728 x 90

سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج؛ به یاد سربه‌داران

سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج
سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج

سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج؛ به یاد سربه‌داران

به یاد سربداران

به مهمانی خنده‌هایتان

کنون که قطار آزادتان

مُزبله زمان خفتگان را

به کلامتان هوشیار می‌کند

آری... .

آری مردن نه سزاست

که جاودانگی است

که ما را، شما را به واحه‌ای چند

می‌بوسد و می‌آرمت

ای یگانه ما و شما

اینک خنده‌هاتان خنجر است

به کهن سینه خدا خوانده خدایان

به کین محال‌های بی‌انتها

که دوخته‌اند بر دوش‌هایمان

و عشق فراغتی است

که می‌خنداند

(در این حجمه‌ٔ مرده جبر بر دوش‌ها)

هان رسولان عشق

قطار به سوت خنده‌هاتان می‌رود

و حسرت

یگانه واژه ایست به چشمان ابلیس

بر بینایی‌تان در این غبارکده

و ما بی‌چرا و با چراهامان

بی‌صدا و با صداهامان

بی‌نگاه و با نگاه هامان می‌خندیم

به‌عطر ِدار چین به قطار ِبی انتها به ضرب ِ آزادی

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/ca23cca4-5c15-492f-a5ce-cdaad16fa409"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات