هر روز کودکان دیگری یتیم میشوند، این دستاورد دیکتاتور لیبی قذافی است. این بار قربانی با موشکهای پر از ساچمه کشته شده است. اگرچه هر روز شمار دیگری از انسانهای بیگناه از بین میروند اما آنچه از بین نمیرود امید مردم لیبی به آزادی است
«گوفران» دختر بچه ۹ساله اهل مصراته، درحال جمعآوری ساچمههایی از یک موشک است که شب قبل به خانه آنها اصابت کرده و پدرش را کشته است. او میگوید: دیروز یک موشک به پدر من اصابت کرد و او را کشت.
موشک از جبهه شرقی به این منطقه مسکونی شلیک شد. این موشک نوع جدیدی بود که مردم تاکنون آن را ندیده بودند و با ساچمه پرشده بود تا مردم را بکشد و نه برای انهدام ساختمان ها. اکنون یک کودک دیگر باید بدون پدر در این شهر ویران شده بزرگ شود. دشمن از این شهر بیرون رانده شده است ولی بقایای یک ویرانی بزرگ را باقی گذاشته است. پژواک صدای انفجارها و شلیک گلولهها هنوز در خیابانهای متروکه این شهر شنیده میشوند. وضعیت این ساختمان که قبلاً یک سوپر مارکت در مرکز شهر بوده بیانگر شدت ویرانی است که تقریباً تمام جنبههای زندگی مردم را تحتتاثیر قرار داده است. با این وجود هنوز در اینجا امید هست. یک کودک ۲ماهه که اسمش محمد است. پدربزرگ او شبی را که او بدنیا آمد اینطور شرح میدهد ”. ما هیچ آب و برقی نداشتیم، جادهها خطرناکتر از آن بودند که بخواهیم به بیمارستان برویم. شرایط بسیار سخت و خطرناک بود. دخترم میخواست بچهاش را بدنیا بیاورد و من هیچهکاری نمیتوانستم برای او بکنم. هیچ دکتر یا پرستاری در دسترس نبود. و من نمیتوانستم او را جایی ببرم چون موشک به همه جا اصابت میکرد“. در نهایت او را به خانه یکی از اقوامشان که دکتر بود بردند و محمد بدنیا آمد. آنروز روزی بود که رزمندگان توانستند خیابان طرابلس را در مصراته بازپس بگیرند. او میگوید تولد محمد برای آنها خوش یمن بوده است.
«گوفران» دختر بچه ۹ساله اهل مصراته، درحال جمعآوری ساچمههایی از یک موشک است که شب قبل به خانه آنها اصابت کرده و پدرش را کشته است. او میگوید: دیروز یک موشک به پدر من اصابت کرد و او را کشت.
موشک از جبهه شرقی به این منطقه مسکونی شلیک شد. این موشک نوع جدیدی بود که مردم تاکنون آن را ندیده بودند و با ساچمه پرشده بود تا مردم را بکشد و نه برای انهدام ساختمان ها. اکنون یک کودک دیگر باید بدون پدر در این شهر ویران شده بزرگ شود. دشمن از این شهر بیرون رانده شده است ولی بقایای یک ویرانی بزرگ را باقی گذاشته است. پژواک صدای انفجارها و شلیک گلولهها هنوز در خیابانهای متروکه این شهر شنیده میشوند. وضعیت این ساختمان که قبلاً یک سوپر مارکت در مرکز شهر بوده بیانگر شدت ویرانی است که تقریباً تمام جنبههای زندگی مردم را تحتتاثیر قرار داده است. با این وجود هنوز در اینجا امید هست. یک کودک ۲ماهه که اسمش محمد است. پدربزرگ او شبی را که او بدنیا آمد اینطور شرح میدهد ”. ما هیچ آب و برقی نداشتیم، جادهها خطرناکتر از آن بودند که بخواهیم به بیمارستان برویم. شرایط بسیار سخت و خطرناک بود. دخترم میخواست بچهاش را بدنیا بیاورد و من هیچهکاری نمیتوانستم برای او بکنم. هیچ دکتر یا پرستاری در دسترس نبود. و من نمیتوانستم او را جایی ببرم چون موشک به همه جا اصابت میکرد“. در نهایت او را به خانه یکی از اقوامشان که دکتر بود بردند و محمد بدنیا آمد. آنروز روزی بود که رزمندگان توانستند خیابان طرابلس را در مصراته بازپس بگیرند. او میگوید تولد محمد برای آنها خوش یمن بوده است.