انتخابات پیش روی رژیم آخوندی چالشی است که بهعنوان برآیند همه بحرانهای درونی و بیرونی رژیم؛ عمل میکند و سرجمع، هزینه این بحرانها را از رأس نظام یعنی ولیفقیه بهعنوان محور اصلی جمهوری جنایت وصول خواهد کرد. رژیم از مواجهه با تمامی بردارهای بحران که در این دوران جدید فروپاشی و اضمحلال به مرحله تعیینتکلیف و یکسره شدن کار نظام راه برده است؛ گریزی ندارد. دو گزینه عقبنشینی یا رفتن به سوی درگیری و جنگ که در برابر رژیم قرار دارد؛ هیچکدام از جنس درمان نیست؛ این تنها دو راه پیش رو؛ هردو؛ هر چند با مکانیزمهای متفاوت، یک مضمون واحد دارند: «مرحله پایانی رژیم ولایت فرا رسیده است».
دقیقاً به همین دلیل بهطور خاص ولیفقیه و باندهای دیگر رژیم از ورود به چالش انتخابات و از نزدیک شدن آن بهشدت در هراس و وحشتاند و به همین دلیل و بهطور خاص باند ولیفقیه درصدد است تا با مهندسی آن، تا جایی که میتواند؛ پهنای باند چالش را برای خودش باریکتر کند. برای این کار ولیفقیه قصد حذف عناصر نامطلوب از باند خودش را دارد که در رأس همه احمدینژاد پاسدار هزارتیر است که قرار بود در جراحی یکپایگی در رأس نظام؛ تضاد بقا را برای ولیفقیه حل کند و نظام هزینه این خونریزی درونی را در قیام 88 و آتش زیر خاکستر آن را مجبور شد بپردازد. البته به شیوه خودش با بیدنده و ترمزی در جنایت و کشتار و صدور تروریسم و بحران و تولید بمب اتم. خامنهای سعی میکند و تلاشش این است که دوره باقیمانده احمدینژاد را کج دار و مریز بگذراند و کارهایی مثل پس گرفتن سؤال از احمدینژاد در مجلس که با صدور حکم حکومتی خودش انجام گرفت، از آن جمله است کاری که با توجه به گردنکشیها و لگدهای بیسابقه احمدینژاد در برابر ولیفقیه؛ ضربهیی به موجودیت ولیفقیه و علامت بارز بیثباتی و لرزه ساختاری رژیم، بود.
این تحول ساختاری از جنس آنتروپی و اضمحلال؛ بهطور خاص در اذعان بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم در مورد پس گرفتن سؤال از احمدینژاد به روشنترین وجه بروز یافته است. توکلی در مصاحبه با روزنامه حکومتی خراسان تصریح کرد: … تعویض رئیسجمهور در فاصله چند ماه تا پایان دوره، حتماً نشانه بیثباتی است…
توکلی در پاسخ به این سؤال که چرا با سؤال از رئیسجمهور مخالف بودید؟ گفت: «دلیل مخالفت ما خیلی واضح است. آیا آقای احمدینژاد را میخواهید با سؤال کنترل کنید؟ او… میآید در مجلس و همه را به هم میزند. آیا غیر از این است که به مجلس لطمه میزند؟» (خراسان18آذر91)
به زبان دیگر؛ ولیفقیه به نسبت دور قبل و زمان درآوردن احمدینژاد، مهره مورد نظر خودش از صندوق، با باندی بسیار لاغرتر و در نتیجه بهشدت ضربهپذیرتر بر جای مانده ولی چون هیچ راهحلی در درون و یا بیرون خودش برای حل بحرانهایش ندارد؛ بهاجبار به سمت حذف عناصر ناسازگار باند خودش روی آورده است.
مهمترین اقدام ولیفقیه در این رابطه، اصلاح طرح قانون اساسی انتخاب ریاستجمهوری بود که در واقع به نوعی، خنثی کردن این نمایش انتخاباتی و ساقط کردنش حتی از درجه نمایشی بود به این معنی که به قول احمدینژاد گویی اسم طرفی را که میخواهند مینویسند و کسی را که قرار است از صندوق بیرون بیاید، قبل از زحمت رقم سازی و ریختن رأی مردگان به صندوق تعیین میکنند. ولی آیا به همین سادگی که ولیفقیه طراحی کرده، مسأله تمام میشود؟ آن چه در عرض کمتر از دو هفته در این رابطه اتفاق افتاد حاکی از آن است که این انتخابات؛ ته کار رژیم را هم میبندد و همه باندهایش هم این را بهخوبی میدانند. به همین دلیل تک و پاتک ها؛ همه در قالب فرمول گذشتن آب از سر نظام؛ است. احمدینژاد، روز ۱۲ آذرماه، بار دیگر مجلس ارتجاع و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به باد انتقاد گرفت و تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری را «مغایر قانون اساسی» دانست و با زیر ضرب بردن ولیفقیه گفت: «در این صورت دیگر قانون اساسی لازم نیست».
طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری که مشخص بود هم رفسنجانی و هم احمدینژاد بهراحتی در آن حذف میشوند؛ روز یکشنبه12آذر و ساعتهایی پیش از سخنان محمود احمدینژاد، با ۱۴۴ رأی موافق، ۹۱ رأی مخالف و ۱۱ رأی ممتنع از مجموع ۲۵۳ نماینده حاضر در مجلس ارتجاع به تصویب رسیده بود. بر اساس این طرح، کسی که میخواهد برای ریاستجمهوری نامزد شود باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
1ـ باید دارای هشت سال سابقه وزارت باشد
2ـ ۳۰۰ نفر از مسئولان سیاسی کشوری که در سابقه خود حداقل استاندار بودهاند یا مشاغل همتراز بالاتر را داشتهاند، فرد کاندیدا را از نظر توان مدیریتی تأیید کنند.
این طرح بهوضوح هدفی جز حذف و محدود کردن افراد مخالف نظر ولیفقیه را ندارد؛ احمدینژاد این طرح را خلاف قانون اساسی رژیم دانست و از این هم جلوتر رفت و گفت: «برخی خیال میکنند که زمان قاجار است و استبداد حاکم است و همه حقوق مردم در مجلس متبلور است». بعد هم با بالاترین سرکشی ممکن در برابر ولیفقیه ارتجاع علناً و در اظهاراتی که در دو مراسم علنی داشت، موقعیت خامنهای را بهعنوان کسی که منتخب مستقیم مردم نیست، در مقایسه با رئیسجمهور که مستقیماً از سوی مردم برگزیده میشود، پایین آورد و گفت: «تنها نماینده اراده کل ملت، رئیسجمهوریست، رهبری هم با واسطه انتخاب میشود»... ولی موضوع به همین جا ختم نشد و در یک لگد محکم به ولیفقیه با طعنه، طرح ولیفقیه را به لجن کشید و گفت: «برخی دوستان شوخی میکردند و میگفتند که در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری، اسم فردی که میخواهند رئیسجمهور شود را بگذارند».
این طرح یک ماده چهارم هم داشت که اجرای انتخابات را که قبلاً مسئولش وزارت کشور و تحت نظر رئیسجمهور رژیم بود؛ تغییر داد. بر اساس ماده چهارم طرح اصلاح قانون انتخابات، کسانی که بر اجرای انتخابات نظارت دارند عبارتند از: وزیر کشور که زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی انتخابات است، مجری برگزاری انتخابات ریاستجمهوری است. یعنی ولیفقیه یک قلاده به گردن وزیر کشور هم انداخته و برایش ناظر از باند خودش گذاشته و بعد مسئولیت اجرای انتخابات را به او داده. در حالی که قبلاً وزارت کشور مسئول انتخابات بود. طبق این ماده، هیأت اجرایی مرکزی انتخابات عبارتند از وزیر کشور بهعنوان رئیس هیأت، یکی از اعضای هیأترئیسه مجلس که از سوی رئیس مجلس انتخاب میشود (یعنی نفر لاریجانی)، دادستان کل کشور (اژهای)، وزیر اطلاعات وهفت معتمد مردمی (معتمد مردمی هم که مشخص است ایادی و عساکر ولیفقیه اند).
حداقل سن برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۴۰ و حداکثر سن ۷۵ سال تعیین شده است، داشتن سواد خواندن و نوشتن تنها ملاک و معیار برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری نیست و نامزدها باید دارای سابقه مدیریتی باشند. طبق این طرح، همچنین «نامزد مورد نظر برای انتخابات ریاستجمهوری باید دارای هشت سال سابقه وزارت باشد و ۳۰۰ نفر از سیاسیون که در کارنامه خود سابقه کاری حداقل استانداری یا مشاغل همتراز به بالاتر را داشته باشند، وی را از نظر توان مدیریتی تأیید کنند. یعنی در اصلاحیه و طرحی که به مجلس رفت و در کمیسیونها مصوب شد؛ و اکنون در حال تصویب جزء به جزء آن در مجلس هستند؛ ترتیب طناب پیچ کردن همه ناسازگارها در باند ولیفقیه داده شده است. واکنش احمدینژاد؛ نتیجهاین مهندسی و برآیند نمایش انتخابات را از همین الآن روشن میکند. نتیجه به خلاف انتخابات قبلی صرفاً این نیست که کسی که ولیفقیه میخواهد از صندوق بیرون بیاید؛ پیش از آن؛ نتیجه جزء به جزء اقدامات ولیفقیه؛ ساخته شدن و سربرآوردن تضادهایی است که اساساً نظام در تمامیتش و بهطور خاص ولیفقیه توان مقابله و خنثی کردن آنها را مطلقاً ندارد. در اولین قدم پس از مخالفت احمدینژاد با طرح اصلاح انتخابات لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع گفت: اصلاح قانون انتخابات برای صیانت از آزادیهاست… پاسخ صحبتهای رئیسجمهور را نمیدهم (ایسنا13آذر91) …
