با شروع کار دولت ترامپ، بهخصوص در روزهای پیشین، مواضع وی همگام با مشاوران با نفوذ و قدرتمند خود در سیاست خارجی از جمله ژنرال فلین مشاورامنیت ملی و ژنرال متیس وزیر دفاع (دو مخالف سرسخت رژیم) در ارتباط با رژیم آخوندی شکل و لحنی جدیتر به خود گرفته است.
پیام چنین حملات سیاسی و هشدار دادن به رژیم برای بازی نکردن با آتش توسط ترامپ و تحریم اقتصادی چندین شرکت وابسته و تعدادی از دلالان و وابستگان به رژیم، پس از آزمایش موشک از سوی رژیم، چنان بود که ولیفقیه ارتجاع را برای چند روز در لاک سکوت و خفقان فرو برد.
رئیسجمهور آمریکا فراتر از آن با به پیش کشیدن نقش مخرب رژیم در منطقه بهخصوص در عراق و حمایت همهجانبه از دیکتاتور سوریه، بطورجد خواهان قطع نفوذ رژیم و برچیدن بساط دستگاه تروریستی و پایان دادن به آشوبها و دخالتهای وی در منطقه شد.
نکته مهمی که ترامپ بر روی آن دست گذاشت و با صراحت آن را بیان کرد همانا اعلان به پایان رسیدن’سیاست مماشات’ دوران اوباما در برابر رژیم بود. سیاستی که بهگفته وی رژیم باید بخاطرآن از دولت پیشین آمریکا نهایت تشکر را داشته باشد.
تهدید ترامپ برای بیرون راندن نیروهای رژیم درسوریه با ایجاد مناطق امن و خلع ید از نیروهای وابسته به آن در عراق، ولیفقیه ارتجاع را مجبور به واکنش کرد.
واکنش ولیفقیه درماندگی و ضعف وی از شرایطی که به آن گرفتار آمده است را بهخوبی نشان میدهد.
اگر سیاست ۸ ساله، بهغایت مماشاتگرانه اوباما که برای رژیم هم فرصت بود و هم نعمت و رژیم زبانش از این بابت در برابر آن دراز (دولت اوباما برای رسیدن به نتیجه قابلقبول خود در مذاکرات هستهیی حاضر شد تا اندازه زیادی به رژیم باج دهد و علناً چشم خود را بر روی دخالتهای و جنایات رژیم درسوریه و یا در عراق – کشتار مجاهدین بیدفاع که دارای استاتوی پناهندگی طبق ماده ۴ کنوانسیون ژنو بودند - ببندد) در ظاهر دیگر آن فرصتها را از دست داده و دیگر قادر نیست از موضع قدرت پوشالی خود در برابر ترامپ در بیاید.
چنین مشابه تاریخی را در رژیم، در زمان گروگانگیری کارمندان و وابستگان سفارت آمریکا در تهران در زمان جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا هم دیدیم که ایادی رژیم ۴۴۴ روز گروگانها را در اختیار خود داشتند و با روی کارآمدن رونالد ریگان و تهدید جدی رژیم از سوی وی برای آزاد کردن آنان، خمینی ملعون که سنبه را پر زور دید، درکوتاهترین زمان ممکن گروگانها را آزاد کرد.
ولیفقیه ارتجاع در واکنش خود با پرت و پلا گوییهای مکرر درباره سیاستهای اوباما، که از لحاظ سیاسی دیگر پشیزی ارزش ندارد، با شیادی ازموضعگیری صریح درباره سیاست خارجی آمریکا در رابطه با رژیم شانه خالی کرد، چون خوب میداند که هم تمکین کردن به تغییر دوران و هم وقع نگذاشتن به تهدیدهای ترامپ از هر سو برای کلیت رژیم هزینه سنگینی در بر خواهد داشت.
اگر در سوریه و عراق و یمن و لبنان کوتاه بیاید و از آنجا خارج شود، از یک سو با این عقبنشینیها خونهایی که در آنجا داده به هدر و میلیاردها دلارهزینه همه بر باد خواهند رفت و از سوی دیگر شکست استراتژیکی سختی در زمینههای صدور تروریسم و بنیادگرایی اسلامی را باید بپذیرد.
همانطورکه خامنهای خود پیش از این به آن اذعان کرده بود، چنانچه بخواهد با عقبنشینی، بطور مثال از سوریه که بارها این فکر را مردود خوانده بود، جام زهر منطقهای را سر بکشد، آنوقت مجبور خواهد شد که در یک تنزل بیپایان، جام های زهر دیگری، در رابطه با حقوقبشر، برنامههای موشکی و دیگر زمینهها را پیاپی سر بکشد که این شرایط ولیفقیه شاخ شکسته را به بنبست استراتژیکی و گیرکردن در باتلاق برجام (ها) خواهد کشاند.
علی اکبر ولایتی وزیر پیشین امور خارجه و مشاور بینالمللی ولیفقیه سالها پیش در بحبوحه مذاکرات هستهای، سرنوشتی را که رژیم امروز به آن دچارشده را اینگونه به آن هشدار داده بود که اگر در برابر دشمن کوتاه بیائیم و انگشت کوچک را بدهیم بعد ها مجبور به دادن تمام دست خود خواهیم شد.
اما روی دیگر وضعیت درمانده رژیم را روحانی رئیسجمهور ارتجاع اشاره کرده است که برای دفع خطر تحریمهای سخت و دفعالوقت سرنگونی باید آماده باشیم تا دیگر جامهای زهر را پیاپی و تا به آخر سر بکشیم.
این یعنی پاره شدن چتر اختناق، برچیده شدن کابل و شلاق و گردن گذاردن رژیم به خواستهها و مطالبات سیاسی و صنفی مردم به تنگ آمده، در نهایت شتاب هر چه بیشتر به سمت سرنگونی.
اینکه ترامپ تا چه حد به گفتارش جامه عمل بپوشاند را باید به انتظار نشست اما آنچه که تا به امروز مسلم شده این واقعیت است که دوران اوباما و.. به پایان رسیده و رژیم بیش از گذشته بر سر دوراهی سرنوشت گیر کرده است، دوراهی که هر کدام را هم که انتخاب کند، سرنوشت وسرانجام سیاهی را برای رژیم رقم خواهد زد.
پیام چنین حملات سیاسی و هشدار دادن به رژیم برای بازی نکردن با آتش توسط ترامپ و تحریم اقتصادی چندین شرکت وابسته و تعدادی از دلالان و وابستگان به رژیم، پس از آزمایش موشک از سوی رژیم، چنان بود که ولیفقیه ارتجاع را برای چند روز در لاک سکوت و خفقان فرو برد.
رئیسجمهور آمریکا فراتر از آن با به پیش کشیدن نقش مخرب رژیم در منطقه بهخصوص در عراق و حمایت همهجانبه از دیکتاتور سوریه، بطورجد خواهان قطع نفوذ رژیم و برچیدن بساط دستگاه تروریستی و پایان دادن به آشوبها و دخالتهای وی در منطقه شد.
نکته مهمی که ترامپ بر روی آن دست گذاشت و با صراحت آن را بیان کرد همانا اعلان به پایان رسیدن’سیاست مماشات’ دوران اوباما در برابر رژیم بود. سیاستی که بهگفته وی رژیم باید بخاطرآن از دولت پیشین آمریکا نهایت تشکر را داشته باشد.
تهدید ترامپ برای بیرون راندن نیروهای رژیم درسوریه با ایجاد مناطق امن و خلع ید از نیروهای وابسته به آن در عراق، ولیفقیه ارتجاع را مجبور به واکنش کرد.
واکنش ولیفقیه درماندگی و ضعف وی از شرایطی که به آن گرفتار آمده است را بهخوبی نشان میدهد.
