مقدمه: بر اساس آخرین اکتشافات کل ذخایر شناخته شده نفتی ایران حدود 8/381میلیارد بشکه است که سهم عمده آن در خشکی و در جنوب غربی کشور نهفته است. تا کنون 62 میدان نفتی در خشکی شناسایی شده است که 59 میدان در حوزه عملیاتی مناطق نفت خیز جنوب (استانهای خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد) و 3میدان دیگر در نفت شهر کرمانشاه، سروستان و سعادت آباد (فارس) قرار دارند. بزرگترین میدانهای نفتی موجود را میادین آغاجاری، مارون و گچساران و اهواز تشکیل میدهند و قسمت اعظم تولید نفت خام به آنها تعلق دارد. ایران از نظر برخورداری از ذخایر گاز نیز بسیار غنی است و با داشتن حدود 481 تریلیون فوت مکعب ذخیره قابل استحصال اولیه که معادل 7/13 درصد کل ذخایر تثبیت شده جهانی میباشد مقام دوم را در بین کشورهای جهان داراست. حداقل و حداکثر عمر این ذخایر در صورت حفظ سطح برداشت و تولید فعلی به ترتیب 190 و 300سال میباشد. مهمترین میادین مستقل گازی عبارتند از: میدانهای خانگیران و گنبدلی در خراسان. سراجه در استان مرکزی. کنگان و نار در استان بوشهر. میدانهای آغار و دالان در استان فارس. میدانهای پارس شمالی و جنوبی در خلیج فارس. میدانهای قشم و سرخون و عسلویه در استان هرمزگان.
سؤال: مقامهای وزارت نفت رژیم به خبرگزاری رویتر گفتند که ما درب برخی چاههای نفتی را میبندیم و این کار را هم برای طولانیتر کردن روند نوسازی و حفاظت از این چاهها انجام میدهیم، به همین دلیل صادرات نفتمان بیست تا سی درصد کم میشود. آیا واقعاً این اقدام برای نوسازی چاههاست؟
پاسخ: خیر، این کار بهدلیل تحریمهاست، رژیم چون توان فروش نفت را ندارد، شروع به انبار کردن آن در نفتکشها کرده است، ظرفیت نفتکشها هم پر شده، به همین دلیل اگر نفت بیشتر تولید کند روی دستش میماند. الآن صادرات نفت رژیم نصف شده یعنی به یک میلیون و صدهزار بشکه در روز رسیده، به همین دلیل ناچار شده با بستن چاهها تولید را کاهش دهد.
سؤال: بحث نوسازی چاهها که رژیم طرح میکند چیست؟ یعنی این اقدام برای نوسازی نیست؟
پاسخ: خیر، چرا رژیم الآن به فکر این نوسازی افتاده است؟ اغلب چاههای نفت ایران نیمهی دوم عمر خود را میگذرانند و از سالها قبل نیاز شدید به نوسازی داشتند. کارشناسان خود رژیم هم مدتهاست که در مورد فرسودگی و قدیمی بودن این چاهها و ضرورت نوسازی و تزریق گاز به آنها هشدار میدهند، اما رژیم اقدامی در این خصوص نکرده است. در حال حاضر بستن درب چاههای کهنه بهمنزله مرگ آنهاست و دیگر قابل احیا نیستند یا به سختی قابل احیا هستند. به همین دلیل این اقدام رژیم یک سیاست میهن بر باد ده است و این دارایی مردم ایران را نابود میکند.
سؤال: مطابق برنامه پنجم رژیم قرار بوده با توسعه میادین نفتی، تولید روزانه نفت را به پنج ۵ میلیون و صد ۱۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد. الآن میبینیم که تولید نفت به کمتر از سه میلیون بشکه رسیده، مشکل چیست؟
پاسخ: برای دست یافتن به این هدف یعنی تولید روزانه پنج میلیون و صدهزار بشکه باید سالانه پنجاه ۵۰ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری شود. این پول از کجا میآید؟ وزیر نفت رژیم پاسدار قاسمی گفته از فروش نفت. برای این کار نیاز به نصف درآمدهای نفتی است. اما مقامهای رژیم تمامی درآمدهای نفتی را خرج امور دیگر میکنند، خرج سپاه و سرکوب، صدور تروریسم، برنامه اتمی و بخش زیادی هم به بیت خامنهای و جیب کارگزاران رژیم میرود. مسأله تنها پول هم نیست، تکنولوژی هم هست
سؤال: بحث تکنولوژی شد، این چه تأثیری در استخراج و تولید نفت دارد؟ رژیم که تا بهحال بدون همکاری این شرکتها هم کارش را پیش برده است؟
پاسخ: در کشورهایی چون قطر و عربستان سعودی که از تکنولوژی روز در صنایع نفت و گاز خود استفاده میکنند هزینه استخراج هر بشکه نفت کمتر از دو دلار است. هزینهی استخراج هر بشکه نفت در ایران ۷ دلار است. برخی کارشناسان هم میگویند تا چند سال دیگر این هزینه در برخی میادین به ۳۰ دلار میرسد. در حال حاضر هیچ شرکت مهم بینالمللی حاضر به دادن تکنولوژی و سرمایهگذاری در این بخش نیست. همه شرکتهای مهم مانند توتال فرانسه، شل هلند، انی ایتالیا و پتروناس مالزی بیرون کشیدند. علاوه بر این، بسیاری از میادین بهدلیل همین مشکل به بهرهبرداری نمیرسند، مثلاً وضعیتی که پارس جنوبی دارد.
