نقشه مسیر ۴۰۵
تجدید عهد و نقشه مسیر در شبهای قدر (رمضان ۱۴۰۴)
وحید بنیعامریان
به نام خدا
روزهای وصلم به سازمان در آن تابستان مبارک ۹۳ مصادف با شبهای قدر بود و من با دم
مسیحایی یک اشرفی که از علی برایم گفت و از معنای قدر، احیا شدم!
یادم میآید آن روزها فضای اجتماعی سیاسی خیلی با امروز متفاوت بود کسی دم از انقلاب و قیام نمیزد به جز مجاهدین و این مجاهدین بودند که در شرایطی که در لیبرتی زیر موشک و در محاصره بودند و رژیم تمام منطقه را گرفته بود و چشمانداز روشنی را نمیتوانستم ببینم،
«وعدهٔ فتح» میدادند! من که نمیفهمیدم! فقط میدانستم که نمیتوانم با دنیای رایج ارتجاع و استعمارزده کنار بیایم. میدانستم تنها چیزی که به زندگیام معنا میبخشد بودن با مجاهدین و استشمام ارزشهای انسانی آنهاست. آن موقع «هزار اشرف» اعلام شده بود و من هیچ درکی از اینکه چطور این استراتژی در تداوم و تکامل خودش قرار است رژیم را سرنگون کند، نداشتم!
ایضاً هیچ درکی از آزمایشاتی که قرار است در مقابلم قرار بگیرند، نداشتم.
امروز اما دنیایمان به کلی متفاوت از آن روزهاست. آزمایش آزمایشات همهٔ ماست... .
همین الآن جنگندهها بر فراز زندان میچرخند! دنیای عجیبی است. کانونها در عملیات قهرمانانه به بیتالعنکبوت به واقع سقف شکستند. قبل از آن همهٔ شهرهای ایران عرصهٔ نبرد شورشگران بود و در آستانهٔ آزادسازی.
در چنین فضایی اما کرکسها سر رسیدهاند! تا حاصل خونهای تمام این سالیان را بربایند.
و من خود را بیش از همیشه مخاطب پیام برادر میبینم که گفتند: «آزمایش آزمایشات» راستش نمیدانم چه خواهد شد. امّا آنچه که در ذهنم میچرخد، پایان جنگ و آغاز شتابان سرکوبی تمامعیار برای سدبستن در برابر قیامی محتوم با پیشتازی کانونهاست.
در این صورت شاید که این آخرین نقشه مسیرم باشد؛ و این به واقع سادهترین تابلوست! اما آنچه که به من مربوط است و باید تعهدش را بدهم، این است که تحت هر شرایطی و هر فتنهای و هر ابتلاء سخت و سهمگینی، با چنگ زدن به اصول و محکمات، مؤمن و تحت فرمان رهبری باقی بمانم و با پرکردن حفرهها و ضعفها، در انجام وظایفم بهتر عمل کنم.
تعهدی را که همواره مجاهدین میدهند، امروز برایم مقداری عینیتر شده است: «تالله لاکیدن اصنامکم» فیالواقع پیرامونمان را از زمین و هوا دشمنان خدا و خلق پر کردهاند و در درون هم، ف و ج به اشکال جدید نمودار میشوند.
باید بجنگم و میجنگم! دوشادوش یارانم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم بتوانم فاصلهام را با آن رزمندهای که مد نظر رهبری و در تراز دوران است، پرکنم تا مبادا حقوق خلقمان را و خون و رزم سالیان برادران و خواهرانمان را به یغما ببرند.
بار خدایا! به حق مولای متقیان و به حق فاطمه زهرا، برادر مسعود و خواهر مریم و همه مجاهدینت را یاری بفرما و مرا در وفای به عهدم ثابتقدم بدار.
رمضان ۱۴۰۴ ـ قزلحصار
۱۴۰۴/۱۲/۱۸
وحید بنیعامریان