مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده مقاومت:
منتخبان مردم سوئیس!
شخصیتها و حقوقدانان محترم!
دوستان عزیز!
من از جانب هموطنانم، از جانب خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی، و از جانب ساکنان اشرف، به ژنو آمدهام؛ به شهر حقوقبشر، به شهر پناهندگی، و شهر ملل متحد، تا صدای آنها را برای احقاق حقوق پایمالشدهشان، به گوش شما برسانم.
همچنین در ابتدا به پروفسور کاظم رجوی، سمبل دفاع از حقوقبشر ایران، درود میفرستم که تروریستهای اعزامی از تهران او را در اینجا به گلوله بستند. او گفته بود، ما حقوقبشر را با خونمان مینویسیم. مطمئنم که اگر امروز کاظم اینجا بود از این همه سکوت و بیعملی سازمانهای بینالمللی فریاد برمیآورد و این را خیانت به حقوقبشر توصیف میکرد. مطمئنم که بعد از کاظم بسیار بسیار مدافعان حقوقبشر راه او را پیگیر ادامه میدهند تا حقوق پایمال شده هم مردم ایران هم سراسر دنیا را به دست بیاورند و اجازه ندهند که در زیر نعلین و سم ستوران دیکتاتورها همچنان پایمال شده باقی بمانند. حالا حدود ۴ماه است که ایرانیان و خانوادههای ساکنان اشرف، اینجا در ژنو تحصن کردهاند.
این تحصن طولانی، همچنانکه تحصنها و تظاهرات بیوقفه ایرانیان در واشنگتن و پایتختهای اروپایی، این سؤال را در برابر جامعه جهانی و مشخصاً ملل متحد و ایالات متحده قرار میدهد، که آیا به مسئولیت غیرقابل انکاری که درباره حفاظت اشرف دارند عمل خواهند کرد؟ یا نه؟
فکر میکنم ممانعت غیرمنطقی و گستاخانه مالکی از دیدار هیأت پارلمان اروپا از اشرف و همچنین دیدار هیأت کنگره آمریکا از اشرف، بهاندازه کافی گویای مقاصد شوم اوست.
هفته پیش، نخستوزیر عراق یک قدم فراتر گذاشت و از صدور ۱۲۱ حکم دستگیری علیه ساکنان اشرف خبر داد. او اعلام کرد، میخواهد علیه کشورهایی که به ساکنان اشرف پناه بدهند، و حتی علیه دادگاههایی که مانند اسپانیا، شکایتهای آنها را پذیرفتهاند، شکایت کند. زیرا آنها، به حاکمیت عراق تجاوز کردهاند! در دنیای امروز از نظر دیکتاتورها همه معانی بهطور کامل وارونه و واژگونه شده. اگر آقای مالکی میتوانست، آنها را حتماً تحویل جوخههای مرگ، یا زندانها و شکنجهگاههای مخفی هم میداد.
او به نامگذاری تروریستی مجاهدین از طرف وزارتخارجه آمریکا استناد میکند، تا خدماتی را که فاشیسم دینی حاکم بر ایران، برای سرکوب مخالفان و آزادیخواهان در ایران نیاز دارد، عرضه کند.
اخیراً وزیر اطلاعات ملاها تصریح کرد که برای انهدام هر چه سریعتر مجاهدین (نیروی اصلی اپوزیسیون ایران) هماهنگیهای لازم را با عراق انجام داده است و انجام خواهد داد.
در اشرف، شکنجه روانی بهطور شبانهروزی، با ۳۰۰ بلندگو ادامه دارد.
بهدلیل محاصره ضدانسانی، مجروحان حمله ۱۹فروردین، با خطر از دستدادن جان خود مواجهند، یا بهطور فزایندهای متأسفانه دچار نقصعضو میشوند.
