باز کردند و یا خالی کردند و بارها و بارها بازرسی کردند تا این‌که سرانجام اجازه بردن آنها به کمپ لیبرتی را بدهند. آنها را از بردن صندلیهای متعلق به افراد دارای نقص‌عضو و داروهای شخصی و سایر لوازم شخصی‌شان محروم کردند. به آنها گفته می‌شود که نمی‌توانند با هزینه خودشان سایبانهایی را برای حفاظت آنها در مقابل حرارت گرما بسازند، در حالی که در این فصل سال آفتاب سوزانی در آنجا وجود دارد، به آنها گفته شده است که نمی‌توانند مسیر عبور برای افراد معلول روی صندلیهای چرخدار و افرادی که پای خود را از دست داده‌اند و از عصا استفاده می‌کنند و باید از محل سکونت خود به سالن غذاخوری بروند، درست کنند.
سراسر این کمپ در وضعیت داغان و وخیم قرار دارد. ژنراتورها مرتب از کار می‌افتند و سیستم فاضلاب از همان روز اول لوله‌هایشان ترکیده و محیط کمپ از فاضلاب پر شده است. آنها از همان روز اول از 6ماه قبل که به آنجا منتقل شدند گفتند که با هزینه‌های خودشان می‌توانند کمپ لیبرتی را به شبکه آب بغداد وصل کنند. و دولت عراق مستمراً گفته است که آنها اجازه این کار را خواهند داد و به‌صورت سیستماتیک و مستمر با گذاشتن موانع جلوی انجام این کار را گرفته‌اند. و هنوز بعد از 6ماه این یکی از شرایطی است که ما خواهان برآورده شدن آن هستیم. یکی از اشرفیها تحت خستگی مافوق طاقت و دراثر تنش و فشار بعد از این‌که به کمپ لیبرتی رسید دچار حمله قلبی شد و جان سپرد. و الآن بعد از 150روز که از مرگ او می‌گذرد هنوز جسد او توسط عراقیها تحویل داده نشده است. و آن را به خانواده‌اش تحویل نداده‌اند نه تنها با نقض تمامی قوانین حقوق‌بشری بلکه حتی بر اساس ابتدایی‌ترین اصول و موازین اسلامی این کار را کرده‌اند. و این مطلقاً نفرت‌آور است. و این نحوه رفتار بیانگر شیوه‌ای است که عراقیها دارند با این موضوع برخورد می‌کنند.
و یکی از بدترین توهینها و آزار و اذیتها انتخاب سرهنگ صادق به‌عنوان فرمانده نظامی مسئول در کمپ لیبرتی بود و او یکی از افسران فرمانده کلیدی در دو قتل‌عام بود که منجر به کشته شدن 49نفر در کمپ اشرف شد و دولت عراق با انتخاب وی به‌عنوان فرمانده کمپ لیبرتی دست به یک عمل انزجار برانگیز زد و او کسی است که زندگی را برای آنها به‌صورت یک وضعیت غیرقابل تحمل به‌صورت روزانه در آورده است. شقاوت اخیر او این بود که وقتی کامیونهایی با مواد غذایی در گرمای هوای 55 درجه وارد کمپ لیبرتی شدند وی درست وقتی آنها از دروازه رد شدند فرمان داد که آنها را متوقف کنند و در حالی که قبل از این‌که وارد کمپ لیبرتی شوند از 6 مرحله بازرسی شامل بازرسی توسط سگهای ویژه، دستگاههای دتکتور و چکهای پلیسی چک شده‌اند، حالا بعد از همه این مراحل صادق این کامیونها را در ورود به لیبرتی متوقف می‌کند و به ساکنان غیرمسلح گفته می‌شود که اجناس این کامیونها را با دست خالی کنند و این یعنی خالی کردن شاید 20تن مواد غذایی در کامیونها و چون به آنها اجازه داده نشده است که لیفتراک هایشان را از کمپ اشرف با خودشان بیاورند و این نیز یکی از نگرانیهای ادامه‌دار بوده است ولی به آنها اجازه داده نشده که لیفتراکهایشان را با خود بیاورند و آنها مجبورند که تمامی محتویات را شامل کیسه‌های برنج و مواد غذایی در گرما تخلیه کنند و بعد این مواد را برای 6 الی 7ساعت روی زمین می‌گذارند بماند قبل از این‌که صادق بازرس و گاردها را برای بازرسی و چک کردن این مواد که خدا می‌داند برای چه چیزی چک می‌کنند، بفرستد و بعد از این مدت مواد غذایی تلف شده و فاسد می‌شود و بعد وی به ساکنان اجازه نمی‌دهد که دوباره کامیونها را پر کنند و به محلی که خاص تخلیه اجناس است ببرند و وی تنها اجازه می‌دهد که این مواد غذایی را در صندوق عقب یکی یا دو خودروی شخصی که به آنها اجازه داده شده از اشرف با خود به لیبرتی ببرند حمل کنند. این شیوه‌های تحت فشار قرار دادن، مورد اذیت و آزار قرار دادن و اهانت و زورگویی به این افراد است که آنها را مجبور می‌کنند در آفتاب سوزان این کارهای سخت کار اجباری را انجام دهند در حالی که آنها فاسد شدن مواد غذایی‌ای که آنها خودشان هزینه‌اش را پرداخته‌اند در درجه حرارت بالا از بین می‌رود را نظاره می‌کنند.
بنابراین وقتی شما علل این‌که ما درگیر این موضوع هستیم را می‌بینید این است که مارتین کوبلر این یادداشت تفاهم را با دولت عراق بدون توافق ساکنان اشرف و بدون توافق من و سایر همکارانم در پارلمان اروپا امضا کرد و این یادداشت تفاهمی که کوبلر به‌صورت مکرر راجع به آن تضمین داده است که با این افراد به‌صورت کاملاً انسانی برخورد خواهد شد و کلمه به کلمه‌اش توسط دولت عراق در روزهای پی‌درپی نقض شده است و مورد چالش قرار گرفته است.
من روزانه گزارشهایی را که احتمالاً خیلی از شماها نیز دریافت می‌کنید، راجع به آن چه که در کمپ لیبرتی اتفاق می‌افتد دریافت می‌کنم. و شما می‌توانید این را روزانه ببینید که چطور عناصر اولیه یادداشت تفاهم نقض می‌شود و حالا هیچ جای سوالی نیست که چرا ۲۰۰۰نفری که در این شرایط شبه زندان در حبس و بازداشت به‌سر می‌برند، در شرایطی که حق تحرک و آزادی رفت و آمد ندارند و نمی‌توانند کمپ لیبرتی را ترک کنند و به آنها اجازه دیدن اعضای خانواده‌شان را که نمی‌توانند به کمپ لیبرتی بروند نمی‌دهند و به آنها اجازه دیدار سیاستمدارانی نظیر من را نمی‌دهند و حتی به وکلایشان با نقض شرم‌آور ابتدایی‌ترین موازین استاتوی پناهندگی اجازه دیدار به موکلین‌شان را نمی‌دهند.
این افراد نمایندگان شجاع اصلی‌ترین اپوزیسیون علیه خطرناک‌ترین رژیم عصر حاضر هستند و من فکر می‌کنم که آنها سزاوار حمایت و کمک ما هستند و زمان آن فرا رسیده است که آمریکاییها و سازمان ملل کمی شجاعت بخرج داده و جلوی نوری المالکی بایستند و به او بگویند که رفتار او در گذشته و رفتار وی در حال حاضر کاملاً غیرقابل‌قبول است و به او بگویند که دیگر از حمایت ما و سرمایه‌گذاری توسط غرب در صورتی‌که شروع به رفتار درست نکند و به تعهداتی که در یادداشت تفاهمی که با سازمان ملل امضا کرده است متعهد نماند، برخوردار نخواهد شد. و به او بگویند که احترام واقعی و کامل و با وقار نسبت به این افراد داشته باشد
از شما متشکرم.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d31bc9cc-103f-47b2-8c27-cb46c8e767ab"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات