هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه مفصلی که روز یکشنبه 24اسفند، در تعدادی از روزنامههای باند خودش به چاپ رسیده، مسائل و نکات مهمی را مطرح کرده که از برخی جهات ویژه است. آن ویژگیها کدام است و اهمیت این سخنان در چیست؟
رفسنجانی همواره از پیشرفت «پروژه روحانی» و اهمیت نمایش انتخابات 92 و کارکرد استراتژیک مذاکرات برای حفاظت از موجودیت نظام صحبت میکرد و بهطور کامل از حسن روحانی و دولتش، از «ترکیب کابینه و موضعگیریها و چارهاندیشیها دولت در برابر مشکلات و مسائل موجود با توجه به مجموعه عوامل» دفاع میکرد و آن را «عاقلانه» توصیف مینمود و تأکید میکرد: «مطمئن باشید دکتر روحانی شعارهای انتخاباتی خود را فراموش نکرده است و در حد مقدورات و رفع موانع و مانعتراشیها در آن مسیر حرکت میکند» (خبرگزاری ایلنا 22/مرداد/93).
رفسنجانی اما این بار بر خلاف همیشه از شکست دولت روحانی در همهٴ زمینهها و در واقع از شکست «پروژه روحانی» پس از یکسال و نیم از روی کارآمدن او سخن گفت.
او با اشاره به اینکه روحانی نتوانسته هیچیک از وعدههایی را که داده، عملی کند. گفت: «در تریبون هم وعدههایی داده میشود و هنوز میگویند به وعدهها پایبندیم. اینکه بگویند یادمان نمیرود که چه گفتهایم، ولی عمل نشود! در درازمدت برای دولت خوب نیست».
در زمینه اقتصادی، رفسنجانی ادعای معجزه و شقالقمر روحانی را رد میکند و میگوید: «آقای دکتر روحانی بحث خروج از رکود تورمی را مطرح کردند و امیدی دادند که وضعیت معیشتی مردم خوب میشود، اما آنچه مردم لمس میکنند، این نیست».
اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا بین رفسنجانی و روحانی تضادهایی بروز کرده و خط رفسنجانی در رابطه با روحانی، از حمایت به انتقاد و مخالفت تغییر کرده است؟ اظهارات او در این مصاحبه این فرض را منتفی میسازد؛ او همچنان بر رابطه ویژه خود با روحانی و حرف شنوی او تأکید میکند و میگوید: «هر وقت احساس کنم که نیاز است با ایشان صحبت کنم و چیزهایی را بگویم، همدیگر را میبینیم. اگر همین الآن به ایشان بگویم که میخواهیم با هم حرف بزنیم، یا ایشان به اینجا میآیند یا من به آنجا میروم. وزرایشان هم گاهی میآیند و مسائل و مشکلاتشان را میگویند».
بنابراین تضاد رفسنجانی با روحانی نیست، از قضا در این مصاحبه او علاوه بر حرفهای خودش، در نقش قیم و وکیل مدافع روحانی، حرفهای او را بازگو میکند. از جمله این که: «آقای روحانی افکارش را پس نگرفته و دلش میخواهد این مسائل حل شود، اما مشکلاتی دارد. دست ایشان در ترتیب کابینه باز نبود». رفسنجانی نیازی به توضیح نمیبیند که بگوید این دستبستگی از چه کسی تحمیل میشده، او با بیان مناسبات خودش با خامنهای زمانی که رئیسجمهور بود، میگوید: مثلاً وقتی میخواستیم کابینه را تشکیل دهیم، با هم نشستیم و درباره تکتک وزرای پیشنهادی صحبت کردیم. رهبری یادداشت میکردند و ورقهای که الآن در دست ماست، به قلم ایشان است که اسامی اعضای کابینه نوشته شده است».
به این ترتیب مخاطب در میآید که حتی وقتی رفسنجانی رئیسجمهور بوده، خامنهای اسامی وزرا و ترکیب کابینه و چنان که رفسنجانی پیش از این فاش کرده حتی معاونان وزیران را، مینوشته و به دست او میداده؛ دیگر تکلیف روحانی روشن است. رفسنجانی تصریح میکند که روحانی «فقط کارهای اجرایی را بر عهده دارد. تصمیمساز و تصمیمگیر نیست. فقط در جاهایی میتواند تصمیمگیر باشد که آنهم با مزاحمینی مواجه است».
رفسنجانی ضمن ابراز نگرانی از این وضعیت، «اشکال کار» را در این دانست که روحانی «وعده مشروط نمیداد و میگفت که این کار را میکند. (در حالی که) میدانست ابزاری که باید این کارها را انجام دهد، در دست دولت نیست. آقای روحانی چه تحویل گرفته؟ جز قوه مجریه چیز دیگری ندارد». که تازه همان قوه مجریه هم شیر بییال و دم و اشکم است. «بودجه قوه مجریه هم باید در مجلس تصویب شود که مجلس هم حسابهای خودش را دارد. یعنی در بودجه هم فرمانبر است و تصمیمگیر نیست. فقط مجری آن هم مجری دستبسته است».
درباره مسألهٴ هستهیی، که سرنوشت روحانی و دولتش به آن گره خورده، رفسنجانی به دست بستگی روحانی و تیم مذاکرهکننده اشاره کرده و میگوید: «میبینید در هر سفری که هیأت مذاکرهکننده میروند، دروغی علیهشان میبندند و ابراز دلواپسی میکنند… حداقل این است که روحیه تیم مذاکرهکننده را بهجای حمایت، تشویق و استقبال، خراب نکنند».
رفسنجانی در عین دفاع از روحانی و نشاندادن اینکه کار از کجا خراب است، حرفهای خودش را هم بیان میکند و به شیوه خودش، پنبه ولیفقیه را میزند. از جمله درباره موضوع هستهیی، بهروشنی بر ضرورت خوردن زهر اتمی و اینکه باید این مسألهٴ «بهکلی» حل شود، تأکید میکند و میگوید: «یکی از مسائل مهمی که باید به شکل کلیدی حل میشد، همین تحریمها بود. مسأله هستهیی هم باید به کلی حل شود… رهبری هم پیش از اینکه به اینجا برسیم، عدم مخالفت مذاکره با آمریکا را که خط قرمز بود، اعلام کردند».
رفسنجانی در همین رابطه، ضمن بیان رابطه بهاصطلاح «یر بهیر» و گعدهٴ آخوندی که با خامنهای دارد «ماهی یکبار دورهم مینشینیم و حرفهای طلبگی و امروزی میزنیم»، اختلاف نظر اساسی خود در مورد «مسائل هستهیی» با خامنهای را هم خاطرنشان میکند و میگوید: «بهخاطر مسائل هستهیی خدمتشان رفتم که بگویم سختگیری نکنیم و الآن شرایطی نیست که اینگونه باشد و میخواستم بیشتر توضیح دهم. صحبتهایم را کردم و ایشان گفت: دیروز آقای روحانی اینجا بود و راضی رفت». روشن است که خامنهای او را دک کرده است. در مقابل رفسنجانی نیز با تحقیر خامنهای و زدن خمینی بر سر او تلافی کرده و با اشاره به بحرانهایی که در زمان خمینی بروز میکرد میگوید: «ولی امام را داشتیم که با یک جمله، آتشی را خاموش میکردند».
درباره سیاست خارجی، رفسنجانی در قالب تأیید خط دولت روحانی و اینکه «مسیر را درست انتخاب کردند» زیرآب سیاست منطقهیی خامنهای را میزند و میگوید: «این دولت اکنون با مسأله سوریه مواجه است که خیلی کشورهای عربی درباره آن حرف دارند. در مسأله لبنان میگویند که شما آنجا چه میکنید؟ در مسأله عراق نگران هستند. مسأله یمن و بحرین هم اضافه شده است».
اما سیخ اساسی را رفسنجانی در انتهای مصاحبهاش به پهلوی ولیفقیه فرو میکند، آنجا که ژست اپوزیسیون میگیرد و میگوید: «مردم باید خودشان هوشیار باشند. مردم باید دنبال حقشان بیایند و نباید ناامید شوند… من ناامید نیستم. چون نسل جوانی که الآن باید جای نسلهای گذشته را بگیرد و حق خودش را بگیرد، ولکن نیست و روزی حق خود را خواهد گرفت. نمیگذارد بدتر از این شود».
اما فراتر و مهمتر از اوج گرفتن باز هم بیشتر جنگ قدرت میان رفسنجانی و روحانی از یک سو و خامنهای از سوی دیگر که در این مصاحبه نمایان است، اذعان به شکست پروژه روحانی است. همان پروژهیی که رفسنجانی میخواست آن را بهعنوان انتقال آرام قدرت جلوه دهد.
