728 x 90

اختلافات سیاسی در ایران,

شکاف و اعتراض در حوزه قم

-

حوزه علمیه قم
حوزه علمیه قم
یکی از بحرانهایی که ولی‌فقیه طلسم‌شکسته با آن مواجه است بحران عدم مقبولیت در حوزه‌ها ی علمیه و برافراشته شدن پرچمهای مخالفت با ولایت درهم شکسته او درحوزه‌ها است.
بحران شقه و شکاف درحوزه‌ها و دوری جستن باندهای آخوندی از خامنه‌ای در حالی است که ولی‌فقیه ارتجاع همه اهرمهای قدرت و اعمال نفوذ در نهادها و ارگانهای رژیم، چه نهادهای رسمی حکومتی و دولتی و چه نهادهای غیررسمی نظیر حوزه‌های علمیه آخوندی را در دست دارد. اما در عین‌حال عاجز است که مخالفت با ولایتش را در میان باندهای آخوندی، بالاخص در حوزه قم مهار کند.
مخالفت با خامنه‌ای در این پایگاههای سنتی آخوندی، فروریختن بیش از پیش هیمنه ولی‌فقیه ارتجاع را در میان باندهای متخاصم آخوندی نمایش می‌دهد.
مهره های ولی‌فقیه از جمله با اسم رمزهایی هم‌چون ”تحجر در حوزه‌ها“، ”جدایی روحانیت از اسلام“، ”جدایی دین از سیاست“، ”تضعیف انقلاب“، ”شک در انقلاب اسلامی“ و... از تزلزل موقعیت ولی‌فقیه در این پهنه یاد می‌کنند.
اشاره‌یی به چند نقل‌قول از آخوندهای وابسته به خامنه‌ای این مسأله را روشن می‌کند:
آخوند علم‌الهدی از اعضای خبرگان، در اسفند92 در همایشی به نام «تحجر و اسلام آمریکایی» که در روزنامه حکومتی رسالت منعکس شد، به انزوای ولی‌فقیه ارتجاع در حوزه‌ها اعتراف کرد و گفت: «ما باید تمام توجهمان به درون روحانیت باشد که جریانهای انحرافی به درون حوزه راه نیابد… در حوزه‌های علمیه بعضاً تحجر دیده می‌شود و برخی روحانیان متحجرانه به قضیه نگاه می‌کنند، این تفکر چه در روحانیت و چه در جریانهای مذهبی و چه توسط جریاناتی که به‌وسیله دشمن شکل گرفته یک مسأله کلی است که باید برای جلوگیری و درک آن اقدامات لازم را انجام داد». (روزنامه رسالت 3اسفند92)
یک سال بعد، یعنی در 4اسفند گذشته، نماینده خامنه‌ای در مشهد روشن کرد که منظورش از نسبت دادن تحجر به حوزه‌ها، اشاره به خطری است که ولایت خامنه‌ای را تهدید می‌کند. وی گفت: ”خطر تحجر حوزه‌های علمیه کشور را تهدید می کند... امروز امامت و ولایت در دنیا مطرح است و روحانیان نمی‌توانند این دکترین را با جریان سقیفه بنی ساعده یا گفتمان سیاسی 1400سال قبل به دنیا تشریح کنند لذا باید با ابزار امروزی این دکترین را در جامعه تبیین نمود. امروز باید امامت و ولایت را به‌عنوان یک دکترین سیاسی در برابر مدرنیته‌ای که لیبرال دموکراسی آن شکست خورده است، به‌عنوان جریان تداوم بخش وحی با منطق امروز و با استنباط از آیات قرآنی و اصول کلی سیاست مستند به دین، به دنیای امروز نشان داد“. (خبرگزاری ایرنا4اسفند)
آخوند علم‌الهدی در ادامه این سخنرانی خواستار بیرون راندن طلبه‌هایی می‌شود که به گفته او «به انقلاب اسلامی شک دارند» :”امروز در حاشیه همین تحجر در حوزه‌های علمیه با جریانی مواجه هستیم که در مقابل هجمه به اسلام ساکت هستند. مسلمانی که در حوزه درس خوانده است اگر انقلاب اسلامی را بر حق می‌داند باید از آن دفاع کند و اگر شک دارد باید از حوزه بیرون آید و به هیچ‌وجه در پوشش یک روحانی در جامعه ظاهر نشود. داشتن پوشش روحانیت و درس خواندن در حوزه اگر به قیمت تضعیف کردن انقلاب باشد به هیچ‌وجه صحیح نیست“.

