نامه زندانی سیاسی حجت علیزادگان
زندان یزد-۲۱ دی ۱۴۰۴
«بنام خدایی که انسان را آزاد آفرید.
آید از ملک ایرانزمین - غرش خلق ایران بگوش – بر تن و جان اهریمنان - لرزه افتاده از این خروش:
درود بیکران بر ملت بزرگوار ایران که بار دیگر فضای اختناق را در هم شکست و نشان داد که آزادی، حق مردم و حق گرفتنی است.
درود بر جوانان غیور که نخواهند گذاشت پرچم آزادیخواهی در این سرزمین برخاک افتد و فریاد آزادیخواهی آنان تا کنج زندان، بگوش جان رسید و گلهای امید را شکوفا کرد.
دوباره پر میگیرند دختران شورشی - تن نمیدهند به رسم شوم کبوتر کشی.
اینجانب حجت علیزادگان از زندان یزد، هر چند جسمم در اسارت شبپرستان است، ولی دل و جانم را به همراه شما میفرستم تا در فریادهای آزادیخواهی شما سهیم باشم.
مبارزات شما را ارج مینهم که به تاریخ ایران آبرو دادهاید و همراه با پرچمداران شرف ایران، مسیر آزادیخواهی را از انسداد نجات داده اید، تا دنیا بداند مردم ایران شایستگی آزاد زیستن را دارند. همان آزادی که میتوان و باید بهدست آورد. همان مسیری که با هدایتهای بانویی با اراده پولادین، نزدیک به نیم قرن استقامت، این کشتی آزادیخواهی را از میان طوفانهای سهمگین، به ساحل آزادی هدایت مینماید.
مسلم است که حاکمیت دیکتاتوری، همواره سعی دارد با انگ زدن به مبارزات بهحق مردم ایران مانند گذشته آزادیخواهان را خرابکار، مزدور بیگانه، تروریست و یا دشمن دین معرفی کند.
خواسته ما زندانیان سیاسی، اجرای عدالت است. بنا بر این عاملان و آمران کشتارهای دستهجمعی زندانیان از دهههای گذشته تاکنون، باید شناسایی و در دادگاههای علنی با حضور کارشناسان حقوقی بینالمللی، محاکمه و مجازات شوند.
به امید آنکه بهزودی مبارزات ملت ایران که حداقل بیش از یک قرن است که آغاز شده، به مقصد نهایی خود برسد و شاهد ایرانی آزاد و آباد باشیم. ایرانی برای همه هموطنان با هر عقیده و اقوام مختلف. و با مشارکت همه، میهنی میسازیم که الگویی برای همه مردمان آزاد اندیش جهان باشد».