رفسنجانی همواره از پیشرفت «پروژه روحانی» و اهمیت نمایش انتخابات 92 و کارکرد استراتژیک مذاکرات برای حفاظت از موجودیت نظام صحبت میکرد و بهطور کامل از حسن روحانی و دولتش، از «ترکیب کابینه و موضعگیریها و چارهاندیشیها دولت در برابر مشکلات و مسائل موجود با توجه به مجموعه عوامل» دفاع میکرد و آن را «عاقلانه» توصیف مینمود و تأکید میکرد: «مطمئن باشید دکتر روحانی شعارهای انتخاباتی خود را فراموش نکرده است و در حد مقدورات و رفع موانع و مانعتراشیها در آن مسیر حرکت میکند» (خبرگزاری ایلنا 22/مرداد/93).
رفسنجانی اما این بار بر خلاف همیشه از شکست دولت روحانی در همهٴ زمینهها و در واقع از شکست «پروژه روحانی» پس از یکسال و نیم از روی کارآمدن او سخن گفت.
او با اشاره به اینکه روحانی نتوانسته هیچیک از وعدههایی را که داده، عملی کند. گفت: «در تریبون هم وعدههایی داده میشود و هنوز میگویند به وعدهها پایبندیم. اینکه بگویند یادمان نمیرود که چه گفتهایم، ولی عمل نشود! در درازمدت برای دولت خوب نیست».
در زمینه اقتصادی، رفسنجانی ادعای معجزه و شقالقمر روحانی را رد میکند و میگوید: «آقای دکتر روحانی بحث خروج از رکود تورمی را مطرح کردند و امیدی دادند که وضعیت معیشتی مردم خوب میشود، اما آنچه مردم لمس میکنند، این نیست».
اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا بین رفسنجانی و روحانی تضادهایی بروز کرده و خط رفسنجانی در رابطه با روحانی، از حمایت به انتقاد و مخالفت تغییر کرده است؟ اظهارات او در این مصاحبه این فرض را منتفی میسازد؛ او همچنان بر رابطه ویژه خود با روحانی و حرف شنوی او تأکید میکند و میگوید: «هر وقت احساس کنم که نیاز است با ایشان صحبت کنم و چیزهایی را بگویم، همدیگر را میبینیم. اگر همین الآن به ایشان بگویم که میخواهیم با هم حرف بزنیم، یا ایشان به اینجا میآیند یا من به آنجا میروم. وزرایشان هم گاهی میآیند و مسائل و مشکلاتشان را میگویند».
بنابراین تضاد رفسنجانی با روحانی نیست، از قضا در این مصاحبه او علاوه بر حرفهای خودش، در نقش قیم و وکیل مدافع روحانی، حرفهای او را بازگو میکند. از جمله این که: «آقای روحانی افکارش را پس نگرفته و دلش میخواهد این مسائل حل شود، اما مشکلاتی دارد. دست ایشان در ترتیب کابینه باز نبود». رفسنجانی نیازی به توضیح نمیبیند که بگوید این دستبستگی از چه کسی تحمیل میشده، او با بیان مناسبات خودش با خامنهای زمانی که رئیسجمهور بود، میگوید: مثلاً وقتی میخواستیم کابینه را تشکیل دهیم، با هم نشستیم و درباره تکتک وزرای پیشنهادی صحبت کردیم. رهبری یادداشت میکردند و ورقهای که الآن در دست ماست، به قلم ایشان است که اسامی اعضای کابینه نوشته شده است».
به این ترتیب مخاطب در میآید که حتی وقتی رفسنجانی رئیسجمهور بوده، خامنهای اسامی وزرا و ترکیب کابینه و چنان که رفسنجانی پیش از این فاش کرده حتی معاونان وزیران را، مینوشته و به دست او میداده؛ دیگر تکلیف روحانی روشن است. رفسنجانی تصریح میکند که روحانی «فقط کارهای اجرایی را بر عهده دارد. تصمیمساز و تصمیمگیر نیست. فقط در جاهایی میتواند تصمیمگیر باشد که آنهم با مزاحمینی مواجه است».
