ضرورت شرکت در تجمع ۱۱ اردیبهشت
یکشنبه، ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ / ۲۴ آوریل ۲۰۱۱
پیش به سوی ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر
جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران به صدور بیانیهای در رابطه با ضرورت شرکت درراهپیمایی ۱۱ اردیبهشت و روزجهانی کارگر اقدام نمودند. در بخشی از این بیانیه آمده است:
روز جهانی کارگر، هر چند که با نام کارگران شروع میشود و زیر ساخت آن یک حرکت کارگری است، ولی فقط مختص کارگران نیست و روزی است که همه اقشار ملت باید در آن شرکت کرده و این حرکت را با جنبش سراسری همه مردم ایران پیوند بزنیم. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
شاید برخی از دوستان بگویند که با چه ضرورتی ما در تجمع ۱۱ اردیبهشت که روزی است مختص کارگران باید شرکت کنیم؟
و یا برخی از کارگران بگویند ما فقط میخواهیم شعارهای صنفی خودمان را بدهیم و این تجمع ربطی به قیام ندارد پس خواستههای صنفی خود را از ”دولت مهرورز“ طلب میکنیم! مثلاًًًًًًًً امنیت شغلی یا حقوق مناسب برای کارگران و یا حق بازنشستگی و بیمه و حقوق به تعویق افتاده و... . را طرح خواهیم کرد. ولی با نگرشی درست و اصولی درخواهیم یافت که با چنین شرایط و اوضاعی که بر میهن حاکم است، هیچگاه برای کارگران امنیت شغلی و رفاه اقتصادی و... . ایجاد نخواهد شد، به عبارتی:
”خانه از پایبست ویران است“ !
پس نباید بگذاریم که از تجمع ما حاکمیت استفاده کند، بلکه باید تجمع خود را به تجمعی اعتراضی در تمامی اقشار به نمایش بگذاریم و یک صدا بگوییم، علاوه بر کارگران، دانشجویان و سایر اقشار نیز مطالباتشان را طلب میکنند که اولین آن تأمین اقتصادی و آزادی بیان است. در نظامی که به وسیله جامعه بینالمللی بهدلیل کوتاه نیامدن از خواسته سلاح اتمی در تحریم بهسر میبرد و این تحریمها هم روز به روز افزایش مییابد، در نظامی که اولویتهای اقتصادی، در ایجاد مراکز سرکوب بیشتر و بالا بردن حقوق مزدوران سپاه و بسیج و لباسشخصی و... . است، در نظامی که میلیاردها دلار از دسترنج همین کارگران و زحمتکشان میهن را خرج صدور تروریسم و کمک رسانی به گروههای مخرب مانند حماس و ۹ بدر و حزبالله لبنان و القاعده و... میکند. در نظامی که با قراردادهای استعماری و باج های کلان به کشورهای دیگر میخواهد چند صباحی بیشتر بر تخت ولایت تکیه بزند. در نظامی که سران مملکتی اموال این ملت محروم را به تاراج میبرند و از میلیاردها دلار بودجه مملکتی نشانی در دست نیست و البته این فساد مالی روز به روز بهخاطر وضعیت متزلزل حاکمیت و احتمال سرنگونی قریب الوقوع بالاتر هم میرود، آیا خواسته ”امنیت شغلی و... “. برای کارگران یک خواسته واقعی خواهد بود؟
آیا این نظام اساساً اولویتهای درجه صدمش مسأله کارگران و محرومین و بیکاران این جامعه هست؟ واقعیت این است که نظامی که میخواهد به هر بهایی بر اریکه قدرت تکیه بزند و حاضر نیست از خر شیطان پیاده شود! حتی برای یک لحظه هم به فکر کارگران و محرومان این جامعه نیست و اعتراضات آنها را هم با اجیرکردن مزدوران سرکوبگر با پرداخت پول و امکانات بیشتر به آنها سرکوب خواهد کرد. بهطور مثال در شرایطی که کارگران و بسیاری از اقشار حتی به نان شب محتاج هستند، برای بسیجیان جیرهخوار و مزدور ولایت ۳۰۰۰ واحد خدماتی و فروشگاههای زنجیرهای در سراسر کشور راهاندازی شده تا با این میزان باج و جیره و مواجبی که از جانب ولایت به آنها پرداخت میشود انگیزه آنها برای سرکوب را بالا ببرند. پس از این نظام ضدمردمی آبی برای مردم ایران، بهطور خاص طبقات زحمتکش و محروم گرم نخواهد شد.
باید به این حقیقت اذعان کرد که با صرف مطالبات صنفی از نظام به نتیجهای مطلوب نخواهیم رسید، کما اینکه در سی سال اخیر هم به نتیجهای نرسیدهایم و اوضاع روز به روز بدتر شده است و در حال حاضر از سال قبل تاکنون بسیاری از کالاها ۵ برابر گرانتر شده. بنابراین باید تمامی خواستههای بر حق کارگران و دانشجویان و تمامی اقشار میهن در اعتراضات سراسری گره بخورد و هر مناسبتی را بهانهای برای شعلهور کردن جنبش نموده و با هر تجمع اعتراضی ضربهای محکم بر پایههای لرزان نظام ولایت فرود آوریم.
بهطور مثال روز جهانی کارگر، هر چند که با نام کارگران شروع میشود و زیر ساخت آن یک حرکت کارگری است، ولی فقط مختص کارگران نیست و روزی است که همه اقشار ملت باید در آن شرکت کرده و این حرکت را با جنبش سراسری همه مردم ایران پیوند بزنیم.
من درد مشتــــرکم مــــرا فریــــاد کـــن!
آری درد مشترک تمامی آحاد این ملت، نظامی خونریز و ستمگر است که بر میهن ما حاکم شده و باید با همت و اراده و غیرت، ایران عزیز را از لوث وجود این غارتگران پاک کنیم و جرقه آن را با اعتراضاتمان در هر مناسبتی بر افروزیم.
هر مناسبت بهانهایست برای ضربهای کاری به نظام پوسیدهی ولایت. پس در این راستا هیچ مناسبتی را نباید که از دست بدهیم، و همه مناسبتها برای ما باید حرکتی باشد در جهت پیشبرد جنبش سراسری.
باید این حقیقت را دریافت که با هر حرکت اعتراضی و هر مناسبت، گامی به جلو برداشته و یک گام دشمن را به عقب میرانیم و پرچم جنبش آزادیخواهانه ما برافراشتهتر خواهد شد.
با چنین نگرشی، خانه نشینی و فاصله گرفتن از حرکتهای اعتراضی، برای هر عنصر آگاه و آزاده که دردی جز درد آزادی میهن اسیر ندارد، حرام و خط قرمز و حتی غیرانسانی محسوب میشود.
بنابراین آگاهی دادن به جامعه را نیز باید در فریاد آزادیخواهی در تجمعات اعتراضی و مناسبتها گسترش داد، نه در بحثهای روشنفکر مأبانه و در پستوی خانهها و در گوشه نشینی، مردم ما از این بابت باید آگاه شوند که قیام هیچگاه خاموشی نمیپذیرد، حتی اگر در نقطهای تبدیل به آتش زیر خاکستر شود، باز هم با تجمعات و اعتراضات از زیر خاکستر به در خواهد آمد و ریش و ریشه دین فروشان زمانه را به آتش خواهد کشید و این آگاهسازی فقط با عمل مشخص انجام میشود و نه با حرف و تئوری.
باید با اعتراضات مستمر در عمل به دیکتاتور بگوییم که به پایان سلام کند!
پس بار دیگر تاکید میکنیم: آن کسانی که بر علیه گسترش قیام و حرکتهای اعتراضی تبلیغ میکنند و سکوت و خانه نشینی و بیعملی را ترویج میکنند، خواسته یا ناخواسته به جنبش خونفشان ما خیانت کردهاند. جنبشی که صدها شهید و هزاران اسیر تقدیم کرده و باز هم خواهد کرد تا حقش را از ظالم بگیرد. آگاهی مردم نیز در صحنه عمل و حرکتهای اعتراضی و تجمعات گسترش مییابد و هر راهحل دیگری انحرافی و راست روانه و بهانهای است برای عافیتجویان بیعمل.
