728 x 90

سخنرانی زینب شادباش در سمینار قتل‌عام‌۶۷ در شهر اشرف

زینب شادباش-شاهدان قتل عام 67
زینب شادباش-شاهدان قتل عام 67
با سلام ما خانواده مجاهد شهید مریم توانیان‌فرد هستیم [‌خانواده شاد‌باش] . خودم زینب شادباش هستم می‌خواستم درباره خاله‌ام مریم توانایان‌فرد بگویم.

در واقع خاله‌ام در سال ‌60 دستگیر شد، حدود 25‌سالش بود که به او 10‌سال حکم داده بودند هر‌ بار که به ملاقاتش می‌رفتیم با مقاومت زیاد از شور و اشتیاق از مبارزه‌ایی که در زندان داشت می‌گفت، سال‌67 خبر دادند که می‌خواهند او را آزاد بکنند ما برای ملاقاتش به زندان رفتیم و آنجا وقتی رفتیم یک مدت زیادی منتظر شدیم که بالاخره یک پاسدار آمد و با وقاحت ساکش را به سمت پدر بزرگم پرتاب کرد که پدر بزرگم از این صحنه خیلی بهم ریخت و با عصبانیت می‌پرسید که جریان چیه؟ مریم کجاست؟ چه بلایی سر دخترم آوردید که اون پاسدار با حالت بی‌شرمی خودش خندید و گفت کشتیمش که پدر بزرگم همانجا نشست زمین و مادر بزرگم از شنیدن این خبر سکته کرد! در اصل وقتی پرسیدیم بالاخره کجاست؟ مزارش کجاست؟ گفتند ما چه می‌دونیم 200 تا شون را انداختیم یک جایی معلوم نیست دخترتان کدومشان بود که به‌طور واقعی این یکی از گوشه‌هایی از این جنایت است و این فقط یکی از گل ‌سرخ‌های این مقاومت بود که به‌شهادت رسید. فقط باید این را به رژیم گفت که هیچ وقت هیچ وقت نمی‌تونه جلو مسیری را که برای گرفتن انتقام مردم و تمام خانواده‌های شهیدی که توی این راه خون بچه‌هاشون را نثار کردند بگیره و ما از این خانواده و از این شهید فقط 6 ‌نفر و قبل از این تعداد زیادی از این خانواده در این جا هستیم فقط این را بدانید که این فقط یکی از خانواده شهداست، ولی بدونید که مجاهدین این مسیر را با قاطعیت زیاد به ثمر می‌رسانند تا روز سرنگونی تمامی شما... !

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات