تمدید تحریمهای دهساله رژیم با اتفاق آرای سنا و فقط با یک مخالف در برابر 419رأی موافق در مجلس نمایندگان آمریکا، ولولهیی تماشایی در نظام ولایت افکنده و چار ستون آن را به سختی تکان داده است. آنچه بهخصوص موجب وحشت است، اجماع کمنظیر دو حزب آمریکا بر سر مجازات رژیم است و دولت روحانی و مذاکرهکنندگان آن را که تبلیغات میکردند گویا با برجام، در هیأت حاکمه آمریکا و بین دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، شقه و شکاف ایجاد کردهاند، پاک بور و مبهوت کرده است. نمونهٴ این بهت و وحشت، اظهارات علی لاریجانی است: «حدود نیمی از اعضای کنگره از حزب دموکرات هستند چطور یک نفر آنها رأی نداد؟ … چطور موقع انجام توافق هستهیی اعضای حزب شما در مجلس نمایندگان و سنا موفق شدند جلوی جمهوریخواهها را بگیرند…». (1)
در میان قیل و قال غریبی که در میان دو باند حاکم برخاسته، تا حدودی میتوان سه رویکرد و سه صدای متفاوت را تشخیص داد:
یک دسته دلواپسانی مانند آخوند موحدی کرمانی گماشته خامنهای در نمایش جمعهٴ تهران که با ناله و نفرین بسیار به آمریکا، میگویند: «از آمریکا جز دشمنی انتظار نمیرود اما اینک وقت مقابله است».
دستهٴ دوم، دستجاتی در میان دلواپسان هستند که میگویند باید دولت و نظام وارد واکنش متقابل بشود، همینها طرح 3فوریتی را در مجلس ارتجاع بار گذاشتند و دولت روحانی را برای «اقدام متقابل» تحت فشار قرار داده و سرانجام برای خالی نبودن عریضه و در یک انشانویسی مبتذل، با 264رأی «خواهان اقدام متقابل و سریع دولت در قبال نقض برجام از سوی آمریکا شدند» اما در بیان مقصود خود از «اقدام متقابل» از کلیگویی فراتر نرفتند.
دستهٴ سوم عمدتاً رسانهها و مهرههای باند رفسنجانی روحانی هستند که ضمن آه و ناله از تمدید تحریمها با دلواپسان همنوا میشوند تا موج را از سر بگذرانند. بارزترین نمونهٴ این دسته حرفهای خود روحانی در مجلس ارتجاع است: «چنانچه این مصوبه به اجرا گذاشته شود نقض صریح برجام بوده و پاسخ قاطعانه ما را بهدنبال خواهد داشت… در جلسه این هفته هیأت نظارت بر اجرای برجام تصمیمات لازم را اتخاذ خواهیم کرد و به اطلاع مردم خواهیم رساند». (2)
علی لاریجانی هم در همان جلسه با روحانی همصدا شد و گفت: «دولت قانون اقدام متناسب و متقابل ایران در اجرای برجام را هر چه سریعتر اجرا و گزارش آن را به مجلس ارائه کند.
ولی نه روحانی و نه طبعاً لاریجانی روشن نکردند که این «پاسخ قاطعانه» و «اقدام متناسب و متقابل» چیست و از چه جنسی خواهد بود.
در همین راستا، صالحی رئیس آژانس هستهیی رژیم نیز گفت: «ما پیشبینیهای لازم را کردهایم، خوشبختانه اقداماتی انجام شده که در یک فاصله کوتاه یکسال و نیمه، ما به یک ظرفیت قابل توجهی از غنیسازی برسیم». (3)
آنها به این ترتیب ضمن آن که تلاش میکنند آبی بر این آتش بریزند، استدلال میکنند که ما نباید برجام را نقض کنیم، زیرا پیامدهای بسیار خطرناکی برای نظام خواهد داشت. از جمله علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و روابط خارجی مجلس ارتجاع که عمدتاً مواضع خامنهای را منعکس میکند، میگوید: «حتماً ما نباید آغازگر عدم اجرای برجام باشیم». (4)
جالب است که اکثر دلواپسان و حتی دلواپسانی که تا قبل از قضایای اخیر، آتششان علیه برجام خیلی تند بود، همین حرف را تکرار میکنند و میگویند: «الان ابداً این توصیه (نقض برجام) را نمیکنیم زیرا اگر چنین کاری کنیم همه کاسه کوزههای دنیا را بر سر ما میشکنند». (5) آنها البته کاسه کوزه را روی سر روحانی و دولت او میشکنند و مینویسند: «دولت آقای روحانی ما را در بد مخمصهیی گیر انداخته است… هیچگونه تضمینی نگرفتند و همینطور یک هچلهفی را آوردند که پس از گذشت 10ماه از آن نه راه پیش برای ما مانده است و نه راه پس». (6)
در این میان، طرفین البته از جنگ قدرت و پیگیری آن غافل نیستند و بهخصوص دلواپسان در این میان میکوشند تا تنور نقض برجام داغ است، نان انتخابات خود را به آن بچسبانند و حساب روحانی را بر سر آنچه از یک سو «برجام روحانی» و از سوی دیگر «افتضاح برجام» میخوانند برسند. در همین رابطه مهدی محمدی از مهرههای دلواپسان، بلافاصله پس از اظهارات روحانی و اذعان او به اینکه تصویب تمدید تحریمها، «نقض صریح برجام بوده» را بل گرفت و در کانال تلگرام خود نوشت: «سخنان امروز آقای رئیسجمهور "میتواند" طلیعه ورود به یک دوران جدید باشد، دورانی که در آن "تجربه برجام" باب اعتماد به آمریکا… را مسدود میکند». نامبرده به این ترتیب کوشیده است که برجام را که تنها سرمایهٴ سیاسی روحانی است از دستش خارج کرده و او را خلعسلاح کند.
از جنگ و جدلهای باندی که بگذریم، حرف مشترک دو باند، «اقدام متقابل» است و جالب است که در این مورد حرفهای آنها بسیار به هم نزدیک و مشابه میشود. هر دو در توپهای خالی که با باروت کم یا زیاد به هوا شلیک میکنند، ضمن دم زدن از «اقدام متقابل» اما بهشدت از «نقض برجام» توسط رژیم پرهیز میدهند. در همین رابطه حمیدرضا آصفی سخنگوی اسبق وزارتخارجه رژیم هشدار میدهد: «آمریکا اهل حساب و کتاب است و میداند اگر برجام را نقض کند نمیتواند آن را جمع کند، لذا تلاش میکند سختگیرانه و با فشار کار را دنبال کند تا جمهوری اسلامی ایران برجام را نقض کند» (7).
در مورد اینکه در این شرایط چه باید کرد و چه میتوان کرد، هیچیک از دو باند به اقدام مشخصی اشاره نمیکنند، یا اگر میکنند، در جملهٴ بعد به بینتیجه بودن آن اذعان مینمایند. مثلاً وطن امروز که بلندگوی دلواپسان محسوب میشود، طی گفتگویی با یکی از کارشناسان سیاسی، بهنقل از او، با ناامیدی، شکایت به مراجع بینالمللی و «مستند کردن خطاهای» آمریکا را توصیه میکند و مینویسد: «در حال حاضر ما جز یافتن راههای قانونی مراجعه به مراجع بینالمللی چه کار دیگری میتوانیم بکنیم؟». (8)
در این میان کیهان خامنهای در اجماع دو حزبی کنگره آمریکا، پیامی فراتر و هولناکتر از برجام و نقض برجام را دیده و در یادداشت روز (14آذر) خود با عنوان «آمریکا حرف آخر را زد!» مینویسد: «امروزه آمریکاییها دیگر مثل چند ماه قبل هم نمیگویند «رفتار ایران باید تغییر کند» بلکه به صراحت از لزوم «تغییر رژیم» حرف میزنند».