دو سال و نیم است که در اثر انتقال حفاظت اشرف از نیروهای آمریکایی به مالکی، که از ابتدا با اعلام مخالفت ساکنان اشرف و همچنین مخالفت وکلا و بسیاری مجامع مدافع حقوقبشر مواجه بود، حق حیات، حق سلامتی، حق درمان، حق رفتوآمد، حق کار، حتی حق دیدار با وکیل، و حق دیدار با اعضای خانواده، و حق شکایت و تمام حقوق بنیادین اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، در اشرف بهطور کامل سلب شده است.
۴۷نفر کشته شدند و ۱۰۷۱نفر مجروح شدهاند و شماری در اثر محاصره پزشکی درگذشتند. حتی سند جواز دفن، به خانواده و دوستان درگذشتگان داده نمیشود.
مزار اشرف که در ۲۰سال گذشته، حدود ۲۵۰نفر از عزیزان ساکنان این شهر در آن دفن شدهاند، در اشغال نظامی است و دیگر ساکنان اشرف نمیتوانند در این مزار کسی را دفن کنند و ساکنان، از رفتن به آن محروم و ممنوع هستند. در حمله ۸آوریل، به میزان ۱۰میلیون دلار، خودرو و اموال شخصی و ساختمانهای مسکونی، غارت و تصرف شد و همه اسناد آن قابل انتشار است.
راستی چرا این وضعیت بهوجود آمده است؟
آمریکا در قبال حفاظت ساکنان اشرف مسئولیت دارد. این، آن واقعیت اول است.
این هم بهدلیل الزامهای ناشی از قوانین بینالمللی است، هم بهخاطر تعهدات اخلاقی، و هم بهدلیل توافقنامهای که با یکایک ساکنان اشرف امضا کرده، و در مقابل گردآوری سلاحهای آنها، نسبت به حفاظت آنها متعهد شده است، کنگره آمریکا و سیاستمداران برجسته وشریف آمریکایی، که شماری از آنها الآن اینجا با ما حضور دارند، بارها بر ضرورت حفاظت ساکنان اشرف و مسئولیت دولت آمریکا در این رابطه تأکید کردهاند.
در ماه می، یک راهحل عملی برای انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث از طرف هیأت پارلمان اروپا ارائه شد، یک طرح کامل اما سفارت آمریکا در عراق، متأسفانه با مطرح کردن راهحل غیرقانونی، خطرناک و بیآینده برای جابهجایی آنها در داخل خاک عراق، یعنی همان طرحی که مالکی از دوسال پیش خواهان آن بود، عملاً بهمثابه یک مانع در برابر راهحل اروپا عمل کرد.
درحالیکه حمایت آمریکا و سفارتش در عراق، از این راهحل میتوانست و میتواند دینامیزم زیادی به آن بدهد.
راهحل اروپایی که در انسجام با توصیههای کمیسر عالی حقوقبشر، و دبیرکل ملل متحد است، با تفاهم نماینده عالی اتحادیه اروپا، و همچنین برخی دولتهای اروپایی تا به الآن روبهرو شده است. در عراق هم، رئیس مجلس و معاون نخستوزیر و معاون ریاستجمهوری و بسیاری از نمایندگان پارلمان عراق از آن حمایت کردهاند. این راهحل در کنگره آمریکا همچنین از حمایت گستردهیی تا الآن برخوردار شده.
متقابلاً یک اجماع بینالمللی وجود دارد، که جابهجایی در داخل عراق، فقط راه کشتار بعدی ساکنان اشرف را هموار میکند. این، آن واقعیتی است که تا به الآن ثابت شده، علاوه بر مخالفت عراقی و اروپایی، کمیته خارجی کنگره آمریکا، در ۲۱ژوئیه گذشته به الحاقیهای به لایحه بودجه، رأی داد که به اتفاق آرا دولت آمریکا را مؤظف میکند، از جابهجایی اجباری ساکنان در داخل عراق ممانعت بهعمل آورد.
چنانکه قاضی تدپو نماینده کنگره آمریکا در جلسه استماع ۲۷ ژوییه تصریح کرد که: «جابجایی در داخل عراق، خواست مشترک رژیمهای ایران و عراق است».
