آخوند حسن روحانی پس از سفر شکست خوردهاش به نیویورک بهگونهیی سراسیمه در بدو ورود، در فرودگاه مهرآباد در برابر دوربین قرار گرفت تا صورت کبود شدهاش بر اثر سیلیهای نیویورک را با سیلی ادعاهای توخالی سرخ نشان دهد. او همچنین تلاش کرد دست خالیاش را پر نشان دهد و بگوید مذاکرات مهم اتمی در نیویورک «کند» بود «ولی رو به جلو حرکت داشت».
چرا که روز قبل یعنی دوشنبه 7مهر روزنامههای باند خودش از بازگشت هیأت ضربه خورده با چمدانهای خالی تیترها زده بودند. جالب است که روز بعد نیز، همین روزنامهها، هم زمان با ادعاهای آخوند روحانی هم در موارد متعدد بر شکست مذاکرات اتمی در نیویورک تأکید کرده و ابراز وحشت کردهاند. روزنامه حکومتی ابتکار متعلق به باند کارگزاران، از «ماراتن گفتگوهای هستهای» که «بدون نتیجه» به اتمام رسید و از «بی خبری نسبی» از «چند و چون» گفتگوها نالیده است و علاوه بر آن پدرخوانده رنگ پریدهاش یعنی رفسنجانی حین یک ظهور در صحنه ساختگی در جمع «کارآفرینان» حسرت به دل نظام، آه کشیده بود که «مذاکرات طولانی شده» و «تندروها فضای قبل از مذاکرات را آلوده کردند» و به این ترتیب بر شکست مذاکرات اعتراف کرد.
جالب است که روزنامههای باند ولیفقیه هم که این بار برای آخوند روحانی «بهخاطر حفظ مرز سرخهای نظام» سوت و کف زدهاند، اما ارزیابیشان از مذاکرات نیویورک چیزی جز شکست نبود. کیهان ارگان خامنهای (8مهر) برای چندمین بار «ده روز مذاکرات تمام عیار» که «بی هیچ فرجام و نتیجه ای» به پایان رسیده بود را به رخ «سادهاندیشان» و آنان که از پیمودن راه ملت خسته و پشیمان» شدهاند کشید.
اما تلاش روحانی برای آن که مذاکرات بینتیجه نیویورک را، موفقیت جلوه دهد، رقتانگیز است. تلاش برای وارونه جلوه دادن واقعیتی که همهٴ خبرگزاریهای بینالمللی و رسانههای هردو باند رژیم در مورد شکست آن متفقالقولند. علت سر باز زدن روحانی از اذعان به این واقعیت البته روشن است، زیرا شکست مذاکرات اتمی نیویورک پیامدهای بسیار خطرناکی برای رژیم دارد که تصور آن هم سردمداران هر دو باند را دچار وحشت میکند. در این میان وضعیت خود روحانی از همه آسیبپذیرتر است، زیرا خاصیت و مأموریت اصلی او در رژیم این است که بتواند تحریمها را رفع یا لااقل کاهش دهد، اما با شکست مذاکرات، هیچ چشماندازی برای کاهش تحریمها وجود ندارد. در نتیجه او دو طرف زیر ضرب و فشار قرار میگیرد؛ از یک طرف مهرهها و رسانههای باند خودش یقه او را میگیرند که چرا با تمایل بیش از حد به سمت باند ولایت تمام سرمایهگذاریهای یکساله، برای خزیدن به پشت میز مذاکره را دارد به باد میدهد؟! از طرف دیگر باند خامنهای گرچه با یکدست او را نوازش میکنند که بارک الله که علیه باند خودت که فتنهگران هستند حرف زدی و دعاوی ما را اثبات کردی و آنچنانکه کیهان خامنهای نوشته «خشم فتنهگران از روشنگری روحانی در نیویورک» برانگیخته شد. اما با دست دیگر سیلیهای پیاپی بر سر و صورت روحانی فرود میآورند که بله، زانو زدن ذلیلانهٴ تو و وزیر خارجهات و رقیب هراسی شماها کار را به اینجا رساند.
