شکاف و فاصله طبقاتی در ایران تحت حاکمیت آخوندها، بیداد میکند، تاجایی که بسیاری از طبقه متوسط نیز به خیل خانه خرابها و فقیران پیوستهاند، حاشیه نشینی در شهرها وکپرنشینی در روستاها رو به گسترش است و دهقانان خانه خراب به حاشیه نشینی در کنار شهرها روی میآورند.
مردم فقیر دلواپس و نگران اجاره خانه کپری یا آلونکیشان هستند و برای گذران معیشت زندگی به شندر غاز یارانه 45000 تومانی محتاجند
در کنار فقر اکثریت مردم و در حالی که هر روز به توده ارتش گرسنگان و فقیران افزوده میشود و فقر رو به گسترش است، در نظام آخوندی اشرافیتی وابسته به نوک هرم حاکمیت بهوجود آمده که در شمال تهران در آسمان خراشها و برجهایی زندگی میکنند که غرق شکوه و عظمت هستند.
صاحبان غارتگر این آسمانخراشها میلیاردرهای غارتگری هستند که از قبل حاکمیت رژیم آخوندی و چپاول اموال ملت به این ثروت و مکنت رسیدهاند.
سر برآوردن این اشرافیت جدید درنظام آخوندی و شکوه وعظمت آسمانخراشها و برجهای آنها، آنچنان چشمگیر است که حتی روزنامههای رژیم هم نتوانستهاند از کنار آن بهسادگی بگذرند، و همین روزنامهها این پدیده را آن روی سکه فقر و بیخانمی اکثریت توده مردم میدانند و اعتراف میکنند که این امر حاصل شکاف عمیق و فاصله طبقاتی در نظام آخوندی است.
در این راستا است که روزنامه ابتکار وابسته به باند رفسنجانی، به ناگزیر به بخشی از این واقعیت تلخ اعتراف میکند و مینویسد: ”اشرافیت در خانههای شمال تهران به قدری است که حتی اگر از دور هم به آنها نگاه کنی باز هم برق میلیاردها دلار ثروتی که به پای این ساختمانها ریخته شده چشمها را میزند. سرمایه در گردش صاحبان این خانهها به قدری است که اگر قرار باشد خانهای ویلایی یا آپارتمانی فوق لوکس با قیمتهای چند صد میلیارد تومانی بخرند نه تنها خدشهای به سرمایهشان وارد نمیشود بلکه این املاک برایشان حکم سرمایهیی جدید را پیدا میکند که پس از مدتی با چند برابر قیمت اولیه معامله خواهد شد“.
طبیعی است که در مقابل آن آسمانخراشها و برجهای مجلل، فقر اکثریت توده مردم است که به اعتراف روزنامه ابتکار: ”در گوشه دیگری از این شهر ساختمانهایی با نمای آجری، و در برخی موارد ساختمانهایی ساخته شده از جنس حلب که دغدغه هر لحظه ساکنان آنها فرو ریختن سقف خانههایشان است، وجود دارد“.
امر عجیب و غربیی نیست که در سایه نظام چپاولگر آخوندی: ”در شهری که برخی دغدغهشان قطع یارانه 45هزار تومانی است عدهیی دیگر بهدنبال خرید ملک در برجهای آسمانخراش با امکاناتی همچون دیوار طلا کوب، شیرآلات طلا، تراسهایی با وسعت بیش از 200 متر، دید پانورامای 360 درجه (دید سراسرنما و چهارطرفه)، سالنهای مطالعه، مبلمانهای ساخت معروفترین برندهای دنیا، قفل و کلیدهای هوشمند و انگشتی، سونا و جکوزی اختصاصی، سالن بیلیارد، آشپزخانه با مبلمانهای مارکدار و سینمای خانوادگی هستند“.