آقای روهرا باکر رئیس زیرکمیته تحقیقات و کنترل دولت، در همان جلسه به وزارتخارجه و نمایندگان وزارتخارجه اعلام کرد که: «اگر یک کشتار دیگر اتفاق بیفتد، شماها یعنی وزارتخارجه آمریکا، مسئول هستید. مسئولیت مرگ این افراد غیرمسلح، برعهده شماست».
دوستان عزیز!
در ۱۵آوریل، کمیسر عالی حقوقبشر ملل متحد، خانم پیلای، بر لزوم انجام یک تحقیقات مستقل، شفاف و بیطرف، و پیگرد آمران جنایت ۸آوریل تأکید کرد، و همچنین خواستار انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث شد.
ماه گذشته، آقای بان کیمون دبیرکل ملل متحد، در گزارش خود به شورای امنیت گفت: «من تمام طرفهای درگیر را تشویق میکنم... به یک راهحل مورد اجماع دست یابند، که در عین احترام به حاکمیت عراق با قانون بینالمللی حقوقبشر و اصول انساندوستانه، همخوان و منطبق باشد.
به این منظور، من به کشورهای عضو، فراخوان میدهم به اجرای هر ترتیبی که برای حکومت عراق و ساکنان کمپ، قابلقبول باشد، کمک کنند». اینها سخنان مشخص دبیرکل ملل متحد بود.
و حالا من به ژنو، آمدهام یعنی شهر حقوقبشر و سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی حقوقبشری، تا اقدامهای عاجلی را برای حفظ جان انسانهای بیگناه و بیدفاع و بیسلاح، در برابر حمله و تهدید و اولتیماتومهای خونین، در همان مسیری که دبیرکل اعلام کرده است، طلب کنم:
بنابراین:
اول- استقرار یک ناظر ملل متحد در اشرف، برای اینکه ببینید در آنجا چه میگذرد.
دوم- بازتأیید استاتوی پناهندگی سیاسی ساکنان اشرف بهصورت جمعی، و حتی بهطور موقت توسط کمیساریای عالی پناهندگان، برای برخورداری آنها از حق حفاظت بینالمللی.
سوم-شروع بلادرنگ تحقیقات، در مورد جنایت ۸آوریل، آن هم تحت نظر ملل متحد.
چهارم - واداشتن دولت عراق به اعلام تبعیت از فراخوان دبیرکل ملل متحد، برای هرگونه استفاده از زور و خشونت، و پایاندادن به محاصره ضدانسانی و شکنجه روانی و همچنین بیرون بردن افراد مسلح از داخل اشرف، جایی که در آن، نزدیک به هزار زن مسلمان بهسر میبرند.
و پنجم ـ حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا از راهحل پارلمان اروپا برای انتقال ساکنان به کشورهای ثالث و تأمین و تضمین حفاظت آنها تا پایان این پروژه.
من در نامههایم به دبیرکل و بارونس اشتون و همچنین خانم پیلای، به اطلاع آنها رساندهام که اگر کمککننده است برای مسئولیتها و وظایف آنها، ایرانیان و خانوادههای ساکنان اشرف، هزینههای ملل متحد برای حفاظت را خودشان تأمین میکنند، تا تصویب بودجه در پروسدورهای اداری ملل متحد و اتحادیه اروپا با مشکل و تأخیر مواجه نشود و جان انسانهای بیگناه دیگری از دست نرود.
من به این وسیله میخواهم، از کمیسر عالی آقای آنتونیو گوترز و خانم پیلای، درخواست کنم که سریعتر عمل کنند.
اکنون جامعه جهانی و مردم ایران به نهادهای ملل متحد، بهویژه به کمیساریای عالی پناهندگی و کمیساریای عالی حقوقبشر چشم دوختهاند و در انتظار اقدام هر چه سریعتر آنها هستند.
از همه شما سپاسگزارم.