رفسنجانی ضمن ابراز نگرانی از این وضعیت، «اشکال کار» را در این دانست که روحانی «وعده مشروط نمیداد و میگفت که این کار را میکند. (در حالی که) میدانست ابزاری که باید این کارها را انجام دهد، در دست دولت نیست. آقای روحانی چه تحویل گرفته؟ جز قوه مجریه چیز دیگری ندارد». که تازه همان قوه مجریه هم شیر بییال و دم و اشکم است. «بودجه قوه مجریه هم باید در مجلس تصویب شود که مجلس هم حسابهای خودش را دارد. یعنی در بودجه هم فرمانبر است و تصمیمگیر نیست. فقط مجری آن هم مجری دستبسته است».
درباره مسألهٴ هستهیی، که سرنوشت روحانی و دولتش به آن گره خورده، رفسنجانی به دست بستگی روحانی و تیم مذاکرهکننده اشاره کرده و میگوید: «میبینید در هر سفری که هیأت مذاکرهکننده میروند، دروغی علیهشان میبندند و ابراز دلواپسی میکنند… حداقل این است که روحیه تیم مذاکرهکننده را بهجای حمایت، تشویق و استقبال، خراب نکنند».
رفسنجانی در عین دفاع از روحانی و نشاندادن اینکه کار از کجا خراب است، حرفهای خودش را هم بیان میکند و به شیوه خودش، پنبه ولیفقیه را میزند. از جمله درباره موضوع هستهیی، بهروشنی بر ضرورت خوردن زهر اتمی و اینکه باید این مسألهٴ «بهکلی» حل شود، تأکید میکند و میگوید: «یکی از مسائل مهمی که باید به شکل کلیدی حل میشد، همین تحریمها بود. مسأله هستهیی هم باید به کلی حل شود… رهبری هم پیش از اینکه به اینجا برسیم، عدم مخالفت مذاکره با آمریکا را که خط قرمز بود، اعلام کردند».
رفسنجانی در همین رابطه، ضمن بیان رابطه بهاصطلاح «یر بهیر» و گعدهٴ آخوندی که با خامنهای دارد «ماهی یکبار دورهم مینشینیم و حرفهای طلبگی و امروزی میزنیم»، اختلاف نظر اساسی خود در مورد «مسائل هستهیی» با خامنهای را هم خاطرنشان میکند و میگوید: «بهخاطر مسائل هستهیی خدمتشان رفتم که بگویم سختگیری نکنیم و الآن شرایطی نیست که اینگونه باشد و میخواستم بیشتر توضیح دهم. صحبتهایم را کردم و ایشان گفت: دیروز آقای روحانی اینجا بود و راضی رفت». روشن است که خامنهای او را دک کرده است. در مقابل رفسنجانی نیز با تحقیر خامنهای و زدن خمینی بر سر او تلافی کرده و با اشاره به بحرانهایی که در زمان خمینی بروز میکرد میگوید: «ولی امام را داشتیم که با یک جمله، آتشی را خاموش میکردند».
درباره سیاست خارجی، رفسنجانی در قالب تأیید خط دولت روحانی و اینکه «مسیر را درست انتخاب کردند» زیرآب سیاست منطقهیی خامنهای را میزند و میگوید: «این دولت اکنون با مسأله سوریه مواجه است که خیلی کشورهای عربی درباره آن حرف دارند. در مسأله لبنان میگویند که شما آنجا چه میکنید؟ در مسأله عراق نگران هستند. مسأله یمن و بحرین هم اضافه شده است».
اما سیخ اساسی را رفسنجانی در انتهای مصاحبهاش به پهلوی ولیفقیه فرو میکند، آنجا که ژست اپوزیسیون میگیرد و میگوید: «مردم باید خودشان هوشیار باشند. مردم باید دنبال حقشان بیایند و نباید ناامید شوند… من ناامید نیستم. چون نسل جوانی که الآن باید جای نسلهای گذشته را بگیرد و حق خودش را بگیرد، ولکن نیست و روزی حق خود را خواهد گرفت. نمیگذارد بدتر از این شود».
اما فراتر و مهمتر از اوج گرفتن باز هم بیشتر جنگ قدرت میان رفسنجانی و روحانی از یک سو و خامنهای از سوی دیگر که در این مصاحبه نمایان است، اذعان به شکست پروژه روحانی است. همان پروژهیی که رفسنجانی میخواست آن را بهعنوان انتقال آرام قدرت جلوه دهد.