آخوند عباس کعبی عضو جامعه روحانیت قم باند وابسته به خامنه‌ای، ضمن اعتراف به این‌که حتی جریان اصول‌گرای رژیم (دسته جات وابسته به خامنه‌ای) نیز در حال عبور از روحانیت و به‌دنبال ”اسلام“ منهای روحانیت است، گفته است که جدایی از روحانیت و دور شدن از خط خمینی و خامنه‌ای سر از ”انحراف درمی‌آید“. این آخوند وابسته به خامنه‌ای در ”جامعه مدرسین حوزه علمیه قم“ افزوده است برخی با برجسته کردن چند نقطه ضعف به‌دنبال القای این مسأله هستند که از حوزه‌ها کاری برنمی‌آید و باید دنبال الگوهایی دیگر بود.
آخوند محمد یزدی از سران مدرسین حوزه علمیه قم وابسته به خامنه‌ای نیز در 18شهریور93 از وضعیت حوزه‌ها ابراز نگرانی کرد و گفت: «‌نگرانی اول من این است که در حوزه متأسفانه درس و بحثها به سمت جدایی دین از سیاست حرکت می‌کند لذا نمایندگان طلاب باید آنان را تحت نظر و کنترل داشته باشند».
طبعا طلسم‌شکستگی خامنه‌ای در حوزه‌های علمیه بازتاب طلسم‌شکستگی او در جامعه است که نهایتاً آثار آن درحوزه‌های آخوندی به‌صورت بروز شقه وشکاف در آنها بارز می شود.
آخوند زائری یکی از آخوندهای باند خامنه‌ای که عنوان استاد حوزه و دانشگاه را با خود یدک می‌کشد ضمن اذعان به شکست سیاستهای رژیم در عرصه حوزه و دانشگاه به انزوای اجتماعی رژیم و نفرت مردم از این سیاست‌ها اشاره کرد و گفت: «واقعیتش این است که حوزه فرهنگ اصلاً حوزه و ساحت حاکمیتی و دولتی و در واقع به‌این معنا اداری و تشریفاتی و تشکیلاتی نیست، ببینید ما فرض کنیم که برای مسجد همه کار کردیم اگر نماز خوان نداشتیم می‌خواهیم چه کار کنیم؟» وی به نفرت مردم از ولی‌فقیه ارتجاع نیز با بیان آخوندی این‌طور اعتراف کرد: «آن خانمی که دارد تو خیابون تاکسی سوار می‌شود، آن جوانی که دارد سایت فـلان می‌بیند و شبکه ماهواره‌یی می‌بیند چه نسبتی دارند؟ آیا او خودش را متعلق به ولی‌فقیه می‌داند؟ آیا او تو خیابان با هر وصفی که ما برایش می‌گوییم خانم فلان، آیا او برای خودش ولی‌فقیه می‌بیند تو این جامعه؟ واقعیت این است که فاصله این قدر زیاد و این شکاف زیاد است و روز به روز هم دارد زیادتر می‌شود». (تلویزیون رژیم26بهمن 93)
به‌دلیل همین طلسم‌شکستگی ولی‌فقیه ارتجاع است که به قول آخوند صدیقی اوامرش مورد توجه قرار نمی‌گیرد و نظام به بسیاری از ”بلاها و نکبتها و ظلمتها“ گرفتار شده است که البته باید گفت این از نتایج سحر است باش تا صبح دولتش بدمد و مردم ایران و مقاومت آنان ریش و ریشه ولی‌فقیه ارتجاع و تمامی دسته‌بندیهای درونی نظام آخوندی را برکنند و سپیده دمان آزادی را بدون حکومت جهل و جنایت آخوندی در ایران جشن بگیرند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/fa835f4b-85ef-46d0-8e0d-44a902ea1df4"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات