«آخوندها میخواستند سرنوشت ما را با چوبههای دار بنویسند،
اما ما برخاستیم تا سرنوشتی تازه بنویسیم که آزادی را تضمین
کند. مقاومت ما نوید روشنی است از اینکه سقوط این نظام
نهتنها پیروزی مردم ایران، بلکه پیروزی حقوق بشر در سراسر
جهان است.»[۱]
از عمیقِ این بلند شبِ تلخِ زندهگوری
چشماتو بده به چشمام، ای كه از طلوع و نوری!
درود و تقدیر و احترام، تقدیم به چهار مجاهد والاقدر محمد تقوی سنگدهی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و بابک علیپور که با مبارزه و پایداریِ طولانیِ خود در برابر سلطهی اعدام بر ایران، نشان دادند که وفاداری به آرمان آزادی و پرداخت بهای لازم آن، تنها راه نجات ایرانزمین از دیکتاتوریهای موروثی است.
اعدام این شقایقهای محبوب آزادی در فضای ملتهب جنگ، تنها این پیام را دارد که حاکمیت در بحرانیترین وضعیت بود و نبود خود، میخواهد ارتفاع واژهی اعدام را بالا نگاه دارد؛ چرا که جنگ اصلی میان مردم ایران و حاکمیت ملایان است. از اینرو میخواهد فضای سیاسی داخل ایران را تا قلهی کوه اعدام گسترش بدهد. از منظر حاکمیت، زندگانی مردم ایران حتی در زیر بمباران نیروهای خارجی، نباید از پمپاژ کلمهی اعدام خالی و راحت باشد.
حاکمیت با اعدام در سایهی جنگ، میخواهد فکر، روح، ذهن، خیال، خواب، بیداری و عواطف مردم ایران را محاصره کند.
حاکمیت میخواهد از جنگ، نعمتی برای حداکثر سرکوب و اختناق تدارک ببیند. میخواهد این وضعیت را به درها و دیوارها و میلههای زندانها بکشاند تا هر سحرگاه را تحلیف اعدام توسط ولی فقیه و داسهای دروگر آزادی کند.
حاکمیت تمام تلاش خود را بهکار میگیرد تا با نعمت جنگ، سیطرهی واژههای برآمده از سلطهاش را در فضای عمومی ایران نگاه دارد؛ این روزها کلمات زندان، ارعاب و اعدام، مطلوبترین واژهها برای تداوم عمر نظام هستند.
اگر حاکمیت ملایان ضربات کلان هم در جنگ خارجی خورده باشد، باز پناه بردن به اعدام، اصلیترین ابزار حکومتداری و اکسیژن غیرقابل جایگزین برای سر پا ماندن است. حاکمیت میخواهد با توسل به آخرین ترفند حفظ خود، قیمت کوچکترین اعتراض و مخالفت را در روح و روان مردم سنگین و هولناک جا بیندازد؛ چرا که ««حیات ما / سهم تو از لذّت كشتار قصّابانه بود».[۲]
حاکمیت آخوندی با اعدام در بحبوحهی جنگ، از شیشهی عمر خود در برابر خشم متراکم مردم ایران حافظت میکند. اینگونه اثبات میکند که حتی با هزاران کیسهی سیاه اجساد در خیابانها در قیام دیماه ۱۴۰۴ هم به هدفاش در مرعوب کردن جامعهی ایران نرسیده است.
آنچه اما حیرتانگیز و در عین حال راهگشا و ارعابشکن مینماید، ارادهی زندانیان سیاسیست که تمهیدات طلسم اعدام را شکست میدهد و فراتر از طناب «دار» میرود. این پیام پیروزیِ محمد تقوی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و بابک علیپور به مردم ایران برای غلبه بر طلسم اعدام است.
این اعدامها جنبش داخلی و جهانیِ «نه به اعدام» را بسا قویتر از توسل بزدلانهی حاکمیت به اعدام، گسترش میدهد. این جنبش، اصل نظام را هدف میگیرد. پرداخت این قیمت، یک ضرورت اجتنابناپذیر و یک تصمیمگیری و انتخاب تاریخی میطلبد. باید یقین کرد که اولین قدم راهگشا برای آزاد کردن فکر و توان و انرژی از طلسم اعدام، انتخاب قاطعانهی مبارزه با این حاکمیت و پرداخت بهای آن است.
اکنون جامعهی ایران که در حال تجربهی جنگ خارجی و دیکتاتوری داخلی است، وقتی در معرض سبعیت اعدام در سایهی جنگ قرار میگیرد، درمییابد که جنگ خارجی هم نمیتواند موهبت آزادی و دموکراسی را برایش به ارمغان بیاورد. لذا شکستن طلسم اختناق حاکمیت اعدام، تنها در گرو اراده و سازمانیافتگی خود است. این جامعهی ایران است که باید پایان دادن به صدارت اعدام را در دستور روز خویش قرار دهد. جنگ خارجی نیز تنها از این طریق، بهگونهیی استراتژیک پایان خواهد یافت.
پینوشت:
[۱] از پیام مریم رجوی در روز جهانی علیه اعدام؛ «کارزار اضطراری توقف اعدامها در ایران»، ۱۹مهر ۱۴۰۴
[۲] احمد شاملو، حدیث بیقراری ماهان.