یادی از شهیدان مجاهد خلق
در جبهه جنگ با عراق در سال ۱۳۵۹
اشرف نخستین-۱۵ تیر ۱۳۸۹
قبل از ۳۰خرداد، ۳۰خرداد سال ۶۰ ما در مجموع ۸۹ شهید داشتیم که خمینی کشت یا اعدام کرد یا… در جبهههای جنگ با عراق یا زیر بمباران بهشهادت رسیدند یا وقتی نیروهای عراقی توی خاک ما بودند مجاهدین میجنگیدند در صفوف مستقل خودشون، از جلو عراقیها و از پشت عوامل خمینی بودند که به ما شلیک میکردند. آبان ۵۹ وقتی خمینی میخواد برابر ریگان عقب بنشیند و برای اینکه زهر چشمی بگیرد از مجاهدین که البته کور خوانده بود به دادستان ارتجاع در آبادان گفت که حکمی صادر کرد که مجاهدین باید ضمن ۲۴ ساعت جبهههای جنگ رو و شهرهای جنوبی را خالی کنند (نامفهوم) که در سلسله آموزشها یادآوری کردم قبل از خشک شدن مرکب این حکم تعقیب و دستگیری و شکنجه و پیگیرد مجاهدین شروع شد و بعدش هم دیدیم که در دور اول احکام ۲۸۶سال زندان برای مجاهدینی که جبهه دستگیر شده بودند به دفاع مشروع از خاک وطن خودشون مشغول بودند صادر شد و تازه این چیزها همه قبل از ۳۰ خرداد بود. ۳۰ خرداد که دیگه واضح است چه کرد راه پرخون و دراز و طولانی طی کردیم ایستادگی و مقاومت در هر حال فخر و شرف مجاهدین بود که چقدر در این سالها بهاصطلاح برجسته و بهقول خودش چهها و چهها و کذا و کذا علم کرد.
راستی که هر چه خمینی و بقایای اون گفتند اما جز بر شرف و افتخار مجاهدین نیفزود. منافق، التقاطی، تروریست،، سکتاریست، فاسد، بعد معلوم نشد که در این ۷ سال که دولت سابق عراق هم نیست چه کسی جز خلق، مجاهدین را تأمین کرد؟ این دیگر بینهای است که هیچ چشمی نیست که اون را نبیند و انکار و حاشا بکنه.
بهشتی صریحاً گفت خوزستان را از ایران بگیرند
بهتر از این است که شما (مجاهدین) حکومت را از ما بگیرید
(وقایع مهر و آبان ۱۳۵۹ پس از شروع جنگ ۸ ساله با عراق)
ابتدا دادستان ارتجاع با استفاده از فضای جنگ (ایران و عراق) که همه چیز را تحتالشعاع قرار داده بود، در روز ۷آبان انتشار روزنامههای «فریاد گودنشین» و «بازوی انقلاب» را که نشریات بخش اجتماعی و بخش کارگری مجاهدین بودند، ممنوعه اعلام کرد. بهانهاش این بود که «…این گروهکها در روزنامهها و نشریات خود نهتنها این جنگ تحمیلی را محکوم نکردند، بلکه به تضعیف روحیه سپاهیان و رزمندگان دلیر اسلام پرداختهاند…»
سپس در ۱۱ آبان، دادستان ارتجاع نشریه مجاهد و سایر انتشارات مجاهدین را بالکل ممنوع اعلام کرد. در همین روز مجلس رژیم بهدستور خمینی با فوریت و در اجلاسهای سرّی، طرح آزادی گروگانها را تدوین کرد و ۲روز قبل از انتخابات آمریکا به تصویب رساند. در این ایام خمینی از ترس ریگان یک روز ویک ساعت راهم نمیخواست از دست بدهد.
روز بعد در ۱۲آبان، رژیم برای مشغول کردن مجاهدین بهطور ناگهانی اعلام کرد که در فردای همان روز یعنی ۱۳آبان دادگاه مجاهد اسیر محمدرضا سعادتی بهصورت غیرعلنی و در خفا برگزار میشود. یعنی که هیچ فرصتی برای حضور وکلای بینالمللی او در این دادگاه باقی نگذاشت. در ۲۵آبان، خمینی حکم احضار و تعقیب رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران را از طریق دادستانش صادر کرد. بیچاره باز هم مجاهدین را نشناخته بود و گمان میکرد جا میزنند. اما مجاهدین در اطلاعیه خود جبران «بزرگترین خطای شاه» از سوی ارتجاع حاکم را به سخره گرفتند.
در همان زمان بهشتی در دیداری با برادرمان مهدی ابریشمچی در خوزستان به او صریحاً حرفی با این مضمون گفت که خوزستان را از ایران بگیرند بهتر از این است که شما حکومت را از ما بگیرید... .
نشریه مجاهد فوقالعاده جنگ
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۵۹
گزارش به خلق قهرمان ایران: مجاهدین خلق در جبهههای مقاومت
شهادت مجاهد خلق دکتر احمد طباطبایی نخستین استاندار مازندران پس از انقلاب ضدسلطنتی
تشییع دکتر احمد طباطبایی در تهران در ۵ آبان ۱۳۵۹
شهادت ۹ تن دیگر از خواهران و برادران مجاهد در جنگ مقاومت
اسامی و مشخصات ۱۲ شهید نخستین
در جبهههای جنگ
اطلاعیه مجاهدین خلق ایران درباره شهادت مجاهد خلق دکتر احمد طباطبایی
مجاهدین خلق ایران با نهایت تاثر شهادت برادر مجاهد دکتر احمد طباطبائی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران (و اولین استاندار مازندران پس از انقلاب) را که به سرپرستی یک گروه امداد پزشکی مجاهدین خلق عازم جبهههای مقاومت جنوب و جنوب غربی کشور بود به اطلاع هموطنان عزیز میرساند
شهید مجاهد دکتر احمد طباطبائی از سالها قبل در سازمان مجاهدین خلق ایران در راه آرمانهای توحیدی و انقلابیش مبارزه میکرد و به همین خاطر سالهای ۵۰ تا ۵۲ را در زندانهای رژیم شاه بهسر برده است
مختصری درباره شهدای سازمان در جبهههای جنگ
۱. برادر شهید حمید افتخاری (شهید در جبهه خونین شهر)... . در جریان حمله مهاجمین به تعاونی حنیف به دفاع از تعاونی پرداخت این بار نیز دستگیر شد و مجموعاً ۵۵ ضربه شلاق خورد. آثار ضربات شلاق تا هنگام شهادت بر بدنش مانده بود. روز ۲۵ مهر در جریان حمله تانکهای متجاوز به دفاع از حریم خلق میپردازد و دو تانک عراقی را با آر پی جی هفت نابود میسازد
۲. برادر شهید احمد حسین بختیاری
۳. برادر شهید فریدون صالح پور (مسجد سلیمان)
۴. برادر شهید حسن برمایون (آبادان)... دبیر مدرسه راهنمایی و عضو شورای معلمین مسلمان بود.
۵. برادر شهید مسعود ایرانمهر (آبادان)... مسعود، آموزگار و ساکن یکی از روستاهای اراک بود. چهار روز قبل از شهادتش به آبادان رفته و در رابطه با شورای دفاعی هواداران سازمان (واقع در محله بازرگان) به فعالیت میپردازد.
۶. خواهر شهید توران بختیاری (شوشتر). میلیشیای شهید توران بختیاری در سال ۱۳۴۲ در یک خانواده زحمتکش به دنیا آمد پدرش کارگر شرکت نفت بود.
۷. برادر شهید جاسم عتیقی خونین شهر
۸. برادر شهید اردشیر آزهی (آبادان) – اردشیر کارمند کارآموز پتروشیمی بوده است ساعت یازده و نیم شب در منطقه لاین ۳ هنگامی که برای کمک به مجروحان انفجار خمپاره میرود خودش نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفته و شهید میشود.
۹. برادر شهید خدا رحم رودی (آبادان) – کارگر شهید خدا رحم متولد برازجان بود از کودکی بهدلیل شرایط سخت خانوادگی مجبور به کار کردن و تأمین مخارج خانواده گردید از۱۶ سالگی به آبادان آمد و بهعنوان کارگر در شرکت نفت استخدام شد. وی پدر ۴تن از هواداران فعال سازمان میباشد و خود نیز با مطالعه نشریات کارگری مجاهدین، خطوط سازمان را دنبال میکرد.
مجاهدین شهید
سعید اسداللهی از آغاجاری و اسحاق عبدی گماری از اهواز
اطلاعیه مجاهدین خلق ایران- شاخه خوزستان
۴ آبان ۱۳۵۹
۲۱۸ سال زندان برای مجاهدین دستگیر شده در جبهه جنگ
در بیدادگاههای رژیم آخوندی
محاکمه در دادسرای ضد انقلاب در ماهشهر
محاکمه دوم در زندان کارون اهواز
محاکمه سوم در دادسرای ضد انقلاب در ماهشهر
۳۰ نفر از هواداران دستگیر شده در جبهه جنگ هر کدام به ۱۰ سال
یک نفر به ۱ سال، ۱۳ نفر هر کدام به ۳ ماه، یک نفر به ۲ ماه زندان
محکوم شدند
اطلاعیه مجاهدین خلق ایران درباره
دومین حکم خیانت آمیز محکومیت هواداران دستگیر شده در سنگرهای مقاومت
نشریه مجاهد ۱۰۵ – ۲۳ دی ۱۳۵۹
هموطنان مبارز!مردم دلیر و آگاه خوزستان!
همانطور که اطلاع دارید، انحصار طلبی بیحد و حصر از چندی پیش جبههها و سنگرهای جنگ مقاومت در برابر تجاوز رژیم عراق را نیز دربر گرفت و بهدنبال صدور حکم خائنانهٔ دادستان انقلاب آبادان مبنی بر اخراج نیروهای انقلابی و ”مجاهدین خلق“ از سنگرهای مقدم جبهه، از جمله دهها هوادار جان برکف مجاهدین که در حال نبرد با متجاوزین بودند دستگیر و روانهٔ زندان گردیدند.
بهرغم همهٔ تلاشها و توضیحات بهعمل آمده و اسناد و مدارک و شهود ارائه شده پس از مدتها اسارت و ایذا و شکنجهٔ هواداران مجاهدین آنان را طی سه دادگاه فرمایشی مجموعاً به بیش از ۲۱۸ سال زندان محکوم نمودند در جریان این سه محاکمه که محاکمهٔ اول و سوم در دادسرای بهاصطلاح انقلاب ماهشهر و محاکمهٔ دوم که جریان آن قبلاً طی اطلاعیهیی به اطلاع هموطنان رسید در محل زندان کارون اهواز برپا گردید مجموعاً ۳۰نفر از هواداران هر کدام به دهسال یک نفر به یک سال و۱۳ نفر هر کدام به سه ماه ویک نفر دیگر به ۲ماه زندان محکوم گردیدند.
”مجاهدین خلق ایران“ ضمن محکوم کردن شدید این بیعدالتی خدعهآمیز و شرمآور از مقامات قوهٔ قضاییه میپرسند که شما به چه گمانی پای در راه تجربه شدهٔ این اعمال و رفتار ضداسلامی و نامردمانه گذاشته اید؟ آیا معنای استقلال قوه قضاییه به برکناری آن از کینهکشیهای سیاسی و معنای عدالت اسلامی مورد ادعای شما همین است؟
”وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون“
مجاهدین خلق ایران
۱۸/دی /۵۹
مصاحبه با یکی از مجروحان مجاهدین
در جبهه مهران-دی ماه ۱۳۵۹
سؤال: برادر خودتان را معرفی کنید شغلتان چیست؟
ج- من محمدرضا اسکندری دیپلمه بیکارم
سؤال- ما متوجه شدیم که شما در مرز مهران مجروح شدید چگونگی آن را بیان بفرمایید.
ج - در ضمن جنگ توسط ترکش خمپاره مجروح شدم بعد از مجروح شدن توسط یکی از بچههای هوادار سازمان که دانشجوی پزشکی است با مقدار کمی کمکهای اولیه که در اختیار داشت پانسمان گردیدم، بعداً توسط یکی از برادران به جاییکه آمبولانس در آنجا مستقر بود منتقل شدم.
سند وزارت بهداری
سازمان منطقهیی بهداری استان ایلام
گواهی میشود که محمدرضا اسکندری بهعلت برخورد ترکش خمپاره در ناحیه دست چپ از تاریخ ۳۰ آبان ۵۹ لغایت یک ماه استراحت نیاز دارد-امضای دکتر
شهادت قاسم حمیدی دانشجوی اقتصاد در ۱۵ آذر ۱۳۵۹ در اهواز
شهادت علیمرد غیاثی کارمند آموزش و پرورش در ۱۹ دی ۱۳۵۹ در مهران
مجاهد شهید قاسم حمیدی در اوایل مهر ماه ۵۹ به جبهه فارسیاب یا اهواز اعزام و عهدهدار دیدبانی گردید. وی که دانشجوی دانشکده اقتصاد قزوین بود، در اعتصابات دانشکده در زمان رژیم شاه شرکت میکرد و در دوران انقلاب نیز در کنار مردم در مبارزات آنها علیه رژیم منفور پهلوی حضور داشت.
قاسم در روز شنبه ۱۵ آذر همراه چند نفر دیگر داوطلبانه به آن سوی رودخانه کارون میروند تا اسلحههای عراقیها را بیاورند که در بازگشت قایق آنها واژگون شد و قاسم بهشهادت رسید. بقیه سرنشینان قایق نجات یافتند.
مجاهد شهید دیگر علیمرد غیاثی در سال ۱۳۳۰ در چوار در نزدیکی ایلام متولد شد. او پس از پایان خدمت نظام وظیفه در آموزش و پرورش شروع به کار کرد اما با شروع جنگ در صفوف هواداران مجاهدین عازم جبهه شد. علیمرد در جمعه ۱۹ دیماه ۱۳۵۹ در ارتفاعات کنجان چم (مهران) بر اثر انفجار مین بهشهادت رسید.
۱۹ مجاهد شهید دیگر
در جبهههای جنگ با عراق
اسماعیل سالار چمنی متولد ۱۳۳۸ در جوادیه تهران
از رزمندگان انقلاب ضدسلطنتی در تسخیر کلانتری ۱۲ در روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
اعزام به جبهه جنگ با عراق در آبان ۱۳۵۹
شهادت در ۱۲ دیماه ۱۳۵۹ بر اثر ترکش خمپاره در جبهه اهواز
اکبر آرامی متولد ۱۳۳۴ در شوشتر
فارغالتحصیل از دانشگاه مشهد در رشته روانشناسی
در ارتباط با انجمن دانشجویان مسلمان مشهد
شهادت در ۱۲ دیماه ۱۳۵۹ در هویزه در اثر اصابت گلوله توپ حین کمک به مجروحان
مجاهد شهید غلامعلی کیا متولد ۱۳۳۹ در کردکوی
شهادت: در جبهه دزفول
کارگر شهید مجاهد غلامعباس نجفی متولد ۱۳۳۹
شهادت ۲۹ آذر ۱۳۵۹ در جبهه دزفول در اثر اصابت خمپاره
مجاهد شهید علی تختی
مجاهد شهید علی تختی کارمند بهداری بندرعباس و منقضی خدمت ۵۶ بود در جبهه سوسنگرد فعالیت میکرد و در همان جبهه نیز مورد اصابت گلولهٔ خمپاره واقع شد. او برای معالجه به تهران منتقل شد اما در تاریخ ۱۴ دیماه ۵۹ بهشهادت رسید.
مجاهد شهید رشید رضائیان
مجاهد شهید موسی شرفی متولد گیلانغرب
شهادت: جبهه گیلان غرب در ۲۸ آذر ۱۳۵۹ در اثر انفجار خمپاره
مجاهد شهید قربان پوردرویش
متولد: مسجد سلیمان
قربان همراه با ۳ فرزندش در راه مجاهدین فعالیت میکرد.
او ۱۳ مهر ۵۹ در اثر اصابت ترکش راکت در مسجد سلیمان بهشهادت رسید.
مجاهد شهید مجید مقصودی
متولد ۱۳۳۰ در محله مولوی در تهران
از رزمندگان انقلاب ضدسلطنتی در تسخیر پادگانها بهویژه پادگان عشرت آباد
از مؤسسان شورای عالی اسکان گودنشینان در تهران
شهادت یک افسر هوادار در جبهههای جنگ
نشریه مجاهد شماره ۱۰۸-پنجشنبه ۱۶ بهمن ۵۹
مجید درسا ل۱۳۳۰ در محلهٔ مولوی به دنیا آمد وی تحصیلات خود را در دانشکده اقتصاد قزوین در سال ۱۳۵۴ به پایان رساند او هیچگاه مسئولیت خود را در راه آزادی تودههای محروم و از زیربار ستم و استثمار فراموش نکرد.
