روزنامه کیهان ارگان ولیفقیه ارتجاع در یادداشت روز16آذر92 به قلم یکی از پاسداران قلم به دست این باند و از هم پالگیهای تیغ کش معروف نظام پاسدار حسین شریعتمداری، قرائت تازهیی از 16آذر به خورد بسیجیهای سیلی خورده و پاسداران گنگ و منگ نظام میدهد. ارگان ولیفقیه ارتجاع با تحریف تاریخ مبارزات دانشجویی و مبارزات مردم ایران مینویسد: ”تنها چند ماه پس از کودتای شوم 28مرداد، زمانی که ابر سیاه وحشت و سایه هولناک خفقان برکشور سایه انداخته بود زمانی که علمای تراز اول مبارز در زندان و تبعید بودند... رژیم که غافلگیرشده بود وحشیانه به صف دانشجویان یورش برد،3 تن را به شهادت رساند، عده ای را مجروح کرد و جمع کثیری را روانه زندان کرد.“
تا آنجایی که حافظه تاریخی مردم ایران به یاد میآورد، علمای تراز اول مانند آخوند ابوالقاسم کاشانی، روح الله خمینی، محمد تقی فلسفی و آخوند بهبهانی... بودند که نه قبل از کودتا و نه بعد از آن، حتی یک ثانیه هم زندان نرفتند بلکه بهخاطر «حفظ بیضه اسلام»! ارتجاعی آخوندها، از وقوع این کودتا اظهار رضایت کرده و از اینکه اعلیحضرت ملوکانه به ایران برگشته است ابراز رضایت کردند.
آخوند ابوالقاسم کاشانی کسی بود که قبل از کودتای 28مرداد، به خون مصدق تشنه بود و یکی از آتش بیاران و زمینه سازان اصلی کودتا بود. کاشانی در زمان رياستش بر مجلس شورای ملی،سرلشگر زاهدی عامل 28مرداد را که علیه حکومت ملی مصدق توطئهچینی میکرد و تحت تعقیب بود حکومت او بود، به مجلس برد و در آنجا پناه داد. بعد از کودتا هم آخوند کاشانی طی اطلاعیهای بلافاصله پشتیبانی خود را از دولت نظامی سرلشکر زاهدی اعلام کرد. کاشانی در بخشی از اعلامیه خود در حمایت از زاهدی نوشته بود: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بود! تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ملت ایران دفاع نموده و در راه اصلاح ملت حداکثر فداکاری را بنمایند».
یک هفته بعد ازکودتا، کاشانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه المصری در پاسخ به این سؤال که: آیا عقیده دارید دکتر مصدق برای برقراری رژیم جمهوری فعالیت میکرد؟ گفته بود: «آری، او برای برقراری جمهوریت میکوشید، مصدق 4ماه قبل میخواست که شاه را از ایران اخراج نماید ولی من نامهیی به شاه نوشته و از او خواستم که از مسافرت خودداری نماید و شاه هم موقتاً از فکر مسافرت منصرف شد ـ یک هفته قبل، مصدق، شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شاه با عزّت و محبوبیّت چند روز بعد بازگشت».
همچنین در17شهریور 1332 ـ کاشانی در مصاحبه دیگری با خبرنگار اخبارالیوم، بالصراحه حکم به اعدام دکتر مصدق میدهد: خبرنگار اخبار الیوم مینویسد، از آیتالله کاشانی پرسیدم: بهنظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدامست؟ آیتالله کاشانی بیدرنگ جواب داد: پایمالکردن قانون اساسی با عدم اطاعت اوامر شاه... آیتالله کاشانی درباره مجازات مصدق نظر خود را اینطور شرح داد: «طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش در جهاد خیانت کند مرگ است، »
آخوند بهبهانی نیز یکی از عوامل کودتا درصحنه بود که همراه با دار و دسته شعبان بیمخ و سایر اراذل و اوباش دربارسلطنتی، تظاهرات ضد مصدقی راه میانداخت و یکی از سردستههای دستههای کودتاگر بود. پس از کودتا، آخوند بهبهانی تلگراف تبریکی به شاه فرستاد و «بهخاطر نجات مملکت از شر بیدینان»! به او تبریک گفت!.