منتخبان مردم سوئیس!
شخصیتها و حقوقدانان محترم!
دوستان عزیز!
من از جانب هموطنانم، از جانب خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی، و از جانب ساکنان اشرف، به ژنو آمدهام؛ به شهر حقوقبشر، به شهر پناهندگی، و شهر ملل متحد، تا صدای آنها را برای احقاق حقوق پایمالشدهشان، به گوش شما برسانم.
همچنین در ابتدا به پروفسور کاظم رجوی، سمبل دفاع از حقوقبشر ایران، درود میفرستم که تروریستهای اعزامی از تهران او را در اینجا به گلوله بستند. او گفته بود، ما حقوقبشر را با خونمان مینویسیم. مطمئنم که اگر امروز کاظم اینجا بود از این همه سکوت و بیعملی سازمانهای بینالمللی فریاد برمیآورد و این را خیانت به حقوقبشر توصیف میکرد. مطمئنم که بعد از کاظم بسیار بسیار مدافعان حقوقبشر راه او را پیگیر ادامه میدهند تا حقوق پایمال شده هم مردم ایران هم سراسر دنیا را به دست بیاورند و اجازه ندهند که در زیر نعلین و سم ستوران دیکتاتورها همچنان پایمال شده باقی بمانند. حالا حدود ۴ماه است که ایرانیان و خانوادههای ساکنان اشرف، اینجا در ژنو تحصن کردهاند.
این تحصن طولانی، همچنانکه تحصنها و تظاهرات بیوقفه ایرانیان در واشنگتن و پایتختهای اروپایی، این سؤال را در برابر جامعه جهانی و مشخصاً ملل متحد و ایالات متحده قرار میدهد، که آیا به مسئولیت غیرقابل انکاری که درباره حفاظت اشرف دارند عمل خواهند کرد؟ یا نه؟
فکر میکنم ممانعت غیرمنطقی و گستاخانه مالکی از دیدار هیأت پارلمان اروپا از اشرف و همچنین دیدار هیأت کنگره آمریکا از اشرف، بهاندازه کافی گویای مقاصد شوم اوست.
هفته پیش، نخستوزیر عراق یک قدم فراتر گذاشت و از صدور ۱۲۱ حکم دستگیری علیه ساکنان اشرف خبر داد. او اعلام کرد، میخواهد علیه کشورهایی که به ساکنان اشرف پناه بدهند، و حتی علیه دادگاههایی که مانند اسپانیا، شکایتهای آنها را پذیرفتهاند، شکایت کند. زیرا آنها، به حاکمیت عراق تجاوز کردهاند! در دنیای امروز از نظر دیکتاتورها همه معانی بهطور کامل وارونه و واژگونه شده. اگر آقای مالکی میتوانست، آنها را حتماً تحویل جوخههای مرگ، یا زندانها و شکنجهگاههای مخفی هم میداد.
او به نامگذاری تروریستی مجاهدین از طرف وزارتخارجه آمریکا استناد میکند، تا خدماتی را که فاشیسم دینی حاکم بر ایران، برای سرکوب مخالفان و آزادیخواهان در ایران نیاز دارد، عرضه کند.
اخیراً وزیر اطلاعات ملاها تصریح کرد که برای انهدام هر چه سریعتر مجاهدین (نیروی اصلی اپوزیسیون ایران) هماهنگیهای لازم را با عراق انجام داده است و انجام خواهد داد.
در اشرف، شکنجه روانی بهطور شبانهروزی، با ۳۰۰ بلندگو ادامه دارد.
بهدلیل محاصره ضدانسانی، مجروحان حمله ۱۹فروردین، با خطر از دستدادن جان خود مواجهند، یا بهطور فزایندهای متأسفانه دچار نقصعضو میشوند.