این چنین است که درنظام آخوندی در حالی که گرانی و تورم اکثر مردم را کمرشکن کرده است و بر قشر متوسط و ضعیف اثر گذاشته است باز هم به اعتراف همین روزنامه: ”بالانشینها هیچ فشاری از این اوضاع نابسامان اقتصادی حس نمیکنند و همچنان بهدنبال زندگی لوکستر هستند، اما دهکهای پایین جامعه هر روز کمر خود را زیر بار فشارها خم میکنند و از ترس و دلهره گرانی نجومی نان و برنج و قطع ناگهانی یارانهها شب را به صبح میرسانند“.
اگر چه روزنامه حکومتی ابتکار به ظهور اشرافیت نوکیسه و صاحبان سرمایههای در گردش این خانههای ویلایی و آپارتمانهای لوکس اشاره میکند، اما به هویت این اشرافیت و صاحبان این خانهها و آپارتمانها هیچ اشارهیی نمیکند.
اشرافیان نظام ولایت چه کسانی هستند؟ طیفی از اقسام باندهای غارتگری که هر کدام با داشتن سهمی از قدرت، یا ارتباطی با مراکز قدرت، در تمام طول حاکمیت رژیم منفور آخوندی دست به چپاول ثروت ایران زدهاند. در رأس این هرم اشرافیت، سران رژیم و سرکردگان سپاه ضدخلقی قرار دارند. باندهای مافیایی دیگر پشت سر آنها قرار میگیرند. هر کسی سهمش از قدرت بیشتر، خوان یغمایش از ثروت ایران گستردهتر. از آنهایی که از برکت جنگ ضدمیهنی خمینی با تجارتهای غیرقانونی، فرار از مالیات گمرکی، واسطهگری و... به ثروتهای نجومی و باد آورده دست یافتهاند تا کسانی که از صدقه سر برنامه ضدمردمی اتمی رژیم و تحریمهایی که تسمه از گرده مردم کشیده است، از طریق تجارت، معاملات غیرقانونی، واسطهگری و... به این مقام ”عظما“ در نظام ”ولایت“ رسیدهاند و این روزها در جنگ و جدال باندی همین روزنامههای رژیم با عنوان ”کاسبان تحریم“ از آنها یاد میکنند.
چتر فراگیری که تمام این باندهای غارتگر زیرپوشش حمایتی آن امکان مکیدن خون مردم ایران را پیدا کردهاند، چیزی نیست جز حاکمیت ننگین آخوندی.
مردم فقیر دلواپس و نگران اجاره خانه کپری یا آلونکیشان هستند و برای گذران معیشت زندگی به شندر غاز یارانه 45000 تومانی محتاجند
در کنار فقر اکثریت مردم و در حالی که هر روز به توده ارتش گرسنگان و فقیران افزوده میشود و فقر رو به گسترش است، در نظام آخوندی اشرافیتی وابسته به نوک هرم حاکمیت بهوجود آمده که در شمال تهران در آسمان خراشها و برجهایی زندگی میکنند که غرق شکوه و عظمت هستند.
صاحبان غارتگر این آسمانخراشها میلیاردرهای غارتگری هستند که از قبل حاکمیت رژیم آخوندی و چپاول اموال ملت به این ثروت و مکنت رسیدهاند.
سر برآوردن این اشرافیت جدید درنظام آخوندی و شکوه وعظمت آسمانخراشها و برجهای آنها، آنچنان چشمگیر است که حتی روزنامههای رژیم هم نتوانستهاند از کنار آن بهسادگی بگذرند، و همین روزنامهها این پدیده را آن روی سکه فقر و بیخانمی اکثریت توده مردم میدانند و اعتراف میکنند که این امر حاصل شکاف عمیق و فاصله طبقاتی در نظام آخوندی است.
در این راستا است که روزنامه ابتکار وابسته به باند رفسنجانی، به ناگزیر به بخشی از این واقعیت تلخ اعتراف میکند و مینویسد: ”اشرافیت در خانههای شمال تهران به قدری است که حتی اگر از دور هم به آنها نگاه کنی باز هم برق میلیاردها دلار ثروتی که به پای این ساختمانها ریخته شده چشمها را میزند. سرمایه در گردش صاحبان این خانهها به قدری است که اگر قرار باشد خانهای ویلایی یا آپارتمانی فوق لوکس با قیمتهای چند صد میلیارد تومانی بخرند نه تنها خدشهای به سرمایهشان وارد نمیشود بلکه این املاک برایشان حکم سرمایهیی جدید را پیدا میکند که پس از مدتی با چند برابر قیمت اولیه معامله خواهد شد“.