به نظر میرسد که شکست سفر نیویورک و سیلیها و توسریهایی که روحانی و همراهانش دریافت کردهاند، به بدترین شکل به درون رژیم ریخته و وحشت از پیامدهای شکست مذاکرات هستهیی نیز برآن افزوده شده است. آنچه مشاهده میشود حاصل این وضعیت است و این وضعیت طی هفتههای آینده وخیمتر خواهد شد.
چرا که روز قبل یعنی دوشنبه 7مهر روزنامههای باند خودش از بازگشت هیأت ضربه خورده با چمدانهای خالی تیترها زده بودند. جالب است که روز بعد نیز، همین روزنامهها، هم زمان با ادعاهای آخوند روحانی هم در موارد متعدد بر شکست مذاکرات اتمی در نیویورک تأکید کرده و ابراز وحشت کردهاند. روزنامه حکومتی ابتکار متعلق به باند کارگزاران، از «ماراتن گفتگوهای هستهای» که «بدون نتیجه» به اتمام رسید و از «بی خبری نسبی» از «چند و چون» گفتگوها نالیده است و علاوه بر آن پدرخوانده رنگ پریدهاش یعنی رفسنجانی حین یک ظهور در صحنه ساختگی در جمع «کارآفرینان» حسرت به دل نظام، آه کشیده بود که «مذاکرات طولانی شده» و «تندروها فضای قبل از مذاکرات را آلوده کردند» و به این ترتیب بر شکست مذاکرات اعتراف کرد.
جالب است که روزنامههای باند ولیفقیه هم که این بار برای آخوند روحانی «بهخاطر حفظ مرز سرخهای نظام» سوت و کف زدهاند، اما ارزیابیشان از مذاکرات نیویورک چیزی جز شکست نبود. کیهان ارگان خامنهای (8مهر) برای چندمین بار «ده روز مذاکرات تمام عیار» که «بی هیچ فرجام و نتیجه ای» به پایان رسیده بود را به رخ «سادهاندیشان» و آنان که از پیمودن راه ملت خسته و پشیمان» شدهاند کشید.
اما تلاش روحانی برای آن که مذاکرات بینتیجه نیویورک را، موفقیت جلوه دهد، رقتانگیز است. تلاش برای وارونه جلوه دادن واقعیتی که همهٴ خبرگزاریهای بینالمللی و رسانههای هردو باند رژیم در مورد شکست آن متفقالقولند. علت سر باز زدن روحانی از اذعان به این واقعیت البته روشن است، زیرا شکست مذاکرات اتمی نیویورک پیامدهای بسیار خطرناکی برای رژیم دارد که تصور آن هم سردمداران هر دو باند را دچار وحشت میکند. در این میان وضعیت خود روحانی از همه آسیبپذیرتر است، زیرا خاصیت و مأموریت اصلی او در رژیم این است که بتواند تحریمها را رفع یا لااقل کاهش دهد، اما با شکست مذاکرات، هیچ چشماندازی برای کاهش تحریمها وجود ندارد. در نتیجه او دو طرف زیر ضرب و فشار قرار میگیرد؛ از یک طرف مهرهها و رسانههای باند خودش یقه او را میگیرند که چرا با تمایل بیش از حد به سمت باند ولایت تمام سرمایهگذاریهای یکساله، برای خزیدن به پشت میز مذاکره را دارد به باد میدهد؟! از طرف دیگر باند خامنهای گرچه با یکدست او را نوازش میکنند که بارک الله که علیه باند خودت که فتنهگران هستند حرف زدی و دعاوی ما را اثبات کردی و آنچنانکه کیهان خامنهای نوشته «خشم فتنهگران از روشنگری روحانی در نیویورک» برانگیخته شد. اما با دست دیگر سیلیهای پیاپی بر سر و صورت روحانی فرود میآورند که بله، زانو زدن ذلیلانهٴ تو و وزیر خارجهات و رقیب هراسی شماها کار را به اینجا رساند.
به نظر میرسد که شکست سفر نیویورک و سیلیها و توسریهایی که روحانی و همراهانش دریافت کردهاند، به بدترین شکل به درون رژیم ریخته و وحشت از پیامدهای شکست مذاکرات هستهیی نیز برآن افزوده شده است. آنچه مشاهده میشود حاصل این وضعیت است و این وضعیت طی هفتههای آینده وخیمتر خواهد شد.