اظهارات وزیر خارجه آمریکا و دستیارش مبنی بر «در جا خشکاندن و به عقب راندن برنامه اتمی رژیم ایران»، آه و ناله مهرهها و رسانههای ولایت را درآورده است. روز پنجشنبه صدای ناله از رسانههای و روز جمعه، از منابر نمایشهای جمعهٴ شهرهای مختلف بهگوش میرسید. رسانههای باند خامنهای مثل کیهان و جوان (ارگان بسیج)، تلاش کردهاند تا بهاین آه و نالهها دامن بزنند و آن را به موج تازهیی از حملات علیه باند رفسنجانی و دولت روحانی تبدیل کنند. آخوند مصباح یزدی پس از مدتها غیبت، فرصت را برای بهصحنه آمدن غنیمت دانست و باند رفسنجانی را مورد حمله قرار داد که شما عامل زبان درازی آمریکا شدهاید و بدتر از همه این کارهای خودتان را به خمینی و خامنهای نسبت میدهید. ارگان بسیج نوشت که حرفهای وندی شرمن «تحقیر ملی ایرانیان بوده است» بوده است. آخوند سعیدی در نمایش جمعهٴ قم حرفهای وندی شرمن را سخیف و هتاکانه توصیف کرد. شبیه به این جملات و کلمات در این موج تازه حمله در آه و نالههای سراسری باند ولایت زیاد دیده میشود.
سؤال این است که این موج به کجا راه میبرد؟ آیا آن طور که ارگان بسیج نوشته «ضرورت تغییر رویکرد دستگاه دیپلوماسی و تیم مذاکرهکننده» از آن نتیجهگیری و حاصل خواهد شد؟ و آیا این تغییر به توقف مسیر جام زهر منجر خواهد شد؟
جواب را میتوان از بهصحنه آمدن سراسیمه خامنهای و اظهارات پر شکافش بهدست آورد. اگر خامنهای درصدد چپ کردن میز گفتگوهای اتمی بود، میتوانست بهسادگی بر موجی که عوامل باندش بهوجود سوار شود. اما گفتههایش عکس این را نشان داد. معلوم شد که هدف او از بهصحنه آمدن، خواباندن آن موج و تثبیت میز زهرخوران است. او حتی نتوانست در قبال آنچه که «اظهارات بیادبانه مقامات آمریکایی» مینامید، قیافه عربدهکشی بهخودش بگیرد. این اظهارات را فقط «مایهٴ عبرت» دانست و تنها فرمانی که صادر کرد این بود که «مذاکرات اخیر و صحبتهای آمریکاییها را با دقت نظارهگر باشید» و جواب «اظهارات بیادبانه» را به «شعارهای» راهپیمایی ساندیس خواران در 22بهمن احاله داد. خامنهای همچنین در حالی که از استقلال دم میزد، طی یک فقره ندامت نسبت به گذشته گفت: «استقلال بهمعنای بداخلاقی و قهرکردن با دنیا نیست». او وحوش باند خودش را که از آنها تحت عنوان «منتقدان بهدولت» نام میبرد به «انصاف و شرح صدر» فراخواند و به حمایت صریح از دولت آخوند روحانی پرداخت تا در آستانه دور بعدی مذاکرات اتمی و رفتن پشت میز زهرخوران، مشکلی برایش پیش نیاید. گفت: «دولت، چند ماهی بیش نیست که مسئولیت را به عهده گرفته است، باید به مسئولان فرصت داده شود که کارها را با قدرت به پیش ببرند». نگرانی خامنهای از وارد شدن هر گونه خدشهیی به مسیر مذاکرات مورد توجه خبرگزاریها و رسانههای خارجی نیز قرار گرفت. خبرگزاری فرانسه در عنوان خبر خود نوشت: «خامنهای بهخاطر سیاستهای روحانی، خواستار بردباری شد» و نوشت که او «اعتماد خود به حسن روحانی را تجدید کرد».
ولیفقیه ارتجاع در عینحال در یک دوگانهگویی تأکید کرد: «تاکتیکها و شیوههای کار» را میتوان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و ما در قضیهٴ هستهیی و دیگر قضایا بر دشمنان پیروز خواهیم شد.
گرچه آشکار است که این بخش از اظهارات خامنهای برای آرامش دادن به وحوش ریزشی باندش هست، اما از یک واقعیت بسیار عمیقتر نیز حکایت میکند. اینکه بر خلاف رفسنجانی که قصد دارد جامهای زهر را پیاپی و تا آخر بهنظام ولایتفقیه بنوشاند، خامنهای مترصد آن است که با عبور از گردنه تحریمها، نظام آخوندی را به جادهٴ اتمی و انقباض بازگرداند و بههمین دلیل هم از تغییر «تاکتیکها» و مستحکم فرض کردن «اصول و مبانی» دم میزند. این نمود همان بنبستی که ولیفقیه ارتجاع و نظام پوسیدهٴ بهجا مانده از خمینی درش گرفتار است. بنبست این است که از یک سو بهدلیل قرار گرفتن در شرایط خفگی، هیچ راهی جز عبور از جادهٴ زهرخوران ندارد، از طرف دیگر از تصور پیامدها و آثار زهر بر جسم فرتوت نظام دچار وحشت میشود و نقشهٴ تغییر مسیر پس از گریز از تحریمها را میکشد. تغییر مسیری که از طریق جنگ قدرت نهایی با رفسنجانی میتواند عملی شود. امری که نظام ولایتفقیه را به ضعیفترین وضعیت خواهد کشاند و شرایط را برای وارد آمدن ضربه نهایی توسط مردم و ارتش آزادی هر چه بیشتر فراهم میکند.
سؤال این است که این موج به کجا راه میبرد؟ آیا آن طور که ارگان بسیج نوشته «ضرورت تغییر رویکرد دستگاه دیپلوماسی و تیم مذاکرهکننده» از آن نتیجهگیری و حاصل خواهد شد؟ و آیا این تغییر به توقف مسیر جام زهر منجر خواهد شد؟
جواب را میتوان از بهصحنه آمدن سراسیمه خامنهای و اظهارات پر شکافش بهدست آورد. اگر خامنهای درصدد چپ کردن میز گفتگوهای اتمی بود، میتوانست بهسادگی بر موجی که عوامل باندش بهوجود سوار شود. اما گفتههایش عکس این را نشان داد. معلوم شد که هدف او از بهصحنه آمدن، خواباندن آن موج و تثبیت میز زهرخوران است. او حتی نتوانست در قبال آنچه که «اظهارات بیادبانه مقامات آمریکایی» مینامید، قیافه عربدهکشی بهخودش بگیرد. این اظهارات را فقط «مایهٴ عبرت» دانست و تنها فرمانی که صادر کرد این بود که «مذاکرات اخیر و صحبتهای آمریکاییها را با دقت نظارهگر باشید» و جواب «اظهارات بیادبانه» را به «شعارهای» راهپیمایی ساندیس خواران در 22بهمن احاله داد. خامنهای همچنین در حالی که از استقلال دم میزد، طی یک فقره ندامت نسبت به گذشته گفت: «استقلال بهمعنای بداخلاقی و قهرکردن با دنیا نیست». او وحوش باند خودش را که از آنها تحت عنوان «منتقدان بهدولت» نام میبرد به «انصاف و شرح صدر» فراخواند و به حمایت صریح از دولت آخوند روحانی پرداخت تا در آستانه دور بعدی مذاکرات اتمی و رفتن پشت میز زهرخوران، مشکلی برایش پیش نیاید. گفت: «دولت، چند ماهی بیش نیست که مسئولیت را به عهده گرفته است، باید به مسئولان فرصت داده شود که کارها را با قدرت به پیش ببرند». نگرانی خامنهای از وارد شدن هر گونه خدشهیی به مسیر مذاکرات مورد توجه خبرگزاریها و رسانههای خارجی نیز قرار گرفت. خبرگزاری فرانسه در عنوان خبر خود نوشت: «خامنهای بهخاطر سیاستهای روحانی، خواستار بردباری شد» و نوشت که او «اعتماد خود به حسن روحانی را تجدید کرد».
ولیفقیه ارتجاع در عینحال در یک دوگانهگویی تأکید کرد: «تاکتیکها و شیوههای کار» را میتوان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و ما در قضیهٴ هستهیی و دیگر قضایا بر دشمنان پیروز خواهیم شد.
گرچه آشکار است که این بخش از اظهارات خامنهای برای آرامش دادن به وحوش ریزشی باندش هست، اما از یک واقعیت بسیار عمیقتر نیز حکایت میکند. اینکه بر خلاف رفسنجانی که قصد دارد جامهای زهر را پیاپی و تا آخر بهنظام ولایتفقیه بنوشاند، خامنهای مترصد آن است که با عبور از گردنه تحریمها، نظام آخوندی را به جادهٴ اتمی و انقباض بازگرداند و بههمین دلیل هم از تغییر «تاکتیکها» و مستحکم فرض کردن «اصول و مبانی» دم میزند. این نمود همان بنبستی که ولیفقیه ارتجاع و نظام پوسیدهٴ بهجا مانده از خمینی درش گرفتار است. بنبست این است که از یک سو بهدلیل قرار گرفتن در شرایط خفگی، هیچ راهی جز عبور از جادهٴ زهرخوران ندارد، از طرف دیگر از تصور پیامدها و آثار زهر بر جسم فرتوت نظام دچار وحشت میشود و نقشهٴ تغییر مسیر پس از گریز از تحریمها را میکشد. تغییر مسیری که از طریق جنگ قدرت نهایی با رفسنجانی میتواند عملی شود. امری که نظام ولایتفقیه را به ضعیفترین وضعیت خواهد کشاند و شرایط را برای وارد آمدن ضربه نهایی توسط مردم و ارتش آزادی هر چه بیشتر فراهم میکند.