در واقع با این طرح که بخشی از مهندسی خامنهای برای انتخابات است دور تازهی رویارویی محمود احمدینژاد و مجلس کلید خورد و به سرعت مسیر شتاب گرفتن در تمام اجزای باند ولیفقیه را پیمود. آنقدر که کیهان ولیفقیه هراسان از انقلابیون فرسوده در حلقههای قدرت جمهوری اسلامی که قصد دارند با مهندسی هدفمند اوضاع کشور و اعمال فشار همهجانبه به رهبر، ایشان را به نوشیدن جام زهر عقب نشینی، وادار سازند یاد کرد ولی حرف این است که برآیند این تضادها چیزی در ا دامه مراحل قبلی و تضادهای قبلی نیست. حرف بر سر مرحله جدید در فروپاشی است به این معنی که حذف و کنار گذاشتنها در بالاترین دایره حاکمیت تک پایه؛ یعنی در نزدیکترین عناصر به خود ولیفقیه که بهدلیل مرحله سرنگونی دیگر زیربار او نمیروند؛ در درون رژیم ایجاد به هم ریختگی ساختاری کرده است که بهمعنی از دست رفتن کامل مهار ولیفقیه روی عناصر باند خودش است و در نهایت به تجزیه کامل و انهدام کل نظام راه خواهد برد. این واقعیت از دید عناصر دستاندرکار رژیم مخفی نمانده و آنها بهوضوح به آن اذعان دارند. به همین دلیل آتش تهیه عناصر در معرض حذف، با شدت و حدت از الآن یعنی از 6ماه قبل ازنمایش انتخابات در همه زمینهها و از جمله در زمینه بحرانهای اجتماعی که به سرعت به بحران سیاسی تبدیل میشوند؛ اهداف طرف مقابل را میکوبد و از همین الآن طرفین سلاحهایشان را برای دریدن یکدیگر تیز کردهاند. در همین رابطه روزنامه رسالت رژیم 22آذر نوشت: ... باید آسیبشناسی و ریشهیابی کرد که چرا رفقای دیروز در صفبندهای سیاسی که این روزها در سپهر سیاسی کشور رخ داده و هر روز مرزبندیهای جدیدتری را ترسیم میکند، مانند رقیبانی شدهاند که بر چهره یکدیگر چنگ میزنند؟
یک نگاه کوتاه به موضعگیریها و اقدامات جریانهای درون باند ولیفقیه، بهوضوح تعریف این مرحله خطیر و جدی بودنش و برگشت ناپذیریش است امری که ولیفقیه از آن بوی قطعیت سرنگونی کل نظام را گرفته و به همین دلیل اقداماتش را مجبور است فارغ از نتیجهاش انجام بدهد.
حدود یک هفته بعد از طرح مصوبه اصلاح قانون انتخابات؛ با وجود حذف ماده 35 این مصوبه از دستور کار مجلس ارتجاع؛ روزنامه حکومتی اعتماد روز 22آذر نوشت: جنجالیترین ماده طرح اصلاح قانون انتخابات، روز گذشته از دستور کار مجلس حذف شد تا نحوه بررسی و تأیید صلاحیت نامزدهای ریاستجمهوری همچنان در انحصار شورای نگهبان بماند. اما انتقادات و اشکالات مخالفان این طرح همچنان پابرجا باقی ماند و صرفنظر کردن نمایندگان مجلس از تعیین شاخص برای رجل سیاسی و مذهبی، باعث نشد که مخالفان از زیر سؤال بردن طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری، کوتاه بیایند.
کیهان ارگان ولیفقیه ارتجاع طبق معمول، در ماراتن ادبیات پاسدار لمپنی و تمسک به تروریسم برون مرزی؛ از دیگر رسانههای رژیم پیشی گرفت و با به سینه زدن سنگ ولیفقیه درهم شکسته؛ با عنوان «بحران کاتالیزور میخواهد» ؛ عناصر باند ولیفقیه و مشخصاً هم احمدینژاد را هدف قرار داد و در روز18آذر نوشت:
«... . قانون اساسی و ضمانت آن- ولایتفقیه- مرکز ثقل و ثبات فعلی جمهوری اسلامی است. بنابراین به هر نحو ممکن باید این مرکز ثقل و ثبات و تنظیم ترافیک سیاست را به چالش کشید… بنابراین باید روی دیگر حلقه ها و اشخاص حساب کرد. حلقههایی که از سر سوءتفاهم و توهم بتوانند مشابه کار طعمههای انتحاری را ـ این بار به شکل سیاسی ـ در ایران انجام دهند؛ ... از نگاه دشمن برای کشیدن ترمز جمهوری اسلامی، ابتدا باید اصولگرایی و اصولگرایان را در ایران منحل یا ضعیف کرد. برجسته کردن اختلافات فرعی، بخش مهمی از این توقع را برآورده میکند. دولت و مجلس نیز به هر میزان که آلودهاین بازی شوند، از نقش آفرینی در خط مقدم مقاومت و بیداری اسلامی باز خواهند ماند، چنان که بعضاً چنین شده است».
در همین روز لاریجانی هم نگرانی و ترس ولیفقیه و باند او را بازتاب داد. روزنامه حکومتی ابتکار سخنان او را به چاپ رساند که گفت: متأسفانه گاهی در بین یک جریان مثل اصولگرایان هم که در خیلی از مبانی اساسی یکسان هستند، در فروعات آنچنان به جان هم میافتند که به نظر میرسد اخلاق سیاسی از یک نظامبندی درست برخوردار نیست!
واقعیت جدیدتر اما این است که بحرانهای درونی و بیرونی؛ آن چنان ساختار باند ولیفقیه بهعنوان محور حاکمیت را درهم شکسته و تا آن جا امکان قوام در اجزای آن را از آن سلب کرده که برای ولیفقیه امکان سوار کردن آجرهای بعدیاش بر روی این پایه غیرممکن است. روزنامه ابتکار 22آذر نوشت: آقای احمدینژاد در ابتدای مسیری است که میتواند بهمثابه یک راه سوم در جمهوری اسلامی ایران تلقی شود… عوض حیدرپور عضو جمعیت ایثارگران معتقد است: «احمدینژاد از ایده اصولگرایی خارج شده و خط سومی را راهاندازی کرده است. ما باید برای این خط سوم یک اصطلاحی پیدا کنیم که نه اصطلاح اصولگرایی و نه اصلاح طلبی و نه در حلقه جریان انحرافی میگنجد بلکه خط سوم یک پدیده جدیدی است که باید با اصطلاح شیطنت و اختلاف افکنی نامیده شود» … اما در همین خبر حرف نهایی را احمد امیر آبادی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ارتجاع و نماینده ارتجاع از قم زده و گفته است: «مگر ما خط اول و دوم داریم که بخواهیم از خط سوم صحبت کنیم؟ در واقع در حال حاضر همه چیز بهم ریخته است…».
نتیجهاینکه ولیفقیه که از چالش نمایش انتخابات میترسید؛ برای مهندسی بحرانهایش قانون گذراند ولی نتیجه ارتقای بحرانهای درونیش به دور جدیدی با سمت سرنگونی نظام بود. پس از حدود 8روز از تصویب اصلاحیه قانون انتخابات در کمیسیونهای مجلس ارتجاع؛ حداد عادل از نزدیکان خامنهای دوبار با تصویب این طرح ابراز مخالفت کرده نه برای حمایت از حرف احمدینژاد بلکه از ترس عواقب آن و صریحاً آن را چالش برانگیز و وهن نظام خواند. وهن نظام از طرف باند خود ولیفقیه دقیقاً بهدلیل درهم شکستگی و ضعف مفرط ولیفقیه. یعنی اینکه احمدینژاد بعد از همه توپ و تشرهای خامنهای؛ رحیم مشایی را در سمت بالاتری میگذارد و مهمتر از آن یک بیانیه سراپا تعریف و تمجید از او میدهد که هنوز نظام درگیر جواب دادن به این تعریف و تمجیدهاست. آخوند شجونی با تهدید احمدینژاد، رودر رویی او با خامنهای را به وی خاطرنشان کرد و پیرامون انتصاب مشایی گفت: رئیسجمهور نباید اقداماتی انجام دهد که مردم فکر کنند او در برابر رهبری ایستاده است...
آن چه میخ رژیم را کشیده و ولیفقیه را ناتوان از هر گونه چاره اندیشی کرده؛ همین است که در مواجهه با بحرانها؛ ظرفیتهایش در درون خودش به صفر رسیده است. البته این بسیار واضح است که مطلقاً خودبخودی نبوده و محصول یک نبرد 31ساله در فشردگی ثانیهها و لحظهها بین مردم ایران و رژیم آخوندی و پیشاپیش آن مقاومت برخاسته از این مردم است. آخوند موحدی طراح بسیاری از ترورهای خارج کشوری رژیم که بهعنوان امام جمعه تهران از طرف خامنهای منصوب شده در نماز جمعه 17آذر تهران همین واقعیت را بیان کرد و گفت: آنچه که از فرمایشات مقام معظم رهبری فهمیدیم، یقین داریم این است که کشور باید آرام باشد. این نظر آقاست و مسئولانی که واقعاً پایبند به ولایت هستند باید به چنین مسالهای توجه کنند و بدانند که هر گونه سخن و برنامه تنشزا خلاف ولایت است. اگر مسئولان خودشان در بین خود نقطه ضعفی دیدند، نباید آن را به جامعه! بکشانند و باید مراقب باشند که دشمن را خوشحال نکنند… این مساله، مسأله اول کشور ماست…
اما با همه این حرفها و نمونهها شاید حق استیصال و بیچارگی ولیفقیه را خوب ادا نکرده باشیم چون حرف از استدلال و برداشت گذشته است و ولیفقیه درهم شکستهتر و بیچارهتر از این حرفهاست تا جایی که «رهبر» دنبال خریدن مشروعیت درحد داشتن «چرخ گوشت دستی» در «بیت» است…
سایت سحام نیوز 29آبان 91نوشت: «عضو دفتر رهبری؛ آیتالله رسولی محلاتی که بهعنوان قدیمیترین و نزدیکترین یار و امین امام، ویژگی منحصربهفردی در میان اصحاب آن حضرت دارد و پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، عهدهدار یکی از مهمترین شئون بیت مقام معظم رهبری «مدظله» گردید؛ گفت: «چرخ گوشت منزل رهبری دستی است؛ گاهی از پاسدارهای شخصی خودشان قرض میکنند» … .
دقیقاً به همین دلیل بهطور خاص ولیفقیه و باندهای دیگر رژیم از ورود به چالش انتخابات و از نزدیک شدن آن بهشدت در هراس و وحشتاند و به همین دلیل و بهطور خاص باند ولیفقیه درصدد است تا با مهندسی آن، تا جایی که میتواند؛ پهنای باند چالش را برای خودش باریکتر کند. برای این کار ولیفقیه قصد حذف عناصر نامطلوب از باند خودش را دارد که در رأس همه احمدینژاد پاسدار هزارتیر است که قرار بود در جراحی یکپایگی در رأس نظام؛ تضاد بقا را برای ولیفقیه حل کند و نظام هزینه این خونریزی درونی را در قیام 88 و آتش زیر خاکستر آن را مجبور شد بپردازد. البته به شیوه خودش با بیدنده و ترمزی در جنایت و کشتار و صدور تروریسم و بحران و تولید بمب اتم. خامنهای سعی میکند و تلاشش این است که دوره باقیمانده احمدینژاد را کج دار و مریز بگذراند و کارهایی مثل پس گرفتن سؤال از احمدینژاد در مجلس که با صدور حکم حکومتی خودش انجام گرفت، از آن جمله است کاری که با توجه به گردنکشیها و لگدهای بیسابقه احمدینژاد در برابر ولیفقیه؛ ضربهیی به موجودیت ولیفقیه و علامت بارز بیثباتی و لرزه ساختاری رژیم، بود.
این تحول ساختاری از جنس آنتروپی و اضمحلال؛ بهطور خاص در اذعان بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم در مورد پس گرفتن سؤال از احمدینژاد به روشنترین وجه بروز یافته است. توکلی در مصاحبه با روزنامه حکومتی خراسان تصریح کرد: … تعویض رئیسجمهور در فاصله چند ماه تا پایان دوره، حتماً نشانه بیثباتی است…
توکلی در پاسخ به این سؤال که چرا با سؤال از رئیسجمهور مخالف بودید؟ گفت: «دلیل مخالفت ما خیلی واضح است. آیا آقای احمدینژاد را میخواهید با سؤال کنترل کنید؟ او… میآید در مجلس و همه را به هم میزند. آیا غیر از این است که به مجلس لطمه میزند؟» (خراسان18آذر91)
به زبان دیگر؛ ولیفقیه به نسبت دور قبل و زمان درآوردن احمدینژاد، مهره مورد نظر خودش از صندوق، با باندی بسیار لاغرتر و در نتیجه بهشدت ضربهپذیرتر بر جای مانده ولی چون هیچ راهحلی در درون و یا بیرون خودش برای حل بحرانهایش ندارد؛ بهاجبار به سمت حذف عناصر ناسازگار باند خودش روی آورده است.
مهمترین اقدام ولیفقیه در این رابطه، اصلاح طرح قانون اساسی انتخاب ریاستجمهوری بود که در واقع به نوعی، خنثی کردن این نمایش انتخاباتی و ساقط کردنش حتی از درجه نمایشی بود به این معنی که به قول احمدینژاد گویی اسم طرفی را که میخواهند مینویسند و کسی را که قرار است از صندوق بیرون بیاید، قبل از زحمت رقم سازی و ریختن رأی مردگان به صندوق تعیین میکنند. ولی آیا به همین سادگی که ولیفقیه طراحی کرده، مسأله تمام میشود؟ آن چه در عرض کمتر از دو هفته در این رابطه اتفاق افتاد حاکی از آن است که این انتخابات؛ ته کار رژیم را هم میبندد و همه باندهایش هم این را بهخوبی میدانند. به همین دلیل تک و پاتک ها؛ همه در قالب فرمول گذشتن آب از سر نظام؛ است. احمدینژاد، روز ۱۲ آذرماه، بار دیگر مجلس ارتجاع و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به باد انتقاد گرفت و تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری را «مغایر قانون اساسی» دانست و با زیر ضرب بردن ولیفقیه گفت: «در این صورت دیگر قانون اساسی لازم نیست».
طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری که مشخص بود هم رفسنجانی و هم احمدینژاد بهراحتی در آن حذف میشوند؛ روز یکشنبه12آذر و ساعتهایی پیش از سخنان محمود احمدینژاد، با ۱۴۴ رأی موافق، ۹۱ رأی مخالف و ۱۱ رأی ممتنع از مجموع ۲۵۳ نماینده حاضر در مجلس ارتجاع به تصویب رسیده بود. بر اساس این طرح، کسی که میخواهد برای ریاستجمهوری نامزد شود باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
1ـ باید دارای هشت سال سابقه وزارت باشد
2ـ ۳۰۰ نفر از مسئولان سیاسی کشوری که در سابقه خود حداقل استاندار بودهاند یا مشاغل همتراز بالاتر را داشتهاند، فرد کاندیدا را از نظر توان مدیریتی تأیید کنند.