خمینی دجال نیز که یارغار کاشانی بود ویکی از مقلدان و مریدان سیاسی اوبود، از اینکه حکومت مصدق در جریان این کودتا سقوط کرد و به قول خمینی سیلی خورد!، ابراز رضایت و خوشحالی کرد. او در سال 1358 در واکنش نسبت به بزرگداشت مصدق گفت: «اینها میخواهند سرپوش بگذارند روی مقاصد خودشان. آن مقاصدی که برخلاف مسیر ماست، با اسم یکنفری که ملی است. مسیر ما مسیر نفت نیست، ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است.
ما اسلام را میخواهیم، اسلام که آمد نفت هم مال خودمان میشود، مقصد ما اسلام است، مقصد ما نفت نیست که اگر یکنفر نفت را ملی کرده است، اسلام را کنار بگذارند و برای او سینه بزنند
... برای هراستخوانی میتینگ راهانداختن بهدنبال آن با اسلام مخالفت کردن، قابلتحمل نیست».
خمینی در همین سخنرانی با صراحت آخوند و اسلام را یکی دانست و اعلام کرد: «آخوند یعنی اسلام، روحانیان با اسلام در هم مدغمند»....
اکنون نوادگان عقیدتی و سياسی این آخوندهای مرتجع، کارنامه سیاه آنان را پردهپوشی میکنند، ومدعیاند که بعد از کودتای 28مرداد، «علمای تراز اول در زندان و تبعید» بودند و کارنامه سیاه آخوندهایی نظیر، کاشانی، فلسفی، بهبهانی و خمینی ملعون در همدستی با کودتای 28مرداد را از یاد برده، وپرونده بهاصطلاح مبارزاتی و زندان رفتن، برای این «علمای مبارز تراز اول»! جعل کردهاند.
سرمقالهنویس کیهان ولیفقیه در ادامه سرمقاله، برای سیاه نشاندادن پرونده سراسر پرافتخار و درخشان دانشگاه بعد از کودتای 28مرداد، مبارزات دانشجویی را به جیب خمینی دجال ریخته و این مبارزات را بهعنوان بازوی مهم مردم که در این نوشته اسم مستعار خمینی ملعون است غالب کرده و نوشته: ”خون آن شهیدان چراغ مبارزه در دانشگاه را روشن کرد و سالها بعد که امام راحل، پیشوای بلامنازع مبارزه و جهاد فیسبیلالله شد، دانشگاه بهعنوان بازوی مهم مبارزه، همراه مردم شد و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مؤثرو به سزایی ایفا کرد“.
همه کسانی که سالهای مبارزات دانشجویی بعد از کودتای 28مرداد را به یاد دارند و یا درکتابهای غیروابسته به نظام آخوندی خواندهاند، به خوبی میدانند که دانشگاه و دانشجویان، هرگز حامی افکار پلید آخوندی و بهویژه افکار پوسیده خمینی ضدبشر نبوده، بلکه دانشگاه پشت جبهه مبارزات مردمی بوده است.
دانشگاه و دانشجویان، از بدو تأسیس سازمانهای پیشتاز مبارزه انقلابی همچون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدایی خلق حامی و پشت جبهه مردمی انقلابی این سازمانها بودند. بسیاری از رهبران و کادرهای برجسته و هواداران این دوسازمان، خودشان از دانشجویان بودند و از همین دانشگاه علیه رژیم شاه به وظیفه تاریخی ومردمیشان قیام کردند.
پس از کودتای 28مرداد وقبل از تأسیس این دوسازمان، آبشخور فکری و اندیشه دانشجویان درمبارزه با دیکتاتوری شاه، افکار ارتجاعی وپلید آخوندی مانند خمینی نبود، بلکه اندیشه بلند ضداستبدادی و ضداستعماری مصدقی بود که نقطه انگیزش دانشجویان برای مبارزه با رژیم دیکتاتوری وابسته شاه بود، و در امتداد مبارزه ضداستبدای مصدق بود که پس از کودتای 28مرداد دانشگاه کانون پرتپش آزادی بود و رهبران جنبش انقلابی مردم ایران نیزاز همین دانشگاه برخاستند.
دانشگاه هیچگاه حامی افکار پوسیده خمینی و آخوندهای خمینی صفت نبوده که بهعنوان بازوی سیاه خمینی ملعون مبارزه کرده باشد،دانشگاه بازوی جنبش انقلابی بود.