بنابراین نباید مرعوب جو اختناق حاکم و دود و دمهای ولی وقیح و جیره خواران رنگارنگش شد و فضای تسلیم و سرکوب را باید با فریادهای اعتراضی در تجمعات و شعار نویسیها و... در هم شکست. چرا که پیام این دوران و این مرحله گسترش مقاومت و ایستادگی تا نابودی تمامیت نظام جور و جنایت است.
پس باید روز کارگر را نیز تبدیل به قیامی سراسری کرد، درست به مانند روز ۲۵ بهمن و یا چهارشنبهسوری و در این روز هم مثل سایر مناسبتها، ضروری است که همگی بهطور فعال شرکت کنیم و با این حرکت، فضا را برای ضربات کاریتر در ماههای قیام، یعنی خرداد ماه آماده نماییم.
در چنین روزهایی باید شعارهای قیام و نابودی تمامیت نظام ظلم و جنایت را فریاد کنیم و عکسها و نمادهای نظام ولایت را آتش زده و یا به زیر بکشیم و تصاویر آن را ثبت کنیم تا شهرهای دیگر ایران نیز آن را ببینند و الهامبخش آنها هم باشد و جهانیان نیز یکبار دیگر این حقیقت را نظاره کنند که ملت ایران این نظام متحجر و زورگو را نمیخواهد.
برای آماده سازیهای قبل از تجمع، از هماکنون شروع به شعار نویسیهای گسترده کرده و پوسترهای روز جهانی کارگر را در همبستگی با کارگران در هر کوی و برزن پخش کنیم. این بیانیه را نیز بهصورت شبنامه در هر کوی و برزن و در هر دانشگاه توزیع کنید.
مزدوران را با حرکتهای اعتراضی خود از هماکنون خسته و مأیوس کنیم و اینرا بدانیم که خستگی و فرسودگی مزدوران و روحیه متزلزلشان باعث میشود که در روز تجمع نتوانند آنطور که حاکمان ولایت میخواهند به سرکوب دست بزنند.
پس پیش بسوی حرکتی قوی و اعتراضی در روز جهانی کارگر، برای گسترش هر چه بیشتر آتش قیام، تا نابودی تمامیت نظام جمهوری اسلامی
جمعی از دانشگاهیان و اساتید در دانشگاههای تهران و حومه
سوم اردیبهشت ۹۰
یکشنبه، ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ / ۲۴ آوریل ۲۰۱۱
پیش به سوی ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر
جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران به صدور بیانیهای در رابطه با ضرورت شرکت درراهپیمایی ۱۱ اردیبهشت و روزجهانی کارگر اقدام نمودند. در بخشی از این بیانیه آمده است:
روز جهانی کارگر، هر چند که با نام کارگران شروع میشود و زیر ساخت آن یک حرکت کارگری است، ولی فقط مختص کارگران نیست و روزی است که همه اقشار ملت باید در آن شرکت کرده و این حرکت را با جنبش سراسری همه مردم ایران پیوند بزنیم. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
شاید برخی از دوستان بگویند که با چه ضرورتی ما در تجمع ۱۱ اردیبهشت که روزی است مختص کارگران باید شرکت کنیم؟
و یا برخی از کارگران بگویند ما فقط میخواهیم شعارهای صنفی خودمان را بدهیم و این تجمع ربطی به قیام ندارد پس خواستههای صنفی خود را از ”دولت مهرورز“ طلب میکنیم! مثلاًًًًًًًً امنیت شغلی یا حقوق مناسب برای کارگران و یا حق بازنشستگی و بیمه و حقوق به تعویق افتاده و... . را طرح خواهیم کرد. ولی با نگرشی درست و اصولی درخواهیم یافت که با چنین شرایط و اوضاعی که بر میهن حاکم است، هیچگاه برای کارگران امنیت شغلی و رفاه اقتصادی و... . ایجاد نخواهد شد، به عبارتی:
”خانه از پایبست ویران است“ !