این طرح بهوضوح هدفی جز حذف و محدود کردن افراد مخالف نظر ولیفقیه را ندارد؛ احمدینژاد این طرح را خلاف قانون اساسی رژیم دانست و از این هم جلوتر رفت و گفت: «برخی خیال میکنند که زمان قاجار است و استبداد حاکم است و همه حقوق مردم در مجلس متبلور است». بعد هم با بالاترین سرکشی ممکن در برابر ولیفقیه ارتجاع علناً و در اظهاراتی که در دو مراسم علنی داشت، موقعیت خامنهای را بهعنوان کسی که منتخب مستقیم مردم نیست، در مقایسه با رئیسجمهور که مستقیماً از سوی مردم برگزیده میشود، پایین آورد و گفت: «تنها نماینده اراده کل ملت، رئیسجمهوریست، رهبری هم با واسطه انتخاب میشود»... ولی موضوع به همین جا ختم نشد و در یک لگد محکم به ولیفقیه با طعنه، طرح ولیفقیه را به لجن کشید و گفت: «برخی دوستان شوخی میکردند و میگفتند که در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری، اسم فردی که میخواهند رئیسجمهور شود را بگذارند».
این طرح یک ماده چهارم هم داشت که اجرای انتخابات را که قبلاً مسئولش وزارت کشور و تحت نظر رئیسجمهور رژیم بود؛ تغییر داد. بر اساس ماده چهارم طرح اصلاح قانون انتخابات، کسانی که بر اجرای انتخابات نظارت دارند عبارتند از: وزیر کشور که زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی انتخابات است، مجری برگزاری انتخابات ریاستجمهوری است. یعنی ولیفقیه یک قلاده به گردن وزیر کشور هم انداخته و برایش ناظر از باند خودش گذاشته و بعد مسئولیت اجرای انتخابات را به او داده. در حالی که قبلاً وزارت کشور مسئول انتخابات بود. طبق این ماده، هیأت اجرایی مرکزی انتخابات عبارتند از وزیر کشور بهعنوان رئیس هیأت، یکی از اعضای هیأترئیسه مجلس که از سوی رئیس مجلس انتخاب میشود (یعنی نفر لاریجانی)، دادستان کل کشور (اژهای)، وزیر اطلاعات وهفت معتمد مردمی (معتمد مردمی هم که مشخص است ایادی و عساکر ولیفقیه اند).
حداقل سن برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۴۰ و حداکثر سن ۷۵ سال تعیین شده است، داشتن سواد خواندن و نوشتن تنها ملاک و معیار برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری نیست و نامزدها باید دارای سابقه مدیریتی باشند. طبق این طرح، همچنین «نامزد مورد نظر برای انتخابات ریاستجمهوری باید دارای هشت سال سابقه وزارت باشد و ۳۰۰ نفر از سیاسیون که در کارنامه خود سابقه کاری حداقل استانداری یا مشاغل همتراز به بالاتر را داشته باشند، وی را از نظر توان مدیریتی تأیید کنند. یعنی در اصلاحیه و طرحی که به مجلس رفت و در کمیسیونها مصوب شد؛ و اکنون در حال تصویب جزء به جزء آن در مجلس هستند؛ ترتیب طناب پیچ کردن همه ناسازگارها در باند ولیفقیه داده شده است. واکنش احمدینژاد؛ نتیجهاین مهندسی و برآیند نمایش انتخابات را از همین الآن روشن میکند. نتیجه به خلاف انتخابات قبلی صرفاً این نیست که کسی که ولیفقیه میخواهد از صندوق بیرون بیاید؛ پیش از آن؛ نتیجه جزء به جزء اقدامات ولیفقیه؛ ساخته شدن و سربرآوردن تضادهایی است که اساساً نظام در تمامیتش و بهطور خاص ولیفقیه توان مقابله و خنثی کردن آنها را مطلقاً ندارد. در اولین قدم پس از مخالفت احمدینژاد با طرح اصلاح انتخابات لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع گفت: اصلاح قانون انتخابات برای صیانت از آزادیهاست… پاسخ صحبتهای رئیسجمهور را نمیدهم (ایسنا13آذر91) …