پانویس: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ جلسه علنی مجلس ارتجاع ـ 14آذر 85
2 ـ سخنرانی روحانی مجلس ارتجاع هنگام تقدیم لایحة بودجه ـ 14آذر 95
3 ـ تلویزیون رژیم 13آذر 95
4 ـ تلویزیون رژیم 13آذر 95
5 ـ وطن امروز 14آذر 95
6 ـ همانجا
7 ـ همانجا
8 ـ همانجا.
در میان قیل و قال غریبی که در میان دو باند حاکم برخاسته، تا حدودی میتوان سه رویکرد و سه صدای متفاوت را تشخیص داد:
یک دسته دلواپسانی مانند آخوند موحدی کرمانی گماشته خامنهای در نمایش جمعهٴ تهران که با ناله و نفرین بسیار به آمریکا، میگویند: «از آمریکا جز دشمنی انتظار نمیرود اما اینک وقت مقابله است».
دستهٴ دوم، دستجاتی در میان دلواپسان هستند که میگویند باید دولت و نظام وارد واکنش متقابل بشود، همینها طرح 3فوریتی را در مجلس ارتجاع بار گذاشتند و دولت روحانی را برای «اقدام متقابل» تحت فشار قرار داده و سرانجام برای خالی نبودن عریضه و در یک انشانویسی مبتذل، با 264رأی «خواهان اقدام متقابل و سریع دولت در قبال نقض برجام از سوی آمریکا شدند» اما در بیان مقصود خود از «اقدام متقابل» از کلیگویی فراتر نرفتند.
دستهٴ سوم عمدتاً رسانهها و مهرههای باند رفسنجانی روحانی هستند که ضمن آه و ناله از تمدید تحریمها با دلواپسان همنوا میشوند تا موج را از سر بگذرانند. بارزترین نمونهٴ این دسته حرفهای خود روحانی در مجلس ارتجاع است: «چنانچه این مصوبه به اجرا گذاشته شود نقض صریح برجام بوده و پاسخ قاطعانه ما را بهدنبال خواهد داشت… در جلسه این هفته هیأت نظارت بر اجرای برجام تصمیمات لازم را اتخاذ خواهیم کرد و به اطلاع مردم خواهیم رساند». (2)
علی لاریجانی هم در همان جلسه با روحانی همصدا شد و گفت: «دولت قانون اقدام متناسب و متقابل ایران در اجرای برجام را هر چه سریعتر اجرا و گزارش آن را به مجلس ارائه کند.
ولی نه روحانی و نه طبعاً لاریجانی روشن نکردند که این «پاسخ قاطعانه» و «اقدام متناسب و متقابل» چیست و از چه جنسی خواهد بود.
در همین راستا، صالحی رئیس آژانس هستهیی رژیم نیز گفت: «ما پیشبینیهای لازم را کردهایم، خوشبختانه اقداماتی انجام شده که در یک فاصله کوتاه یکسال و نیمه، ما به یک ظرفیت قابل توجهی از غنیسازی برسیم». (3)
آنها به این ترتیب ضمن آن که تلاش میکنند آبی بر این آتش بریزند، استدلال میکنند که ما نباید برجام را نقض کنیم، زیرا پیامدهای بسیار خطرناکی برای نظام خواهد داشت. از جمله علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و روابط خارجی مجلس ارتجاع که عمدتاً مواضع خامنهای را منعکس میکند، میگوید: «حتماً ما نباید آغازگر عدم اجرای برجام باشیم». (4)
جالب است که اکثر دلواپسان و حتی دلواپسانی که تا قبل از قضایای اخیر، آتششان علیه برجام خیلی تند بود، همین حرف را تکرار میکنند و میگویند: «الان ابداً این توصیه (نقض برجام) را نمیکنیم زیرا اگر چنین کاری کنیم همه کاسه کوزههای دنیا را بر سر ما میشکنند». (5) آنها البته کاسه کوزه را روی سر روحانی و دولت او میشکنند و مینویسند: «دولت آقای روحانی ما را در بد مخمصهیی گیر انداخته است… هیچگونه تضمینی نگرفتند و همینطور یک هچلهفی را آوردند که پس از گذشت 10ماه از آن نه راه پیش برای ما مانده است و نه راه پس». (6)