حافظه تاریخی مردم ایران اجازه نمیدهد که پاسدار قلم به دستها بتوانند تاریخ مبارزات این مردم را تحریف کنند و پرونده آخوندهای پلیدی مانند کاشانی، خمینی، بهبهانی، فلسفی و... را سفید سازی کنند، این آخوندهای مرتجع که علمای تراز اول مورد سرمقاله نویس کیهان خامنه ای هستند، نه تنها بعد از کودتای 28 مرداد هرگز در زندان نبودند. بلکه حمایت و همدستی این آخوندهای مرتجع از کودتای 28مرداد لکه ننگ ابدی بر پیشانی آنها است و آنها برای همیشه مورد لعن ونفرین مردم ایران خواهند بود.
اکنون نوادگان عقیدتی و سياسی این آخوندهای مرتجع، کارنامه سیاه آنان را پردهپوشی میکنند، ومدعیاند که بعد از کودتای 28مرداد، «علمای تراز اول در زندان و تبعید» بودند و کارنامه سیاه آخوندهایی نظیر، کاشانی، فلسفی، بهبهانی و خمینی ملعون در همدستی با کودتای 28مرداد را از یاد برده، وپرونده بهاصطلاح مبارزاتی و زندان رفتن، برای این «علمای مبارز تراز اول»! جعل کردهاند.
سرمقالهنویس کیهان ولیفقیه در ادامه سرمقاله، برای سیاه نشاندادن پرونده سراسر پرافتخار و درخشان دانشگاه بعد از کودتای 28مرداد، مبارزات دانشجویی را به جیب خمینی دجال ریخته و این مبارزات را بهعنوان بازوی مهم مردم که در این نوشته اسم مستعار خمینی ملعون است غالب کرده و نوشته: ”خون آن شهیدان چراغ مبارزه در دانشگاه را روشن کرد و سالها بعد که امام راحل، پیشوای بلامنازع مبارزه و جهاد فیسبیلالله شد، دانشگاه بهعنوان بازوی مهم مبارزه، همراه مردم شد و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مؤثرو به سزایی ایفا کرد“.
همه کسانی که سالهای مبارزات دانشجویی بعد از کودتای 28مرداد را به یاد دارند و یا درکتابهای غیروابسته به نظام آخوندی خواندهاند، به خوبی میدانند که دانشگاه و دانشجویان، هرگز حامی افکار پلید آخوندی و بهویژه افکار پوسیده خمینی ضدبشر نبوده، بلکه دانشگاه پشت جبهه مبارزات مردمی بوده است.
دانشگاه و دانشجویان، از بدو تأسیس سازمانهای پیشتاز مبارزه انقلابی همچون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدایی خلق حامی و پشت جبهه مردمی انقلابی این سازمانها بودند. بسیاری از رهبران و کادرهای برجسته و هواداران این دوسازمان، خودشان از دانشجویان بودند و از همین دانشگاه علیه رژیم شاه به وظیفه تاریخی ومردمیشان قیام کردند.
پس از کودتای 28مرداد وقبل از تأسیس این دوسازمان، آبشخور فکری و اندیشه دانشجویان درمبارزه با دیکتاتوری شاه، افکار ارتجاعی وپلید آخوندی مانند خمینی نبود، بلکه اندیشه بلند ضداستبدادی و ضداستعماری مصدقی بود که نقطه انگیزش دانشجویان برای مبارزه با رژیم دیکتاتوری وابسته شاه بود، و در امتداد مبارزه ضداستبدای مصدق بود که پس از کودتای 28مرداد دانشگاه کانون پرتپش آزادی بود و رهبران جنبش انقلابی مردم ایران نیزاز همین دانشگاه برخاستند.
دانشگاه هیچگاه حامی افکار پوسیده خمینی و آخوندهای خمینی صفت نبوده که بهعنوان بازوی سیاه خمینی ملعون مبارزه کرده باشد،دانشگاه بازوی جنبش انقلابی بود.
حافظه تاریخی مردم ایران اجازه نمیدهد که پاسدار قلم به دستها بتوانند تاریخ مبارزات این مردم را تحریف کنند و پرونده آخوندهای پلیدی مانند کاشانی، خمینی، بهبهانی، فلسفی و... را سفید سازی کنند، این آخوندهای مرتجع که علمای تراز اول مورد سرمقاله نویس کیهان خامنه ای هستند، نه تنها بعد از کودتای 28 مرداد هرگز در زندان نبودند. بلکه حمایت و همدستی این آخوندهای مرتجع از کودتای 28مرداد لکه ننگ ابدی بر پیشانی آنها است و آنها برای همیشه مورد لعن ونفرین مردم ایران خواهند بود.