در واقع با این طرح که بخشی از مهندسی خامنهای برای انتخابات است دور تازهی رویارویی محمود احمدینژاد و مجلس کلید خورد و به سرعت مسیر شتاب گرفتن در تمام اجزای باند ولیفقیه را پیمود. آنقدر که کیهان ولیفقیه هراسان از انقلابیون فرسوده در حلقههای قدرت جمهوری اسلامی که قصد دارند با مهندسی هدفمند اوضاع کشور و اعمال فشار همهجانبه به رهبر، ایشان را به نوشیدن جام زهر عقب نشینی، وادار سازند یاد کرد ولی حرف این است که برآیند این تضادها چیزی در ا دامه مراحل قبلی و تضادهای قبلی نیست. حرف بر سر مرحله جدید در فروپاشی است به این معنی که حذف و کنار گذاشتنها در بالاترین دایره حاکمیت تک پایه؛ یعنی در نزدیکترین عناصر به خود ولیفقیه که بهدلیل مرحله سرنگونی دیگر زیربار او نمیروند؛ در درون رژیم ایجاد به هم ریختگی ساختاری کرده است که بهمعنی از دست رفتن کامل مهار ولیفقیه روی عناصر باند خودش است و در نهایت به تجزیه کامل و انهدام کل نظام راه خواهد برد. این واقعیت از دید عناصر دستاندرکار رژیم مخفی نمانده و آنها بهوضوح به آن اذعان دارند. به همین دلیل آتش تهیه عناصر در معرض حذف، با شدت و حدت از الآن یعنی از 6ماه قبل ازنمایش انتخابات در همه زمینهها و از جمله در زمینه بحرانهای اجتماعی که به سرعت به بحران سیاسی تبدیل میشوند؛ اهداف طرف مقابل را میکوبد و از همین الآن طرفین سلاحهایشان را برای دریدن یکدیگر تیز کردهاند. در همین رابطه روزنامه رسالت رژیم 22آذر نوشت: ... باید آسیبشناسی و ریشهیابی کرد که چرا رفقای دیروز در صفبندهای سیاسی که این روزها در سپهر سیاسی کشور رخ داده و هر روز مرزبندیهای جدیدتری را ترسیم میکند، مانند رقیبانی شدهاند که بر چهره یکدیگر چنگ میزنند؟
یک نگاه کوتاه به موضعگیریها و اقدامات جریانهای درون باند ولیفقیه، بهوضوح تعریف این مرحله خطیر و جدی بودنش و برگشت ناپذیریش است امری که ولیفقیه از آن بوی قطعیت سرنگونی کل نظام را گرفته و به همین دلیل اقداماتش را مجبور است فارغ از نتیجهاش انجام بدهد.
حدود یک هفته بعد از طرح مصوبه اصلاح قانون انتخابات؛ با وجود حذف ماده 35 این مصوبه از دستور کار مجلس ارتجاع؛ روزنامه حکومتی اعتماد روز 22آذر نوشت: جنجالیترین ماده طرح اصلاح قانون انتخابات، روز گذشته از دستور کار مجلس حذف شد تا نحوه بررسی و تأیید صلاحیت نامزدهای ریاستجمهوری همچنان در انحصار شورای نگهبان بماند. اما انتقادات و اشکالات مخالفان این طرح همچنان پابرجا باقی ماند و صرفنظر کردن نمایندگان مجلس از تعیین شاخص برای رجل سیاسی و مذهبی، باعث نشد که مخالفان از زیر سؤال بردن طرح اصلاح قانون انتخابات ریاستجمهوری، کوتاه بیایند.
کیهان ارگان ولیفقیه ارتجاع طبق معمول، در ماراتن ادبیات پاسدار لمپنی و تمسک به تروریسم برون مرزی؛ از دیگر رسانههای رژیم پیشی گرفت و با به سینه زدن سنگ ولیفقیه درهم شکسته؛ با عنوان «بحران کاتالیزور میخواهد» ؛ عناصر باند ولیفقیه و مشخصاً هم احمدینژاد را هدف قرار داد و در روز18آذر نوشت:
«... . قانون اساسی و ضمانت آن- ولایتفقیه- مرکز ثقل و ثبات فعلی جمهوری اسلامی است. بنابراین به هر نحو ممکن باید این مرکز ثقل و ثبات و تنظیم ترافیک سیاست را به چالش کشید… بنابراین باید روی دیگر حلقه ها و اشخاص حساب کرد. حلقههایی که از سر سوءتفاهم و توهم بتوانند مشابه کار طعمههای انتحاری را ـ این بار به شکل سیاسی ـ در ایران انجام دهند؛ ... از نگاه دشمن برای کشیدن ترمز جمهوری اسلامی، ابتدا باید اصولگرایی و اصولگرایان را در ایران منحل یا ضعیف کرد. برجسته کردن اختلافات فرعی، بخش مهمی از این توقع را برآورده میکند. دولت و مجلس نیز به هر میزان که آلودهاین بازی شوند، از نقش آفرینی در خط مقدم مقاومت و بیداری اسلامی باز خواهند ماند، چنان که بعضاً چنین شده است».
در همین روز لاریجانی هم نگرانی و ترس ولیفقیه و باند او را بازتاب داد. روزنامه حکومتی ابتکار سخنان او را به چاپ رساند که گفت: متأسفانه گاهی در بین یک جریان مثل اصولگرایان هم که در خیلی از مبانی اساسی یکسان هستند، در فروعات آنچنان به جان هم میافتند که به نظر میرسد اخلاق سیاسی از یک نظامبندی درست برخوردار نیست!
