گزارش قسمت آخر از هفتمین جلسه دادگاه تجدیدنظر دژخیم حمید نوری در استکهلم روز ـ چهارشنبه ۵بهمن ۱۴۰۱
وکیل دژخیم حمید نوری: فتوای خمینی درباره اعدامها، مطلبی در رابطه با حمله ارتش آزادیبخش و عملیات فروغ جاویدان نگفته است.
حمید نوری زندانبان ساده بود! کارهای معمول یک زندانبان را انجام میداد!
البته خیلی از زندانیها جرمهای جدی انجام داده و حق نداشتند نگهبانان و هم زندانیهای خودشان را ببینند، به همین خاطر چشمبند داشتند.
زندانبانان خیلی مواظب بودند که با زندانیان درست برخورد شود! کمک میکردند به اشتباهات خودشان پی ببرند! ولی با آنها بهخوبی رفتار میشد!
افراد کمیته مرگ از بالاترین مقامها انتخاب شدند. نیری که قاضی شرع و اشراقی دادستان کل و پور محمدی نماینده اطلاعات و رئیسی معاون دادستان بودند که بعداً به مقامهای بالاتر رسیدند.
اشراقی ۱۰سال مستشار قضایی، نیری رئیس دادگاه عالیپور محمدی وزیر کشور و رئیسی رئیسجمهور شد.
اما نوری باید بهعنوان یک زندانبان مورد قضاوت قرار گیرد. آیا نوری جان کسی را گرفته یا شریک جرم در کشتن کسی بوده؟ اصلاً فکرش را هم نمیشود کرد!
نوری اصلاً هیچ قدرتی در رابطه با تصمیمات این کمیته نداشته، دادستانها شکنجهها را خیلی با احساسات و عواطف تعریف کردند.
اینها اصلاً به این دادگاه مربوط نمیشود و یک استثنا فقط مربوط به راهرو مرگ است.
در تمام کشورها که هنوز مجازات اعدام وجود دارد، معلوم است که یک راهرو وجود دارد! که باید محکومین به اعدام را ببرند به آن راهرو که بعد بفرستند برای اعدام. این نمیتواند دلیل این باشد که کسی به جرم شکنجه کردن محکوم بشود. در این صورت باید صدها هزاران نفر در جهان محکوم شوند!
افرادی که ادعا میشود اعدام شدند، در یکی از سه عملیات (آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان) کشته شدهاند.
در فروغ هزاران نفر از ارتش آزادیبخش کشته شدند. مجاهدین به خانوادههایشان گفتند اعدام شدهاند.
در رابطه با این فتوای ادعایی به نظر من قسمت مهمش اینه که در اینجا چیزی گفته نشده در رابطه با حمله ارتش آزادیبخش ملی و در این عملیات. این را گفتم که دوباره بهش باز میگردیم در این فتوا. دفعه پیش هم که من نکات را همه را پشت سرهم گذاشتم بهطور کلی نظر ما اینه که دلیلی نداریم که کل نامه را نشون ندیم، ولی همونطوری که هم گفتیم چیزی را نشون نمیده. چند خطی در رابطه با، چیزی در رابطه با فروغ جاویدان گفته نشده.
در رابطه با حمید نوری میخواهم صحبت کنم.
بعدش زندانبان شد در زندان اوین. در اونجا میشه گفت کارهای معمولی یک زندانبان را انجام میداد، با زندانیها همراه بود مثلا وقتی به توالت میرفتند. همراهشون بود، البته خیلی از این زندانیها جرمهای جدی انجام داده بودند، به همین دلیل حق نداشتند که نگهبانان را ببینند و هم زندانیهای خودشون را ببینند، به همین خاطر چشمبند داشتند.
همچنین خیلی مواظب بودند که با زندانیان درست برخورد بشه، خوب و اون زمانی که نوری اونجا کار میکرد همچنین کمک میکردند به این اشخاص که محکوم شده بودند برای جرم برای اینکه به اشتباهات خودشون پی ببرند، ولی باهاشون با خوبی رفتار میشد.
آیا حمید نوری همان حمید عباسی هست یا نه از حالا ما میخواهی بگوییم که اینکه ایشون دستیار دادستان بودن این درست نیست این اشتباهه. این مسألهای که یک نفر بخواهد دستیار دادستان باشد زیر دست آن یکسری هستند که آنها زندانبان هستند و این چیزی هست که ما میخواهیم هیچوقت این مسأله بهش کاملاً هیچوقت نه توی دادگاهی شرکت کرده نه اینکه جرمی را بهاصطلاح خواسته تحقیق کرده یا بازرسی کرده باشه. حالا همکار من بقیه صحبت ها را میکنند.