اگر سیاست ۸ ساله، بهغایت مماشاتگرانه اوباما که برای رژیم هم فرصت بود و هم نعمت و رژیم زبانش از این بابت در برابر آن دراز (دولت اوباما برای رسیدن به نتیجه قابلقبول خود در مذاکرات هستهیی حاضر شد تا اندازه زیادی به رژیم باج دهد و علناً چشم خود را بر روی دخالتهای و جنایات رژیم درسوریه و یا در عراق – کشتار مجاهدین بیدفاع که دارای استاتوی پناهندگی طبق ماده ۴ کنوانسیون ژنو بودند - ببندد) در ظاهر دیگر آن فرصتها را از دست داده و دیگر قادر نیست از موضع قدرت پوشالی خود در برابر ترامپ در بیاید.
چنین مشابه تاریخی را در رژیم، در زمان گروگانگیری کارمندان و وابستگان سفارت آمریکا در تهران در زمان جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا هم دیدیم که ایادی رژیم ۴۴۴ روز گروگانها را در اختیار خود داشتند و با روی کارآمدن رونالد ریگان و تهدید جدی رژیم از سوی وی برای آزاد کردن آنان، خمینی ملعون که سنبه را پر زور دید، درکوتاهترین زمان ممکن گروگانها را آزاد کرد.
ولیفقیه ارتجاع در واکنش خود با پرت و پلا گوییهای مکرر درباره سیاستهای اوباما، که از لحاظ سیاسی دیگر پشیزی ارزش ندارد، با شیادی ازموضعگیری صریح درباره سیاست خارجی آمریکا در رابطه با رژیم شانه خالی کرد، چون خوب میداند که هم تمکین کردن به تغییر دوران و هم وقع نگذاشتن به تهدیدهای ترامپ از هر سو برای کلیت رژیم هزینه سنگینی در بر خواهد داشت.
اگر در سوریه و عراق و یمن و لبنان کوتاه بیاید و از آنجا خارج شود، از یک سو با این عقبنشینیها خونهایی که در آنجا داده به هدر و میلیاردها دلارهزینه همه بر باد خواهند رفت و از سوی دیگر شکست استراتژیکی سختی در زمینههای صدور تروریسم و بنیادگرایی اسلامی را باید بپذیرد.
همانطورکه خامنهای خود پیش از این به آن اذعان کرده بود، چنانچه بخواهد با عقبنشینی، بطور مثال از سوریه که بارها این فکر را مردود خوانده بود، جام زهر منطقهای را سر بکشد، آنوقت مجبور خواهد شد که در یک تنزل بیپایان، جام های زهر دیگری، در رابطه با حقوقبشر، برنامههای موشکی و دیگر زمینهها را پیاپی سر بکشد که این شرایط ولیفقیه شاخ شکسته را به بنبست استراتژیکی و گیرکردن در باتلاق برجام (ها) خواهد کشاند.
علی اکبر ولایتی وزیر پیشین امور خارجه و مشاور بینالمللی ولیفقیه سالها پیش در بحبوحه مذاکرات هستهای، سرنوشتی را که رژیم امروز به آن دچارشده را اینگونه به آن هشدار داده بود که اگر در برابر دشمن کوتاه بیائیم و انگشت کوچک را بدهیم بعد ها مجبور به دادن تمام دست خود خواهیم شد.
اما روی دیگر وضعیت درمانده رژیم را روحانی رئیسجمهور ارتجاع اشاره کرده است که برای دفع خطر تحریمهای سخت و دفعالوقت سرنگونی باید آماده باشیم تا دیگر جامهای زهر را پیاپی و تا به آخر سر بکشیم.
این یعنی پاره شدن چتر اختناق، برچیده شدن کابل و شلاق و گردن گذاردن رژیم به خواستهها و مطالبات سیاسی و صنفی مردم به تنگ آمده، در نهایت شتاب هر چه بیشتر به سمت سرنگونی.
اینکه ترامپ تا چه حد به گفتارش جامه عمل بپوشاند را باید به انتظار نشست اما آنچه که تا به امروز مسلم شده این واقعیت است که دوران اوباما و.. به پایان رسیده و رژیم بیش از گذشته بر سر دوراهی سرنوشت گیر کرده است، دوراهی که هر کدام را هم که انتخاب کند، سرنوشت وسرانجام سیاهی را برای رژیم رقم خواهد زد.
رضا محمدی