پس نباید بگذاریم که از تجمع ما حاکمیت استفاده کند، بلکه باید تجمع خود را به تجمعی اعتراضی در تمامی اقشار به نمایش بگذاریم و یک صدا بگوییم، علاوه بر کارگران، دانشجویان و سایر اقشار نیز مطالباتشان را طلب میکنند که اولین آن تأمین اقتصادی و آزادی بیان است. در نظامی که به وسیله جامعه بینالمللی بهدلیل کوتاه نیامدن از خواسته سلاح اتمی در تحریم بهسر میبرد و این تحریمها هم روز به روز افزایش مییابد، در نظامی که اولویتهای اقتصادی، در ایجاد مراکز سرکوب بیشتر و بالا بردن حقوق مزدوران سپاه و بسیج و لباسشخصی و... . است، در نظامی که میلیاردها دلار از دسترنج همین کارگران و زحمتکشان میهن را خرج صدور تروریسم و کمک رسانی به گروههای مخرب مانند حماس و ۹ بدر و حزبالله لبنان و القاعده و... میکند. در نظامی که با قراردادهای استعماری و باج های کلان به کشورهای دیگر میخواهد چند صباحی بیشتر بر تخت ولایت تکیه بزند. در نظامی که سران مملکتی اموال این ملت محروم را به تاراج میبرند و از میلیاردها دلار بودجه مملکتی نشانی در دست نیست و البته این فساد مالی روز به روز بهخاطر وضعیت متزلزل حاکمیت و احتمال سرنگونی قریب الوقوع بالاتر هم میرود، آیا خواسته ”امنیت شغلی و... “. برای کارگران یک خواسته واقعی خواهد بود؟
آیا این نظام اساساً اولویتهای درجه صدمش مسأله کارگران و محرومین و بیکاران این جامعه هست؟ واقعیت این است که نظامی که میخواهد به هر بهایی بر اریکه قدرت تکیه بزند و حاضر نیست از خر شیطان پیاده شود! حتی برای یک لحظه هم به فکر کارگران و محرومان این جامعه نیست و اعتراضات آنها را هم با اجیرکردن مزدوران سرکوبگر با پرداخت پول و امکانات بیشتر به آنها سرکوب خواهد کرد. بهطور مثال در شرایطی که کارگران و بسیاری از اقشار حتی به نان شب محتاج هستند، برای بسیجیان جیرهخوار و مزدور ولایت ۳۰۰۰ واحد خدماتی و فروشگاههای زنجیرهای در سراسر کشور راهاندازی شده تا با این میزان باج و جیره و مواجبی که از جانب ولایت به آنها پرداخت میشود انگیزه آنها برای سرکوب را بالا ببرند. پس از این نظام ضدمردمی آبی برای مردم ایران، بهطور خاص طبقات زحمتکش و محروم گرم نخواهد شد.
باید به این حقیقت اذعان کرد که با صرف مطالبات صنفی از نظام به نتیجهای مطلوب نخواهیم رسید، کما اینکه در سی سال اخیر هم به نتیجهای نرسیدهایم و اوضاع روز به روز بدتر شده است و در حال حاضر از سال قبل تاکنون بسیاری از کالاها ۵ برابر گرانتر شده. بنابراین باید تمامی خواستههای بر حق کارگران و دانشجویان و تمامی اقشار میهن در اعتراضات سراسری گره بخورد و هر مناسبتی را بهانهای برای شعلهور کردن جنبش نموده و با هر تجمع اعتراضی ضربهای محکم بر پایههای لرزان نظام ولایت فرود آوریم.
بهطور مثال روز جهانی کارگر، هر چند که با نام کارگران شروع میشود و زیر ساخت آن یک حرکت کارگری است، ولی فقط مختص کارگران نیست و روزی است که همه اقشار ملت باید در آن شرکت کرده و این حرکت را با جنبش سراسری همه مردم ایران پیوند بزنیم.
من درد مشتــــرکم مــــرا فریــــاد کـــن!
آری درد مشترک تمامی آحاد این ملت، نظامی خونریز و ستمگر است که بر میهن ما حاکم شده و باید با همت و اراده و غیرت، ایران عزیز را از لوث وجود این غارتگران پاک کنیم و جرقه آن را با اعتراضاتمان در هر مناسبتی بر افروزیم.
هر مناسبت بهانهایست برای ضربهای کاری به نظام پوسیدهی ولایت. پس در این راستا هیچ مناسبتی را نباید که از دست بدهیم، و همه مناسبتها برای ما باید حرکتی باشد در جهت پیشبرد جنبش سراسری.
باید این حقیقت را دریافت که با هر حرکت اعتراضی و هر مناسبت، گامی به جلو برداشته و یک گام دشمن را به عقب میرانیم و پرچم جنبش آزادیخواهانه ما برافراشتهتر خواهد شد.