میدان عظیم گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان است که فقط ذخایر گاز بخش ایرانی آن ۱۴ تریلیون مترمکعب برآورد میشود. این میدان گازی میان ایران و قطر مشترک است. طبق آخرین ارزیابیها، قطر که ۱۰ سال زودتر از ایران عملیات توسعه این میدان را آغاز کرده و با کمک شرکتهای غربی به سرعت فازهای بخش قطری این میدان را توسعه میدهد، هماکنون دو و نیم برابر ایران از این میدان گاز تولید میکند و با صادرات سالانه ۷۷ میلیون تن، بزرگترین تولیدکننده گاز مایع (ال ان جی) جهان شده است. میدان پارس جنوبی یک لایه نفتی با ذخایر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون بشکهای نیز دارد که هنوز دقیقاً معلوم نیست آیا این لایه نیز مانند لایه گازی میدان، میان ایران و همسایه جنوبی آن مشترک است، یا مستقل.
سؤال: 29 فاز پارس جنوبی نیمی از ذخایر گاز ایران را در خود جای داده است. رژیم با این پروژه چه کار کرده است، چرا قطر این میزان جلو افتاده است؟
پاسخ: از 29 فاز این میدان در ایران تنها پنج فاز آن راه افتاده است، هفت سال است که حتی یک فاز دیگر راه نیفتاده است. علاوه بر شرکتهای اروپایی، حتی شرکتهای چینی و مالزی هم حاضر بهکار در این پروژهها نیستند. مثلاً شرکت سینوپیک چین بهرغم اینکه قرارداد پنج میلیارد دلاری با رژیم امضا کرده اما پای اجرای آن نیامده است. یک دلیل این وضعیت هم تحریمها و آثار آن است.
سؤال: با توجه به تحریمها آیا رژیم با پیمانکاران داخلی امکان توسعه این میادین را دارد؟
پاسخ: منظور از پیمانکاران داخلی همان قرارگاه ضدخاتم الانبیا سپاه پاسداران هست. که بسیاری پروژهها را بدون مناقصه قبضه کرده است. این قرارگاه تا پیش از دولت احمدینژاد سهمی در پروژههای نفتی نداشت، اما بنا به گزارش وزارت نفت، حالا ۲۵ میلیارد دلار قرارداد نفتی در دست اجرا دارد. اما جالب است که حتی یک فاز میدان پارس جنوبی را هم نتونسته راهاندازی کند. این قرارگاه فقط برای چپاول، دزدی و پرکردن جیب پاسدارها است در غیراینصورت از همین میادین پارس جنوبی قطر 13برابر ایران استخراج نمیکرد.
سؤال: اگر رژیم بخواهد صنعت نفت و گاز را توسعه دهد و به وعدههایی که داده عمل کند، به چه میزان سرمایه نیاز دارد؟ و آیا امکان تأمین این سرمایه را دارد؟
پاسخ: بنا بر پیشبینی وزارت نفت رژیم برای توسعه صنعت نفت و گاز به دویست ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز است اما تأمین این حجم بودجه از منابع داخلی امکانپذیر نیست. با توجه به اینکه درآمد نفت هم بر اثر تحریمها مستمر کم میشود. در این شرایط توسعه صنعت نفت ایران بدون سرمایه و تکنولوژی خارجی امکان ندارد.