در دوران انقلاب همراه با دیگر دوستانش در تظاهرات ضد رژیم شرکت جسته و در راه آگاهی و بسیح مردم فعالانه کوشش میکرد در قیام بهمنماه در تسخیر پادگانها بهویژه پادگان عشرت آباد فعالانه شرکت داشت مجید به تودههای مردم زحمتکش و تحت ستم عشق میورزید و در همین رابطه بود که به اتفاق چند تن از دوستان خود شورای عالی اسکان گود نشینان را تأسیس نمودند.
کار این شورا رسیدگی به مشکل گودنشینان و انتقال آنها به اماکن بهتری بود وی در این شورا با تمام وجود کار میکرد... .
مجید در یکی از نامههای خود از جبهه جنگ نوشته است:
راستی با آقا سید محمود صحبت اینجا بود گفت که چقدر احتمال شهید شدن داری؟ گفتم تقریباً زیاد
گفت پس یک وصیت نامه بنویس که اگر مردی جزو شهدای سازمان اسمت را بنویسند و حزبیها تو را ننویسند جزو خودشان
راستی مثل اینکه بازار شهید دزدی خیلی رواج پیدا کرده، خلاصه به ایشان بگوئید که ما ارادتمان به سازمان مجاهدین برهمگان ثابت است مخصوصاً برخطهٔ گودهای جنوب شهر
خلاصه اگر مردیم نکند گیر حزب بیفتیم و از مردهٔ ما استفاده کنند از زندهٔ ما که خیری به آنها نرسید...
قربان شما –مجید مقصودی ۱۶/۱۰/۵۹
مجاهد شهید عوض آگاه
شهادت در جاده ماهشهر-آبادان در ۴ دیماه ۱۳۵۹ در اثر اصابت گلوله
مجاهد شهید کریم عباباف
متولد دزفول
مجاهد شهید موسی حاجی مانده
وی در اثر انفجار گلوله توپ در دزفول بهشهادت رسیدند.
در این انفجار یک برادر هوادار به نام حبیب حاجی مانده در اثر ترکش خمپاره مجروح شد.
مجاهد شهید محسن باب الحوائجی
متولد ۱۳۲۸ در همدان
شهادت در ۹ مهر ۵۹ درشملچه
مجاهد شهید محمد شاه نجفی
شهادت در اواخر خرداد ۱۳۵۹ در جبهه کرخه در اثر اصابت خمپاره
مجاهد شهید ولی اله مهابادی
شهادت در ۲۰ دیماه ۱۳۵۹ در اثر ترکش خمپاره در جبهه غرب
مجاهد شهید محمد قنواتی
متولد آبادان
محمد در فروش و توزیع نشریات و کتابهای مجاهدین در آبادان فعالیت میکرد
شهادت در ۱۳ مهر ۱۳۵۹ در اثر اصابت ترکش راکت در آبادان
مجاهد شهید نادیا جم
این خواهر شهید آموزگار دبستان بود و با شروع جنگ در پشت جبهه به فعالیت پرداخت.
شهادت در ۵ مهر ۱۳۵۹ در اثر ترکش خمپاره در آبادان
مجاهد شهید رضا اینچهبران
متولد رضوانشهر
مجاهد شهید محمدرضا جعفری
متولد آستانه اشرفیه
شهادت در جبهه کنجان چم
مجاهد شهید علی هوشنگی
درجه دار انقلابی ارتش
مجاهد شهید علی هوشنگی متولد ۱۳۴۰ در محلهٔ کارخانهٔ قند آبکوه در مشهد
علی در جریان انقلاب ضدسلطنتی مأمور به خدمت در شیراز بود و فرمانده لشکر شاهنشاهی به آنها دستور شلیک به جانب مردم داد.
علی و یارانش سرپیچی کردند و به همین خاطر دستگیر و محاکمه شدند و قرار بر این بود که آنها را اعدام کنند. اما او و دوستانش شب قبل از اعدام از پادگان شیراز گریختند و به صفوف مردم شیراز پیوستند.
در همین دوران او با مجاهدین آشنا شد و به بخش نظامی سازمان پیوست. توزیع نشریه مجاهد در یکانهای ارتش یکی از کارهای او بود. در جریان نخستین انتخابات ریاستجمهوری در پاییز ۵۸ در فعالیت برای کاندیداتوری برادر مجاهد مسعود رجوی سر از پا نمیشناخت و میگفت: ”من هم میخواهم مثل سرگرد محبی زندگی کنم و درستکاری و عدالت را مثل او در زندگیام پیاده کنم“ .
در آغاز جنگ با عراق او در تیپ زرهی هفتتپه مشغول خدمت بود. در روز شهادت فرماندهی یک تانک را به عهده داشت. در اثر نرسیدن مهمات، او و افراد تانک مجبور شدند از تانک خارج شوند و فقط با تفنگهای خود شلیک میکردند. در همین اثنا علی، مورد اصابت گلوله آر.پی.جی ۷ قرار گرفت و بهشهادت رسید.
مجاهد شهید محمود اصغری زنجانی
سرباز فداکار انقلابی
مجاهد شهید محمود اصغری زنجانی متولد ۱۳۳۹ در تهران
شهادت در جبهه جنوب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۹
از رزمندگان انقلاب ضدسلطنتی
پس از آغاز جنگ ایران و عراق به پادگان عشرت آباد مراجعه کرد و بهعنوان یک سرباز ساده به جبهه رفت. وقتی مادرش از او پرسید چرا کارت سوابق خود را نشان ندادی، گفت اگر سوابقم را میگفتم، آنها مرا جهت سرکوب و کشتن برادران کرد به کردستانمیفرستادند
مادرش پس از شهادت او گفت: من بهخاطر انحصارطلبیهای مرتجعین عکس محمود و جریان شهادت وی را به روزنامهها ندادم فقط میخواهم شهادت فرزندم را در روزنامه مجاهد بنویسند. چون محمود بهخاطر آرمانهای مجاهدین شهید شد
مجاهد شهید حسن اسودی شریفی
مجاهد شهید حسن اسودی شریفی متولد رودسر
شهادت در کرخه در ۲۹ اسفند ۱۳۵۹
حسن دفترچه یادداشتی از خاطراتش در جبهه از خود به یادگار گذاشته و در نوشتههای خود از مبارزه و انقلاب و پیروزی خلقها سخن رانده است بهطوری که در یکی از یادداشت هایش آمده است:
بزرگترین مزیت در زندگی این است که بشر همیشه در فکر چارهجویی برای آسایش و رفاه خلق توأم با مبارزه باشد... پس مبارزه کنیم تا خلقهای تحت ستم را از قید بندگی و بردگیها رها کنیم.
مجاهد شهید حسین طباطبایی
سرباز وظیفه
مجاهد شهید حسین طباطبایی
شهادت در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ در جنوب در خوزستان در اثر ترکش بمب
مجاهد شهید دکتر احمدرضا خانلو
اعزام اجباری به جبهه جنگ و قتل توسط پاسداران
مجاهد شهید دکتر احمد رضا خانلو ۴۰ ساله متخصص رادیولوژی در بیمارستان ۵۰۱ ارتش بهخاطر هواداری از مجاهدین اجباراً به جبهه جنگ فرستاده شده و در آنجا بهدست پاسداران خمینی بهشهادت رسید. او در زمان شاه کمکهای زیادی به زندانیان سیاسی نموده و برای ارتباط آنها با خارج از زندان، نامههای آنان را از بیمارستان بهطور مخفی به بیرون میفرستاد به همین دلیل در زمان شاه چندین بار مورد بازجویی قرار گرفت و دستگیر شد. دکتر خانلو پس از سقوط شاه هم تمام نیروی خود را در خدمت امداد پزشکی مجاهدین و کمک به بیماران گذاشت.
مجاهد شهید حمید رشیدی
حمله و شلیک از پشت توسط پاسداران
مجاهد شهید حمید رشیدی
شهادت در سال ۵۹
زمان انقلاب پیوسته فعالیت میکرد و او را هوادار مجاهدین میشناختند. در دفاع از مجاهدین و توزیع نشریات سازمان حتی در جبهه بسیار فعال بود.