واقعیت جدیدتر اما این است که بحرانهای درونی و بیرونی؛ آن چنان ساختار باند ولیفقیه بهعنوان محور حاکمیت را درهم شکسته و تا آن جا امکان قوام در اجزای آن را از آن سلب کرده که برای ولیفقیه امکان سوار کردن آجرهای بعدیاش بر روی این پایه غیرممکن است. روزنامه ابتکار 22آذر نوشت: آقای احمدینژاد در ابتدای مسیری است که میتواند بهمثابه یک راه سوم در جمهوری اسلامی ایران تلقی شود… عوض حیدرپور عضو جمعیت ایثارگران معتقد است: «احمدینژاد از ایده اصولگرایی خارج شده و خط سومی را راهاندازی کرده است. ما باید برای این خط سوم یک اصطلاحی پیدا کنیم که نه اصطلاح اصولگرایی و نه اصلاح طلبی و نه در حلقه جریان انحرافی میگنجد بلکه خط سوم یک پدیده جدیدی است که باید با اصطلاح شیطنت و اختلاف افکنی نامیده شود» … اما در همین خبر حرف نهایی را احمد امیر آبادی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ارتجاع و نماینده ارتجاع از قم زده و گفته است: «مگر ما خط اول و دوم داریم که بخواهیم از خط سوم صحبت کنیم؟ در واقع در حال حاضر همه چیز بهم ریخته است…».
نتیجهاینکه ولیفقیه که از چالش نمایش انتخابات میترسید؛ برای مهندسی بحرانهایش قانون گذراند ولی نتیجه ارتقای بحرانهای درونیش به دور جدیدی با سمت سرنگونی نظام بود. پس از حدود 8روز از تصویب اصلاحیه قانون انتخابات در کمیسیونهای مجلس ارتجاع؛ حداد عادل از نزدیکان خامنهای دوبار با تصویب این طرح ابراز مخالفت کرده نه برای حمایت از حرف احمدینژاد بلکه از ترس عواقب آن و صریحاً آن را چالش برانگیز و وهن نظام خواند. وهن نظام از طرف باند خود ولیفقیه دقیقاً بهدلیل درهم شکستگی و ضعف مفرط ولیفقیه. یعنی اینکه احمدینژاد بعد از همه توپ و تشرهای خامنهای؛ رحیم مشایی را در سمت بالاتری میگذارد و مهمتر از آن یک بیانیه سراپا تعریف و تمجید از او میدهد که هنوز نظام درگیر جواب دادن به این تعریف و تمجیدهاست. آخوند شجونی با تهدید احمدینژاد، رودر رویی او با خامنهای را به وی خاطرنشان کرد و پیرامون انتصاب مشایی گفت: رئیسجمهور نباید اقداماتی انجام دهد که مردم فکر کنند او در برابر رهبری ایستاده است...
آن چه میخ رژیم را کشیده و ولیفقیه را ناتوان از هر گونه چاره اندیشی کرده؛ همین است که در مواجهه با بحرانها؛ ظرفیتهایش در درون خودش به صفر رسیده است. البته این بسیار واضح است که مطلقاً خودبخودی نبوده و محصول یک نبرد 31ساله در فشردگی ثانیهها و لحظهها بین مردم ایران و رژیم آخوندی و پیشاپیش آن مقاومت برخاسته از این مردم است. آخوند موحدی طراح بسیاری از ترورهای خارج کشوری رژیم که بهعنوان امام جمعه تهران از طرف خامنهای منصوب شده در نماز جمعه 17آذر تهران همین واقعیت را بیان کرد و گفت: آنچه که از فرمایشات مقام معظم رهبری فهمیدیم، یقین داریم این است که کشور باید آرام باشد. این نظر آقاست و مسئولانی که واقعاً پایبند به ولایت هستند باید به چنین مسالهای توجه کنند و بدانند که هر گونه سخن و برنامه تنشزا خلاف ولایت است. اگر مسئولان خودشان در بین خود نقطه ضعفی دیدند، نباید آن را به جامعه! بکشانند و باید مراقب باشند که دشمن را خوشحال نکنند… این مساله، مسأله اول کشور ماست…
اما با همه این حرفها و نمونهها شاید حق استیصال و بیچارگی ولیفقیه را خوب ادا نکرده باشیم چون حرف از استدلال و برداشت گذشته است و ولیفقیه درهم شکستهتر و بیچارهتر از این حرفهاست تا جایی که «رهبر» دنبال خریدن مشروعیت درحد داشتن «چرخ گوشت دستی» در «بیت» است…
سایت سحام نیوز 29آبان 91نوشت: «عضو دفتر رهبری؛ آیتالله رسولی محلاتی که بهعنوان قدیمیترین و نزدیکترین یار و امین امام، ویژگی منحصربهفردی در میان اصحاب آن حضرت دارد و پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، عهدهدار یکی از مهمترین شئون بیت مقام معظم رهبری «مدظله» گردید؛ گفت: «چرخ گوشت منزل رهبری دستی است؛ گاهی از پاسدارهای شخصی خودشان قرض میکنند» … .