طبیعی است که در مقابل آن آسمانخراشها و برجهای مجلل، فقر اکثریت توده مردم است که به اعتراف روزنامه ابتکار: ”در گوشه دیگری از این شهر ساختمانهایی با نمای آجری، و در برخی موارد ساختمانهایی ساخته شده از جنس حلب که دغدغه هر لحظه ساکنان آنها فرو ریختن سقف خانههایشان است، وجود دارد“.
امر عجیب و غربیی نیست که در سایه نظام چپاولگر آخوندی: ”در شهری که برخی دغدغهشان قطع یارانه 45هزار تومانی است عدهیی دیگر بهدنبال خرید ملک در برجهای آسمانخراش با امکاناتی همچون دیوار طلا کوب، شیرآلات طلا، تراسهایی با وسعت بیش از 200 متر، دید پانورامای 360 درجه (دید سراسرنما و چهارطرفه)، سالنهای مطالعه، مبلمانهای ساخت معروفترین برندهای دنیا، قفل و کلیدهای هوشمند و انگشتی، سونا و جکوزی اختصاصی، سالن بیلیارد، آشپزخانه با مبلمانهای مارکدار و سینمای خانوادگی هستند“.
این چنین است که درنظام آخوندی در حالی که گرانی و تورم اکثر مردم را کمرشکن کرده است و بر قشر متوسط و ضعیف اثر گذاشته است باز هم به اعتراف همین روزنامه: ”بالانشینها هیچ فشاری از این اوضاع نابسامان اقتصادی حس نمیکنند و همچنان بهدنبال زندگی لوکستر هستند، اما دهکهای پایین جامعه هر روز کمر خود را زیر بار فشارها خم میکنند و از ترس و دلهره گرانی نجومی نان و برنج و قطع ناگهانی یارانهها شب را به صبح میرسانند“.
اگر چه روزنامه حکومتی ابتکار به ظهور اشرافیت نوکیسه و صاحبان سرمایههای در گردش این خانههای ویلایی و آپارتمانهای لوکس اشاره میکند، اما به هویت این اشرافیت و صاحبان این خانهها و آپارتمانها هیچ اشارهیی نمیکند.
اشرافیان نظام ولایت چه کسانی هستند؟ طیفی از اقسام باندهای غارتگری که هر کدام با داشتن سهمی از قدرت، یا ارتباطی با مراکز قدرت، در تمام طول حاکمیت رژیم منفور آخوندی دست به چپاول ثروت ایران زدهاند. در رأس این هرم اشرافیت، سران رژیم و سرکردگان سپاه ضدخلقی قرار دارند. باندهای مافیایی دیگر پشت سر آنها قرار میگیرند. هر کسی سهمش از قدرت بیشتر، خوان یغمایش از ثروت ایران گستردهتر. از آنهایی که از برکت جنگ ضدمیهنی خمینی با تجارتهای غیرقانونی، فرار از مالیات گمرکی، واسطهگری و... به ثروتهای نجومی و باد آورده دست یافتهاند تا کسانی که از صدقه سر برنامه ضدمردمی اتمی رژیم و تحریمهایی که تسمه از گرده مردم کشیده است، از طریق تجارت، معاملات غیرقانونی، واسطهگری و... به این مقام ”عظما“ در نظام ”ولایت“ رسیدهاند و این روزها در جنگ و جدال باندی همین روزنامههای رژیم با عنوان ”کاسبان تحریم“ از آنها یاد میکنند.
چتر فراگیری که تمام این باندهای غارتگر زیرپوشش حمایتی آن امکان مکیدن خون مردم ایران را پیدا کردهاند، چیزی نیست جز حاکمیت ننگین آخوندی.