شهادت او در جبهه جنگ با حمله و شلیک از پشت توسط پاسداران صورت گرفت.
۳۰خرداد با مجاهدان اشرف
مسعود رجوی ـ ۱۵ تیر ۸۹
اشرف نخستین-۱۵ تیر ۱۳۸۹
قبل از ۳۰خرداد، ۳۰خرداد سال ۶۰ ما در مجموع ۸۹ شهید داشتیم که خمینی کشت یا اعدام کرد یا… در جبهههای جنگ با عراق یا زیر بمباران بهشهادت رسیدند یا وقتی نیروهای عراقی توی خاک ما بودند مجاهدین میجنگیدند در صفوف مستقل خودشون، از جلو عراقیها و از پشت عوامل خمینی بودند که به ما شلیک میکردند. آبان ۵۹ وقتی خمینی میخواد برابر ریگان عقب بنشیند و برای اینکه زهر چشمی بگیرد از مجاهدین که البته کور خوانده بود به دادستان ارتجاع در آبادان گفت که حکمی صادر کرد که مجاهدین باید ضمن ۲۴ ساعت جبهههای جنگ رو و شهرهای جنوبی را خالی کنند (نامفهوم) که در سلسله آموزشها یادآوری کردم قبل از خشک شدن مرکب این حکم تعقیب و دستگیری و شکنجه و پیگیرد مجاهدین شروع شد و بعدش هم دیدیم که در دور اول احکام ۲۸۶سال زندان برای مجاهدینی که جبهه دستگیر شده بودند به دفاع مشروع از خاک وطن خودشون مشغول بودند صادر شد و تازه این چیزها همه قبل از ۳۰ خرداد بود. ۳۰ خرداد که دیگه واضح است چه کرد راه پرخون و دراز و طولانی طی کردیم ایستادگی و مقاومت در هر حال فخر و شرف مجاهدین بود که چقدر در این سالها بهاصطلاح برجسته و بهقول خودش چهها و چهها و کذا و کذا علم کرد.
راستی که هر چه خمینی و بقایای اون گفتند اما جز بر شرف و افتخار مجاهدین نیفزود. منافق، التقاطی، تروریست، سکتاریست، فاسد، بعد معلوم نشد که در این ۷ سال که دولت سابق عراق هم نیست چه کسی جز خلق، مجاهدین را تأمین کرد؟ این دیگر بینهای است که هیچ چشمی نیست که اون را نبیند و انکار و حاشا بکنه.
خوشا مجاهدین و خلق قهرمان که در این ۷سال با ایستادگی و مقاومت خودشون تمام یاوهگوییها تمام دروغپردازیها، تمام ادعاها، تمامی برچسبها را خنثی کردند و به رژیم برگرداندند. یک جا خواندم که مجاهدین چند صد تا از زنان را عقیم کردند. یعنی هیچ لجنپراکنی نیست که رژیم تا بهحال نکرده باشد. از روز اول از روزی که خمینی دفاتر و ستاد ما را در قم بهش حمله کرد تا همین امروز که در برابر اشرف فریاد میزدند. خمینی خمینی. آری آری خمینی. بنگرید دنیای آلوده جنسیت آخوندی و نرینه وحشی را که چیزی کم نمیگذارد. بیخود که نمیگویند حکومت اراذل و اوباش... . ولی البته از حق نگذریم. ما از بنیاد این رژیم را عقیم و بیآینده و ابتر کردیم.
منتظر بقیهاش هم باش
هر چه تو میگویی بیشتر بگو بیا و بیا و بیشتر بگو.
برای ما مهم این است که رژیم ولایت فقیه با به تاراج دادن داراییها و منابع و اموال ملت ایران، امکانات ۱۲ کشور را هم در ۷ سال اخیر علیه مجاهدین بکار گرفت. بعد بمباران قرارگاههای مجاهدین بعد خلعسلاح با انواع و اقسام محدودیت ها...
رژیم هر چه میخواهد بگوید امکانات ۱۲کشور را هم بکار گرفت که اینهم در تاریخ ایران بیسابقه است اما نتوانست که این مقاومت و این مجاهدین و این اشرف را درهم بشکند