با چنین نگرشی، خانه نشینی و فاصله گرفتن از حرکتهای اعتراضی، برای هر عنصر آگاه و آزاده که دردی جز درد آزادی میهن اسیر ندارد، حرام و خط قرمز و حتی غیرانسانی محسوب میشود.
بنابراین آگاهی دادن به جامعه را نیز باید در فریاد آزادیخواهی در تجمعات اعتراضی و مناسبتها گسترش داد، نه در بحثهای روشنفکر مأبانه و در پستوی خانهها و در گوشه نشینی، مردم ما از این بابت باید آگاه شوند که قیام هیچگاه خاموشی نمیپذیرد، حتی اگر در نقطهای تبدیل به آتش زیر خاکستر شود، باز هم با تجمعات و اعتراضات از زیر خاکستر به در خواهد آمد و ریش و ریشه دین فروشان زمانه را به آتش خواهد کشید و این آگاهسازی فقط با عمل مشخص انجام میشود و نه با حرف و تئوری.
باید با اعتراضات مستمر در عمل به دیکتاتور بگوییم که به پایان سلام کند!
پس بار دیگر تاکید میکنیم: آن کسانی که بر علیه گسترش قیام و حرکتهای اعتراضی تبلیغ میکنند و سکوت و خانه نشینی و بیعملی را ترویج میکنند، خواسته یا ناخواسته به جنبش خونفشان ما خیانت کردهاند. جنبشی که صدها شهید و هزاران اسیر تقدیم کرده و باز هم خواهد کرد تا حقش را از ظالم بگیرد. آگاهی مردم نیز در صحنه عمل و حرکتهای اعتراضی و تجمعات گسترش مییابد و هر راهحل دیگری انحرافی و راست روانه و بهانهای است برای عافیتجویان بیعمل.
بنابراین نباید مرعوب جو اختناق حاکم و دود و دمهای ولی وقیح و جیره خواران رنگارنگش شد و فضای تسلیم و سرکوب را باید با فریادهای اعتراضی در تجمعات و شعار نویسیها و... در هم شکست. چرا که پیام این دوران و این مرحله گسترش مقاومت و ایستادگی تا نابودی تمامیت نظام جور و جنایت است.
پس باید روز کارگر را نیز تبدیل به قیامی سراسری کرد، درست به مانند روز ۲۵ بهمن و یا چهارشنبهسوری و در این روز هم مثل سایر مناسبتها، ضروری است که همگی بهطور فعال شرکت کنیم و با این حرکت، فضا را برای ضربات کاریتر در ماههای قیام، یعنی خرداد ماه آماده نماییم.
در چنین روزهایی باید شعارهای قیام و نابودی تمامیت نظام ظلم و جنایت را فریاد کنیم و عکسها و نمادهای نظام ولایت را آتش زده و یا به زیر بکشیم و تصاویر آن را ثبت کنیم تا شهرهای دیگر ایران نیز آن را ببینند و الهامبخش آنها هم باشد و جهانیان نیز یکبار دیگر این حقیقت را نظاره کنند که ملت ایران این نظام متحجر و زورگو را نمیخواهد.
برای آماده سازیهای قبل از تجمع، از هماکنون شروع به شعار نویسیهای گسترده کرده و پوسترهای روز جهانی کارگر را در همبستگی با کارگران در هر کوی و برزن پخش کنیم. این بیانیه را نیز بهصورت شبنامه در هر کوی و برزن و در هر دانشگاه توزیع کنید.
مزدوران را با حرکتهای اعتراضی خود از هماکنون خسته و مأیوس کنیم و اینرا بدانیم که خستگی و فرسودگی مزدوران و روحیه متزلزلشان باعث میشود که در روز تجمع نتوانند آنطور که حاکمان ولایت میخواهند به سرکوب دست بزنند.
پس پیش بسوی حرکتی قوی و اعتراضی در روز جهانی کارگر، برای گسترش هر چه بیشتر آتش قیام، تا نابودی تمامیت نظام جمهوری اسلامی
جمعی از دانشگاهیان و اساتید در دانشگاههای تهران و حومه
سوم اردیبهشت ۹۰