دو سال و نیم است که در اثر انتقال حفاظت اشرف از نیروهای آمریکایی به مالکی، که از ابتدا با اعلام مخالفت ساکنان اشرف و همچنین مخالفت وکلا و بسیاری مجامع مدافع حقوقبشر مواجه بود، حق حیات، حق سلامتی، حق درمان، حق رفتوآمد، حق کار، حتی حق دیدار با وکیل، و حق دیدار با اعضای خانواده، و حق شکایت و تمام حقوق بنیادین اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، در اشرف بهطور کامل سلب شده است.
۴۷نفر کشته شدند و ۱۰۷۱نفر مجروح شدهاند و شماری در اثر محاصره پزشکی درگذشتند. حتی سند جواز دفن، به خانواده و دوستان درگذشتگان داده نمیشود.
مزار اشرف که در ۲۰سال گذشته، حدود ۲۵۰نفر از عزیزان ساکنان این شهر در آن دفن شدهاند، در اشغال نظامی است و دیگر ساکنان اشرف نمیتوانند در این مزار کسی را دفن کنند و ساکنان، از رفتن به آن محروم و ممنوع هستند. در حمله ۸آوریل، به میزان ۱۰میلیون دلار، خودرو و اموال شخصی و ساختمانهای مسکونی، غارت و تصرف شد و همه اسناد آن قابل انتشار است.
راستی چرا این وضعیت بهوجود آمده است؟
آمریکا در قبال حفاظت ساکنان اشرف مسئولیت دارد. این، آن واقعیت اول است.
این هم بهدلیل الزامهای ناشی از قوانین بینالمللی است، هم بهخاطر تعهدات اخلاقی، و هم بهدلیل توافقنامهای که با یکایک ساکنان اشرف امضا کرده، و در مقابل گردآوری سلاحهای آنها، نسبت به حفاظت آنها متعهد شده است، کنگره آمریکا و سیاستمداران برجسته وشریف آمریکایی، که شماری از آنها الآن اینجا با ما حضور دارند، بارها بر ضرورت حفاظت ساکنان اشرف و مسئولیت دولت آمریکا در این رابطه تأکید کردهاند.
در ماه می، یک راهحل عملی برای انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث از طرف هیأت پارلمان اروپا ارائه شد، یک طرح کامل اما سفارت آمریکا در عراق، متأسفانه با مطرح کردن راهحل غیرقانونی، خطرناک و بیآینده برای جابهجایی آنها در داخل خاک عراق، یعنی همان طرحی که مالکی از دوسال پیش خواهان آن بود، عملاً بهمثابه یک مانع در برابر راهحل اروپا عمل کرد.
درحالیکه حمایت آمریکا و سفارتش در عراق، از این راهحل میتوانست و میتواند دینامیزم زیادی به آن بدهد.
راهحل اروپایی که در انسجام با توصیههای کمیسر عالی حقوقبشر، و دبیرکل ملل متحد است، با تفاهم نماینده عالی اتحادیه اروپا، و همچنین برخی دولتهای اروپایی تا به الآن روبهرو شده است. در عراق هم، رئیس مجلس و معاون نخستوزیر و معاون ریاستجمهوری و بسیاری از نمایندگان پارلمان عراق از آن حمایت کردهاند. این راهحل در کنگره آمریکا همچنین از حمایت گستردهیی تا الآن برخوردار شده.
متقابلاً یک اجماع بینالمللی وجود دارد، که جابهجایی در داخل عراق، فقط راه کشتار بعدی ساکنان اشرف را هموار میکند. این، آن واقعیتی است که تا به الآن ثابت شده، علاوه بر مخالفت عراقی و اروپایی، کمیته خارجی کنگره آمریکا، در ۲۱ژوئیه گذشته به الحاقیهای به لایحه بودجه، رأی داد که به اتفاق آرا دولت آمریکا را مؤظف میکند، از جابهجایی اجباری ساکنان در داخل عراق ممانعت بهعمل آورد.
چنانکه قاضی تدپو نماینده کنگره آمریکا در جلسه استماع ۲۷ ژوییه تصریح کرد که: «جابجایی در داخل عراق، خواست مشترک رژیمهای ایران و عراق است».