سؤال: به وضعیت قطر در بهرهبرداری از میدان پارس جنوبی اشاره شد، دقیقاً این کشور چقدر بهرهبرداری میکند؟
پاسخ: برخلاف رژیم ایران که تا بهحال اقدامات چندانی برای توسعه پروژه لایه نفتی پارس جنوبی انجام نداده است، قطر با حفر ۱۳۱ چاه تولیدی و تزریق آب شور، فعال کردن هیجده ۱۸ سکوی حفاری و ۶ تأسیسات تولیدی متصل به بیست ۲۰ خط لوله از این میدان نفت تولید میکند. قطر همینطور به برکت قراردادهای کلان با شرکتهای بزرگ انرژی جهان، در حال حاضر معادل ۱۶ فاز بخش ایرانی پارس جنوبی از این میدان گاز برداشت میکند. طبق گزارش شرکت «بریتیش پترولیوم» که در خردادماه گذشته منتشر شد، تولید سالانه گاز قطر در سال گذشته میلادی نسبت به سال ۲۰۱۰ به میزان ۲۶ درصد رشد داشته و به ۱۴۷ میلیارد مترمکعب رسیده است.
سؤال: مقامهای وزارت نفت رژیم به خبرگزاری رویتر گفتند که ما درب برخی چاههای نفتی را میبندیم و این کار را هم برای طولانیتر کردن روند نوسازی و حفاظت از این چاهها انجام میدهیم، به همین دلیل صادرات نفتمان بیست تا سی درصد کم میشود. آیا واقعاً این اقدام برای نوسازی چاههاست؟
پاسخ: خیر، این کار بهدلیل تحریمهاست، رژیم چون توان فروش نفت را ندارد، شروع به انبار کردن آن در نفتکشها کرده است، ظرفیت نفتکشها هم پر شده، به همین دلیل اگر نفت بیشتر تولید کند روی دستش میماند. الآن صادرات نفت رژیم نصف شده یعنی به یک میلیون و صدهزار بشکه در روز رسیده، به همین دلیل ناچار شده با بستن چاهها تولید را کاهش دهد.
سؤال: بحث نوسازی چاهها که رژیم طرح میکند چیست؟ یعنی این اقدام برای نوسازی نیست؟
پاسخ: خیر، چرا رژیم الآن به فکر این نوسازی افتاده است؟ اغلب چاههای نفت ایران نیمهی دوم عمر خود را میگذرانند و از سالها قبل نیاز شدید به نوسازی داشتند. کارشناسان خود رژیم هم مدتهاست که در مورد فرسودگی و قدیمی بودن این چاهها و ضرورت نوسازی و تزریق گاز به آنها هشدار میدهند، اما رژیم اقدامی در این خصوص نکرده است. در حال حاضر بستن درب چاههای کهنه بهمنزله مرگ آنهاست و دیگر قابل احیا نیستند یا به سختی قابل احیا هستند. به همین دلیل این اقدام رژیم یک سیاست میهن بر باد ده است و این دارایی مردم ایران را نابود میکند.
سؤال: مطابق برنامه پنجم رژیم قرار بوده با توسعه میادین نفتی، تولید روزانه نفت را به پنج ۵ میلیون و صد ۱۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد. الآن میبینیم که تولید نفت به کمتر از سه میلیون بشکه رسیده، مشکل چیست؟
پاسخ: برای دست یافتن به این هدف یعنی تولید روزانه پنج میلیون و صدهزار بشکه باید سالانه پنجاه ۵۰ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری شود. این پول از کجا میآید؟ وزیر نفت رژیم پاسدار قاسمی گفته از فروش نفت. برای این کار نیاز به نصف درآمدهای نفتی است. اما مقامهای رژیم تمامی درآمدهای نفتی را خرج امور دیگر میکنند، خرج سپاه و سرکوب، صدور تروریسم، برنامه اتمی و بخش زیادی هم به بیت خامنهای و جیب کارگزاران رژیم میرود. مسأله تنها پول هم نیست، تکنولوژی هم هست
سؤال: بحث تکنولوژی شد، این چه تأثیری در استخراج و تولید نفت دارد؟ رژیم که تا بهحال بدون همکاری این شرکتها هم کارش را پیش برده است؟
پاسخ: در کشورهایی چون قطر و عربستان سعودی که از تکنولوژی روز در صنایع نفت و گاز خود استفاده میکنند هزینه استخراج هر بشکه نفت کمتر از دو دلار است. هزینهی استخراج هر بشکه نفت در ایران ۷ دلار است. برخی کارشناسان هم میگویند تا چند سال دیگر این هزینه در برخی میادین به ۳۰ دلار میرسد. در حال حاضر هیچ شرکت مهم بینالمللی حاضر به دادن تکنولوژی و سرمایهگذاری در این بخش نیست. همه شرکتهای مهم مانند توتال فرانسه، شل هلند، انی ایتالیا و پتروناس مالزی بیرون کشیدند. علاوه بر این، بسیاری از میادین بهدلیل همین مشکل به بهرهبرداری نمیرسند، مثلاً وضعیتی که پارس جنوبی دارد.