در این میان، طرفین البته از جنگ قدرت و پیگیری آن غافل نیستند و بهخصوص دلواپسان در این میان میکوشند تا تنور نقض برجام داغ است، نان انتخابات خود را به آن بچسبانند و حساب روحانی را بر سر آنچه از یک سو «برجام روحانی» و از سوی دیگر «افتضاح برجام» میخوانند برسند. در همین رابطه مهدی محمدی از مهرههای دلواپسان، بلافاصله پس از اظهارات روحانی و اذعان او به اینکه تصویب تمدید تحریمها، «نقض صریح برجام بوده» را بل گرفت و در کانال تلگرام خود نوشت: «سخنان امروز آقای رئیسجمهور "میتواند" طلیعه ورود به یک دوران جدید باشد، دورانی که در آن "تجربه برجام" باب اعتماد به آمریکا… را مسدود میکند». نامبرده به این ترتیب کوشیده است که برجام را که تنها سرمایهٴ سیاسی روحانی است از دستش خارج کرده و او را خلعسلاح کند.
از جنگ و جدلهای باندی که بگذریم، حرف مشترک دو باند، «اقدام متقابل» است و جالب است که در این مورد حرفهای آنها بسیار به هم نزدیک و مشابه میشود. هر دو در توپهای خالی که با باروت کم یا زیاد به هوا شلیک میکنند، ضمن دم زدن از «اقدام متقابل» اما بهشدت از «نقض برجام» توسط رژیم پرهیز میدهند. در همین رابطه حمیدرضا آصفی سخنگوی اسبق وزارتخارجه رژیم هشدار میدهد: «آمریکا اهل حساب و کتاب است و میداند اگر برجام را نقض کند نمیتواند آن را جمع کند، لذا تلاش میکند سختگیرانه و با فشار کار را دنبال کند تا جمهوری اسلامی ایران برجام را نقض کند» (7).
در مورد اینکه در این شرایط چه باید کرد و چه میتوان کرد، هیچیک از دو باند به اقدام مشخصی اشاره نمیکنند، یا اگر میکنند، در جملهٴ بعد به بینتیجه بودن آن اذعان مینمایند. مثلاً وطن امروز که بلندگوی دلواپسان محسوب میشود، طی گفتگویی با یکی از کارشناسان سیاسی، بهنقل از او، با ناامیدی، شکایت به مراجع بینالمللی و «مستند کردن خطاهای» آمریکا را توصیه میکند و مینویسد: «در حال حاضر ما جز یافتن راههای قانونی مراجعه به مراجع بینالمللی چه کار دیگری میتوانیم بکنیم؟». (8)
در این میان کیهان خامنهای در اجماع دو حزبی کنگره آمریکا، پیامی فراتر و هولناکتر از برجام و نقض برجام را دیده و در یادداشت روز (14آذر) خود با عنوان «آمریکا حرف آخر را زد!» مینویسد: «امروزه آمریکاییها دیگر مثل چند ماه قبل هم نمیگویند «رفتار ایران باید تغییر کند» بلکه به صراحت از لزوم «تغییر رژیم» حرف میزنند».
پانویس: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ جلسه علنی مجلس ارتجاع ـ 14آذر 85
2 ـ سخنرانی روحانی مجلس ارتجاع هنگام تقدیم لایحة بودجه ـ 14آذر 95
3 ـ تلویزیون رژیم 13آذر 95
4 ـ تلویزیون رژیم 13آذر 95
5 ـ وطن امروز 14آذر 95
6 ـ همانجا
7 ـ همانجا
8 ـ همانجا.