آقای روهرا باکر رئیس زیرکمیته تحقیقات و کنترل دولت، در همان جلسه به وزارتخارجه و نمایندگان وزارتخارجه اعلام کرد که: «اگر یک کشتار دیگر اتفاق بیفتد، شماها یعنی وزارتخارجه آمریکا، مسئول هستید. مسئولیت مرگ این افراد غیرمسلح، برعهده شماست».
دوستان عزیز!
در ۱۵آوریل، کمیسر عالی حقوقبشر ملل متحد، خانم پیلای، بر لزوم انجام یک تحقیقات مستقل، شفاف و بیطرف، و پیگرد آمران جنایت ۸آوریل تأکید کرد، و همچنین خواستار انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث شد.
ماه گذشته، آقای بان کیمون دبیرکل ملل متحد، در گزارش خود به شورای امنیت گفت: «من تمام طرفهای درگیر را تشویق میکنم... به یک راهحل مورد اجماع دست یابند، که در عین احترام به حاکمیت عراق با قانون بینالمللی حقوقبشر و اصول انساندوستانه، همخوان و منطبق باشد.
به این منظور، من به کشورهای عضو، فراخوان میدهم به اجرای هر ترتیبی که برای حکومت عراق و ساکنان کمپ، قابلقبول باشد، کمک کنند». اینها سخنان مشخص دبیرکل ملل متحد بود.
و حالا من به ژنو، آمدهام یعنی شهر حقوقبشر و سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی حقوقبشری، تا اقدامهای عاجلی را برای حفظ جان انسانهای بیگناه و بیدفاع و بیسلاح، در برابر حمله و تهدید و اولتیماتومهای خونین، در همان مسیری که دبیرکل اعلام کرده است، طلب کنم:
بنابراین:
اول- استقرار یک ناظر ملل متحد در اشرف، برای اینکه ببینید در آنجا چه میگذرد.
دوم- بازتأیید استاتوی پناهندگی سیاسی ساکنان اشرف بهصورت جمعی، و حتی بهطور موقت توسط کمیساریای عالی پناهندگان، برای برخورداری آنها از حق حفاظت بینالمللی.
سوم-شروع بلادرنگ تحقیقات، در مورد جنایت ۸آوریل، آن هم تحت نظر ملل متحد.
چهارم - واداشتن دولت عراق به اعلام تبعیت از فراخوان دبیرکل ملل متحد، برای هرگونه استفاده از زور و خشونت، و پایاندادن به محاصره ضدانسانی و شکنجه روانی و همچنین بیرون بردن افراد مسلح از داخل اشرف، جایی که در آن، نزدیک به هزار زن مسلمان بهسر میبرند.
و پنجم ـ حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا از راهحل پارلمان اروپا برای انتقال ساکنان به کشورهای ثالث و تأمین و تضمین حفاظت آنها تا پایان این پروژه.
من در نامههایم به دبیرکل و بارونس اشتون و همچنین خانم پیلای، به اطلاع آنها رساندهام که اگر کمککننده است برای مسئولیتها و وظایف آنها، ایرانیان و خانوادههای ساکنان اشرف، هزینههای ملل متحد برای حفاظت را خودشان تأمین میکنند، تا تصویب بودجه در پروسدورهای اداری ملل متحد و اتحادیه اروپا با مشکل و تأخیر مواجه نشود و جان انسانهای بیگناه دیگری از دست نرود.
من به این وسیله میخواهم، از کمیسر عالی آقای آنتونیو گوترز و خانم پیلای، درخواست کنم که سریعتر عمل کنند.
اکنون جامعه جهانی و مردم ایران به نهادهای ملل متحد، بهویژه به کمیساریای عالی پناهندگی و کمیساریای عالی حقوقبشر چشم دوختهاند و در انتظار اقدام هر چه سریعتر آنها هستند.
از همه شما سپاسگزارم.