میدان عظیم گازی پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان است که فقط ذخایر گاز بخش ایرانی آن ۱۴ تریلیون مترمکعب برآورد میشود. این میدان گازی میان ایران و قطر مشترک است. طبق آخرین ارزیابیها، قطر که ۱۰ سال زودتر از ایران عملیات توسعه این میدان را آغاز کرده و با کمک شرکتهای غربی به سرعت فازهای بخش قطری این میدان را توسعه میدهد، هماکنون دو و نیم برابر ایران از این میدان گاز تولید میکند و با صادرات سالانه ۷۷ میلیون تن، بزرگترین تولیدکننده گاز مایع (ال ان جی) جهان شده است. میدان پارس جنوبی یک لایه نفتی با ذخایر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون بشکهای نیز دارد که هنوز دقیقاً معلوم نیست آیا این لایه نیز مانند لایه گازی میدان، میان ایران و همسایه جنوبی آن مشترک است، یا مستقل.
سؤال: 29 فاز پارس جنوبی نیمی از ذخایر گاز ایران را در خود جای داده است. رژیم با این پروژه چه کار کرده است، چرا قطر این میزان جلو افتاده است؟
پاسخ: از 29 فاز این میدان در ایران تنها پنج فاز آن راه افتاده است، هفت سال است که حتی یک فاز دیگر راه نیفتاده است. علاوه بر شرکتهای اروپایی، حتی شرکتهای چینی و مالزی هم حاضر بهکار در این پروژهها نیستند. مثلاً شرکت سینوپیک چین بهرغم اینکه قرارداد پنج میلیارد دلاری با رژیم امضا کرده اما پای اجرای آن نیامده است. یک دلیل این وضعیت هم تحریمها و آثار آن است.
سؤال: با توجه به تحریمها آیا رژیم با پیمانکاران داخلی امکان توسعه این میادین را دارد؟
پاسخ: منظور از پیمانکاران داخلی همان قرارگاه ضدخاتم الانبیا سپاه پاسداران هست. که بسیاری پروژهها را بدون مناقصه قبضه کرده است. این قرارگاه تا پیش از دولت احمدینژاد سهمی در پروژههای نفتی نداشت، اما بنا به گزارش وزارت نفت، حالا ۲۵ میلیارد دلار قرارداد نفتی در دست اجرا دارد. اما جالب است که حتی یک فاز میدان پارس جنوبی را هم نتونسته راهاندازی کند. این قرارگاه فقط برای چپاول، دزدی و پرکردن جیب پاسدارها است در غیراینصورت از همین میادین پارس جنوبی قطر 13برابر ایران استخراج نمیکرد.
سؤال: اگر رژیم بخواهد صنعت نفت و گاز را توسعه دهد و به وعدههایی که داده عمل کند، به چه میزان سرمایه نیاز دارد؟ و آیا امکان تأمین این سرمایه را دارد؟
پاسخ: بنا بر پیشبینی وزارت نفت رژیم برای توسعه صنعت نفت و گاز به دویست ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز است اما تأمین این حجم بودجه از منابع داخلی امکانپذیر نیست. با توجه به اینکه درآمد نفت هم بر اثر تحریمها مستمر کم میشود. در این شرایط توسعه صنعت نفت ایران بدون سرمایه و تکنولوژی خارجی امکان ندارد.
سؤال: به وضعیت قطر در بهرهبرداری از میدان پارس جنوبی اشاره شد، دقیقاً این کشور چقدر بهرهبرداری میکند؟
پاسخ: برخلاف رژیم ایران که تا بهحال اقدامات چندانی برای توسعه پروژه لایه نفتی پارس جنوبی انجام نداده است، قطر با حفر ۱۳۱ چاه تولیدی و تزریق آب شور، فعال کردن هیجده ۱۸ سکوی حفاری و ۶ تأسیسات تولیدی متصل به بیست ۲۰ خط لوله از این میدان نفت تولید میکند. قطر همینطور به برکت قراردادهای کلان با شرکتهای بزرگ انرژی جهان، در حال حاضر معادل ۱۶ فاز بخش ایرانی پارس جنوبی از این میدان گاز برداشت میکند. طبق گزارش شرکت «بریتیش پترولیوم» که در خردادماه گذشته منتشر شد، تولید سالانه گاز قطر در سال گذشته میلادی نسبت به سال ۲۰۱۰ به میزان ۲۶ درصد رشد داشته و به ۱۴۷ میلیارد مترمکعب رسیده است.