بهروز شهریاری یار وفادار مجاهدین در مسیر آزادی و مبارزه با شاه و شیخ، روز جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، پس از سالها ایستادگی بر سر مواضع مقاومت و ارزشهای مجاهدین خلق ایران، بر اثر ایست قلبی در استکهلم چشم از جهان فروبست.
بهروز متولد ۱۳۳۴ در جنوب تهران و در میان مردمی آشنا با رنج و کار، تحصیلات خود را در هنرستان صنعتی کارآموز در رشته ساختمان به پایان رساند. پس از دیپلم به کار فنی و راهسازی پرداخت و از همان جوانی در پی راهی مبارزه با ظلم و ستم حاکم بود.
در سال ۱۳۵۲ توسط مجاهد شهید مرتضی علایی با راه و آرمان مجاهدین آشنا شد. مطالعه، تکثیر و توزیع آثار سازمان و فعالیت و پذیرش مسئولیت، او را در مسیر نوینی قرار داد. در سال ۱۳۵۵، ساواک او را دستگیر کرد و دو سال زندان و مقاومت در برابر فشار و شکنجه در کمیته مشترک، اوین و قصر، برای او مدرسهای بود برای پختگی و استقامت.
بهروز در زندان با مجاهدینی چون مجاهد کبیر محمدعلی جابرزاده همبند شد و از آنها در رزم و نبرد با دیکتاتوری درسها فراگرفت. در آذر ۱۳۵۶ زمانی که از زندان شاه آزاد شد، جسمش رنجدیده بود، اما روحش استوارتر از همیشه.
پس از انقلاب ضدسلطنتی، در انجمن رسالت نارمک هواداران مجاهدین خلق ایران، به فعالیت علیه ارتجاع سارق انقلاب پرداخت و سال ۱۳۵۸ توسط استبداد دینی دستگیر شد و شش ماه را در زندان بهسر برد. بعد از آزادی از زندان خمینی با آگاهی بیشتری مسیر مبارزه در صفوف مجاهدین را ادامه داد. سالهای بعد، با زندگی مخفی، تعقیب، فشار بر خانواده، و بازداشت پدر، که با هدف یافتن ردی از او بود مواجه گردید.
در اوایل دهه ۶۰ به سوئد رفت و در آنجا هم تمام زندگی، امکاناتش و توانش را صرف مبارزه با دشمن ضدبشری و مقاومت برای آزادی کرد. بهروز در همه صحنهها و فراز و نشیبهای مجاهدین و مقاومت ایران حاضر و دستاندرکار بود؛ از کارهای تدارکاتی و مالی تا حضور در تجمعها و جنگ سیاسی با رژیم و عوامل و مزدورانش تا پذیرش سرپرستی فرزندان مجاهدان شهید همچون شهین حاتمی در زمانی که کودکان مجاهدین از آتش جنگ در عراق دور میشدند.
بهروز شهریاری با شاه و شیخ و با هر آنکه آزادی مردم را معامله میکرد، مرزبندی شفاف و روشن داشت و همواره علیه دزدان آزادی و حاکمیت مردم ایران در خروش بود
او با رهبری مقاومت که وی را به مسیر صدق و فدا آورده پیوندی ویژه داشت و میگفت: «تمام آنچه هستم از این مسیر است». بهروز خود را بدهکار همیشگی سازمان میدانست و همواره آرزو میکرد با تمام وجود در مجاهدت برای آزادی خلق و میهن باشد. وقتی مجاهدین به آلبانی رفتند، بهروز خود را تجدید عهد به آنجا رساند.
بهروز شهریاری، در همه سالهای مجاهدت علیه دیکتاتوری و برای آزادی میهن، انسانی بهغایت پرکار و فعال و متواضع و صمیمی باقی ماند و با همین ارزشها دفتر زندگیش را به پایان برد.
خانم مریم رجوی فقدان دریغانگیز بهروز شهریاری را به یاران و همرزمان و بستگان و برادر مجاهدش در اشرف۳ تسلیت گفت و افزود بهروز صدیق و اشرفنشان در ۴۷سال گذشته از شکنجهگاههای ساواک شاه و زندان شیخ و در همه آزمایشهای ۴دهه بعد مجاهدت خود را ثابت کرد. او در این سالیان در خارج از ایران با سادهزیستی و اختصاص تمام توان و وقت و امکاناتش به مقاومت، بر سر هر بزنگاهی با پاکبازی میدرخشید. بهروز شاخصی در مرزبندی با شاه و شیخ و پایبندی به اصول مبارزاتی بود و تا آخرین نفس به عهد و پیمانش با مسعود وفادار ماند.
خانم رجوی با یقین به پیگیری راه و رسم بهروز توسط یاران همرزمش به او که اکنون در کنار شهیدان مجاهد و شورشگر جاودانه و رستگار شده است، درود فرستاد.
